فقط فرج.فضائل
رفتن به کانال در Telegram
بسم رب المهدی پخش فضائل چهارده نور مقدس و اولاد و اصحاب گرامشان سلام الله علیهم اجمعین ارتباط با ادمین: @smz110110 سید عبدالمحسن ذبیحی: ۰۹۱۵۳۰۴۶۱۸۸
نمایش بیشتر2 650
مشترکین
+324 ساعت
+37 روز
+1630 روز
آرشیو پست ها
2 651
سپس دیدگانش را به سوی آسمان برد و عرض کرد: خدایا! تو مرا با محبوبترین فرد نزدت و عزیزترین شان نزدم مقرون گرداندی که بدهی و دیونم را می دهد و از همه به من نزدیک تر است و در دنیا و آخرت نزدم گرامی ترین است. سپس به علی علیه السلام فرمود: ای ابوالحسن نزدیکم بیا. مردم را همگون و قرین گرداندم و پروردگارم تو را محبوبم گرداند چون تو برگزیده برگزیدگانی. هر که خوشبخت و سعادتمند شود به برکت توست،اما هر که بدبخت گردد، به سبب مخالفت با توست ،تو میان خانواده ام جانشینم هستی و تو دربردارنده فضل من هستی و پس از من به تو اقتدا می شود ای برادرم،به من نزدیک شو. پس مرتضی به مصطفی نزدیک شد و بر رویش خم گردید و به سینه اش چسباند و بدو فرمود: ای ابوالحسن خدا تو را از انوارم آفرید،از این رو سر تو همخوان سر من است و ضمیرت همگام ضمیر من،روحم رو سوی روح تو دارد،خدا و رستگاران و صابران و همگی حاملان عرش بدان گواهی داده،از آن رو که از یک نور بوده ایم، به آمیختگی روحمان گواهی میدهند خدای بلند مرتبه فرمود: «اوست که از آب، انسانی را آفرید، سپس او را نسب و سبب قرار داد و نسل او را از این دو طریق گسترش داد و پروردگار تو همواره توانا بوده است. ای علی درباره خودت، علم خدا به تو کافی است و اطلاع من از تو بسنده است و هر کس با قرین و هم نشین سنجیده می شود،آنگاه پیامبر صلی الله علیه و آله ،علی علیه السلام را همراهش برد.
2 651
بی نیاز،پارسا،پاک،خشنود،بخشنده،سرپرست مؤمنان، وفادار، پاکیزه، والا و باگذشت است. وقتی قضاوت میکند در حکم بیش از همگان شبیه نوح است، و به هود در بردباری و به صالح در عزم و جزم، و به ابراهیم در دانش و به اسماعیل در شکیبایی و به اسحاق در بخشندگی ، و به يعقوب در امتحانات الهی و به یوسف در تکذیب و مورد حسادت قرار گرفتن. على موهبه الهی،سرسخت در دین خدا،در هدایت بیش از همه مانند موسی کلیم و به عیسی بن مریم در بالنگی و به من،در خلق و خُلق،آراسته از پیشامدهای ناگوار، پاکیزه ... دشمن منافق؛ موافق با هر خیر و جدا از هر شر. دارای قلب ملکوتی، عقل آسمانی،صحتی قدسی،دوستدار پروردگار، برآورنده خواسته ها و مبارزی که شکست نمیخورد و ناتوان نمیگردد،همو که در دامنم رشد کرده، از اخلاقم تغذیه نموده،با شمشیرم جنگیده،دشمنش دشمنم، و برگزیده اش برگزیده ام است، سراپرده امت، باب حکمت و میزان عصمت است. جز مؤمن پارسا دوستش ندارد و جز منافق بدبخت دشمنش نمی دارد.حبیب نجیب و آبرومند نزد خداست و در ملکوت خدا بزرگ شمرده شده، پیوسته در نظر خدا صادق بوده در راه حق گویا و نرمخویی دارد که تباهش نمی کند. با یاد و نامش مؤمنان مژده میدهند و منافقان از یادش ناخشنودند و عهد شکنان دشمن و فاسقان مخالفش و گمراهان در حقش ستمگرند،آغازش از من پایانش رو سوی من جایگاهش در فردوس، مقامش در اعلا علیین، در شیوه اش کریم و بزرگوار در عین ،مهربانی با هیبت؛ در خلقش شتابان جناب معصوم و پاکیزه لباس است. حرکاتش پاک برکاتش بسیار، حسناتش فراوان، و در روز قیامت درجاتش عالی است ،پاکیزه نجیب اجابت کننده، پاک و پاکیزه شده،ادب آموز،مؤدب،در دلیری همانند شیر،با تجربه، شیر بیشه، نیرومند، پیکارگر، چیره بخشنده و بسیار برجهنده بر دشمن است. پیش از همه در اسلام و ایمان پیشی گرفته،پیش از همه نورش آفریده شده، صاحب سر پوشیده و جهر معلوم و کار استوار و پابرجا،بسیار دست و دلباز، دارای بازوان ستبر،در روز برخورد (جنگ) نمایانگر،جنگ افراز،زیرک، عاقل ،حبیب،دارای اصل و نسب، در منزلت نزدیک به پروردگار،شیر ژیان،باشکوه ،شیفته مبارز و سرور جوانمرد بخشنده و شیر دلیر،خدا بدو در دلهای ستمگران ترس می افکند و به من وحی فرمود: برای علی رعب در دلش جا نکرده و با عقلش در نمی آمیزد،خدا او را از سرشتم آفریده، دختر و ناموسم را به همسریش در آورده،همراه سنتم را برپا داشته، حجتم را بدو آشکار گردانده،ملکم را بدو روشن کرده و برای امتم مایۀ امتحان است. شبی که بر بسترم خوابید،جانش را نثارم کرد،دخترم را آشکار سوار کرد و از مشرکان مکه نجات داد و اموالی را که دشمن به زور گرفته بود برگرداند.در خانه و آغوش و پناه مادرش فاطمه بنت اسد بزرگ شدم و علی در خانه و پناه و آغوشم بزرگ شد. تربیتش را من عهده دار شدم و خدیجه بی آنکه بدو شیر داده باشد، سرپرستش بود،حکمت الهی پیاپی شاملش بود.
من و او در عدم قرین هم بودیم دوستدارش خوشبخت ترین امت هاست. صاحب پرچم و بیرق من است. هرگز دیده نشد بر بتی سجده کند. هرجا ثابت قدم بودم،علی ثابت قدم و پابرجا بود بی آنکه به رسالتم دعوتش کنم ایمان آورد. روز دوشنبه ظهر مبعوث گشتم و علی همان روز نماز ظهر و عصر خواند. از نورم انوار و پرتوش کامل گشت،جایگاهش بالاترین جایگاههاست در صلب پدران پاک مونسم بود در رحمهای پاکیزه قرینم،اسمش و اسمم بر سراپرده غیب و در آسمانها نوشته شده از صلب عبد المطلب تا هنگام مرگ برادرم است و در جوار خدا در غرفه ها هم سخن من.
خدایا هر که را دوستش دارد دوست بدار و هر که را دشمنش دارد، دشمن باش خدا دانش و پارسایی را ویژه او گردانده، نزد زمینیان و آسمانیان محبوبش کرده تقوا و حیا در او قرار داده از ترس و بیم رهانده ولایتش را بر زمینیان و آسمانیان واجب نموده،هر که دوستش بدارد مرا دوست داشته؛ هر که دشمنش باشد با من دشمن است و هر که با من دشمن باشد خدا با او دشمنی می ورزد.
علی گنجینه دانشم؛ مخزن حکمتم؛ منتهای همتم،در طول حیاتم برطرف کننده غمم؛ پس از مرگم، غسل دهنده ام و در تمام اوقاف مونسم است ،وقتی قبض روح شدم، مرا غسل میدهد ،وقتی از چشمها پنهان شدم مرا در کفن می نهد. از آدمیان نخستین کسی است که بر من نماز میت میخواند وقتی آماده شدم، مرا در لحدم می گذارد. در سختیها برایم بسنده است ،رنج و سختی را از دوشم بر می دارد. با نثار جانش نیرنگها را از من دفع میکند ،در مورد على جز حسود مرا آزار نمی دهد و جز بدبخت منکر،فضلش را رد نمی کند.
2 651
رسول خدا صلی الله علیه وآله (وقتی به دستور خداوند حضرت علی علیه السلام را به برادری برگزید) فرمود: هر یک از شما با قرینش نزدیک گشته و با دوستش پیوند خورده، تا دانش خدا درباره شما محقق شده بخششهایش به شما برسد از تعیین جناب برادرانتان برای شما نیز از کارهای همسنگتان روی برنگردانده،خدا برای شما و ایشان برادر انتخاب کرده،خدا به من خوبی و لطف کرد که مرا آخر از همه قرار داد که مطلبی را به شما بگویم: بدانید فقط کسی لایق است علی علیه السلام را بشناسد که چنین توفیقی یافته، حَسَبش من؛ نسبش نسب من؛ و سنتش متعلق به شیوه و سنت من است. پس علی علیه السلام برادر و پسر عمویم است.
به من رسالت و حکمت و به علی دانش و فضیلت داده شد،به من دعوت و قرآن و به علی وصایت و برهان داده شد،به من شتران نر و ماده و به علی حوض کوثر و بیرق داده شد. به من نجات و شفاعت گسترده، و به علی تقسیم کردن بهشت و جهنم قرار داده شد،به من هیبت و وقار و به علی شرافت و افتخار داده شد. به من آسانگیری بر بندگان و ارزشمندی، و به علی کمال رسیدن و شایستگی داده شد. به من بشارت رسالت و کوثر، و به علی مژده شبر و شبیر (حسن و حسین) داده شد،به من مثانی (سوره حمد) و قرآن بزرگ و به على صراط مستقیم داده شد. خدیجه کبری علیها السلام متعلق به من گشت و فاطمه زهرا علیها السلام برترین بانوان به عنوان همسر مختص على سوار بر رفرف (قالی پرنده) در هوا جابه جا شده،کنار سدرة المنتهی سخن کسانی را که در آسمان بودند شنیدم. در مقام بلند و والا درباره علی از من پرسیده شد. برای بیم دادن و انذار کردن مبعوث و فرستاده شدم و به علی قدرت شگفت انگیز و شمشیر داده شد. به برترین بهشتها مژده ام دادند. درخواست کردم هر جا بوده و باشم، علی از من جدا نباشد.
به من وعده داده شده در روز مشهود قیامت،مقامی ستودنی داشته باشم و به على وعده داده شده در روز موعود قیامت،بیرق حمد داشته باشد. با آیات (نشانه ها) مبعوث شدم و علی یکی از معجزات است. با نصرت و پیروزی برتری داده شدم و علی با غلبه و چیرگی برتری داده شد. رضوان (بهشت) محبوب من گشت و غفران (بخشش) محبوب علی،تیزبینی به من بخشوده شد و به علی پیروزمندی و توانمندی.
من رسول سابق و على صالح مؤمنان است،در مشاهد (جنگهای رودررو) به من قدرت دادند و در کمینگاهها به علی،من خاتم پیامبرانم و علی خاتم اوصیاست.من پیامبر امتم و علی مبلغ دعوتم،برادرم موسی با عصا مبعوث شد که هر چه را جادوگران بر زمین انداختند عصا بلعید و من با شمشیر در کف با کفایت علی مبعوث شدم،حیله را که دشمنان در جنگ به کار می بستند، از بین می برد. من باب هدایت و علی باب پارسایی است جنگ و مخالفت خدا جنگ من و جنگ من جنگ علی است.
علی پس از من برگزیده نسل اسماعیل است.دعوت ابراهيم خليل بدو پیشی گرفته،از پرستش بتها و مجسمه ها دوری کرده بر عهدش با پروردگار جهانیان ثابت قدم مانده،بتهای مشرکان را شکسته بدین خاطر ستمگران را به زحمت انداخته،ابراهیم برگزیده خدا و رسولان است من و علی برگزیده ابراهیم و اسماعيليم،خدا ما را به برتری ویژه گردانده با پیراستگی از گناهان،خطاکاران ما را پاک گردانده،من و علی از یک خمیرمایه سرشته شده،من و علی در صلب پدران مومن بوده ایم.
من حجت خدا و علی حجت من است. از دلم سخن میگوید و از زبـانـم حــرف می زد. ظلمتی و نقطه کوری در ظلمات بر او مشتبه نمی شود. هیچ آفتی بدو در دینش نمیرسد،دانش حل مشکلات به من و علم حل معضلات به علی بخشوده شد. در آغوش پدر علی (ابو طالب) بزرگ شدم و علی در پناه و گهواره و آغوشم. بر سینه ام بالید،و همگی مردم به انجام دستورم شتافتند،به رضوان (بهشت) شادمان گشت و علاقه مند به غفران بخشش و پیش از اینکه انسانی ایمان بیاورد، به بهشت وعده اش دادند،با شمشیر میزند و به جدّم افتخار میکند و با نیکبختی ام قدرت می یابد.
برنده بی باک دانا ،چیره شکیبا و روزه دار است،دنیا او را از ذکر و یاد خدا باز نمی دارد هنگام سختیها از پا نمی نشیند همیشه در فکر،تیزبین، با دل و جرأت،بسیار بسیار آگاه،صبور، باوقار و بسیار به یاد خداست،وقتی قهرمانان افول میکنند،شجاع است. روز جنگ در میدان نبرد از جان گذشتگی می کند. هرگز دست از یاریم بر نداشته و کنارم ایستاده است.
2 651
( أولكم سبقا ، وأولكم خلقا ، صاحب سري المكتوم ، وجهري المعلوم ، وأمري المبروم ) .
( طويل الباع ، عبل الذراع ، كشاف القناع في يوم القراع ) .
( أريب ، لبيب ، حبيب ، نسيب ، من ربه في المنزلة قريب ) .
( غضنفر ضرغام ، ماجد هوام ، مبارز قمقام ، عذافر هشام ، ليث همهام ) .
( به أسكن الله الرعب في قلوب الظالمين ، فأوحى إلي ، أن الرعب لا يسكن لعلي قلبا ولا يمازج له لبا ) .
( خلقه الله من طينتي ، وزوجه بابنتي وحرمتي ، وأقام معي سنتي ، وأوضح به حجتي ، وأنار به ملكي ، وهو المحنة على أمتي ) .
( واساني بنفسه ليلة الرقد على فراشي ، وحمل ابنتي رئيا جهرا ، ورد ما أخذه مني عدوي قهرا ) .
( ربيت في بيت أمه فاطمة بنت أسد وحجرها وحضنها ، وربي علي في بيتي وحضني وحجري ، توليت تربيته وتولت خديجة كفالته من غير رضاع أرضعته ) .
( تتابعت منه الحكم ، وتقارنت أنا وهو في العدم .
محبه أسعد الأمم ، وهو صاحب لواي والعلم ، ما رؤي قط ساجدا لصنم ، ما ثبت لي مكان قدم إلا ولعلي يد وقدم ) .
( آمن من غير دعوة برسالتي ، بعثت يوم الاثنين ضحوة وصلى علي في يومه صلاة الزوال ، واستكمل من نوري ما كمل به الأنوار ، قدره أعظم الأقدار ) .
( آنسني في ظهور الآباء الزاكيات ، وقارنني في الأوعية الطاهرات ، وكتب اسمه واسمي على السرادقات وفي السماوات .
فعلي شقيقي من ظهر عبد المطلب إلى الممات ، ومحدثي في جوار الله والغرفات ) .
( اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه ) .
( خصه الله بالعلم والتقى ، وحببه إلى أهل الأرض والسما ، وجعل فيه الورع والحيا ، وجنبه الخوف والردى ، وفرض ولايته على أهل الأرضوالسماء .
فمن أحبه فقد أحبني ، ومن أبغضه فقد أبغضني ، ومن أبغضني فقد أبغضه الله ) .
( علي خزانة علمي ، ووعاء حكمي ، ومنتهى همي ، وكاشف غمي في حياتي ، ومغسلي بعد مماتي ، ومونسي في كل أوقاتي .
علي غاسلي إذا قبضت ، ومدرجي في أكفاني إذا تواريت .
علي أول من يصلي علي من البشر ، وممهدي في لحدي إذا حضر .
علي يكفيني في الشدائد ، ويحمل عني الأوائد ، ويدافع عني بروحه المكائد ، لا يؤذيني في علي إلا حاسد ، ولا يرد فضله إلا شقي جاحد ) .
ثم رفع طرفه إلى السماء وقال : ( اللهم إنك قرنتني بأحب الخلق إليك ، وأعزهم عندي ، وأوفاهم بذمتي ، وأقربهم قرابة إلي ، وأكرمهم في الدنيا والآخرة علي ) .
وقال لعلي عليه السلام : أدن مني يا أبا الحسن ، حبي الناس بالأشكال والقرناء وحباني ربي بك لأنك صفوة الأصفياء ، بك يسعد من سعد وبك يشقى من شقي ، أنت خليفتي في أهلي ، وأنت المشتمل بفضلي والمقتدى بعدي ، أدن مني يا أخي .
فدنا المرتضى من المصطفى ، فأكب عليه وضمه إلى صدره ، وقال له : يا أبا الحسن إن الله خلقك من أنواري ، لذلك وافق سرك أسراري وضميرك أضماري ، تطلع روحي لروحك ، شهد الله لذلك والفائزون والصابرون وحملة العرش أجمعون ، يشهدون بامتزاج أرواحنا إذا كنا من نور واحد ، قال الله تعالى ﴿ وهو الذي خلق من الماء بشرا فجعله نسبا وصهرا وكان ربك قديرا ﴾.
كفاك يا علي من نفسك علم الله فيك وكفاني علمي فيك وكل قرين ينصرف بقرينه ، وانصرف النبي بعلي عليهما السلام .
🍐نهج الايمان (علی بن یوسف ابن جبیر) قرن هفتم ص415 . إقرار الصحابة بفضل إمام الهدى والقرابة (محمد بن جعفر مشهدی معروف به ابن مشهدی) قرن ششم ص414
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5438
فمن روايات الفرقة المحقة ما رواه الشيخ الفقيه محمد بن جعفر المشهدي رحمه الله في كتابه الموسوم بكتاب ( ما اتفق فيه من الأخبار في فضل الأئمة الأطهار ) حديثا أسنده إلى عبد الله بن العباس وعبد الرحمن بن عوف الزهري ، قال : قالا : ... قال النبي صلى الله عليه وآله:وما فيكم أحد إلا وقد قرن بقرينة ووصل بحدينه ، لتحقيق علم الله تعالى فيكم ومواهبه لديكم ، لم يعدل بكم عن حد جناب إخوانكم وعن أعمال أشكالكم ، فقد خار الله لكم ولهم .
وقد أحسن الله ولطف بي إذ أخرني كي أذكركم شيئا ، ألا وإن عليا حقيق بمعرفته مخصوص به ، حسبه حسبي ، ونسبه نسبي ، وسنته متعلق بسنتي ، فعلي أخي وابن عمي ) .
( أوتيت الرسالة والحكمة وأوتي علي العلم والعصمة ، وأوتيت الدعوة والقرآن وأوتي علي الوصية والبرهان ، وأوتيت القضيب والناقة وأوتي علي الحوض واللواء ، وأوعدت بالنجدة والشفاعة العظمى وجعل علي قسيم الجنة واللظى ، وأعطيت الهيبة والوقار وأعطي علي الشرف والفخار ، ووهب لي السماحة والبهاء ووهب لعلي البراعة والحجى ، بشرت بالرسالة والكوثر وبشر علي بشبير وشبر ، وأوتيت المثانيوالقرآن العظيم وأوتي علي الصراط المستقيم ، خصصت بخديجة الكبرى وخص علي بزوجته فاطمة الزهراء خيرة النساء ، حملت على الرفرف في الهواء وسمعت كلام من في السماء لوصت عند سدرة المنتهى ، سئلت عن علي في الرفيع الأعلى ، أرسلت بالنذارة والخوف وأعطي علي الندارة والسيف ، بشرت بأعلى الجنان ، طلبت أن لا يفارقني علي حيث كنت وكان ) .
( وعدت بالمقام المحمود في اليوم المشهود ووعد علي بلواء الحمد في اليوم الموعود ، وبعثت بالآيات وعلي إحدى المعجزات ، وفضلت بالنصر وفضل علي بالقهر ، حبيب بالرضوان وحبي علي بالغفران ، وهب لي حدة النظر ووهب لعلي البأس والظفر ) .
( أنا سابق المرسلين علي صالح المؤمنين ، سطوت في المشاهدة سطى علي في المراصد ، أنا خاتم النبيين علي خاتم الوصيين ، أنا نبي أمتي علي مبلغ دعوتي ، بعث أخي موسى بالعصا يتلقف ما يأفكون وبعثت بالسيف وفي كف علي يقسم ما يمكرون ، أنا باب الهدى علي باب التقى ، حرب الله حربي وحربي حرب علي ) .
( علي صفوة اسماعيل بعدي ، سبقت له دعوة الخليل وجنب عبادة الأصنام والتماثيل ، ثبت على عهد رب العالمين وكسر أصنام المشركين وأحرج بذلك الظالمين ، ابراهيم صفوة الله والمرسلين ) .
( أنا وعلي صفوة ابراهيم واسماعيل ، خصنا الله بالتفضيل ، وطهرنا بالنتزيه عن فعل الخطائين .
عجنت أنا وعلي من طين ، وسكنت أنا وعلي في ظهور المؤمنين ) .
( أنا حجة الله علي حجتي ، ينطق على جناني ويخاطب على لساني ، لا تشتبه عليه ظلمة في الظلمات ولا يبلى في دينه بآفة من الآفات ، وهب لي علم المشكلات وهب لعلي علم المعضلات ، ربيت في حجر أبي علي وربي علي في حضني ومهدي وحجري ، ونشأ في صدري ، وسبق الناس كلهم إلى أمري ) .
( فرح بالرضوان ، وحبى بالغفران ، وأوعد بالجنان من قبل أن يؤمن إنسان .
يضرب بحدي ، ويفخر بجدي ، ويسطي بسعدي ) .
( صارم جرئ عالم حاكم صابر صائم ، لا تشغله الدنيا عن الذكر ولا ينقطع عند المصائب .
دائم الفكر ، حديد النظر ، عظيم الخطر ، علي الخبر ، صبور وقور ذكور .
شجاع إذا فلت الأبطال ، وهب نفسه في يوم النزال في سورة القتال ، ما انخذل قط عني ولا وقف بمحال ) .
( غني ، تقي ، نقي ، رضي ، سخي ، ولي ، وفي ، زكي ، سني ، مضي ) .
( علي أشبه الناس إذا قضى بنوح حكما ، وبهود حلما ، وبصالح عزما ، وبإبراهيم علما ، وبإسماعيل صبرا ، وباسحاق رزءا ، وبيعقوب مصابا ، وبيوسف تكذيبا محسودا ) .
( علي مواهب الله ، معاند في دين الله ، أشبه شئ بالكليم هدى ، وبعيسى بن مريم رشدا ، وبي خلقا وخلقا ) .
( جميل من الطوارق ، نظيف من البوائق ، جدام البوارق ، عدو المنافق ، لكل خير موافق ، ولكل شر مفارق ) .
( ملكوتي القلب ، سماوي اللب ، قدسي الصحة ، يحب الرب ، مناجز مبارز ، غير فشل ولا عاجز ) .
( نبت في أعراقي ، وغذي بأخلاقي ، وبارز بأسياقي ، عدوه عدوي ، وصفيه صفيي ) .
( سرادق الأمة ، وباب الحكمة ، وميزان العصمة .
لا يحبه إلا مؤمن تقي ، ولا يبغضه إلا منافق شقي ، حبيب نجيب وجيه عند الله ، معظم في ملكوت الله ، لم يزل عند الله صادقا ، وبسبيل الحق ناطقا ، معه رقة لا تزايله ) .
( يستبشر بذكره المؤمنون ، ويسئ بذكره المنافقون ، ويمقته القاسطون ، ويبغضه الفاسقون ، ويشنأه المارقون ) .
( مني مبدأه ، وإلي منتهاه ، وفي الفردوس مثواه ، وفي عليين مأواه .
كريم في طرقه ، مهول في عطفه ، سريع في خلقه ، معصوم الجناب ، طاهر الأثواب ).
( نقي الحركات ، كثير البركات ، زائد الحسنات ، عالي الدرجات في يوم الهبات ) .
( مهذب ، نجيب ، مجيب ، مطيب ، أديب ، مؤدب ، مستأسد ، مجرب ، حيدرة ، قسورة ، ضراب ، غلاب ، وهاب ، وثاب ) .
2 651
منم فراخوان به روز قیامت،منم قیامتی که نزدیک گشته؛ منم قیامت عن قريب؛ منم مصداق سخن اسماعيل ؛ منم صاحب قرآن فرود آمده؛ منم روشنگر هدایت؛ منم گواه؛ منم پرستشگر؛ منم دارای مقاصد و اهداف؛ منم که به خیر وعده میهم. منم که به امتم وعده سلامتی میدهم،منم که به عترتم مژده بزرگی می دهم؛ منم که با دعوتم نجات میدهم؛ منم که با حجّتم شکست میدهم؛ منم پیشوای امامان،منم نگه دارنده است؛ منم دفع کننده مجازات،منم بشارتگر نعمت.منم دریای رضایت کوه نهی و غار عفاف،منزلت رو سویم نهاده،بهشت برایم پیچیده شده، من سایه آرامبخش آنم. من از نسل دو ذبیح و قربانیم که تحفه هایی از بحبوبه (برگزیده) شرف قربانیانشان شد،من جادۀ ایمان و راه امن و روشنگر برهانم،من زاده مُعد بن عدنانم. من موجب حسرت شيطانم.زاییده نُه تن از رسولانم،میان قومم امین نامیده شده، من مادر قرآن مبین ام، من طاها و یاسین و تین (انجیر) و زیتونم،میان پیشینیان احمدم و در صُحف گذشتگان و در امتهای پیشین و قرنهای گذشته و در آسمانها و زمینها من محمدم.در مجمع و مصدر من صاحب حوض کوثرم،در روز محشر من مجابم. منم حبيب نجيبم.من مصيب (ابر باران دار) مزمل، مدثر و مذکر (یادآوری کننده)ام. منم که آفرینش مرا در صلب آدم ها قرار داد و بر آ آنان برترم چنان که بر تمامی پیامبران برترم.
من همانیم که خدا همگان را به شفاعتم بشارت داد و به طاعتم دستور داد و از آنان عهد گرفت رسالتم را تصدیق کنند من رهبر مؤمنان والایم. من برترین پیامبران از لحاظ قدر و منزلتم خطیرترین شانم؛ روشن ترینشان از لحاظ خیر و برکت؛ والاترینشان از لحاظ جایگاه، دارای گرامی ترین امت دارای بیشترین رحمت،برترینشان از لحاظ ذمه و عهد و پاکترین از لحاظ سروری و پیشوایی.
2 651
أنا الذي بشرهم الله بشفاعتي ، وأمرهم بطاعتي ، وأخذ عليهم العهد بتصديق رسالتي .أنا قائد الغر المحجلين.أنا أفضل النبيين قدرا ، وأعظمهم خطرا ، وأوضحهم خيرا ، وأعلاهم مستقرا ، وأكرمهم أمة ، وأجزلهم رحمة ، وأفضلهم ذمة ، وأزكاهم لمة.
🍐نهج الايمان (علی بن یوسف ابن جبیر) قرن هفتم ص415 . إقرار الصحابة بفضل إمام الهدى والقرابة (محمد بن جعفر مشهدی معروف به ابن مشهدی) قرن ششم ص414
سپس پیامبر صلی الله علیه وآله برخاست و فرمود ای مردم من بنده خدا، پیامبر خدا، حجت خدا، برگزیده خدا،همراز خدا،دوست خدا و راه راست خدایم،هر که به من خیانت و پیمان شکنی کند،به خدا خیانت کرده است،خدا مرا میان افتخار آفرینان و بزرگان مقدم داشت و بر مفاخر برتری بخشید و بین همطرازانم بی همتا کرد. نزد هر کس ودیعه و امانتم،من امانت الهی ام،من گنج خدایم،من دارای شفاعت بزرگ [در روز قیامت] هستم. من دارای کوثر و لوی (پرچم) هستم. من صاحب پیمانه پر حوض کوثر هستم. من صاحب دلایل و فضیلتها و نشانه های الهی و معجزاتم. من سید مسئول در روز مشهودم.دارای مقام ستوده و حوض کوثر که کنارش می آیند و پرچم پابرجاست،من بشارت نفس و خاتم رسولان،دارای گفتاری روشنگر ،شسته بر منبر در روز قیامت،اولین شادمان در روز قیامت،اولین فرد برانگیخته شونده [ در روز قیامت ] نخستین شخص محشور شونده،اولین خوشحال شونده در روز قیامت به سبب داده های الهی،نخستین کسی که از قبرها فراخوانده می شود آن هنگام که در شیپور قیامت بدمند.
من تاج ارزشمند مستور،من رسول نام برده در تورات و انجیل و زبور و هر کتاب نوشته شده الهى،من صاحب شاهد و نیکوها و زهدها و مقاصد و دانش الهی، من انذار دهنده و مبلغ از سوی خدا منم که به دستور خدا امر میکنم،منم دارنــده وعده های صادق از سوی خدا،منم همراز سفیران الهی،منم پیشوای نیکوکاران، منم نابودگر کافران،منم انتقام گیرنده از بدکاران،منم صاحب شامه و علامت و نشان.منم که شب معراج گرامی داشته شد؛منم والای عالی مقام؛منم که کنار سدرة المنتهی صدا زده شد؛منم آنکه در شب معراج نزدیک و نزدیک تر شد؛ به اندازه قاب دو کمان یا نزدیک تر،منم که خون کافران را ریزم؛منم پیروزمند؛منم که قصد جهاد دور و دراز میکنم؛منم فاتح؛منم که درهای بهشت را میگشایم؛بهشت رضوان بپرامونم پیچیده؛منم اولین کسی که در آن را میکوبد؛از میوه هایش می خورد؛ از پرتوش بهرمند می شود؛منم که شمشیر را جلا می دهم؛منم ریزنده خون کافران،من پسر فاطمه هایم چون نام مادر چند تن از اجدادم فاطمه بود از قریش گرامیم؛من نخستین بهره از سلیمم؛من پسر زنان شیرده ام؛من قِسم و ابو القاسمم؛من عالمم،من بردبار حاکمم؛من نابودگر کافرانم؛من چشمه های خوبی هایم؛من پسر هاشمم منم پسر شبیه حمد (عبد المطلب) و لواء و فخر و مجد و والایی؛هموکه جدّم است و پرندگان گروه گروه برایش آمدند و خدا سپاه فیل را هلاک گرداند. زمزم و صفا برای من است؛ دستار و پرچم برای من است؛ افتخارات و مباهات برای من است؛معشر و منا برای من است؛آخرت نزدیک برای من است؛درخت طوبی و سدرة المنتهی برای من است؛وسیلۀ بزرگ برای من است؛ منم باب مطلع هدایت؛ منم حجت بر تمامی آفریده ها،منم چیره شونده؛ منم بخشنده؛ منم بر جهنده؛ من گماشته بر جنگجویانم که می گریزند و پشت میکنند؛ منم شگفتی و شگفتی آور؛ منم آنکه بر او قرآن نازل شده؛ منم مهربان؛ منم مهرورز؛ منم دلسوز همراه؛ منم که ویژگیم فضیلت است؛ منم که بدو وعده وسيله و ابراز هدایت و شفاعت داده اند؛ منم دارنده نور و پرتو؛ منم که سوار بر براق چرخیده ام؛ منم که به حق در آفاق برانگیخته شده ام. منم بیرق پیامبران؛ منم انذار کننده از بین اوصیا؛ منم نجات دهنده ضعیفان؛ منم نخستین شفاعتگر؛منم اولین راستگو؛ منم صاحب شتران سرخ مو؛ منم دارنده زره و سپر؛ منم صاحب ماده شتران عقيم ؛ منم فاضل ؛ منم كامل ؛ منم آینده؛ منم گوینده راست؛ منم برانگیخته به حق؛ منم گردشگر؛ منم پیشوا؛ منم شمشیر برنده؛ منم خاتم پیامبران؛ منم شیر ژیان در برابر آنکه با احکام مخالفت کند.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5437
فمن روايات الفرقة المحقة ما رواه الشيخ الفقيه محمد بن جعفر المشهدي رحمه الله في كتابه الموسوم بكتاب ( ما اتفق فيه من الأخبار في فضل الأئمة الأطهار ) حديثا أسنده إلى عبد الله بن العباس وعبد الرحمن بن عوف الزهري ، قال : قالا : ... ثم قام النبي صلى الله عليه وآله وقال : ( أيها الناس أنا عبد الله ، أنا نبي الله ، أنا حجة الله ، أنا صفي الله ، أنا نجي الله ، أنا حبيب الله ، أنا المحجة إلى الله ، من خانني فقد خان الله ) .
( قد مني الله في المفاخر والماثر ، وآثرني في المفاخر ، وأفردني في النظائر ، فما من أحد إلا وأنا وديعة عنده ، وأنا وديعة الله ، أنا كنز الله ، أنا صاحب الشفاعة الكبرى ، أنا صاحب الكوثر واللوى ، أنا صاحب الكأس الأوفى ، أنا ذو الدلائل والفضائل والآيات والمعجزات .
أنا السيد المسؤل في المشهود ، والمقام المحمود ، والحوض المورود ، واللواء المعقود .أنا بشارة النفس ، وخاتم المرسلين ، ذو القول المبين .
أنا راكب المنبر يومالدين أنا أول محبور ، وأول منشور ، وأول محشور ، وأول مبرور ، وأول من يدعى من القبور إذا نفخ في الصور ) .( أنا تاج البهاء المستور .
أنا المرسل المذكور في التوراة والإنجيل والزبور وكل كتاب مسطور .
أنا صاحب الشاهد والمحامد والمزاهد والمقاصد وعلم الله .أنا المنذر المبلغ عن الله .
أنا الآمر بأمر الله .أنا ذو الوعد الصادق عن الله .أنا نجي السفرة ، أنا إمام البررة ، أنا مبيد الكفرة ، أنا المنتقم من الفجرة ، أنا ذو الشامة والعلامة ) .
( أنا المكرم ليلة الأسرى ، أنا الرفيع الأعلى ، أنا المناجي عند سدرة المنتهى ، أنا الذي دنى فتدلى ، فكان قاب قوسين أو أدنى ) .
( أنا السفاح ، أنا الرباح ، أنا النفاح ، أنا الفتاح ، أنا الذي يفتح أبواب الجنان ، أنا المحفوف بالرضوان ، أنا أول قارع أبوابها ، أنا المتفكه بثمارها ، أنا المحبو بأنوارها ، أنا الصقال ، أنا الهتاك ) .
( أنا ابن الفواطم من قريش الأكارم ، أنا أول الفوائد من سليم ، أنا ابن المرضعات ، أنا القسم وأبو القاسم ، أنا العالم ، وأنا الحليم الحاكم ، وأنا الحاسم ، وأنا ينبوع المكارم ، أنا ابن هاشم .
أنا ابن شيبة الحمد واللواء ، والفخر والمجد والسناء ، والجد جدي بالحمد ، وما كان له بطير أبابيل ، وأهلك الله جند الفيل ) .
( أنا لي الزمزم والصفا ، أنا لي العصابة واللوا ، أنالي المآثر والنهى ، أنا لي المشاعر والصفا ، ولي من الآخرة الزلفى ، ولي شجرة طوبى وسدرة المنتهى ، ولي الوسيلة الكبرى ، أنا باب مطالع الهدى ، أنا حجة على جميع الورى ) .
( أنا الغلاب ، أنا الوهاب ، أنا الوثاب ، أنا على من أدبر وتولى ، أنا العجب والعجاب ، أنا المنزل عليه الكتاب ، أنا العطوف ، أنا الرؤوف ، أنا الشفيق الرفيق ، أنا المخصوص بالفضيلة ، أنا الموعود بالوسيلة ، أنا أبو النور والإشراق ، أنا المحول على البراق ، أنا المبعوث بالحق إلى الآفاق ) .
( أنا علم الأنبياء ، أنا منذر الأوصياء ، أنا منقذ الضعفاء ، أنا أول شافع ، أنا أول صادق ناطق ، أنا ذو الجمل الأحمر ، أنا صاحب الدرع والمغفر ، أنا ذو القضيب الأبتر ، أنا الفاضل ، أنا الكامل ، أنا المنازل ، أنا قائل الصدق ، وأنا المبعوث بالحق ، أنا الحمام ، أنا الامام ، أنا السمام ، أنا الخاتم ، أنا الضرغام على من خالف الأحكام ) .
( أنا داعية الساعة ، أنا اقتربت ، أنا الآزفة ، أنا كلام اسماعيل ، أنا صاحب التنزيل ، أنا واضح الهدى ، أنا الشاهد ، أنا العابد ، أنا ذو المقاصد ، أنا بالخير واعد ) .
( أنا الموعود بالسلامة لأمتي ، أنا المبشر بالكرامة لعترتي ، أنا المنقذ بدعوتي ، أنا المفلج بحجتي ، أنا إمام الأئمة ، أنا عصمة الأمة ، أنا دافع النقمة ، أنا المبشر بالنعمة ).
( أنا بحر الرضى ، وطود النهى ، وكهف العفاف ، وجهت لي الزلفى ، وحفت لي الجنة ، أنا ظله السكينة ) .
( أنا من الذبيحين المفتدين بالتحف من بحبوحة الشرف ، أنا جادة الإيمان ، وطريق الأمان ، وواضح البرهان .أنا ابن معد بن عدنان ، أنا حسرة الشيطان.ولدني تسعة من المرسلين ، فسميت في قومي الأمين .أنا أم القرآن المبين .
أنا طه ويس والتين والزيتون ، أنا أحمد في الأولين ، وفي صحف الماضين ، وفي الأمم المتقدمين ، وفي القرون السالفين .أنا محمد في السماوات والأرضين.
أنا صاحب الكوثر في المجمع والمصدر ، أنا المجاب في المحشر ، أنا الحبيب النجيب ، أنا المصيب ، أنا المزمل ، أنا المدثر ، أنا المذكر ، أنا الذي ساهمني في ظهر آدم الورى وفضلتهم والنبيون ففضلتهم أجمعين.
2 651
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) سپس برخاست و بین مؤمن و مؤمن و بین منافق و منافق برادری برقرار کرد. منافقان فریاد زدند و گفتند: «ای محمد، این چه اشکالی داشت؟ سزاوارتر بود که ما را در حال تفرقه رها کنی و ما را برادر قرار ندهی.» خدا میدانست که آنها چه میگویند، بنابراین به پیامبرش وحی کرد: «خداوند مؤمنان را به این حالتی که شما دارید رها نمیکند تا اینکه پلید را از پاک جدا کند.» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را برای آنها خواند و مردم ساکت شدند.
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سپس به برقراری برادری میان آنها پرداخت تا اینکه سخنانش تمام شد. نگاهی به اطراف انداخت و علی بن ابی طالب را دید که در کناری نشسته است، گاهی خود را بالا و گاهی پایین میآورد و اشک از گونههایش جاری است. پیامبر به او فرمود: «ای ابوالحسن، چرا گریه میکنی؟ خدا هرگز تو را گریه نکند.»
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پاسخ داد: «برای خودم گریه میکنم.»
پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: «ای ابوالحسن، چرا چنین است؟» او پاسخ داد: «زیرا ای رسول خدا، هرگاه مردی از مؤمنان را منصوب میکنی، میگویی: مرا به او منصوب میکنی و بین ما برادری برقرار میکنی، اما از من روی برمیگردانی و دیگری را انتخاب میکنی. پس با خود گفتم: «من شایسته برادری با مردی از مؤمنان نیستم.»» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «من از تو روی برنگرداندم، بلکه دریافتم که خدا مرا از تو روی برمیگرداند. جبرئیل (علیه السلام) در هوا ایستاده بود و هرگاه یکی از مؤمنان را بلند میکردم و میخواستم تو را بلند کنم، جبرئیل میگفت: «علی را بنشان، علی را بنشان و او را در همین مکان نگه دار و جلو نبر.»
پس با خود اندیشیدم که تو با خود چه اندیشیدی، و این مرا غمگین، پریشان، و اندوهگین کرد. سپس جبرئیل (علیه السلام) بر من نازل شد و گفت: «ای محمد، خداوند متعال به تو سلام میرساند و میگوید: من از علی خبر دارم.» پس از این [رفتن] غمگین مباش، زیرا من او را برای تو ذخیره کردهام و او را با تو جفت قرار دادهام و تو و او را در آسمان و زمین برادر قرار دادهام.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5436
فمن روايات الفرقة المحقة ما رواه الشيخ الفقيه محمد بن جعفر المشهدي رحمه الله في كتابه الموسوم بكتاب ( ما اتفق فيه من الأخبار في فضل الأئمة الأطهار ) حديثا أسنده إلى عبد الله بن العباس وعبد الرحمن بن عوف الزهري ، قال : قالا : كان النبي صلى الله عليه وآله جالسا في مسجده إذ هبط الأمين جبريل عليه السلام ، فقال : يا محمد العلي الأعلى يقرؤك السلام ويقول لك إقرأ .
قال : وما أقرأ ؟ قال : اقرأ ( إن المتقين في جنات وعيون أدخلوها بسلام آمنين ونزعنا ما في صدورهم من غل إخوانا على سرر المتقابلين لا يمسهم فيها نصب وما هم منها بمخرجين ).
فقال : يا جبريل فما هؤلاء القوم الذين جعلهم الله إخوانا على سرر متقابلين ؟
فقال : أصحابك المنتخبون الذين وفوا بعهدك ولم ينقضوا عهدك ، ألا وإن الله يأمرك أن تؤاخي بينهم في الأرض كما واخى الله بينهم في السماء .
فقال النبي : صلى الله عليه وآله : إني لا أعرفهم .
فقال له جبريل : ها أنا قائم بازائك في الهواء ، فإذا أقمت رجلا مؤمنا قلت لك : فلان مؤمن ، أقمه فواخ بينهما ، فإذا أقمت كافرا قلت لك : فلان كافر ، أقمه فواخ بينهما .
فقال النبي ( ص ) : أفعل ذلك يا جبريل .
وقام النبي صلى الله عليه وآله فواخى بين المؤمن والمؤمن والمنافق والمنافق ، فضج المنافقون وقالوا : يا محمد أيش كان في هذا ، قد كان من سبيلك أن تدعنا مختلفين ولا تجعلنا إخوانا مفترقين .
فعلم الله ما قالوا ، فأنزل الله على نبيه ﴿ ما كان الله ليذر المؤمنين على ما أنتم عليه حتى يميز الخبيث من الطيب ﴾، فتلاه النبي عليه السلام عليهم ، فسكت القوم .
وأقبل النبي صلى الله عليه وآله ، فواخى بينهم إلى أن فرغ منهم ، فحانت منه التفاتة ، فنظر إلى علي بن أبي طالب جالسا ناحية وهو يرفع نفسه مرة ويتقاصر مرة والدموع تنحدر على خدية ، فقال له النبي : مم بكاؤك يا أبا الحسن ؟ لا أبكى الله عينك .
فقال عليه السلام : بكائي على نفسي .
قال النبي صلى الله عليه وآله : ولم ذاك يا أبا الحسن ؟ فقال : لأنك يا رسول الله كلما أقمت رجلا من المؤمنين قلت : إنك ستقيمني إليه وتواخي بيني وبينه ، فتعدل عني إلى غيري ، فقلت في نفسي : لا أصلح لمؤاخاة رجل من المؤمنين .
فقال النبي صلى الله عليه وآله : ما عدلت عنك ، ولكن وجدت الله يعدل بي عنك ، فهذا جبرئيل عليه السلام قائم في الهواء كلما أقمت رجلا من المؤمنين وأردت أن أقيمك يقول جبريل : أقعد عليا ، أقعد عليا ، وأخره في هذا المكان ولا تقدمه .
فظننت في نفسي ما ظننت في نفسك ، فغمني ذلك وأقلقني وساءني وأحزنني ، فهبط علي جبريل عليه السلام وقال : يا محمد العلي الأعلى يقرؤك السلام ويقول لك : قد علمت عزل علي ، فلا يغمك ذلك ، فإنما خبأته لك ، وقرنته بك ، وآخيت بينك وبينه في السماء والأرض .
🍐نهج الايمان (علی بن یوسف ابن جبیر) قرن هفتم ص413 . إقرار الصحابة بفضل إمام الهدى والقرابة (محمد بن جعفر مشهدی معروف به ابن مشهدی) قرن ششم ص412
از جمله روایات فرقه حقه، روایتی است که عالم فرزانه، محمد بن جعفر المشهدی، رحمه الله، در کتاب خود با عنوان «آنچه در روایات فضائل ائمه اطهار بر آن اتفاق نظر است» نقل کرده است. حدیثی که او آن را به عبدالله بن عباس و عبدالرحمن بن عوف زهری نسبت میدهد. آنها گفتند: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مسجد خود نشسته بود که جبرئیل امین علیه السلام نازل شد و گفت: «ای محمد، خداوند متعال به تو سلام میرساند و میگوید: بخوان.»
فرمود: «چه بخوانم؟» فرمود: «بخوان: «به راستی پرهیزگاران در باغها و چشمهها هستند. با آرامش و امنیت به آنها وارد شوید. و هر کینهای را که در دلهایشان است، از بین میبریم، [آنها را] برادر قرار میدهیم، بر تختهایی روبروی یکدیگر. هیچ خستگی در آنجا به آنها نمیرسد و از آنجا بیرون رانده نمیشوند.»
فرمود: «ای جبرئیل، اینان چه کسانی هستند که خداوند آنها را برادر قرار داده است، بر تختهایی روبروی یکدیگر؟» فرمود: «اصحاب برگزیدهات که به پیمان خود با تو وفا کردند و آن را نشکستند. خداوند به تو فرمان میدهد که در زمین میان آنها برادری برقرار کنی، همانطور که در آسمان میان آنها برادری برقرار کرد.»
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «من آنها را نمیشناسم.»
جبرئیل به او گفت: «اینک من در آسمان در برابر تو ایستادهام. اگر مؤمنی را برخیزانی، به تو میگویم: فلانی مؤمن است، او را برخیزان و بین آنها برادری برقرار کن. اگر کافری را برخیزانی، به تو میگویم: فلانی کافر است، او را برخیزان و بین آنها برادری برقرار کن.»
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «من این کار را میکنم، جبرئیل.»
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5435
وَ حَدَّثَنَا الشَّيْخُ أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَاذَانَ قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ حَدَّثَنَا زِيَادُ بْنُ الْمُنْذِرِ قَالَ حَدَّثَنِي سَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وآله مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ بَعْدِي أَفْضَلَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِب صلوات الله علیه.
🍐كنز الفوائد 2 /56
پيامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرمود: آسمان سايه نيافكنده و زمين بر نداشته پس از من كسى را كه افضل از علي بن ابى طالب صلوات الله علیه باشد.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5434
وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وآله الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ بَعْدِي وَ بَعْدَ أَبِيهِمَا وَ أُمُّهُمَا صلوات الله علیهم أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْأَرْضِ.
🍐عيون أخبار الرضا عليه السلام 2 /62
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود:حسن و حسین پس از من و پدرشان بهترین انسانهای اهل زمین هستند و مادرشان صلوات الله علیهم برترین بانوی اهل زمین است.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5433
قَالُوا قَالَ عَلِيٌّ علیه السلام فِي بَعْضِ خُطْبَتِهِ إِنَّا آلَ مُحَمَّدٍ كُنَّا أَنْوَاراً حَوْلَ الْعَرْشِ فَأَمَرَنَا اللَّهُ بِالتَّسْبِيحِ فَسَبَّحْنَا فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِكَةُ بِتَسْبِيحِنَا ثُمَّ أَهْبَطَنَا إِلَى الْأَرْضِ فَأَمَرَنَا اللَّهُ بِالتَّسْبِيحِ فَسَبَّحْنَا فَسَبَّحَتْ أَهْلُ الْأَرْضِ بِتَسْبِيحِنَا فَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُون.
🍐تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة 488
علي بن ابى طالب عليه السّلام در ضمن خطبهاى فرمود ما آل محمّد انوارى بوديم اطراف عرش خدا دستور داد تسبيح كنيم ما كه تسبيح كرديم ملائكه از تسبيح ما بتسبيح مشغول شدند.سپس بزمين آمديم باز خدا دستور تسبيح به ما داد شروع به تسبيح كرديم اهل زمين از تسبيح ما بتسبيح مشغول شدند ما صفزنندگان و مسبحين هستيم.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5432
أَبُو الْفَرَجِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ مَنْ كَانَتْ لَهُ إِلَى اللَّهِ حَاجَةٌ وَ أَرَادَ أَنْ يَرَانَا وَ أَنْ يَعْرِفَ مَوْضِعَهُ مِنَ اللَّهِ فَلْيَغْتَسِلْ ثَلَاثَ لَيَالٍ يُنَاجِي بِنَا فَإِنَّهُ يَرَانَا وَ يُغْفَرُ لَهُ بِنَا وَ لَا يَخْفَى عَلَيْهِ مَوْضِعُهُ قُلْتُ سَيِّدِي فَإِنَّ رَجُلًا رَآكَ فِي مَنَامِهِ وَ هُوَ يَشْرَبُ النَّبِيذَ قَالَ لَيْسَ النَّبِيذُ يُفْسِدُ عَلَيْهِ دِينَهُ إِنَّمَا يُفْسِدُ عَلَيْهِ تَرَكُنَا وَ تَخَلُّفُهُ عَنَّا إِنَّ أَشْقَى أَشْقِيَائِكُمْ مَنْ يُكَذِّبُنَا فِي الْبَاطِنِ بِمَا يُخْبَرُ عَنَّا يُصَدِّقُنَا فِي الظَّاهِرِ وَ يُكَذِّبُنَا فِي الْبَاطِنِ نَحْنُ أَبْنَاءُ نَبِيِّ اللَّهِ وَ أَبْنَاءُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله وَ أَبْنَاءُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ أَحْبَابُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَحْنُ مِفْتَاحُ الْكِتَابِ فَبِنَا نَطَقَ الْعُلَمَاءُ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَخَرَسُوا نَحْنُ رَفَعْنَا الْمَنَارَ وَ عَرَّفْنَا الْقِبْلَةَ نَحْنُ حَجَرُ الْبَيْتِ فِي السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ بِنَا غُفِرَ لآِدَمَ وَ بِنَا ابْتُلِيَ أَيُّوبُ وَ بِنَا افْتُقِدَ يَعْقُوبُ وَ بِنَا حُبِسَ يُوسُفُ وَ بِنَا دُفِعَ الْبَلَاءُ بِنَا أَضَاءَتِ الشَّمْسُ نَحْنُ مَكْتُوبُونَ عَلَى عَرْشِ رَبِّنَا مَكْتُوبُونَ مُحَمَّدٌ خَيْرُ النَّبِيِّينَ وَ عَلِيٌّ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ،أَنَا خَاتَمُ الْأَوْصِيَاءِ أَنَا طَالِبُ الْبَابِ أَنَا صَاحِبُ الصِّفِّينِ أَنَا الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ أَنَا صَاحِبُ كَرْبَلَاءَ مَنْ أَحَبَّنَا وَ تَبَرَّأَ مِنْ عَدُوِّنَا كَانَ مَعَنَا وَ مِمَّنْ فِي الظِّلِّ الْمَمْدُودِ وَ الْمَاءِ الْمَسْكُوبِ.
🍐الإختصاص 90
ابوالمغرا از موسی بن جعفر علیه السّلام نقل کرد که فرمود: هر کس حاجتی نزد خدا دارد و مایل است ما را ببیند و بفهمد موقعیت خویش را در نزد خدا، سه شب غسل نماید و به وسیله ما با خدا مناجات کند؛ او ما را خواهد دید و به وسیله ما گناهش آمرزیده می شود و مقام و موقعیتش بر او پنهان نخواهد ماند.
عرض کردم: آقا! ممکن است کسی که شرابخوار باشد شما را در خواب ببیند؟
فرمود: شراب او را از دین خارج نمی کند، ولی با ترک کردن ما و فاصله گرفتن از ما دینش از میان می رود؛ شقی ترین شقاوتمندان شما کسی است که اخباری را که از ما نقل می شود در دل تکذیب می کند، ولی در ظاهر تصدیق می نماید. ما فرزندان نبیّ خدا و رسول او هستیم و فرزندان امیرالمؤمنین و دوستان پروردگار جهان.ما کلید کتاب هستیم؛ به وسیله ما دانشمندان سخن می گویند و اگر این نبود، گنگ می شدند؛ ما مناره را برافراشتیم و قبله را شناساندیم؛ ما چون حجر اسماعیل نسبت به کعبه هستیم در آسمان و زمین، به وسیله ما خدا آدم را بخشید و به وسیله ما ایوب گرفتار شد و یعقوب به فراق دچار گشت و یوسف به زندان افتاد، و به واسطه ما بلا رفع می شود و خورشید نور می دهد. نام ما در عرش خدا ثبت است. بر عرش نوشته است: «محمّد بهترین پیامبر و علی سرور اوصیا و فاطمه بهترین زنان جهان است.» من خاتم جانشینان هستم، من سالک درگاه هستم، من سرور صفین هستم، من انتقام گیرنده اهل بصره هستم، من سرور کربلا هستم. هر که ما را دوست بدارد و از دشمن ما بیزاری جوید، با ماست و از کسانی است که در سایه گسترده و آب جاری قرار دارند.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5431
مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هَوْذَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ هَاشِمٍ الصَّيْدَاوِيِّ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَا هَاشِمُ حَدَّثَنِي أَبِي وَ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي عَنْ جَدِّي عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله أَنَّهُ قَالَ مَا مِنْ رَجُلٍ مِنْ فُقَرَاءِ شِيعَتِنَا إِلَّا وَ لَيْسَ عَلَيْهِ تَبِعَةٌ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا التَّبِعَةُ قَالَ مِنَ الْإِحْدَى وَ الْخَمْسِينَ رَكْعَةً وَ مِنْ صَوْمِ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ مِنَ الشَّهْرِ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ خَرَجُوا مِنْ قُبُورِهِمْ وَ وُجُوهُهُمْ مِثْلُ الْقَمَرِ لَيْلَةَ الْبَدْرِ فَيُقَالُ لِلرَّجُلِ مِنْهُمْ سَلْ تُعْطَ فَيَقُولُ أَسْأَلُ رَبِّي النَّظَرَ إِلَى وَجْهِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وآله قَالَ فَيَأْذَنُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَهْلِ الْجَنَّةِ أَنْ يَزُورُوا مُحَمَّداً صلی الله علیه وآله قَالَ فَيُنْصَبُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله مِنْبَرٌ عَلَى دَرَنُوكٍ مِنْ دَرَانِيكِ الْجَنَّةِ لَهُ أَلْفُ مِرْقَاةٍ بَيْنَ الْمِرْقَاةِ إِلَى الْمِرْقَاةِ رَكْضَةُ الْفَرَسِ فَيَصْعَدُ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه وآله وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام فَقَالَ فَيَحُفُّ ذَلِكَ الْمِنْبَرَ شِيعَةُ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام فَيَنْظُرُ اللَّهُ إِلَيْهِمْ وَ هُوَ قَوْلُهُ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ قَالَ فَيُلْقَى عَلَيْهِمْ مِنَ النُّورِ حَتَّى إِنَّ أَحَدَهُمْ إِذَا رَجَعَ لَمْ تَقْدِرِ الْحُورُ أَنْ تَمْلَأَ بَصَرَهَا مِنْهُ قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَا هَاشِمُ لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُون.
🍐تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة 716
امام صادق علیه السلام فرمود: ای هاشم پدرم برای من حدیث گفت و او از من برتر بود، از جدم از رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرمود:کسی از فقرای شیعیان ما نیست مگر این که تبعه بر او نباشد!
گفتم: فدایت شوم! تبعه چیست؟
فرمود:پنجاه و یک رکعت و روزه سه روز از هر ماه؛ پس وقتی روز قیامت می رسد، از قبورشان بیرون می آیند در حالی که چهره هایشان مثل ماه شب چهارده کامل است، پس به آنان گفته می شود: بخواه تا داده شوی! پس می گوید: از پروردگارم می خواهم که به صورت محمد صلی الله علیه و آله نظر کنم.
حضرت فرمود: پس برای رسول خدا صلی الله علیه و آله منبری بر فرش مخمل از فرشهای مخملین بهشت نصب می شود که هزار پلکان دارد و بین یک پله تا پله دیگر به اندازه دویدن یک اسب است؛ پس محمد صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام بالا می روند. حضرت فرمود: پس شیعه آل محمد علیهم السلام گرد آن منبر جمع می شوند، پس خدا به آنان نظر می کند و این است معنای آیه که فرمود: { چهره ها در آن روز خرم است و به رحمت پروردگارش نظر می کند.} پس نور بر آنان افکنده می شود به گونه ای که یکی از آنان وقتی بر می گردد حوریه بهشتی نمی تواند با چشمش او را ببیند. سپس امام صادق علیه السلام فرمود:ای هاشم! برای مثل این باید عمل کنندگان عمل کنند.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5430
أَخْبَرَنَا جَمَاعَةٌ عَنِ التَّلَّعُكْبَرِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حُبْشِيٍّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مَالِكٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي نُعَيْمٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ غَزَالٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ إِنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ اسْتَغْنَى النَّاسُ وَ يُعَمَّرُ الرَّجُلُ فِي مُلْكِهِ حَتَّى يُولَدَ لَهُ أَلْفُ ذَكَرٍ لَا يُولَدُ فِيهِمْ أُنْثَى وَ يُبْنَى فِي ظَهْرِ الْكُوفَةِ مَسْجِدٌ لَهُ أَلْفُ بَابٍ وَ تَتَّصِلُ بُيُوتُ الْكُوفَةِ بِنَهَرِ كَرْبَلَاءِ وَ بِالْحِيرَةِ حَتَّى يَخْرُجَ الرَّجُلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَى بَغْلَةٍ سَفْوَاءَ يُرِيدُ الْجُمُعَةَ فَلَا يُدْرِكُهَا.
🍐الغيبة (للطوسي) 467
امام صادق عليه السّلام فرمود:وقتى كه قائم ما قيام كند،زمين با نور پروردگارش نورانى و روشن مىشود؛بهگونهاى كه مردم از آفتاب بىنياز مىشوند.در زمان حكومتش هركس به حدى عمر مىكند كه هزار پسر از او متولد مىشود و در اين بين هيچ دخترى برايش متولد نمىشود.در پشت كوفه [نجف]مسجدى بنا مىشود كه هزار در داشته باشد،خانههاى كوفه به رودخانه كربلا و شهر حيره[منطقه حيره]متصل مىشوند و آنقدر بزرگ مىشود كه مرد در روز جمعه براى رسيدن به نماز جمعه بر شتر تندرو سوار مىشود،ولى بازهم به نماز نمىرسد.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5429
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي الْقَاسِمُ بْنُ الرَّبِيعِ قَالَ: حَدَّثَنِي صَبَّاحٌ الْمَدَائِنِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ فِي قَوْلِهِ:«وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها» قَالَ رَبُّ الْأَرْضِ يُعْنَى إِمَامُ الْأَرْضِ، فَقُلْتُ:
فَإِذَا خَرَجَ يَكُونُ مَا ذَا- قَالَ إِذاً يَسْتَغْنِي النَّاسُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَ نُورِ الْقَمَرِ وَ يَجْتَزُونَ بِنُورِ الْإِمَامِ.
🍐تفسير القمي 2/253
مفضل بن عمر می گوید: امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه { و زمین (در آن روز) به نور پروردگارش روشن می شود،} فرمود: ربّ الارض یعنی امام زمین.
مفضل می گوید: عرض کردم: وقتی امام خروج کند چه می شود؟
فرمود: مردم از نور خورشید و نور ماه مستغنی شده و به نور امام اکتفا می کنند.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5428
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ أَخْبَرَنِي ضُرَيْسٌ الْوَابِشِيُّ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ: إِنَّ اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ عَلَى ثَلَاثَةٍ وَ سَبْعِينَ حَرْفاً وَ إِنَّمَا كَانَ عِنْدَ آصَفَ مِنْهَا حَرْفٌ وَاحِدٌ فَتَكَلَّمَ بِهِ فَخُسِفَ بِالْأَرْضِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ سَرِيرِ بِلْقِيسَ ثُمَّ تَنَاوَلَ السَّرِيرَ بِيَدِهِ ثُمَّ عَادَتِ الْأَرْضُ كَمَا كَانَتْ أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ وَ عِنْدَنَا نَحْنُ مِنْ الِاسْمِ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ حَرْفٌ عِنْدَ اللَّهِ اسْتَأْثَرَ بِهِ فِي عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَهُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
🍐بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم 1/208
امام باقر عليه السلام فرمود: اسم اعظم خداوند هفتاد و سه حرفست و تنها يك حرف آن نزد آصف بود، آصف آن يك حرف را گفت و زمين ميان او و تخت بلقيس در هم نورديد تا او تخت را به دست گرفت، سپس زمين به حالت اول بازگشت، و اين عمل در كمتر از يك چشم بهم زدن انجام شد. و ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم را داريم و يك حرف هم نزد خداوند است كه آن را در علم غيب براى خود مخصوص ساخته و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5427
طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ: يَا طَارِقُ الْإِمَامُ كَلِمَةُ اللَّهِ وَ حُجَّةُ اللَّهِ وَ وَجْهُ اللَّهِ وَ نُورُ اللَّهِ وَ حِجَابُ اللَّهِ وَ آيَةُ اللَّهِ يَخْتَارُهُ اللَّهُ وَ يَجْعَلُ فِيهِ مَا يَشَاءُ وَ يُوجِبُ لَهُ بِذَلِكَ الطَّاعَةَ وَ الْوَلَايَةَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ فَهُوَ وَلِيُّهُ فِي سَمَاوَاتِهِ وَ أَرْضِهِ.
🍐بحار الأنوار 25/169
طارق بن شهاب، از امیر مؤمنان علیه السلام آورده که فرمود: اى طارق، امام کلمه خدا، حجت خدا، وجه خدا، نور خدا، حجاب خدا و آیت خداست، خداوند او را برمى گزیند و آن چه بخواهد در او قرار مى دهد و بدین سبب طاعت او را واجب مى شمارد و او را بر تمام آفریدگانش ولایت مى بخشد، پس او ولى خدا در آسمان ها و زمین اوست.
2 651
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُم وَ الِعَن أعدائهم أَجْمعين
🍎 فضیلت شماره 5426
فِي جَوَابِ أَسْئِلَةِ الزِّنْدِيقِ الْمُنْكِرِ لِلْقُرْآنِ- عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ مَعْنَى قَوْلِهِ هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ فَإِنَّمَا خَاطَبَ نَبِيَّنَا صلی الله علیه وآله هَلْ يَنْتَظِرُ الْمُنَافِقُونَ وَ الْمُشْرِكُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ فَيُعَايِنُوهُمْ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ يَعْنِي بِذَلِكَ أَمْرَ رَبِّكَ وَ الْآيَةُ هِيَ الْعَذَابُ فِي دَارِ الدُّنْيَا كَمَا عَذَّبَ الْأُمَمَ السَّالِفَةَ وَ الْقُرُونَ الْخَالِيَةَ وَ قَالَ أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها يَعْنِي بِذَلِكَ مَا يَهْلِكُ مِنَ الْقُرُونَ فَسَمَّاهُ إِتْيَاناً وَ قَوْلُهُ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى يَعْنِي اسْتَوَى تَدْبِيرُهُ وَ عَلَا أَمْرُهُ وَ قَوْلُهُ وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ وَ قَوْلُهُ وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ قَوْلُهُ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ فَإِنَّمَا أَرَادَ بِذَلِكَ اسْتِيلَاءَ أُمَنَائِهِ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي رَكَّبَهَا فِيهِمْ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ وَ أَنَّ فِعْلَهُمْ فِعْلُهُ الْخَبَرَ.
🍐الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) 1/250
امیر مؤمنان علیه السلام در جواب سؤالات زندیقی که منکر قرآن بود فرمود: و مخاطب در آیه:آیا جز این انتظار دارند که فرشتگانِ [عذاب] به سویشان آیند، یا [قیامت] پروردگارت [که روز جلوه کامل حق و ظهور وانکشاف تام توحید است] بیاید، یا برخی از نشانه های پروردگارت [مانند مرگ و آثار پس از آن] تحقق یابد؟ حضرت محمّد صلّی اللَّه علیه و آله است، و می فرماید: آیا أهل نفاق و شرک منتظر آمدن ملائکه و رؤیت ایشان، یا آمدن پروردگارت یا برخی از آیات او هستند. و مراد از امر پروردگارت همان عذابهای دنیوی است که مشمول امّتهای پیشین نیز گردید، و در آیه: آیا نمی دانند که ما همواره به زمین می پردازیم و از اطراف [و جوانب] آن [که ملت ها، اقوام، تمدن ها و دانشمندانش هستند] می کاهیم؟ همان هلاک اقوام گذشته بود که با فعل اتیان آورده شده.
و همچنین است آیه:{خدای رحمان که بر عرش استیلا یافته است.} یعنی تدبیرش مستقرّ و کارش بالا گرفت، و آیه:{و اوست که در آسمان خداست و در زمین خداست} و {و هر کجا باشید او با شماست} و {هیچ گفتگوی محرمانه ای میان سه تن نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست.} هر آینه با این آیات قصد دارد به تمام خلایق بفهماند که قدرتی که به امنای دین و والیان شرع عطا فرموده مستولی بر همه ایشان است و اینکه فعل او همان فعل ایشان است.
