uz
Feedback
SevenHells

SevenHells

Kanalga Telegram’da o‘tish

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Ko'proq ko'rsatish
484
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kunlar
-1330 kunlar
Postlar arxiv

عصرها که می‌خوابم، ناخواسته در اوج تاریکی اتاقم بیدار می‌شوم، حتی اگر از غروب یک ساعت هم نگذشته باشد. همینجوری روی هوا در مورد این موضوع شکایت کردم. پدرم نیشش را تا بنا گوش باز کرد و گفت «از بچگی هم مغزت را خر گاز گرفته بود.» بله. ما از پدر هم این‌طور شانسی آورده‌ایم آقای عزیز. بله. خر گاز گرفته بود!

داستان مارا چه کسی خواهد گفت ماری؟ کدام چشم بر گور ما خواهد گریست؟ چه کسی ده سال بعد از مرگمان، با نوایی چشمش به یاد ما تر خواهد شد؟ پنجاه سال بعد چطور؟ هیچکس. هیچکس چشمش برای ما تر نمی‌شود ماری. با من زندگی کن، بدو و بخند و هوا را نفس بکش. ما بعد از بودنمان جز غبار روی فرش‌های کهنه و جز گرد ناچیز روی تابلوهای نقاشی و توی بینی گربه‌ها چیزی نیستیم. ماری... ما بعد از مرگمان گم خواهیم شد. تمنا می‌کنم ماری. تا هستیم کنارم باش. این زندگی سخت و سرد را بدون لبخند تو طاقت نمی‌آورم. مرا به خاطر بسپار ماری. اگر من توی خاطر تو نباشم، انگار همین بودنم هم نیستی‌ست. به من قول بده ماری. قول بده مرا فراموش نمی‌کنی.

کم کم باید آگهی بدهم توی روزنامه. «دختر ۲۲ ساله، جویای دوست معمولی جهت لذت همزمان از کیک پختن، چایی خوردن و فیلم دیدن. ترجیحا شما هم دچار بحران هویت باشید.»

خانم استوارت عزیز، از وقتی رفته‌اید جای خالی‌تان توی چشم‌هام زل زده است. انگار نه انگار همین دیروز بود که شما به سمت من می‌دویدید. کاشکی به من نمی‌رسیدید خانم استوارت. کاشکی آن کلمه‌های سنگین را توی صورتم نمی‌کوبیدید. خانم استوارت، آنقدر حالم بد است که کاش پایتان می‌شکست و زخمی می‌شدید ولی به دوچرخه من نمی‌رسیدید. تمام دنیا دور سرم می‌چرخد. عکس شما را چند وقت پیش یواشکی از خواهرتان گرفته بودم. حالا که نیستید، به عکستان زل می‌زنم تا قلبم گرم شود. راستش، عکستان هم مایه دلگرمی است. اما خودتان... خودتان را کجا پیدا کنم عزیزم؟ در این پهنه زمین... چه کسی جای شما را می‌تواند بگیرد؟ هیچکس. خانم استوارت عزیز، کاشکی دیروز واقعا پایتان می‌شکست ولی این خداحافظی را به من تحمیل نمی‌کردید.

Repost from N/a
یه شب بلاخره می فهمی که اگه کنار ده ها نفر بگی و بخندی و راه بری ولی نتونن روحت رو لمس کنن، هیچ فایده ای نداره.و حداقل چند دقیقه کافیه تا با آدمی حرف بزنی که می تونه روحت رو با دستاش لمس کنه و برای همیشه توی ذهنت موندگار بمونه.

من... anonymous poll نمیدونم این بالاییا چی میگن تو تلخ نیستی. – 18 👍👍👍👍👍👍👍 37% تو پیشی منی و میَووو. – 17 👍👍👍👍👍👍👍 35% خیلی تلخی. ولی خب منم همینطور. – 6 👍👍 12% خیلی تلخی ولی من برای همین دوست دارم اصلا. – 4 👍👍 8% خیلی تلخی. اح. نکبت. بدم میاد ازت. – 2 👍 4% گزینه ها رو دوست ندارم. پایین بهت میگم. – 2 👍 4% 👥 49 people voted so far.

برام نوشته: «از تو دور می‌شوم، چرا که تمام انرژی و خوبی که در جهان می‌بینم را از وجودم می‌مکی.» من هم خیره‌ام به سقف. می‌دانم چه چاهی کنده‌ام برای خودم. برایش می‌نویسم: «فاک آف.» و سعی می‌کنم بغضم را قورت بدهم.

می‌خوام بدونی که اگر نباشی دلم برات تنگ می‌شه. می‌دونم که هستی. ولی می‌خوام بدونی اونقدر مهمی که اگر نباشی دلم برات تنگ می‌شه. می‌دونی که... من آدم دل‌تنگی نیستم. من بدون یک هفته شنیدن صدای مادرم طوریم نمی‌شه. بدون دیدن دوستام حتی بعد یک سال طوریم نمی‌شه. من نهایتا کج‌خلق باشم. ولی تو... تو نقطه ضعف منی. برای تو دلم تنگ می‌شه. حالا می‌خوام بدونی... ای یگانه دلتنگی من! اگر نباشی من دلم خیلی برات تنگ می‌شه...

آدما رو باید توی پوست خودشون تجربه کرد. شما شاید توی یک قرار بیرون از خونه انتظار داشته باشید که از طرف مقابلتون دروغ بشنوید، ولی این که یک نفر با پیژامه توی چشماتون نگاه کنه و دروغ بگه و خودشو پنهان کنه یک حس دیگه‌ست اصلا.