uz
Feedback
SevenHells

SevenHells

Kanalga Telegram’da o‘tish

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Ko'proq ko'rsatish
468
Obunachilar
-124 soatlar
-27 kun
-630 kun
Postlar arxiv
به همین مناسبت میم مورد علاقه‌م از آزی هم باهاتون به اشتراک می‌ذارم
به همین مناسبت میم مورد علاقه‌م از آزی هم باهاتون به اشتراک می‌ذارم

آزی آزبورن فوت کرد. دلم گرفت. 💔

photo content

امشب نبرد خواب رو به اضطراب باختم. فردا نبرد بیداری رو ایشالا برنده می‌شم. شب بخیر.

آناتومی انسان واقعا جالبه. مثلا الان از روی پوست مشخصه رگای دست این آقاهه کجاست. عجیب نیست جدی؟ یا مثلا اینکه عضلهٔ سینه با اختیار می‌تونه منقبض بشه و می‌تونی شکمت رو با اختیار خودت بدی تو. یعنی یه چیزی توی سرت به یه چیزی توی بدنت می‌گه منقبض شو. اونم می‌فهمه و منقبض می‌شه. هیچ‌کدومشونم، به‌صورت جداگانه، بلد نیستن حرف بزنن و عقل ندارن. وا!!!

عزیزم بیدار شو. مرد خوشگل بی‌صدا برات آوردم.

وا. یه تی‌شرت هفتصد تومن طبیعیه یا من خیلی فقیرم دیگه؟ 🧌

دیشب نشستم صحبت کردیم انگیزه بگیرم برای ادامهٔ کارم، بحث یه‌جوری پیش رفت که از درس و کار و زندگی‌م پشیمون شدم. نمی‌دونم دیگه چه خاکی بریزم تو سرم. داره سی سالم می‌شه، پنجرهٔ شروع کارم داره کوچیک‌تر می‌شه و باز برگشتم به قدم اول. خسته شدم دیگه. بذارید من در آرامش یه بردهٔ نظام کاپیتالیسم باشم و عمرم رو با پول معاوضه کنم. خواستهٔ زیادیه؟ اه.

با تمام وجودم بربری با پنیر خامه‌ای و تره و ریحون می‌خوام. کنارشم یه چای شیرین بخورم مثلا. تلویزیون هم روشن باشه و کارتون تام و جری ببینم و خوشحال باشم که دیگه مدرسه نمی‌رم. وای. از فکرش دارم روانی می‌شم. 😭

برق که می‌ره واقعا گند می‌زنه به کل روز. از ترس گرما تکون هم نمی‌خورم، چه برسه کار خاصی کنم. چه وضعیه؟ اه.

photo content

photo content
+2

آقا این بازیه Thank goodness you're here! کلا دو-سه ساعت gameplay داره ولی فوق‌العاده‌س. داستان می‌سازه برات، دنیای قشنگی داره و گرافیکش هم خیلی خاص و قشنگ و آرامبخشه. توی بازی تقریبا می‌تونی به همه‌چی مشت و لگد هم بزنی و دنیا بهت واکنش نشون می‌ده. :))) اعصابت واقعا آروم می‌شه و خوش می‌گذره. پیشنهاد برای روزهای کسل‌کننده 🙏

رفتم آزمایش دادم می‌گه نباید خیس بشه. گفتم تو این سگ گرما مگه می‌شه حموم نرفت؟ گفت راس می‌گی. پلاستیک بکش روش. این چه جوابیه؟ بگو نه عزیزم اشکال نداره تو حمومت رو برو. ناامیدم کرد. 😭

Never mind. رسیدم محل خودمون، امیدای واهی‌م از بین رفت.

برای بالانس وجودم باید برم یکم شوش قدم بزنم. یکم زیادی به زندگی خوشبین شدم.

حتی هوا هم یکم کمتر جهنم بود. جالب.

آدرس رو اشتباه زده بودم و مجبور شدم یک ربع تو نیاوران قدم بزنم. کلا یه ایران دیگه بود. اگه با فکر حساب بانکی‌ت گریه نکنی، خوش می‌گذره. توصیه می‌کنم. ۸/۱۰.

photo content