uz
Feedback
SevenHells

SevenHells

Kanalga Telegram’da o‘tish

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Ko'proq ko'rsatish
468
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-730 kun
Postlar arxiv
عکس یک جولای پارسال از لوبیاشاه :)
عکس یک جولای پارسال از لوبیاشاه :)

photo content

شایدم چیزی نیست کلا. نه؟ اگه دیسک می‌بود حس می‌کنم می‌زد به دستی، پایی، جایی، می‌فهمیدم. ها؟ 🧌 جهنم. اصلا هیچی نیست. فعلا جاروش کنیم زیر یخچال، دم عید موقع خونه‌تکونی بهش فکر می‌کنم. 🙏

فعلا چنگ به درگاه خداوند می‌زنیم تا بریم دکتر اصلیه و بگه دکتر تصویربرداری اشتباه گفته، این چیز خاصی نیست. بالاخره آدمی به امید زنده‌ست. 🙏 (اگر واقعا دیسک بود، من دیگر طاقت ندارم. مرا بوکوشید.)

خب، این‌طور که به نظر می‌آد، ام‌اسم توی نخاعم پیشرفت نکرده ولی دیسک کمر دارم می‌گیرم. =))))))))) When it rains it pours.

ترجیح می‌دم زندگی رو تمام و کمال تجربه کنم تا این‌که بخوام با رویکردهای اینستاگرامیِ همیشه بی‌خیال بودن و هرگز ناراحت‌نشدن خودم رو از تجربه‌ی زیستن محروم کنم.

این پستای من رو نمی‌دونم کجا فوروارد می‌کنید که پشت سرم غیبت کنید ولی بگید منم بیام. من پایهٔ غیبت پشت خودم هم هستم. :(

Repost from rat in a cage
how i go through life:

یکی رو می‌شناسم که اینترنت بدون فیلتر براش فعال کرده‌ن. چجور آدمیه؟ خواهان و طالب آزادی. ولی فکر کنم در تفکرش اشکال نداشته خودش یکم آزادتر باشه. محبتم بهش خشک شد. نپسندیدم. بدم اومد. منفی هفتصد از ده.

برای ام‌آرآی رفته بودم، خانومه اومد با خنده گفت چرا هد رو سرتون کردین؟ حداقل الان که همه خانومن. هار هار هار. حوصله نداشتم جوابشو بدم پس شما شامپوهای حموم باشید و گوش کنید. هرچیزی که موها رو جمع کنه مربوط به حجاب نیست. حفاظت از مو بخشی از بهداشته. دستگاه ام‌آرآی رو بعد از هر مریض با الکل ضدعفونی نمی‌کنن و تو باید بری سرتو بذاری جای هرکی قبل تو بوده. کونتو بذاری جای کون هرکی که قبل تو بوده. کل هیکلت قراره بره اونجا، مهم هم نیست بیمار قبل از تو شپش داره یا نه، حموم رفته یا نه، تمیز بوده یا نه، استفراغ و خون و جیش توی موهاش بوده یا نه. بیمار اورژانسی هم همون‌جا می‌ره ام‌آرآی که تو می‌ری. بیمار کثیف هم همونجا می‌ره. بیماری که عطری زده که بهش حساسیت داری هم همونجا می‌ره. همه همونجان. من خودم از حجاب متنفرم. ولی نباید بذاری نفرت از حجاب، عقلانیتت رو از بین ببره و هر چیزی رو به حجاب ربط بدی. ته ته ته تهشم گیریم اصلا برای حجابه. به کار بقیه چیکار داری؟ مبارزه‌ت رو بکن، شجاعتت رو حفظ کن، شپش‌ت رو بگیر و به بقیه نخند. گوزباقالی لمیززاده.

نمی‌دونم شجریان پدر اینجا داره به کی و چی نگاه می‌کنه، ولی احساس شعف و افتخار رو توی چشماش می‌شه خوند. هرچی خاطراتم رو شخم زدم، یادم نیومد یه بار کسی بهم اینجوری نگاه کرده باشه. خیلی سخته که حس کنی هر کار هم بکنی کافی نیست و هیچ وقت قرار نیست به استانداردها برسی و افتخارآفرینی کنی. احساسش تا ابد توی دل آدم می‌مونه. یه لحظه تصور کردم بابام یه بار، فقط یه بار، این شکلی نگاهم کرده و تپش قلب گرفتم و حس کردم سرم داره داغ می‌شه. ولی خب، در انتها، وضعیت همینی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد. فعلا تنها کاری که از دستم برمی‌آد اینه که هر بار لوبیا می‌پره روی کابینت چشمام این شکلی می‌شه و قربون‌صدقه‌ش می‌رم که سالمه و می‌تونه بپره و حالش خوبه. و دارم یاد می‌گیرم برای خودم هم همین‌کار رو بکنم. در کل، از وقتی لوبیا اومده برای خودم هم والدگری می‌کنم. شاید راه رستگاری همین باشد.

مدیکال ترامایی که دارم تپه‌تپه ذخیره می‌کنم قراره تا هفت نسل بعد از خودم رو بسوزونه.

با من حاضر شید تا بریم بیمارستان *صدای شکستن بغض و گریه از خارج کادر*

photo content
+1

photo content

photo content

خانه‌دار بودن جدی سخت و مسخره‌ست. از صبح با کمردرد کل خونه رو سابیدم و جمع کردم و الان که بالاخره تموم شده هیچی ندارم که برای کسی تعریف کنم. چی می‌شه گفت اصلا؟ بله، جاروبرقی‌ام کار می‌کند. آخ گفتی، لکه‌های همیشگی خانهٔ ما هم با شوینده‌های همیشگی محو می‌شوند. بله لباس‌شویی ما هم می‌چرخد. زیر مبل خاک گرفته است، مثل همیشه. زیرسیگاری را باید خالی کرد. گلدان‌ها هم آب می‌خورند، مثل همهٔ موجودات زندهٔ دیگر. ما هم آشغال‌هایمان را می‌ریزیم توی کیسه. لوبیا هم توی خاکش می‌ریند، گربهٔ شما چطور؟ من هم یک گوجه را ته یخچال جا گذاشته بودم و چروکیده شده بود. پیاز را با حرکات عمود بر هم نگینی می‌کنند. کشو را اگر مرتب نکنی نامرتب می‌شود. مرغ عشق را اگر آب ندهی جیغ می‌زند. کوفت را من هم انجام می‌دهم و برایم سخت است. شنیده‌ام کوفت کلا سختی است. مگر نه؟ بعد همین‌ها رو باید هر روز بگم.

یه بسته چای کیسه‌ای صدتایی رو در یک ماه تموم کردم. هیچ‌وقت فکرشو نمی‌کردم یه روزی بیاد که واسه چای دم‌کردن تنبلی کنم. این هم بی‌آبرویی‌ای بود که من بهش عادت کردم. 🧌

قربون کت و کول پادشاه بشم من 😔🙏
قربون کت و کول پادشاه بشم من 😔🙏