Jiddu Krishnamurti
Kanalga Telegram’da o‘tish
گزیدههایی از آثار جیدو کریشنامورتی به فارسی و انگلیسی ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/krishnamurti.persian نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. کانال محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom نیکول لپرا: @NicoleLePera
Ko'proq ko'rsatish7 176
Obunachilar
+324 soatlar
-37 kunlar
-1130 kunlar
Postlar arxiv
7 176
It is discontent that drives, that creates, that urges us on. If we can understand discontent without smothering it by the search for certainty and psychological security, if we can keep that discontent and its flame alive, our problem is simple, because that very discontent is creative, and from that we can move on. But the moment we smother discontent, put it away, resist it, hide it, the mind is concerned merely with the reconciliation of effects, and discontent is no longer a means of going forward and plunging into something unknown.
Jiddu Krishnamurti
این نارضایتی است که ما را به حرکت درمیآورد، میآفریند و به پیش میراند. اگر بتوانیم نارضایتی را، بیآنکه آن را با جستوجویِ یقین و امنیتِ روانشناختی خفه کنیم، درک کنیم؛ اگر بتوانیم این نارضایتی و شعلهٔ آن را زنده نگه داریم، آنگاه مسئلهٔ ما ساده است؛ زیرا همین نارضایتی، خود، خلاق است و از دلِ آن میتوانیم به پیش برویم.
اما بهمحضِ آنکه نارضایتی را سرکوب کنیم، کنار بگذاریم، در برابرش مقاومت کنیم یا آن را پنهان سازیم، ذهن دیگر صرفاً درگیرِ آشتیدادن و سازگار کردنِ پیامدها خواهد شد؛ و در این حالت، نارضایتی دیگر وسیلهای برای پیش رفتن و دل به ناشناخته سپردن نخواهد بود.
جیدو کریشنامورتی
@Krishnamurti
7 176
موسسهٔ نشر آثار کریشنامورتی به تازگی صفحهای در سایتشان مخصوص «۱۵ نقلِقول از جیدو کریشنامورتی» درست کرده است که ماهانه بروز میشود.
توصیه میشود از این صفحه استفاده کنید.
@Krishnamurti
7 176
I think I can escape from my discontent by having something more, more clothes or more power and so on. But the dissatisfaction is still there, only I cover it up with clothes, with power, with cars. I just cover it up. Until you find out how to understand what you are, merely covering yourself with words, with power, with position, has no meaning. You will still be unhappy. Seeing this, the unhappy person, the person who is in sorrow, does not run away to gurus, to position, to power; he wants to know what is behind that word, what lies behind that sorrow. If you go behind it, you will find that it is yourself, yourself who is very small, yourself who is miserable, unhappy, struggling to achieve greatness. So, this struggle to be something is the cause of sorrow. But if you can understand the thing, that which you are, go deeper and deeper behind it, you will find something quite different.
Jiddu Krishnamurti
فکر میکنم میتوانم با داشتنِ چیزهای بیشتر، از نارضایتیِ خود فرار کنم؛ لباسهای بیشتر، قدرتِ بیشتر و مانندِ اینها. اما نارضایتی همچنان باقی است؛ فقط آن را با لباس، با قدرت، با اتومبیلها میپوشانم. من فقط روی آن سرپوش میگذارم.
تا زمانی که درنیابید چگونه باید آنچه را که هستید بفهمید، صرفاً پوشاندنِ خود با واژهها، با قدرت، یا با مقام، هیچ معنایی ندارد. شما همچنان ناخشنود خواهید ماند.
وقتی انسان این را ببیند، آن انسانِ ناخشنود، آن کسی که در اندوه است، دیگر بهسوی مرشدان، مقام یا قدرت فرار نمیکند؛ بلکه میخواهد بداند پشتِ آن واژه چه نهفته است، و در پسِ آن اندوه چه چیزی قرار دارد.
اگر به ژرفای آن بروید، خواهید دید که آن، خودِ شمایید؛ همان خودِ کوچکتان، همان خودِ درمانده و ناخشنودتان که پیوسته در تلاش است تا به عظمت برسد.
پس، همین تقلا برای «کسی شدن»، علتِ اندوه است.
اما اگر بتوانید آنچه را که هستید بهراستی درک کنید و هرچه عمیقتر به درونِ آن بروید، چیزی کاملاً متفاوت خواهید یافت.
جیدو کریشنامورتی
@Krishnamurti
7 176
Why am I dissatisfied? I am married, and that does not give me satisfaction; I go to the church or temple, and that does not give me satisfaction; I go to various meetings, and they mean nothing; I look at trees and feel nothing. Gradually, I am dissatisfied with everything I see, have or feel. Which means what? I am seeking a satisfaction in which there is no dissatisfaction at all. Each one of us is seeking satisfaction although he is dissatisfied. Right? Now, why do we seek satisfaction? - Not that it is right or it is wrong, but what is the mechanism of this search?
Jiddu Krishnamurti
From The Awakening of Intelligence
چرا ناراضیام؟ من ازدواج کردهام، و این به من رضایت نمیدهد؛ به کلیسا یا معبد میروم، و آن هم به من رضایت نمیدهد؛ در جلسههای گوناگون شرکت میکنم، و آنها هیچ معنایی برایم ندارند؛ به درختان نگاه میکنم و هیچ احساسی ندارم. بهتدریج، از هر آنچه میبینم، دارم یا احساس میکنم، ناراضی میشوم.
این جریان چه معنایی دارد؟
یعنی در جستوجوی رضایتی هستم که در آن هیچ نارضایتیای وجود نداشته باشد. هر یک از ما در جستوجوی رضایت هستیم، در عین حال که ناراضی هستیم. درست است؟
حال، چرا در جستوجوی رضایت هستیم؟ ــ نه از این جهت که جستوجوی رضایت درست است یا نادرست ــ بلکه سازوکارِ این جستوجو چیست؟
جیدو کریشنامورتی
@Krishnamurti
7 176
Being dissatisfied with and not understanding the fact of what we are, we create the idea of what we should be, so there is a division, a contradiction. Throughout the world, this process is going on, this escape from ‘what is’ through the ideational pursuit of ‘what should be’. And surely, as long as we struggle to bring about an approximation between the fact and the idea, conflict is inevitable. Most of our actions are based on ideas. We are motivated by the thought ‘I should’ or ‘I should not’, which means that our action is rooted in an idea, and we are always trying to approximate the two.
Jiddu Krishnamurti
«از آنجا که از آنچه هستیم ناراضیایم و واقعیتِ آن را درک نمیکنیم، تصویری از آنچه باید باشیم میسازیم؛ و بدینسان، شکاف و تناقضی پدید میآید. در سراسرِ جهان، این فرایند در جریان است: گریختن از «آنچه هست» از طریقِ تعقیبِ ذهنیِ «آنچه باید باشد». و بیگمان، تا زمانی که میکوشیم میانِ واقعیت و ایده نوعی نزدیکشدن و انطباق برقرار کنیم، تعارض و کشمکش اجتنابناپذیر است.
بیشترِ اعمالِ ما بر پایهٔ ایدهها استوارند. انگیزهٔ ما از اندیشههایی مانندِ «باید چنین کنم» یا «نباید چنان کنم» سرچشمه میگیرد؛ و این بدان معناست که عملِ ما در ایده ریشه دارد و ما همواره در تلاشایم این دو را به یکدیگر نزدیک کنیم.»
جیدو کریشنامورتی
@Krishnamurti
7 176
If you are somewhat intelligent or aware, and if you are dissatisfied with this transient world, you want something permanent, and therefore are constantly seeking: you join a movement, commit yourself to a political party or activity, and so on. You are always active in this search. But this search invariably leads to a predestined end. What you want is comfort, permanency, a state of mind that will never be disturbed, which you call peace. And you will find what you are seeking, but it will not be the real, it will not be truth.
Jiddu Krishnamurti
«اگر تا حدی هوشمند یا آگاه باشید، و از این جهانِ ناپایدار و گذرا رضایت نداشته باشید، در پی چیزی ماندگار خواهید بود؛ و از همین رو پیوسته در جستوجو خواهید بود: به جنبشی میپیوندید، خود را وقفِ یک حزبِ سیاسی یا فعالیتی خاص میکنید و مانند اینها. همواره در این جستوجو فعال هستید. اما این جستوجو ناگزیر به پایانی از پیش تعیینشده میانجامد. آنچه واقعاً میخواهید، آسودگی، ثبات و حالتی ذهنی است که هیچگاه برهم نخورد؛ چیزی که آن را «آرامش» مینامید. و سرانجام آنچه را در پی آن هستید پیدا خواهید کرد، اما آن چیز امرِ واقعی نخواهد بود؛ حقیقت نخواهد بود.»
جیدو کریشنامورتی
@Krishnamurti
7 176
The Beginning of Freedom is an elegantly-designed collection of 100 visual quotes by Krishnamurti, hand-picked by the Foundation staff. It is available to download for free using the above link.
«آغاز آزادی» مجموعهای زیبا و با طراحیِ زیبا از ۱۰۰ نقلِ قول تصویری از کریشنامورتی است که توسطِ کارکنان بنیاد کریشنامورتی انتخاب شده است.
@Krishnamurti
7 176
The Beginning of Freedom is an elegantly-designed collection of 100 visual quotes by Krishnamurti, hand-picked by the Foundation staff. It is available to download for free using the above link.
«آغاز آزادی» مجموعهای زیبا و با طراحیِ زیبا از ۱۰۰ نقلِ قول تصویری از کریشنامورتی است که توسطِ کارکنان بنیاد کریشنامورتی انتخاب شده است.
ذیلاً میتوانید فایلِ پیدیافِ آن را دانلود کنید.
@Krishnamurti
7 176
تجربهٔ یگانگی
در هفدهم آگوست، درد شدیدی در ناحیهٔ گردنم احساس کردم و مجبور شدم مراقبهٔ خود را به پانزده دقیقه کاهش دهم. درد به جای اینکه همانطور که انتظار داشتم بهتر شود، بدتر شد. در نوزدهم به اوج رسید. نه میتوانستم فکر کنم و نه میتوانستم کاری انجام دهم و دوستانی که اینجا بودند مجبورم کردند به رختخواب بروم. سپس تقریباً بیهوش شدم، اگرچه به خوبی از آنچه در اطرافم میگذشت آگاه بودم. هر روز نزدیک به ظهر به خودم میآمدم. در همان روز اول، در حالی که در آن حالت بودم و نسبت به چیزهای اطرافم هوشیارتر بودم، اولین تجربهٔ خارقالعاده را داشتم. مردی در حال تعمیر جاده بود. آن مرد خودم بودم؛ کلنگی که در دست داشت خودم بودم. همان سنگی که او در حال شکستن آن بود، بخشی از وجود من بود. تیغ لطیف علف وجود من بود و درخت کنار مرد خودم بودم. تقریباً میتوانستم مثل جادهساز احساس و فکر کنم، و میتوانستم باد را که از میان درخت میگذرد و مورچهٔ کوچک روی تیغههای علف را حس کنم. پرندگان، گرد و غبار و سر و صدا بخشی از وجود من بود. درست در همان لحظه ماشینی از دور در حال عبور بود. من راننده، موتور و لاستیک بودم. وقتی ماشین از من دورتر میشد، داشتم از خودم دور میشدم. من در همه چیز بودم، یا بهتر بگویم همه چیز در من بود، بیجان و جاندار، کوه، کرم و همهٔ چیزهایی که نفس میکشیدند. تمام روز در این شرایط شاد ماندم. نمیتوانستم چیزی بخورم، و دوباره در حدود شش شروع کردم به از دست دادن بدن فیزیکی خود، و طبیعتاً عنصر فیزیکی آنچه را که دوست داشت انجام داد. من نیمههوشیار بودم.
-
در ماه اوت سال 1922 جیدو کریشنامورتی دستخوش تحولی عمیق شد. آنچه خواندید گزیدهای از نامهٔ وی به آنی بزانت است که در آن "تجربه" خود را توصیف میکند.
از کتاب «کریشنامورتی - بیوگرافیای توسط پوپول جایکار»
@Krishnamurti
7 176
Booklet: Krishnamurti – An Introduction
«کریشنامورتی - یک مقدمه»، مدخلِ خوبی برای آموزهها است. شامل یک زندگینامهٔ کوتاه، نقلِ قولها، گزیدههای موضوعی، متنی از دیوید بوهم و «هستهٔ اصلیِ آموزهها» است.
KrishnamurtI – AN INTRODUCTION serves as a good entry to the teachings. It includes a short biography, quotes, topical excerpts, a text by David Bohm, and the ‘Core of the teachings’.
@Krishnamurti
7 176
Booklet: Reading the Book of Oneself
کتابچهٔ «خواندنِ کتابِ خود» مقدمهای قابلِ فهم بر مجموعهٔ گستردهٔ آثار کریشنامورتی است. او با استفاده از استعارهٔ «خواندن کتاب»، فصل به فصل وضعیتِ انسان را شرح میدهد و رویکردی بدیع برای درکِ خود، زندگی و انسانیتِ مشترک ما ارائه میدهد.
The booklet Reading the Book of Oneself is a relatable introduction to Krishnamurti’s vast body of work. Using the metaphor of reading a book, he unfolds the human condition chapter by chapter, suggesting a novel approach to understanding oneself, one’s life and our shared humanity.
@Krishnamurti
7 176
Booklet: Nobody Can Teach You About Yourself
کتابچهٔ رایگانِ «هیچکس نمیتواند دربارهٔ خودت به تو چیزی بیاموزد» مجموعهای از نقلقولهای کوتاه و بلند است که نشاندهندهٔ وسعت و عمقِ آموزههای کریشنامورتی است. این کتابچه که بر اساس دستهبندیِ موضوعی مرتب شده است، دسترسیِ آسان به موضوعات مورد علاقه را فراهم میکند، جایی که مجموعهای از نقلقولهای با دقت انتخابشده پیرامونِ آن موضوع را خواهید یافت، که با عکسهایی از دورانِ مختلفِ زندگیِ کریشنامورتی، که از آرشیوِ گستردهٔ ما انتخاب شدهاند، در هم آمیخته است.
The free booklet Nobody Can Teach You About Yourself is a collection of short and longer quotes representing the reach and depth of Krishnamurti’s teachings. Organised by categories, the format provides easy access to subjects of interest, where you will find a selection of carefully chosen quotes around that topic, interspersed with photographs from many eras of Krishnamurti’s life, hand-picked from our extensive archives.
@Krishnamurti
7 176
کتابچهٔ رایگانِ «پنجرهٔ بازِ قلب» شاملِ گزیدهای از نقلِ قولهای کوتاه، جهانی و جاودانه است که نمایانگرِ جنبههای بسیاری از آموزههای کریشنامورتی هستند. هر گزیده، که ماهیتی شاعرانه دارد، با عکسی از کریشنامورتی همراه است که بسیاری از این عکسها قبلاً منتشر نشدهاند.
The free booklet The Open Window of the HEART contains a selection of short quotes, universal and timeless, that represent many aspect of Krishnamurti’s teachings. Each selection, poetic in nature, is accompanied by a photograph of Krishnamurti, many of which were previously unpublished.
@Krishnamurti
7 176
چهار کتابچه
سایتِ ناشرِ رسمیِ آثارِ جیدو کریشنامورتی اخیراً چهار کتابچه بصورتِ فایلِ pdf منتشر کرده است. متنِ کاملِ این چهار کتابچهٔ چکیده و غنی ذیلاً آورده میشود همراه با معرفیِ هر کدام.
ترجمه، خواندنِ جمعی، گفتگو و بررسیِ این کتابچهها در برنامۀ گروهِ کریشنامورتیخوانی است و در آینده بصورتِ مفصل در این گروه کار خواهند شد.
@Krishnamurti
7 176
Extract from the second conversation with David Bohm at Brockwood Park, 1983. Watch the full video at https://youtu.be/VVTiAw7K-bw
گزیدهای از دومین گفتگو با دیوید بوهم در پارک برادوود سال ۱۹۸۳
@Krishnamurti
7 176
چیزی ذهنی
آنچه که عشقمان مینامیم، یک چیز ذهنی است. آقایان و خانمها، به خودتان نگاه کنید، به روشنی خواهید دید آنچه میگویم درست است. چرا که در غیر این صورت، زندگیمان، ازدواجمان و روابطمان کاملاً متفاوت میبود. ما نه از طریق همبستگی بلکه به وسیله پیمان و قرارداد؛ خودمان را به دیگران متعهد میدانیم و این را عشق و ازدواج مینامیم. عشق، قابل انطباق و همجوشی نیست - نه شخصی و نه غیرشخصی است. عشق یک کیفیت وجودی است. کسی که تمایل دارد خودش را به چیز بزرگتری پیوند بزند، خودش را با دیگری یکی کند، از بیچارگی و سردرگمی دوری میکند؛ در حالی که ذهن هنوز در کیفیت جدایی است و این عدم یکپارچگی است. عشق نه پراکندگی و نه همجوشی را میشناسد، نه شخصی و نه غیرشخصی است. عشق یک کیفیت وجودی است که ذهن نمیتواند آن را درک کند. ذهن میتواند عشق را توصیف کند، به آن یک لفظ و یک نام بدهد؛ اما لفظ و توصیف، عشق نیست. عشق، فقط زمانی هست که ذهن در حالت سکوت است و در این حالت عشق شناخته میشود. حالت سکوت چیزی پروردنی نیست.
«کتاب زندگی»
جیدو کریشنامورتی
A thing of the mind
What we call our love is a thing of the mind. Look at yourselves, sirs and ladies, and you will see that what I am saying is obviously true; otherwise, our lives, our marriage, our relationships, would be entirely different, we would have a new society. We bind ourselves to another, not through fusion, but through contract, which is called love, marriage. Love does not fuse, adjust—it is neither personal nor impersonal, it is a state of being. The man who desires to fuse with something greater, to unite himself with another, is avoiding misery, confusion; but the mind is still in separation, which is disintegration. Love knows neither fusion nor diffusion, it is nether personal nor impersonal, it is a state of being which the mind can not find; it can describe it, give it a term, a name, but the word, the description, is not love. It is only when the mind is quiet that it shall know love, and that state of quietness is not a thing to be cultivated.
- The Book of Life
Jiddu Krishnamurti
@Krishnamurti
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
