545
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
545
...
اثر میوهی ممنوعه
#محمدرضا_سلیمی
اثر رومئو و ژولیت نوعی خطای شناختیست که میگوید: «زمانی که دیگران با رابطهی عاطفی دو نفر مخالفت میکنند، گاهی این مخالفت باعث میشود عشق و وابستگیِ آن دو بیشتر و شدیدتر شود. بهعبارتدیگر، مخالفت دیگران با یک رابطهی عاطفی ممکن است آن رابطه را قویتر، ارزشمندتر و هیجانیتر کند.
نام این خطای شناختی از نمایشنامهی رومئو و ژولیت گرفته شده است؛ رومئو و ژولیت نمایشنامهای از ویلیام شکسپیر است که داستان عشق دو نوجوان از دو خانوادهی دشمن را روایت میکند. مخالفت خانوادهها عشق آنها را شدیدتر میکند، اما مجموعهای از سوءتفاهمها و حوادث تلخ سرانجام به مرگ هر دو میانجامد. درواقع، این نمایشنامه روایتگر عشقیست که به خاطر مخالفت و ممنوعیت قویتر میشود، اما به تراژدی میانجامد.
خلاصه، زمانی که انسان احساس کند رابطهی عاطفیاش با دیگران محدود یا ممنوع میشود، تمایلش به حفظ و تقویت آن رابطه بیشتر میشود.
این خطای شناختی نشان میدهد که چگونه فشارهای اجتماعی و ممنوعیتها میتوانند قضاوت منطقی انسان را تحریف کنند، و عشق را که یک «تجربهی عاطفی»ست به یک «نبرد هیجانی» تبدیل کنند.
اثر رومئو و ژولیت با «اثر میوهی ممنوعه»¹ ارتباط تنگاتنگی دارد. اثر میوهی ممنوعه به تمایل انسان برای افزایش توجه و تمایل به چیزی پس از ممنوع یا محدود شدن آن اشاره میکند.
نام این خطای شناختی از داستان مشهور آدم و حوا گرفته شده است. در این داستان، خداوند خوردن میوهی درخت سیب را برای آدم و حوا ممنوع میکند. همین ممنوعیت باعث میشود آن میوه اهمیت و جذابیت ویژهای پیدا کند، و درنهایت آدم و حوا به سوی آن کشیده شوند.
روانشناسان از این داستان بهعنوان یک استعاره استفاده کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که گاهی ارزش یا جذابیت یک چیز نه بهخاطر ویژگیهای ذاتی آن، بلکه به دلیل ممنوعیت آن افزایش مییابد. به همین دلیل، هرگاه ممنوعیت باعث افزایش میل و کنجکاوی نسبت به چیزی شود، از اصطلاح «اثر میوهی ممنوعه» استفاده میکنند.
@simar50
#ممنوعیت
#آزادی
#روانشناسی_رشد
545
....
تو احمق نبودی...
#محمود_مقدّسی
تقصیر تو نیست، اوضاع خراب است. تو آدمِ ضعیفی نبودی، اوضاع خراب است.
تو دیوانه نبودی و نیستی، اوضاع خراب است. تو احمق و گیج نیستی، اوضاع خراب است.
خودت را محاکمه نکن، تو نمیتوانستی برای هر تصمیمت به جای یک دولت یا به جای کل جهان فکر کنی و بعد تصمیم بگیری.
تو نمیتوانستی همه چیز را پیشبینی کنی و تازه اگر پیشبینی میکردی نمیتوانستی باور کنی، یا حتی اگر باور میکردی که به اینجا میرسیم، چیزی نمیتوانست تو را یکسره مصون کند.
تو هرقدر هم هشیار میبودی نمیتوانستی به جبرهای گوناگون غلبه کنی.
تو رفتهای و داری درد میکشی (کم هم نه)، ماندهای و داری درد میکشی (لحظه به لحظه)، رشته مورد علاقهات را خواندهای و داری درد میکشی (میگویی کاش کار پولسازتری میداشتی)، رشتۀ مورد علاقهات را نخواندهای و داری درد میکشی (چون همان که قرار بود علیرغم بیعلاقگی از نظر مالی مصونت کند هم نمیکند)
وارد رابطه شدهای و داری درد میکشی (از دوری، از هزینههای رابطه، از نگرانی برای او و خودت و از ابهام آینده)
جدا شدهای و داری درد میکشی (که حالا باید همۀ اینها را تنها از سر بگذرانی، یا علاوه بر درد همه، دردِ تنهایی و زخمهای جدایی را هم داری)
مشاوره و درمان رفتهای و داری درد میکشی (آخر جادو که نیست، دردِ بیرون را که یکسره چاره نمیکند)، هیچ کدام از این کارها را نکردهای و داری درد میکشی (ابزارهای جدیدی هم برای فهمیدن وکاری کردن پیدا نکردهای).
واقعیت این است که نمیشد درد نکشی. بیا و این درد ِاضافه که «میشد درد نکشی» و تو اشتباه بودی که داری اینطور درد میکشی را تا جای ممکن کمتر بکشیم.
اوضاع خراب است و این خرابی آنچنانِ هر کدام از ما را آنچنانتر کرده. اوضاع خراب است و این خرابی، هزینههای نحوۀ بودن هر کدام از ما را بیشتر کرده است
همین.
اگر اوضاع بهتر بود، هر کدام از ما آدم معمولیای بودیم که با همۀ نقصها و ندانستههایمان زندگی میکردیم و برای دردهای معمولمان هم دنبال چارهای میگشتیم.
بیا و خرابیِ اوضاع را به حساب خودت ننویس. بیا سهمِ دردِ ناگزیرمان را برداریم و شانه زیرِ بار دردهای جدیدی نبریم.
@simar50
#اوضاع_خراب_است
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
