uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Kanalga Telegram’da o‘tish

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali جمع مدیران نامدار ایران analitikasi

جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 27 309 obunachidan iborat bo'lib, Biznes toifasida 2 268-o'rinni va Eron mintaqasida 12 903-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 27 309 obunachiga ega bo‘ldi.

15 Oktabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -75 ga, so‘nggi 24 soatda esa 0 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 24.27% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 11.30% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 6 629 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 3 087 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent مدیر, جا, آقا, وقت, کس kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 16 Oktabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Biznes toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

27 309
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-427 kun
-7530 kun
Postlar arxiv
🔴زباله طلاست : درس واقعی ژاپن ها ✍️✍️ صدرالدین علیپور 🔰نکته ظریف 👈(برای ساخت سکوهای المپیک با کمک مردم به ویژه دانشجویان و دانش‌آموزان از بطری‌های بازیافتی و همچنین زباله‌های پلاستیکی صید شده از دریا استفاده شده است.) ♈️شعار مراسم افتتاحیه المپیک ریو 2016 «حمایت از محیط زیست» بود. در کتابچه‌های مراسم نوشته شده بود که برای حفظ زمین سبز، برزیل با داشتن جنگل‌های انبوه بهترین مکان است و به گیاهان اجازه زندگی بدهیم. ♈️در قسمتی از مراسم افتتاحیه به موضوع گرم شدن کره زمین در سال‌های گذشته پرداخته شد و اینکه این پدیده جوی چه عواقبی را برای یخ‌های قطب به همراه خواهد داشت. هچنین در بلیت افتتاحیه بازی‌های المپیک ریو ٢٠١٦ طرح سبز رنگی از دو انسان در طبیعت همراه با پرندگان قرار داده شده بود که پیغام کره زمین سبز را می‌رساند. ♈️از سوی دیگر در مراسم افتتاحیه در کنار هر کدام از پرچم داران 206 کشور حاضر در آئین رژه، کودکانی 206 گونه گیاهی را در گلدان‌های کوچک در دست داشتند و کنار پرچمدار راه می‌رفتند. ♈️استفاده از مواد تجزیه‌پذیر در ساخت نمادها، مراقبت و مدیریت نحوه مصرف انرژی و تصفیه آب مصرفی دهکده المپیک و همچنین تاکید ویژه بر رعایت مسائل محیط زیستی به وسیله داوطلبان شرکت کننده در برگزاری این المپیک باعث شد تا از المپیک ریو به عنوان سبزترین المپیک تاریخ یاد شود اما ژاپنی‌ها در المپیک 2020 چند قدم جلوتر رفتند. 🔰به این نمونه‌ها دقت کنید:👇 ♈️مشعل المپیک از زباله‌های آلومینیوم خانه‌های موقتی ساخته شده است. این خانه‌ها پس از زلزله بزرگ در سال ۲۰۱۱ در ژاپن ساخته شده بود و دیگر کاربردی مسکونی نداشتند. ♈️ برای ساخت سکوهای المپیک با کمک مردم به ویژه دانشجویان و دانش‌آموزان از بطری‌های بازیافتی و همچنین زباله‌های پلاستیکی صید شده از دریا استفاده شده است. ♈️ از آلومینیوم‌هایی که از ساختمان‌های مسکونی تخریب شده در زلزله ۲۰۱۱ باقی مانده بود نیز در ساخت سکوها استفاده شده است. ♈️ مدال‌هایی که به ورزشکاران اهدا می‌شود بازیافتی است. در فراخوانی از سوی مسئولان از مردم خواسته شد گوشی، تبلت، لپ‌تاپ، کنسول بازی و دوربین دیجیتال دور ریختنی خود را تحویل دهند. ♈️طی ۱۸ ماه از آغاز این کمپین، بالغ بر ۴۷ هزار و ۴۸۸ تن دستگاه الکترونیک به همراه بیش از ۵ میلیون دستگاه گوشی موبایل گردآوری شد که در نهایت، ۵ هزار مدل برای اهدا به ورزشکاران بازی‌های المپیک و پارالمپیک ساخته شد. ♈️در خوابگاه‌های دهکده المپیک برای استراحت ورزشکاران ۲۶ هزار تخت مقوایی قابل بازیافت تهیه شده است. این تخت‌ها بسیار سبک، کاملاً مقاوم و البته بازیافتی است. ♈️به منظور صرفه‌جویی در انرژی و جلوگیری از ساخت و ساز غیرضروری فقط 8 مکان جدید ساخته شده و ۲۵ مکان از ۴۳ مکان المپیک و پارالمپیک قبل از بازیها وجود داشته است. ♈️وسائل نقلیه‌ای که برای جابجایی ورزشکاران در دهکده المپیک شامل اتوبوس‌های برقی است. کامیون‌های مورد استفاده در این المپیک از سوخت هیدروژنی استفاده می‌کنند. ♈️ بسیاری از سازه‌ها، ابزار و وسایل موجود در دهکده المپیک قابل بازیافت بوده و بعد از برگزاری مسابقات جهت مصارف دیگر بازیافت خواهد شد. ♈️ژاپنی‌ها حتی دسته گلی که به ورزشکاران برنده مدال می‌دهند را هم با المان‌ها و نشانه‌های جذابی همراه کرده‌اند. برای مثال گل استوما که به رنگ سبز مایل به زرد است در فوکوشیما پرورش داده می‌شود. ♈️ شهری که بعد از سونامی ویران شد و نیروگاه مشهور آن همه را فراری داد. یک شرکت در این ناحیه این گل را پرورش داد و حالا از این طریق به جهان پیام می‌دهند که فوکوشیما زنده است. ♈️ بخش قابل توجهی از انرژی برای توکیو ۲۰۲۰ از طریق منابع تجدیدپذیر از جمله انرژی خورشیدی تامین می‌شود. حتی چوب‌هایی که از زباله های ساختمانی و بریده‌های درختان در ژاپن کنار گذاشته شده‌اند برای تولید برق مورد استفاده قرار گرفت. ♈️همین نکات نشان می‌دهد که المپیک 2020 توکیو «سبزترین المپیک» تاریخ است و ژاپنی‌ها به همه نشان دادند که «زباله طلاست». با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 مشروطیت در کشاکش دو گفتمان : 🔰«چگونه حکومت کردن» یا «چه کسی حکومت کند»؟! ✍️ دکتر خسرو قبادی ♈️به گمان من در ایران تا پیش از مشروطه چه در سنت ایرانی و چه در سنت اسلامی، گفتمان چه کسی حکومت کند بر چگونه حکومت کردن ترجیح داشته است. منتها در سنت ایرانی شخص حاکم تضمنا دانش حکمروایی و فضیلت را باید دارا می بود و در سنت اسلامی تعینا دانش دینی (فقه) و تقوا ملاک شخص حاکم تلقی می‌شده است. در هر دو نوع سنت، حاکمیت دارای ماهیتی فردی و آسمانی بود. پادشاهی فره ایزدی و تقوا هم عنایت الهی بود. اگرچه باید انصاف داد که آسمانی بودن در سنت ایرانی قوی تر از سنت اسلامی بود، زیرا دانش دینی و تقوا در سایه تلاش های اکتسابی فرد حاصل می شد و تا اندازه ای قابل قیاس و سنجش دست کم در میان خواص بوده است. ♈️اما با مشروطه، «چگونه حکومت کردن» محوریت یافت و نهادهایی چون مجلس و انتخابات و ... ‌نیز به دنبال این چرخش نگرش پدید آمد. در خود سنت مشروطه اما تاسیس دولت پاسخگو یا دولت کارآمد به نزاع فکری و سیاسی انجامید؛ نسل اول مشروطه خواهان بدون داشتن یک آزمون تاریخی؛ ساده انگارانه، نفس پدید آمدن یک دولت پاسخگو را کارآمد تلقی می کردند، اما حوادث و رویدادهای سخت داخلی و خارجی به آنان فهماند که در اندیشه تاسیس دولت کارآمد در درون سنت مشروطه بیفتند. در اینجا بار دیگر گفتمان چه کسی حکومت کند، بر چگونه حکومت کردن -شاید به طور ناخواسته- غلبه یافت. اما نسبت دولت کارآمد در درون این سنت نیز آزمون تاریخی نداشت و دیری نپایید که پاسخگویی به محاق رفت، تا جایی که به استحاله ماهیت مشروطه بودن حکومت انجامید و استبدادی از جنس حکومت نئوپاتریمونیال پدید آمد. ♈️با سقوط رضا شاه آن هم به دلیل زمینه های خارجی، فرصتی چند برای پاسخگو کردن حکومت و چگونه حکومت کردن پدیدار شد، اما با شکست نهضت ملی به دلایل متعدد داخلی و خارجی، آرام آرام، مشروطه به محاق رفت و به جای حل نسبت و ایجاد توازن میان آن دو، پرسش دیگری با موج استقلال خواهی جهان سومی ها و اندیشه ملی کردن (نفت) بالا گرفت: بازگشت به خویشتن؛ در برخی از خوانش ها در بازگشت خویشتن رگه هایی وجود داشت که کل سنت مشروطه را نادیده می گرفت و در واقع نوعی گسست از این سنت فکری را نشان می داد. تا اینکه عمر ۷۲ ساله انقلاب مشروطه به انقلاب اسلامی ختم شد و در پی آن، مفاهیم پاسخگویی و کارآمدی رفته رفته در درون سنت آن توجیه ایدئولوژیک به خود گرفت و «چه کسی حکومت کند» جای «چگونه حکومت کردن» را در نظر و به ویژه در عمل گرفت. ♈️تاسیس دولت پاسخگو و کارآمد که بتواند عقب ماندگی تاریخی ما را با اتکای برجامعه جبران کند در سایه چگونه حکومت کردنی استوار است که مشروطه به دنبال آن بود. اما ناکامی‌های مشروطه و فقد تاریخیگری و سنت قوی نقادی مبتنی بر اندیشه ای که غرب آزموده شده در این راه را قبله و شیطان تلقی نکند، و به جای حل مساله، صورت مساله را پاک نکند، راه دشواری است که هنوز هم مانند صدر مشروطه در جست و جوی آن هستیم.! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✍️سید مرتضی آوینی و طرح صیانت از فضای مجازی 🔷در آن سالهایی که بحث ممنوعیت/ساماندهی/صیانت از «ویدئو» مطرح بود و «فیلمِ ویدئو» لای پتو جابجا می شد و "ممنوع" بود، شهید آوینی شدیدا آن رویکرد را محکوم می کرد و به یکی از سران حزب الله چنین می نویسد: ☑️«من در باکو، در منزل یکی از سران حزب الله، نوارهای ویدیوئی تشییع پیکر حضرت امام، خطبه های خطبای جمعه و مبلّغان مذهبی، فیلمهای مربوط به انقلاب اسلامی در مراحل متعدد مبارزه و پیروزی... و بالاخره از قیام مردم باکو در ژانویه 1990 و سرکوب آنان به وسیله ارتش شوروی را دیدم. در طول مدتی که صاحبخانه نوارها را به ما نشان می داد، پسر هفت هشت ساله او، با ایما و اشاره و حتی اِعمال فشارهای بچه گانه، از پدرش چیزی می خواست که ما نمی دانستیم و در نمی یافتیم و بالا خره معلوممان شد که اصرارهای شگفت آور آن بچه به خاطر چیست: فیلمی از سه کودک چینی قهرمان جودو که ماجراهایی چون بروس لی را از سر می گذراندند و از همه آنها پیروز بیرون می آمدند. پدر تسلیم شد و ناگزیر گردن به خواهش فرزند گذاشت و ما او را در حالی رها کردیم که محو تماشای قهرمانیهای آن سه پسر بچه بود!» آنهایی که امروز درباره طرح #صیانت از اینترنت و فیلتر کردن اینستاگرام و تلگرام سخن می گویند، فردا فرزندِ خودشان در حال تهیه فیلترشکن برای دسترسی به اینستاگرام و... خواهد بود. 🔷آوینی در مقالاتش به تندی به این «نوع نگاه» انتقاد می کرد و حتی به چند قدم دورتر اشاره می کرد که: «اگر امروز ویدئو را ممنوع کردید، فردا "ماهواره" را چطور می خواهید ممنوع کنید؟» 🔷در آن سالها، جسارتِ زیادی می خواست که کسی درباره #ماهواره (ای که هنوز نیامده بود)، آنگونه به صراحت و شجاعت سخن بگوید، ولی می نوشت: ☑️«حالا که حتی در یک شهر مذهبی مثل کاشان حدّاقل پنج دستگاه ویدئو (منظور پنج برند تولید کننده دستگاه ویدئو است) وجود دارد و قیمت آن هم، هم‏طراز با سایر وسایل برقی مجاز است و کرایه نوار حتی از ماست پاستوریزه(!) هم ارزان‏تر است، درست آن است که بگوییم ویدئو تکلیفِ ما را روشن کرده است و چند وقت دیگر #ماهواره تکلیف ما را روشن خواهد کرد!”» 🔷صیانت یا روشن کردنِ تکلیف؟ مباحثی که شهید آوینی در خصوص «تکلیف را روشن کردن» دارد (پس از گذشت این سالها) حیرت آور است. سوال اینجاست که چگونه ما هنوز مشابهِ زمان آوینی فکر می کنیم؟ این یادداشت آوینی را با هم بخوانیم: ▪️گفتم: خدا را شکر که تکلیفِ ویدئو را هم روشن کردیم. نگاهی از سر تعجب آمیخته با تمسخر کرد و پرسید: شما روشن کردید؟ ▪️پرسیدم: مگر جز این است؟ ▪️جواب داد: ببین دوست من! اگر هم این طور باشد که تو می‏گویی، هر چند من تردید دارم، اما باز هم باید گفت که ویدئو تکلیفِ خودش را روشن کرده است. ▪️از نگاهم دریافت که باید روشن‏تر حرف بزند. گفت: این ویدئوست که تکلیف ما را روشن کرده است، نه ما تکلیف آن را. مگر ما می‏توانستیم تصمیم دیگری جز این اتخاذ کنیم؟ ▪️پرسیدم: مگر نمی‏توانستیم؟ ▪️جواب داد: “نه! ..ببین! اگر ما می‏توانستیم #دیواری اختراع کنیم که جلوی ورود ویدئو را به کشور بگیرد و آنگاه چنین حکمی صادر می‏کردیم درست بود که بگوییم تکلیفِ ویدئو را ما روشن کرده ‏ایم. اما چنین نیست؛ ویدئو رسانه ‏ای است که از هر مرزی عبور می‏کند و به هر جا که #تمدن امروز رفته است، وارد می‏شود و هیچ راهی هم برای #ممانعت وجود ندارد. اگر چنین می‏شد که بتوان برنامه‏ های ماهواره ‏ها را با همین آنتن معمولی تلویزیون گرفت، ما چه می‏گفتیم؟ آیا درست بود که بگوییم: خوب! تکلیف ماهواره ‏ها را روشن کردیم؟…نه! “ ▪️و بعد نـاگهان مثل آنکه چیـزی به ذهنش خطور کـرده بـاشد، گفت: “شازده کـوچولو را خوانده ‏ای؟” ▪️گفتم: “آره” ▪️گفت: “حکایت ما، حکایت آن پادشاه است که شازده کوچولو در ستاره اول دید. پادشاه فرمان‏های عاقلانه‏ ای می‏داد؛ چرا که علاقمند بود که فرمان‏هایش اجرا شود. مثلاً وقتی شازده کوچولو می ‏پرسید: اجازه هست بنشینم؟ پادشاه می‏گفت:به تو فرمان می‏دهم که بنشینی! و یا وقتی شازده کوچولو از شدّت خستگی خمیازه می‏کشید، به او فرمان می‏داد که حتماً خمیازه بکشد و رودربایستی نکند! و چون شازده کوچولو می‏گفت: دیگر خمیازه ام نمی‏آید، پادشاه فرمان می‏داد که: خُب! حالا که این‏طور است به تو فرمان می ‏دهم گاهی خمیازه بکشی و گاهی هم نکشی ▪️گفتم: “عجب کتاب خوبی است این شازده کوچولو! “زمین انسان‏ها” را هم خوانده ‏ای؟” گفت: می‏خواهی از تبعات قبول واقعیت فرار کنی؟ چه من زمین انسان‏ها را خوانده باشم و چه نخوانده باشم، ماهواره دارد می ‏آید راه حق راهی است که اگر با اختیار انتخاب نشود بی فایده است با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✍️سید مرتضی آوینی و طرح صیانت از فضای مجازی 🔷در آن سالهایی که بحث ممنوعیت/ساماندهی/صیانت از «ویدئو» مطرح بود و «فیلمِ ویدئو» لای پتو جابجا می شد و "ممنوع" بود، شهید آوینی شدیدا آن رویکرد را محکوم می کرد و به یکی از سران حزب الله چنین می نویسد: ☑️«من در باکو، در منزل یکی از سران حزب الله، نوارهای ویدیوئی تشییع پیکر حضرت امام، خطبه های خطبای جمعه و مبلّغان مذهبی، فیلمهای مربوط به انقلاب اسلامی در مراحل متعدد مبارزه و پیروزی... و بالاخره از قیام مردم باکو در ژانویه 1990 و سرکوب آنان به وسیله ارتش شوروی را دیدم. در طول مدتی که صاحبخانه نوارها را به ما نشان می داد، پسر هفت هشت ساله او، با ایما و اشاره و حتی اِعمال فشارهای بچه گانه، از پدرش چیزی می خواست که ما نمی دانستیم و در نمی یافتیم و بالا خره معلوممان شد که اصرارهای شگفت آور آن بچه به خاطر چیست: فیلمی از سه کودک چینی قهرمان جودو که ماجراهایی چون بروس لی را از سر می گذراندند و از همه آنها پیروز بیرون می آمدند. پدر تسلیم شد و ناگزیر گردن به خواهش فرزند گذاشت و ما او را در حالی رها کردیم که محو تماشای قهرمانیهای آن سه پسر بچه بود!» آنهایی که امروز درباره طرح #صیانت از اینترنت و فیلتر کردن اینستاگرام و تلگرام سخن می گویند، فردا فرزندِ خودشان در حال تهیه فیلترشکن برای دسترسی به اینستاگرام و... خواهد بود. 🔷آوینی در مقالاتش به تندی به این «نوع نگاه» انتقاد می کرد و حتی به چند قدم دورتر اشاره می کرد که: «اگر امروز ویدئو را ممنوع کردید، فردا "ماهواره" را چطور می خواهید ممنوع کنید؟» 🔷در آن سالها، جسارتِ زیادی می خواست که کسی درباره #ماهواره (ای که هنوز نیامده بود)، آنگونه به صراحت و شجاعت سخن بگوید، ولی می نوشت: ☑️«حالا که حتی در یک شهر مذهبی مثل کاشان حدّاقل پنج دستگاه ویدئو (منظور پنج برند تولید کننده دستگاه ویدئو است) وجود دارد و قیمت آن هم، هم‏طراز با سایر وسایل برقی مجاز است و کرایه نوار حتی از ماست پاستوریزه(!) هم ارزان‏تر است، درست آن است که بگوییم ویدئو تکلیفِ ما را روشن کرده است و چند وقت دیگر #ماهواره تکلیف ما را روشن خواهد کرد!”» 🔷صیانت یا روشن کردنِ تکلیف؟ مباحثی که شهید آوینی در خصوص «تکلیف را روشن کردن» دارد (پس از گذشت این سالها) حیرت آور است. سوال اینجاست که چگونه ما هنوز مشابهِ زمان آوینی فکر می کنیم؟ این یادداشت آوینی را با هم بخوانیم: ▪️گفتم: خدا را شکر که تکلیفِ ویدئو را هم روشن کردیم. نگاهی از سر تعجب آمیخته با تمسخر کرد و پرسید: شما روشن کردید؟ ▪️پرسیدم: مگر جز این است؟ ▪️جواب داد: ببین دوست من! اگر هم این طور باشد که تو می‏گویی، هر چند من تردید دارم، اما باز هم باید گفت که ویدئو تکلیفِ خودش را روشن کرده است. ▪️از نگاهم دریافت که باید روشن‏تر حرف بزند. گفت: این ویدئوست که تکلیف ما را روشن کرده است، نه ما تکلیف آن را. مگر ما می‏توانستیم تصمیم دیگری جز این اتخاذ کنیم؟ ▪️پرسیدم: مگر نمی‏توانستیم؟ ▪️جواب داد: “نه! ..ببین! اگر ما می‏توانستیم #دیواری اختراع کنیم که جلوی ورود ویدئو را به کشور بگیرد و آنگاه چنین حکمی صادر می‏کردیم (که الآن کرده‏ ایم)، درست بود که بگوییم تکلیفِ ویدئو را ما روشن کرده ‏ایم. اما چنین نیست؛ ویدئو رسانه ‏ای است که از هر مرزی عبور می‏کند و به هر جا که #تمدن امروز رفته است، وارد می‏شود و هیچ راهی هم برای #ممانعت وجود ندارد. شاهد مثالش هم کشور خودمان. از تو می‏پرسم: اگر چنین می‏شد که بتوان برنامه‏ های ماهواره ‏ها را با همین آنتن معمولی تلویزیون گرفت، ما چه می‏گفتیم؟ آیا درست بود که بگوییم: خوب! تکلیف ماهواره ‏ها را روشن کردیم؟…نه! “ ▪️و بعد نـاگهان مثل آنکه چیـزی به ذهنش خطور کـرده بـاشد، گفت: “شازده کـوچولو را خوانده ‏ای؟” ▪️گفتم: “آره” ▪️گفت: “حکایت ما، حکایت آن پادشاه است که شازده کوچولو در ستاره اول دید. پادشاه فرمان‏های عاقلانه‏ ای می‏داد؛ چرا که علاقمند بود که فرمان‏هایش اجرا شود. مثلاً وقتی شازده کوچولو می ‏پرسید: اجازه هست بنشینم؟ پادشاه می‏گفت:به تو فرمان می‏دهم که بنشینی! و یا وقتی شازده کوچولو از شدّت خستگی خمیازه می‏کشید، به او فرمان می‏داد که حتماً خمیازه بکشد و رودربایستی نکند! و چون شازده کوچولو می‏گفت: دیگر خمیازه ام نمی‏آید، پادشاه فرمان می‏داد که: خُب! حالا که این‏طور است به تو فرمان می ‏دهم گاهی خمیازه بکشی و گاهی هم نکشی…” ▪️گفتم: “عجب کتاب خوبی است این شازده کوچولو! “زمین انسان‏ها” را هم خوانده ‏ای؟” ▪️خندید و گفت: می‏خواهی از تبعات قبول واقعیت فرار کنی؟ چه من زمین انسان‏ها را خوانده باشم و چه نخوانده باشم، #ماهواره دارد می ‏آید… 🔷«راه حق راهی است که اگر با اختیار انتخاب نشود بی فایده است»

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✍️سید مرتضی آوینی و طرح صیانت از فضای مجازی 🔷در آن سالهایی که بحث ممنوعیت/ساماندهی/صیانت از «ویدئو» مطرح بود و «فیلمِ ویدئو» لای پتو جابجا می شد و "ممنوع" بود، شهید آوینی شدیدا آن رویکرد را محکوم می کرد و مثلا در یادداشتی درباره فرزندِ یکی از سران حزب الله چنین می نویسد: ☑️«من در باکو، در منزل یکی از سران حزب الله، نوارهای ویدیوئی تشییع پیکر حضرت امام، خطبه های خطبای جمعه و مبلّغان مذهبی، فیلمهای مربوط به انقلاب اسلامی در مراحل متعدد مبارزه و پیروزی... و بالاخره از قیام مردم باکو در ژانویه 1990 و سرکوب آنان به وسیله ارتش شوروی را دیدم. در طول مدتی که صاحبخانه نوارها را به ما نشان می داد، پسر هفت هشت ساله او، با ایما و اشاره و حتی اِعمال فشارهای بچه گانه، از پدرش چیزی می خواست که ما نمی دانستیم و در نمی یافتیم و بالا خره معلوممان شد که اصرارهای شگفت آور آن بچه به خاطر چیست: فیلمی از سه کودک چینی قهرمان جودو که ماجراهایی چون بروس لی را از سر می گذراندند و از همه آنها پیروز بیرون می آمدند. پدر تسلیم شد و ناگزیر گردن به خواهش فرزند گذاشت و ما او را در حالی رها کردیم که محو تماشای قهرمانیهای آن سه پسر بچه بود!» آنهایی که امروز درباره طرح #صیانت از اینترنت و فیلتر کردن اینستاگرام و تلگرام و .."گرام" های دیگر سخن می گویند، فردا فرزندِ خودشان در حال تهیه فیلترشکن برای دسترسی به اینستاگرام و... خواهد بود. 🔷آوینی در مقالاتش به تندی به این «نوع نگاه» انتقاد می کرد و حتی به چند قدم دورتر اشاره می کرد که: «اگر امروز ویدئو را ممنوع کردید، فردا "ماهواره" را چطور می خواهید ممنوع کنید؟» 🔷در آن سالها، جسارتِ زیادی می خواست که کسی درباره #ماهواره (ای که هنوز نیامده بود)، آنگونه به صراحت و شجاعت سخن بگوید، ولی #آوینی می نوشت: ☑️«حالا که حتی در یک شهر مذهبی مثل کاشان حدّاقل پنج دستگاه ویدئو (منظور پنج برند تولید کننده دستگاه ویدئو است) وجود دارد و قیمت آن هم، هم‏طراز با سایر وسایل برقی مجاز است و کرایه نوار حتی از ماست پاستوریزه(!) هم ارزان‏تر است، درست آن است که بگوییم ویدئو تکلیفِ ما را روشن کرده است و چند وقت دیگر #ماهواره تکلیف ما را روشن خواهد کرد!”» 🔷صیانت یا روشن کردنِ تکلیف؟ مباحثی که شهید آوینی در خصوص «تکلیف را روشن کردن» دارد (پس از گذشت این سالها) حیرت آور است. سوال اینجاست که چگونه ما هنوز مشابهِ زمان آوینی فکر می کنیم؟ این یادداشت آوینی را (که در قالب محاوره بین 2 نفر نوشته) با هم بخوانیم: ▪️گفتم: خدا را شکر که تکلیفِ ویدئو را هم روشن کردیم. نگاهی از سر تعجب آمیخته با تمسخر کرد و پرسید: شما روشن کردید؟ ▪️پرسیدم: مگر جز این است؟ ▪️جواب داد: ببین دوست من! اگر هم این طور باشد که تو می‏گویی، هر چند من تردید دارم، اما باز هم باید گفت که ویدئو تکلیفِ خودش را روشن کرده است. ▪️از نگاهم دریافت که باید روشن‏تر حرف بزند. گفت: این ویدئوست که تکلیف ما را روشن کرده است، نه ما تکلیف آن را. مگر ما می‏توانستیم تصمیم دیگری جز این اتخاذ کنیم؟ ▪️پرسیدم: مگر نمی‏توانستیم؟ ▪️جواب داد: “نه! ..ببین! اگر ما می‏توانستیم #دیواری اختراع کنیم که جلوی ورود ویدئو را به کشور بگیرد و آنگاه چنین حکمی صادر می‏کردیم (که الآن کرده‏ ایم)، درست بود که بگوییم تکلیفِ ویدئو را ما روشن کرده ‏ایم. اما چنین نیست؛ ویدئو رسانه ‏ای است که از هر مرزی عبور می‏کند و به هر جا که #تمدن امروز رفته است، وارد می‏شود و هیچ راهی هم برای #ممانعت وجود ندارد. شاهد مثالش هم کشور خودمان. از تو می‏پرسم: اگر چنین می‏شد که بتوان برنامه‏ های ماهواره ‏ها را با همین آنتن معمولی تلویزیون گرفت، ما چه می‏گفتیم؟ آیا درست بود که بگوییم: خوب! تکلیف ماهواره ‏ها را روشن کردیم؟…نه! “ ▪️و بعد نـاگهان مثل آنکه چیـزی به ذهنش خطور کـرده بـاشد، گفت: “شازده کـوچولو را خوانده ‏ای؟” ▪️گفتم: “آره” ▪️گفت: “حکایت ما، حکایت آن پادشاه است که شازده کوچولو در ستاره اول دید. پادشاه فرمان‏های عاقلانه‏ ای می‏داد؛ چرا که علاقمند بود که فرمان‏هایش اجرا شود. مثلاً وقتی شازده کوچولو می ‏پرسید: اجازه هست بنشینم؟ پادشاه می‏گفت:به تو فرمان می‏دهم که بنشینی! و یا وقتی شازده کوچولو از شدّت خستگی خمیازه می‏کشید، به او فرمان می‏داد که حتماً خمیازه بکشد و رودربایستی نکند! و چون شازده کوچولو می‏گفت: دیگر خمیازه ام نمی‏آید، پادشاه فرمان می‏داد که: خُب! حالا که این‏طور است به تو فرمان می ‏دهم گاهی خمیازه بکشی و گاهی هم نکشی…” ▪️گفتم: “عجب کتاب خوبی است این شازده کوچولو! “زمین انسان‏ها” را هم خوانده ‏ای؟” ▪️خندید و گفت: می‏خواهی از تبعات قبول واقعیت فرار کنی؟ چه من زمین انسان‏ها را خوانده باشم و چه نخوانده باشم، #ماهواره دارد می ‏آید… 🔷«راه حق راهی است که اگر با اختیار انتخاب نشود بی فایده است»

🔴 *«اسب‌ مُرده» در مدیریت کسب وکار نماد چیست؟* سرخ‌پوستان آمريکا یک ضرب‌المثل قدیمی دارند با اين مضمون که: "وقتی ديديد اسب‌تان مرده، پياده شويد." شاید گمان کنید که اين ضرب‌المثل بيان بدیهيات است. با اين وجود، کافيست کمی به شرکت‌ها و سازمان‌های اطراف خود نگاه کنیم. متاسفانه اسب بسياری از شرکت‌ها و سازمان‌های ايرانی مرده است! بیشتر شرکت‌های دولتی، نیمه‌دولتی و خصوصی، به ارائه محصولات و خدماتی مشغولند که دوره آنها گذشته و مشتريان از آنها استقبال نمی‌کنند. بی‌شک شما هم تایید می‌‌کنيد که این شرکت‌ها و سازمان‌ها باید پيش‌تر از این برای توسعه محصولات و خدمات بهتر و جايگزین، نوآوری پيشه می‌کردند. اگر اين کار را کرده بودند، الان می‌توانستند از اسب مرده پیاده و به سرعت اسبی چالاک، جوان و تازه‌نفس را سوار ‌شوند. هنوز هم فرصت نوآوری برای برخی از این شرکت‌ها کاملا از دست نرفته است. اما در کمال شگفتی بيشتر آنها به‌جای پياده شدن از اسب مرده، کارهای عجيب ديگری می‌کنند. مثلاً: 🔸تازیانه محکم‌تری می‌خرند! 🔸 اسب‌سواران را عوض می‌کنند! 🔸کميته‌ای برای بررسی اسب منصوب می‌کنند! 🔸ماموريتی به ديگر کشورها می‌روند تا ببینند دیگران چگونه اسب مرده سوار می‌شوند! 🔸استانداردها را پایین می‌آورند تا اسب مرده را هم شامل شوند! 🔸اسب مرده را در طبقه جدیدی به نام "زنده بی‌تحرک" دسته‌بندی می‌کنند! 🔸پيمانکار برون‌سازمانی می‌گيرند تا اسب مرده را سوار شود! 🔸چند اسب مرده را هم‌زمان به کار می‌گيرند تا سرعت زیاد شود! 🔸بودجه و آموزش بيشتری برای بهبود عملکرد اسب مرده اختصاص می‌دهند! 🔸اعلام می‌کنند که چون اسب مرده غذا نمی‌خورد، هزينه‌ها کاهش و سود افزايش می‌يابد! 🔸اهداف عملکردی کل اسب‌های ديگر را کاهش می‌دهند! Beat a dead horse اصطلاح 🔹اصطلاح «شلاق زدن اسب مرده» یا «سوارشدن اسب مرده» دو کاربرد دارد؛ اولی به معنای گفتگوی بی‌مورد در موضوعیست که قبلا بحث شده و دوم بمعنای اتلاف زمان و تلاش در انجام کاریست که غیر‌ممکن و یا بیحاصل است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

دانشگاه صنعتی امیرکبیر در مقطع کارشناسی ارشد رشته های مهندسی فناوری اطلاعات، MBA, HSE ومهندسی ومدیریت ساخت به صورت حضوری و مج
دانشگاه صنعتی امیرکبیر در مقطع کارشناسی ارشد رشته های مهندسی فناوری اطلاعات، MBA, HSE ومهندسی ومدیریت ساخت به صورت حضوری و مجازی برای مهر ۱۴۰۰ با بررسی سوابق تحصیلی و مصاحبه حضوری(آزمون اختصاصی) در پردیس بین المللی کیش دانشجو می پذیرد. 📝لینک شیوه نامه پذیرش و ثبت نام: http://kish.aut.ac.ir/register 🌐kish.aut.ac.ir ❇️@kish_aut #اطلاعیه

#تبلیغات

🔴 آیا با «پول» می‌توان شادی را خرید؟ 🖋مترجم‌:رامین امانی 🔗آیا مردم یک کشور وقتی ثروتمند‌تر می‌شوند، خوشحال‌تر‌ اند؟ با توجه به تمرکز مکرر دولت‌ها بر افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP) در هر سال، به نظر می‌رسد که اکثر دولت‌ها به این مساله اعتقاد دارند که افزایش ثروت و یا درآمد باعث افزایش شادی مردم یک کشور می‌شود. یا می‌توان گفت که دولت‌ها معتقد‌اند که «پول» می‌تواند شادی را بخرد. با این حال شواهد قوی مبنی بر وجود رابطه‌ی بلند مدت بین افزایش ثروت و افزایش شادی مردم یک جامعه موجود نیست. اساتید اقتصاد دانشگاه گلاسکو معتقد‌اند که در مورد رابطه‌ی بین ثروت و شادی به جواب‌های قانع‌کننده‌ای دست یافته‌اند. آنها با بررسی میلیون ها کتاب، مقاله و روزنامه که از سال 1820 در چهار کشور (آمریکا، انگلیس، آلمان و ایتالیا) منتشر شده اند، آنچه را که امیدوارند از نظر تاریخی، سنجشی عینی برای خوشبختی در هر مکان باشد، جمع‌آوری کرده‌اند. پاسخ آنها این است که ثروت می‌تواند باعث شادی شود، اما مهمترین عاملی که شادی یک جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد، «جنگ» است!!! 🔗 پژوهش‌های پیشین در این مورد معتقد بوده‌اند که میزان شادی مردم بستگی به «گفتار» و «نوشتار» مردم دارد. اما این دو دریافتند که مردم در برههه‌هایی از زمان با وجود کاهش ثروت یا درآمد، دچار خودسانسوری در بیان میزان شادی خود می‌شوند. این دو برای اثبات حرف‌های خود به اوضاع و احوال مردم امریکا در زمان جنگ ویتنام، رکود بزرگ ۱۹۲۹ و موارد دیگری اشاره می‌کنند که با وجود کاهش شادی جامعه به دلیل جنگ و بحران‌های اقتصادی، مردم در گفتار‌ خود در مصاحبه‌ها و نوشتار خود در روزنامه‌ها، خود را خوشحال و شاد نشان می‌دادند. 📎به عنوان مثال افزایش یک ساله میانگین طول عمر و افزایش ۴.۳ درصدی در تولید ناخالص داخلی، تأثیر یکسانی بر شادی ملی دارد و این جنگ است که بیشترین افت سعادت را به همراه دارد. به طور متوسط ، برای جبران کاهش سطح شادی مردم در نتیجه‌ی یک سال جنگ، نیاز به افزایش ۳۰ درصدی تولید ناخالص داخلی است. 📍پس صرفا با «پول»، نمی‌توان هر چیزی را خرید!!! 📚منبع: https://www.economist.com/graphic-detail/2019/10/16/can-money-buy-happiness-two-centuries-worth-of-books-suggest-it-can با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🎯رزیدانس بسیار لوکس در منطقه مسلک شهر استانبول 🎀اگر منظره، امکانات رفاهی و کیفیت ساخت برای شما مهم است حتماً از این بنای با
+3
🎯رزیدانس بسیار لوکس در منطقه مسلک شهر استانبول 🎀اگر منظره، امکانات رفاهی و کیفیت ساخت برای شما مهم است حتماً از این بنای با شکوه دیدن فرمایید. 🟡واحدهای تک خواب 🔵دو خواب 🔴سه خواب 🟢دوبلکس های بسیار لوکس چهار تا شش خوابه با وییوی بی نظیر و رویایی 🔔10 درصد تخفیف نقدی شرکت سازنده به همراه تخفیف ویژه منصف 🀄️امکان عقد قرارداد کرایه ملک به صورت سالیانه با سود بسیار خوب برای دریافت معرفی نامه با ادمین یا با شماره های ذیل تماس حاصل فرمایید. طبقه بندی: #گروه_دو ⚖️هلدینگ مُنصِف 🇹🇷 https://t.me/emlak_turkey_m 📍هدف ما فروش یک بنا به شما نیست! ✅هدف ما کمک به شما در سرمایه گذاری امن و آینده دار است. ☎️جهت مشاوره و اطلاعات بیشتر می توانید با ما به طرق زیر تماس حاصل فرمایید. Telegram: @Munsif_Holding WhatsApp: 00905453984222 Telephone: 00905350504111

#تبلیغات

در شبکه اجتماعی داخلی، می‌شود فیلم سیلی زدن به سرباز را پخش کرد؟ ✍️مصطفی داننده 🔹پژمان‌فر عضو ارشد جبهه پایداری در مجلس یازدهم گفته است که:« در صورت اجرای طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی ۱۰ میلیون اشتغال امن و پایدار ایجاد خواهد شد. در حال حاضر حدود ۱۰۰ هزار شغل در فضای مجازی وجود دارد که پایدار نیست، اما در صورت اجرای طرح صیانت این اشتغال پایدار خواهد شد.» 🔹با یک طرح مجلس قرار است از 100 هزار شغل ناپایدار به 10 میلیون شغل پایدار برسیم. چقدر خوب! به نظرم هرچه سریعتر این طرح را اجرایی کنند که مشکل بیکاری در کشور به صورت تمام و کمال حل شود. واقعا چرا این همه سال دست روی دست گذاشته بودید و طرحی برای صیانت از فضای مجازی انجام ندادید؟ 🔹به نظرم بهتر است طرحی به عنوان صیانت از فضای حقیقی هم در مجلس تصویب کنند که میزان شغل پایدار به 50 یا 60 میلیون برسد. چه اشکالی دارد که اصلا همه مردم ایران به کسب درآمد برسند. 🔹اصلا بهتر مجلسی آدم‌ها هر روز در صحن پارلمان یا کمیسیون‌های ویژه طرح تصویب کنند تا میزان اشتغال در کشور هر روز بالا و بالاتر برود. 🔹از شوخی گذشته و در ادامه این نوشتار از جناب پژمان‌فر و همه آنهایی که به این طرح رای دادند و به دنبال صیانت از فضای مجازی هستند یک سوال ساده دارم. 🔹آیا در شبکه‌های اجتماعی داخلی که انشالله بهترین کیفیت جهانی را دارند، می‌شود از سیلی نماینده مجلس به سرباز حرف زد و فیلم آن را منتشر کرد؟ می‌شود به داد و بیداد نماینده مجلس در گمرک پرداخت؟ می‌شود از رفتارهای ناشایست مقامات دولتی سند منتشر کرد؟ 🔹می‌دانید که با گسترش فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، مسئولین کشور در یک اتاق شیشه‌ای قرار گرفتند و هر حرف و کلام آنها زیر ذره بین افکار عمومی بود. دیگر نمی‌شد حرفی زد و کاری کرد بدون اینکه کسی مطلع شود. 🔹الان در یک فرمانداری یک شهر کوچک وقتی فرماندار رفتار خلاف عفتی انجام می‌دهد، تمام مردم متوجه آن می‌شوند. این درحالی است که در زمان‌های نه چندان دور فقط اهالی آن شهر یا استان در جریان داستان قرار می‌گرفتند. 🔹نکند خدای ناکرده این شیشه‌های این اتاق دودی شود. خدای نکرده، نکند دوباره دیوارهای اتاق مسئولین آجری شود و مردم در جریان قرار نگیرند. البته که شما استاد برگزاری جلسات غیرعلنی هستید و زیاد علاقه ندارید مردم در جریان تصمیمات باشند و همین رفتار حسابی ما را می‌ترساند. 🔹بله، یکی از دلایل علاقه مردم به شبکه‌های اجتماعی خارجی، همین رسیدن اخبار بدون سانسور است. اخباری که در رسانه‌های داخلی به ویژه صداوسیما منتشر می‌شود لای زر ورق سانسور پیچیده شده است و مردم تشنه اخبار بدون سانسور هستند. 🔹🔹مردم دوست دارند مسابقه دو میدانی دختر ایرانی را تماشا کنند. صداوسیما این مسابقه را سانسور کرد، آیا در شبکه‌های اجتماعی داخلی می‌شود این مسابقه را دید؟ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 اگر منافق صدایمان‌ نمی‌کنید... ✍️مصطفی داننده 🔹اگر سردار نقدی ما را منافق و آلبانی نشین خطاب نمی‌کند، چند نکته‌ای را در مورد طرح صیانت از فضای مجازی مطرح کنیم. 🔹در ابتدا بگویم که فضای مجازی دیگر فضای حقیقی جامعه است. امروز کسب و کارها، دیدارهای خانوادگی و حتی تحصیل در مقاطع مختلف در این فضا انجام می‌شود و نمی‌شود دیگر آن را فضای مجازی نامید. 🔹همین درگیری مستقیم مردم با شبکه‌های اجتماعی باعث شده است که مردم نگران طرحی باشند که قرار است عده قلیلی از نمایندگان در کمیسیون ویژه آن را بررسی کنند. 🔹برخی از دارندگان کسب‌وکارها در شبکه‌های اجتماعی، حس کسانی را دارند که صاحب ملک برسرشان خراب شده است و می‌گوید باید مغازه را تخلیه کنید و هیچ راه دومی هم وجود ندارد. 🔹بله، مردم نگران هستند. نگران آینده زندگی‌شان هستند و نگرانی به معنای منافق بودن نیست. 🔹اجازه بدهید مردم به صورت شفاف نظرات خود را درمورد این طرح بیان کنند و تا صدایی از حلقومی بیرون می‌آید، آن را به منافقین که خائنین به این کشور هستند و هنوز مردم تصاویر هم آغوشی آنها با صدام در جریان دفاع مقدس را فراموش نکرده‌اند، نچسبانید. 🔹مردم در همان شبکه‌هایی که نمایندگان مجلس به دنبال محدود کردن آنها هستند، نظرات خود را بیان می‌کنند. نظراتی شفاف که بیانگر نگرانی آنهاست. 🔹برای مردم سوال است که در زمانه‌ای که مشکلات اقتصادی مانند باران‌های استوایی بر سر مردم می‌بارد و خشک‌سالی از همیشه به ما نزدیک‌تر است چرا نمایندگان مجلس به سراغ چنین طرحی رفته‌اند که احتیاج به سال‌ها مطالعه و کنکاش دارد؟ 🔹مردم وقتی می‌بییند خود نمایندگان مجلس هم نمی‌دانند که قرار است چه بلایی سر شبکه‌های اجتماعی بیاید، دل شوره می‌گیرند که حتما خبرهایی هست و قطعا آنچه اتفاق می‌افتد که از آن می‌ترسیدیم. نگاه کنید از وقتی این طرح در مجلس مطرح شده است، سرچ کلمه مهاجرت در گوگل افزایشی 700 درصدی داشته است. 🔹چرا برخی از مردم به فکر مهاجرت افتاده‌اند؟ چرا فکر می‌کنند برای ادامه زندگی باید ایران را ترک کنند؟ 🔹کاش نمایندگان مجلس و طراحان این طرح، به جای جمع حامیان‌شان که مثل آنها فکر می‌کنند، سری به اجتماعات واقعی مردم می‌زدند. مثلا آقاتهرانی رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، یک روز بدون لباس روحانیت به بازار برود یا وقتی دانشگاه‌ها باز شد سری به دانشگاه تهران بزند و ببیند نظر دانشجویان و کسبه بازار و حتی مردم عادی در مورد این طرح چیست. 🔹زندگی در شبکه‌های اجتماعی، مثل شنا در دریاست. نمی‌شود با یک تصمیم یک شبه همه آنهایی که در دریا شنا می‌کردند را به برکه‌ کوچکی برد و از آنها خواست که از شنا کردن لذت ببرند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🎞 اگر چاپگر سه بعدی ۱۰۰ برابر سریعتر شود با چه دنیایی روبرو خواهیم بود 🗣 جوزف دسیمون، مخترع و کارآفرین آمریکایی می‌گوید آنچه ما در مورد چاپ سه بعدی فکر می کنم، نگاهی کوته بینانه و مربوط به چاپ دو بعُدیست، او پرده از روش جسورانه جدیدی بر میدارد که الهام گرفته از فیلم ترمیناتور ۲ است! که ۲۵ تا ۱۰۰ برابر سریع تر چاپ می کند، و محصول صاف و صیقلی تر و نیز مستحکم تری را ارائه می دهد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید 📌@excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴سعید مُلایی افتخار مغولستان یا مباهات ایرانیان؟ ✍️ احسان محمدی ◾️ چه کسی فکرش را می‌کرد که یک روز پسری از ایران برود برای نوادگان چنگیز افتخار بیافریند! البته اگر #کوروش هم زنده بود و می‌دید چه بر سر تخت کیانی‌‌اش آورده‌ایم احتمالاً به جای پندار نیک و گفتار نیک و کردار نیک، فحش‌مان می‌داد! ایران بارها مورد تاخت و تاز قرار گرفته اما شاید خوفناک‌ترین تجربه ما برگردد به مغولان. «دختر چنگیز با ده هزار سوار وارد شهر شد و همه مردم را به جز چهار کمانگر کشتند و حتی سگ‌ها و گربه‌ها را کشتند و باروی شهر را کوفته و مناظر و منازل و حصارها و همه قصرها را با زمین هموار ساختند و هفت شبانه روز بر شهر آب بستند و سپس جو کاشتند و تا سبز شد توقف نمودند.» ◾️ این فقط یکی از روایت‌های آن حمله به #نیشابور است و امروز بعضی‌ها هوادار مغولستان شدند. از سر بغض و گله. دلم می‌خواست سعید ملایی و #کیمیا_علیزاده برای ایران می‌جنگیدند اما رفتند‌ و لابد دلایل قانع‌کننده خودشان را دارند حتی اگر من نپسندم. ◾️جای آنها نیستم، شاید اگر بودم می‌رفتم، شاید هم نه. این به #انتخاب آدم‌ها بر می‌گردد، اما من هوادار هر کسی هستم که نام #ایران را بلندآوازه می‌کند. نه برای مغولستان هورا می‌کشم و نه از شکست #ناهید_کیانی شادمانی می‌کنم. شما حق دارید جور دیگری فکر کنید. من امکان مهاجرت آسان داشتم، نه با بشکه و قایق، نه از کوه با قاطر که برخی از آنها که این‌طور رفتند هم عاشق ایران بودند. من ماندن را ترجیح دادم. اما هیچ بعید نیست یک روز مجبور به انتخاب دیگری شوم. ◾️ هیچ دستگاهی نیست که نشان بدهد کدام یک از ما واقعاً عاشق ایرانیم و کدام‌ خائن و کاسب! در طول تاریخ اتفاقاً وطن‌فروشان زیادی وطن‌پرستان واقعی را حلق‌آویز کرده‌اند. گذر زمان ممکن است نقاب‌ها را بردارد. تا برخی در این کشور هستند که با بی‌سوادی یا منفعت‌طلبی، نفرت خلق می‌کنند و ما را مقابل هم قرار می‌دهند ایران به هیچ دشمن بیرونی نیاز ندارد. ◾️ امروز رفتم سراغ کتاب «چنگیزخان» نوشته جان مَن و ترجمه رفیع رفیعی. در فصل پایانی10فرمان رهبر کبیر #مغولستان هم ذکر شده. در کنار «دشمنانت را با وجدان راحت بکُش» و «پاداش وفاداری را بدهید» این فرمان هم هست: «استعداد را در هر جا می‌توانی، پیدا کن و به کار گیر. چنگیز بدون تعصب استعدادها را می‌ستود و پاداش می‌داد. تنها شرطش وفاداری بود. یکی از آنان بازرگان مسلمانی به نام جعفر بود. او بعدها سفیر و یکی از حکام شمال چین شد» ◾️ تاریخ جعفر و دودمان جعفر را از یاد بُرد اما ایران با همه‌ی خون دل‌ها هنوز ایران است و بعد از من و شما، کیمیا و ملایی و وفاداران و خائنان هم ایران می‌ماند. حتی تن زخمی. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

مصوبه امروز مجلس در خصوص محدود نمودن فضای مجازی به وضوح و با صراحت نشان می دهد " اقتصاد" اولویت اول کشور نیست و در این زمینه
مصوبه امروز مجلس در خصوص محدود نمودن فضای مجازی به وضوح و با صراحت نشان می دهد " اقتصاد" اولویت اول کشور نیست و در این زمینه شک و شبهه ای باقی نمی گذارد میزان سرمایه گذاری لازم برای جبران ایجاد یک و نیم میلیون شغلی که از این طریق در خطر حذف قرار میگیرد کاملاروشن است بیش از ۲۸۵ هزار میلیارد تومان تقریبا معادل نصف منابع بودجة عمومی دولت که یا باید از محل منابع داخلی تأمین گردد و یا منابع خارجی. و این دقیقاً نکته ای است که باید مجلس یا دولت سیزدهم تکلیف آنرا روشن کند - حالت سوم آن است که یک و نیم میلیون نفر بیکار روی دست دولت بعدی است ، با تمام تبعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن برآیند شرایط اقتصادی و اجتماعی آینده هراسناک است ، مجموعه حاکمیت این هشدار را جدی بگیرد/#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online و اینجا دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 ما ✍️ فهیم عطار چهار جمله بنویسم برای دل خودم و بروم پی کارم. چند سال پیش یکی از توپولف‌های خسته‌ی ایران ایر تور سقوط کرد و مسافرانش در دم کشته شدند. فردا صبح‌اش چهار پاراگراف آه و ناله توی وبلاگم نوشتم در باب مزخرف بودن توپولف و هواپیماهای فرسوده و جان بی‌ارزش ما ایرانی‌ها. آه و ناله تنها کاری بود که از دستم برمی‌آمد. دو دقیقه بعد از این‌که آن نوشته را پست کردم، یکی به اسم آرش کامنت گذاشت که «تو که اون‌ور آبی، این چیزا به تو چه؟ تو برو دم ساحل ویسکی‌ات رو بزن». که خب متأسفانه شهر ما ساحل ندارد و ویسکی هم دوست ندارم. اما خب، با یک حرکت شمشیر ما را به دو نیمه‌ی این‌ور آب و آن ور آب تقسیم کرد. امروز صبح هم یکی عکس خودش را با چشم گریان گذاشته بود توی توئیتر و پای عکس نوشته بود که: «با این‌که من ایران نیستم، اما دلم با خوزستان است و هم‌دردم باهاشون». بعد هم به سیاق فرهنگ غنی رایج در شبکه‌های اجتماعی، پای عکس دعوا شده بود و کلکسیونی از فحش‌های زیبای کاف‌دار و قاف‌دار به سینه‌ی‌هم الصاق کرده بودند. خلاصه‌ی دعوا سر این بود که کسانی که آنور آب هستند، دردشان مثل کسانی نیست که در خط مقدم مشکلات هستند. که خب، صاحب عکسِ با چشمان گریان و هم‌نظران‌اش می‌گفتند: «نخیرم، اصلا هم این‌طور نیست». بعد هم دوباره فحش و بزن بکوب. یک لحظه به ذهنم خطور کرد که بروم قاطی دعوا و مثل سفیر صلح دو طرف را جدا کنم. که خب، دوباره فحش‌های باردارکننده‌ی رد و بدل شده را مرور کردم و منصرف شدم. کلا حرف زدن خیلی ترسناک شده است. هزار دسته‌ شدیم. حتی حرف زدن از نسیمِ بهاری‌ای که لای برگ‌های درخت زیتون می‌پیچد هم بی‌خطر نیست و ممکن است مخالفانی پیدا بشود و روح آدم را لجن‌مال کنند. درست مثل همین اتفاقی که پای این عکس افتاد. بین این‌وری‌ها و آن‌وری‌ها. منطقی که به ماجرا نگاه کنیم، هر دو طرف هم درست می‌گویند و هم غلط. آن‌هایی که آن‌طرف آب هستند (مثلا من) هیچ وقت رنج‌شان شبیه به کسی وسط ماجراست نمی‌شود. آدم با شعارِ این‌که من تا آخرین قطره‌ی خونم ایرانی‌ام چه هلند باشم چه ایذه، رنج‌‌اش به مساوات نمی‌رسد. از آن‌طرف هم بعضی‌ها که داخل‌اند، هر آه و فغانی که از خارج به گوش می‌رسد را می‌گذارند به حساب یک حرکت سانتیمانتال و خدای نکرده نگاه از بالا به پائین. سرِ هیچ دعوا می‌کنیم. مثل این‌که یک روز گلبول‌های قرمز و سفید با هم جنگ کنند که احتمالا تنها برنده‌ی این جنگ حضرت ملک‌الموت است. به همین تباهی. بدبختی‌های ما (ما= این‌ور آبی‌ها و آن‌ور آبی‌ها) کم است که بخواهیم سر موضوعی به این بیهودگی هم دعوا کنیم؟ دلم می‌خواست من هم زیر عکس نظرم را بنویسم و بگویم که آن‌ور آبی‌ها هیچ وقت رنج‌شان شبیه به رنج این‌ور آبی‌ها نمی‌شود. حتی اگر تظاهر به آن کنند. فوق‌اش گریه کنند و فوق‌اش دلشان مثل یک پارک متروک در روزهای ابری زمستان برلینِ جنگ جهانی دوم بگیرد. اما این رنج، یک رنج سانتیمانتال و از نوع هم‌دردی نیست. خودشان صاحب این رنج هستند دردش مال خودشان است. رنج دخترِ تب‌کرده‌ی توی تخت و رنج مادر مستأصل بالای سر او، هر دو اصیل و واقعی است. هر دو نفر دردمندند و هر کدام به نحوی. به جای زور زدن برای متقاعد کردن همدیگر و دسته‌بندی کردن خودمان، اجازه بدهید لااقل «ما» باقی بمانیم. «ما» بودن تنها چیزی است که برای‌مان مانده است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴فولکس قورباغه‌ای یا ققنوس کوچک فولادی ✍️مهدی تدینی فولکس واگن که در ایران به فولکس قورباغه‌ای و در جهان به فولکس سوسکی معروف است، سرنوشتی دارد که نشان می‌دهد در سیاست و کشورداری چه مسیرهای متفاوتی را می‌توان پیمود. گاه نمی‌توان رفاه و رؤیاهای شهروندان را با ایدئولوژی در یک سبد گنجاند و فولکس قورباغه‌ای نمونه‌ای تمام‌عیار از سوختن رؤیاهای شهروندان در پای ایدئولوژی است. پورشه نام آشنایی است. شرکت پورشه را فردیناند پورشه بنیانگذاری کرد، اما معروف‌ترین یادگار او خودروی دیگری است که در دهۀ ۱۹۵۰ جهان را فتح کرد: فولکس قورباغه‌ای. اما این ماشین محبوب در اصل پدر دیگری هم دارد و نمی‌توان نقش و ابتکار آدولف هیتلر را در پیدایش آن انکار کرد، گرچه وقتی فولکس آمریکا را فتح می‌کرد، چند سال از خودکشی هیتلر گذشته بود. هیتلر اندکی پس از به قدرت رسیدن، در نمایشگاه بین‌المللی خودروی آلمان در ۱۹۳۴ خواستار ساخت خودرویی ملی شد (فولکس واگن). طبعاً خودرویی ملی یا همگانی که همه بتوانند آن را بخرند، باید ارزان ساخته می‌شد. سفارش ساخت این خودرو به مهندس محبوب هیتلر، فردیناند پورشه، واگذار شد؛ کسی که در وین بزرگ شده بود و به اصرار هیتلر تابعیت چکسلواکی خود را با تابعیت آلمانی عوض کرده بود. پورشه پیش‌تر با طرح‌های اسپورت مرسدس بنز خلاقیت بالای خود را اثبات کرده بود. وقتی پیشوا چنین خواسته‌ای داشت، نهادهای حزبی‌ـ‌حکومتی هم طبعاً از ایدۀ او حمایت می‌کردند: «سازمان نیرو از طریق نشاط» نهادی دولتی بود که به عنوان زیرمجموعۀ «جبهۀ کار آلمان» برای تفریحات و سرگرمی مردم، به ویژه کارگران، فعالیت می‌کرد. مخفف «سازمان نیرو از طریق نشاط» «کا.دِ.اف» بود و فولکس‌ واگن هم ابتدا «کا.د.اف واگن» نامیده می‌شد. پورشه قول داد این خودروی همگانی را ده‌ماهه طراحی کند، اما کار چند سال طول کشید. او مدل‌های اولیۀ فولکس واگن را تا ۱۹۳۸ طراحی کرد. ابتکار ویژه‌ای برای خرید این خودرو مطرح شده بود تا هر کس بتواند با برچسب‌های پس‌اندازِ پنج‌مارکی شروع کند به خریدِ پس‌اندازیِ این ماشین. برچسب‌های پس‌انداز را سازمان نیرو از طرق نشاط عرضه می‌کرد. قیمت خودرو از ابتدا قرار بود هزار مارک باشد افراد زیادی شروع کردند به خرید برچسب‌های پس‌اندازی تا به زودی سوار این خودروی شیک، مدرن و دوست‌داشتنی شوند، اما... اما این رؤیا قرار بود از همان جایی ویران شود که ساخته شده بود. همان ایدئولوژی که جامعۀ آلمان را سرتاسر با حاکمیت همسو کرده، همۀ احزاب را تعطیل کرده و «جبهۀ کار» و «نیرو از طریق نشاط» و ایده‌های جذاب این‌چنینی چیده بود، این همبستگی ملی سترگ را برای اهدافی والاتر می‌خواست. نیرویی که قرار بود از طریق نشاط ایجاد شود، بیهوده نبود! بنا بود جبهۀ نیرومندی را در برابر دنیای بیرون ایجاد کند. همان ایدئولوژی که هیتلر را به پیروزی رسانده و به او اجازه داده بود جامعه را به آسانی و با طرح‌های ضربتی بازسازماندهی کند، رؤیاهای توسعه‌طلبانه هم داشت، دنبال خودکفایی محض بود و باید اروپای شرقی را تصاحب می‌کرد... این تخیلات فرجامی جز یک جنگ جهانی دیگر نداشت؛ چیزی که باعث شد جوانانی که برای خودروی ملی ثبت‌نام کرده بودند، از جبهه‌های سرد لنینگراد سر درآورند و آوارۀ اروپای شرقی شوند. آن‌ها حالا به جای چشیدن لحظه‌های عاشقانه در خودروی ملی، پشت زره‌پوش و کامیون در جبهه‌ها جابجا می‌شدند. خود پورشه هم به یکی از چهره‌های کلیدی در طراحی و تولید خودروهای زرهی تبدیل شد. ۳۳۰ هزار نفر برای خودروی ملی ثبت‌نام کرده بودند، اما جنگ امان نداد. حالا معلوم می‌شد آن روی سکۀ رخدادهای باشکوهی که حزب طراحی می‌کرد، چقدر تیره بود! همۀ رؤیاهای آلمانی در شلیک تپانچه‌ای که هیتلر با آن خودکشی کرد فرو ریخت. پورشه که چند ماه آخر جنگ در ویلای شخصی خود گوشه‌نشینی پیشه کرده بود، بازداشت شد و ۲۲ ماه در اسارت فرانسوی‌ها بود. اما از میانۀ این ویرانی، از زیر خاک و خاکستر، ققنوس کوچکی پر کشید: فولکس قورباغه‌ای. تولید این خودرو پس از جنگ تازه شروع شد و به سرعت فروش خیره‌کننده‌ای یافت و محبوب آن نسل جوان آمریکایی‌ شد که از خودروهای بدقوارۀ آمریکایی خوششان نمی‌آمد. در طول چند دهه بیش از ۲۱.۵ میلیون فولکس تولید شد و تا ۲۰۰۲ رکورددار فروش بود، تا اینکه «گولف» رکورد آن را شکست (تا ۲۰۱۹ با ۳۵ میلیون دستگاه). فتح بازارهای جهان ایده‌ای لیبرالیستی بود که طبعاً به ذهن ناسیونال‌سوسیالیستی هیتلر نمی‌رسید. می‌شد با همین فولکس سوسکی جهان را فتح کرد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام : 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o