uz
Feedback
مرکز نزدیکی به خدا

مرکز نزدیکی به خدا

Kanalga Telegram’da o‘tish

✨با مـا یه پاکی دلچسب رو تجربه کن🕊 ‌ به سایتمون هم سر بزن👇 www.tobe94.com لیست پاکی/مسابقه/ارسال تجربه @Listpaki_mosabeghat تبادل و تبلیغ👇 @tabadol_tobe94 آیدی اینستاگرام👇 @tobe94com آیدی سروش و ایتا👇 @tobe94 رادیو توبه👇 @tobe94radio

Ko'proq ko'rsatish
2 054
Obunachilar
-124 soatlar
-27 kun
-830 kun
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26
Sentabr '26
+4
0 kanalda
Avgust '26
+43
0 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+31
0 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+40
0 kanalda
Get PRO
May '26
+10
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+2
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+24
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+12
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+32
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+45
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+47
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+40
0 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+59
2 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+46
1 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+40
1 kanalda
Get PRO
May '25
+41
2 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+47
1 kanalda
Get PRO
Mart '25
+56
1 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+44
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+64
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+76
2 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+60
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+80
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+58
2 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+60
2 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+74
2 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+63
3 kanalda
Get PRO
May '24
+72
3 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+104
5 kanalda
Get PRO
Mart '24
+95
3 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+83
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+78
4 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+105
9 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+99
4 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+61
3 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+52
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+91
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+70
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+85
0 kanalda
Get PRO
May '23
+68
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+64
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+69
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+102
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+108
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+1 353
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+86
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+70
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+90
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+2 005
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+166
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+168
0 kanalda
Get PRO
May '22
+126
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+769
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+125
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+532
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+156
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+140
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+135
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+191
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+83
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+154
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+343
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+248
0 kanalda
Get PRO
May '21
+253
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+160
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+167
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+163
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+300
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+3 722
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
04 Sentabr0
03 Sentabr+1
02 Sentabr0
01 Sentabr+3
Kanal postlari
#سلام جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
#سلام جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94

2
#سلام جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
8
3
گذشته جای ماندن نیست خاطرات کهنه و دل‌آزار را رها کن جلو جلو هم ندو که از نفس می‌افتی حال را دریاب تا حالت خوب باشد🌿 #تو_میت
گذشته جای ماندن نیست خاطرات کهنه و دل‌آزار را رها کن جلو جلو هم ندو که از نفس می‌افتی حال را دریاب تا حالت خوب باشد🌿 #تو_میتونی @tobe94
11
4
#داستان_نسـل_سـوخـتہ #قسمت_چــهـل_و_پـنـجـم ✍️اتاق پر بود از پوستر فوتبالیست ها و ماشین ... منم برای خودم از جنوب چند تا پوستر خریده بودم اما دیگه دیوار جا نداشت ... چسب رو برداشتم چشم هام رو بستم و از بین پوسترها یکی شون رو کشیدم بیرون. دلم نمی خواست حس فوق العاده این سفر و تمام چیزهایی رو که دیدم بودم و یاد گرفته بودم رو فراموش کنم... اون روزها ... هنوز "حشمت الله امینی" رو درست نمی شناختم فقط یه پوستر یا یه عکس بود. ایستادم و محو تصویر شدم ... یعنی میشه یه روزی ... منم مثل شماها ... انسان بزرگی بشم؟ فردا شب با خستگی و خوشحالی تمام از سر کار برگشتم این کار و حرفه رو کامل یاد گرفته بودم ... و وقتش بود بعد از امتحانات ترم آخر به فکر یاد گرفتن یه حرفه جدید باشم. با انرژی تمام از در اومدم داخل و رفتم سمت کمد ... که باورم نمی شد ... گریه ام گرفت😞 پوسترم پاره شده بود... با ناراحتی و عصبانیت از در اتاق اومدم بیرون - کی پوستر من رو پاره کرده؟ مامان با تعجب از آشپزخونه اومد بیرون - کدوم پوستر؟ چرخیدم سمت الهام - من پام رو نگذاشتم اونجا بیام اون تو سعید، من رو می زنه ... و نگاهم چرخید روی سعید که با خنده خاصی بهم نگاه می کرد ... - چیه اونطوری نگاه می کنی؟ رفتم سر کمدت چیزی بردارم دستم گرفت اشتباهی پاره شد ... خون خونم رو می خورد داشتم از شدت ناراحتی می سوختم حالم خیلی خراب بود ... - اشتباهی دستت گرفت، پاره شد؟ خودت می تونی چیزی رو که میگی باور کنی؟ اونجایی که چسبونده بودم محاله اشتباهی دست بخوره پاره بشه اونم پوستری که رویه ی پلاستیکی داره - تو که بلدی قاب درست کنی قاب می گرفتی، می زدیش به دیوار که دست کسی بهش نگیره مامان اومد جلو ... - خجالت بکش سعید ... این عوض عذرخواهی کردنته ... پوسترش رو پاره کردی ... متلک هم می اندازی؟ - کار بدی نکردم که عذرخواهی کنم می خواست اونجا نچسبونه. هر لحظه که می گذشت ضربان قلبم شدید تر می شد ... - خیلی پر رویی بی اجازه رفتی سر کمدم ... بعد هم زدی پوسترم رو پاره کردی حالا هم هر چی، هیچی بهت نمیگم و می خوام حرمتت رو نگهدارم بازم ... - مثلا حرمت نگه ندار، ببینم می خوای چه غلطی بکنی؟ ... آره ... از عمد پاره کردم ... دلم خواست پاره کردم دوباره هم بچسبونی پاره اش می کنم و دو دستی زد تخت سینه ام و هلم داد - بگو جربزه ندارم از حقم دفاع کنم گریه کن، بپر بغل مامانت ... از شدت عصبانیت، رگ گردنم می پرید یقه اش رو گرفتم و کوبیدمش به دیوار و نگهش داشتم ... - هر بار اذیت کردی و وسایلم رو داغون کردی ... هیچی بهت نگفتم ... فکر نکن اگه کاری به کارت ندارم و نمیزنم لهت کنم ... واسه اینه که زورت رو ندارم یا از تو نصف آدم می ترسم ...😡 بدجور ترسیده بود... سعی کرد هلم بده لباسش رو از توی مشتم بکشه بیرون اما عین میخ، چسبیده بود به دیوار هنوز از شدت خشم می لرزیدم ... تا لباسش رو ول کردم اومد خودش رو کنترل کنه اما بدتر روی سرامیک فرش زیر پاش سر خورد. - برو هر وقت پشت لبت سبز شد کرکر مردی بخون ... یه قدم رفتم عقب مامان ساکت و منتظر و الهام با ترس، دست مامان رو گرفته بود. چشمم که به الهام افتاد، از دیدن این حالتش خجالت کشیدم هنوز ملتهب بودم. سعید، رنگ پریده ساکت و توی لاک دفاعی همه توی شوک ... هیچ کدوم شون چنین حالتی رو به من ندیده بودن جو خونه در حال آرام شدن بود که پدر از در وارد شد ... 👈نویسنده:شهیدسید طاها ایمانی ⏪ #ادامہ_دارد... الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـــرَج💚 @tobe94
36
5
سراسر خیر است، تأخیرهای خداوند… 🌱 گاهی چیزی رو از #خدا می‌خوای و فکر می‌کنی چرا هنوز نرسیده؟ چرا در باز نمی‌شه؟ چرا اون اتفا
سراسر خیر است، تأخیرهای خداوند… 🌱 گاهی چیزی رو از #خدا می‌خوای و فکر می‌کنی چرا هنوز نرسیده؟ چرا در باز نمی‌شه؟ چرا اون اتفاقی که منتظرشم، هی عقب می‌افته؟ اما شاید خدا داره آروم‌آروم چیزی رو آماده می‌کنه که تو هنوز ازش خبر نداری… شاید زمانش نرسیده، شاید قراره چیزی بهتر نصیبت بشه، یا شاید خودت هنوز برای رسیدن به اون خواسته آماده نیستی. ما فقط «دیر شدن» رو می‌بینیم، ولی خدا تمام مسیر رو می‌بینه. 🤍 پس اگر امروز چیزی به تعویق افتاده، فکر نکن فراموش شدی… گاهی تأخیر، شکلِ دیگری از مراقبت خداست. سراسر خیر است، تأخیرهای خداوند؛ فقط کافیست کمی بیشتر اعتماد کنیم… 🌿 @tobe94
46
6
🔥 آزمایش‌موفق و راه‌اندازی سومین دیگ بخار پتروپالایش کنگان توسط آذرآب #اراک 👏 سومین بویلر مجموعه سه‌گانه دیگ بخار شرکت پترو
🔥 آزمایش‌موفق و راه‌اندازی سومین دیگ بخار پتروپالایش کنگان توسط آذرآب #اراک 👏 سومین بویلر مجموعه سه‌گانه دیگ بخار شرکت پتروپالایش کنگان، با عنوان سری اچ به کوشش متخصصان شرکت صنایع آذرآب، با موفقیت آزمایش‌های کارایی را پشت سر گذاشت و آماده بهره‌برداری برای صنعت قدرتمند ایران شد. #صنعت#خبر_خوب @tobe94
56
7
#پیام_کاربران سلام منم وسواس فکری داشتم به شدت قوی شده بود و رسما تحت کنترلش بودم و خب رفتم دنبالش و اگاهی کسب کردم فهمیدم چجوری کار میکنه چجوری حمله میکنه و خب الان خیلی بهترم و کنترل افکارم رو دارم دیگه اونقدر نمیتونه اذیتم کنه حداقلش اینه که به وسواس عملی تبدیل نمیشه و منو به لغزش نمیکشونه بگذریم 1: اولین نکته اینکه قبول کنی وسواس گربه رو شیر نشون میده یعنی چی یعنی یه اتفاق رو خیلی بزرگ جلوه میده و نکته دوم اینه که کاری میکنه که فکر کنی هرچی تو ذهنت هست کاملا واقعیه و این بقیه هستن که مشکل دارن تو کاملا عادی هستی و این چیزایی که تو فکرتن هیچ مشکلی ندارن درحالی که کاملا برعکسه وسواس هیچوقت خوب تورو نمیخواد و هرچی بهت بگه دروغه باید درک کنی که فکر قدرتی نداره که تورو به زانو دربیاره 2 : برای اینکه راحت تر بتونی مقابله کنی باهاش ریشه وسواس رو پیدا کن تا دیگه نتونه از طریق ریشه هات بهت حمله کنه چون وسواس از ترس تو تغذیه میکنه و بهت مسلط میشه یاعلی @tobe94
68
8
رفیق، شاید لازم نباشه هر بار با خودت بگی «من نباید خودارضایی کنم»؛ چون هرچی بیشتر ذهنت رو درگیر «نباید» کنی، بیشتر همون موضوع توی سرت می‌چرخه. یه کار عمیق‌تر اینه که بفهمی چه چیزی قبل از وسوسه اتفاق می‌افته. گاهی اصل ماجرا چند دقیقه قبلشه: یه شب بی‌هدف توی گوشی می‌چرخی، یه چیزی می‌بینی، ذهنت می‌ره سمت خیال، بعد کم‌کم مغزت می‌گه «خب حالا که رسیدیم اینجا…» پس جنگ اصلی همیشه آخر زنجیره نیست؛ جنگ اصلی همون اولین حلقه‌ست. نه با خودت دشمن شو، نه از خودت ناامید. فقط کم‌کم زنجیره رو بشناس: «من معمولاً از کجا شروع می‌کنم؟» وقتی شروعش رو پیدا کردی، کنترلش خیلی راحت‌تر از آخرشه. و یه چیز مهم‌تر: قرار نیست ثابت کنی «من هیچ‌وقت وسوسه نمی‌شم». قرارِ واقعی اینه که یه روز به جایی برسی که وسوسه بیاد و تو با خودت بگی: «آره، می‌شناسمت… ولی این بار قرار نیست دنبالت بیام.» 🤝🏻 #ترک_گناه @tobe94
73
9
حرف زدن با امام زمان ارواحنا فداه مرحوم آیت الله میلانی میفرمودند: هر روز بنشینید یک مقدار با امام زمان درد و دل کنید. خوب نیست شیعه‌ روزش شب شود و شب‌اش روز شود و اصلاً به یاد او نباشد.‌ بنشینید چند دقیقه ولو آدم حال هم نداشته باشد، مثلاً از مفاتیح دعایی بخواند، با همین زبان خودمان سلام و علیکی با آقا کند. با حضرت درد و دلی کند. آیت الله بهجت می فرمود: بین دهان تا گوش شما کمتر از یک وجب است. قبل از اینکه حرف از دهان خودتان به گوش خودتان برسد، به گوش حضرت رسیده است. او نزدیک است، درد و دل‌ها را می‌شنود. با او حرف بزنید و ارتباط برقرار کنید. در زمان حضرت امام هادی علیه السلام شخصی نامه‌ای نوشت از یکی از شهرهای دور نامه‌ای نوشت که آقا من دور از شما هستم. گاهی حاجاتی دارم، مشکلاتی دارم، به هر حال چه کنم؟ حضرت در جواب ایشان نوشتند: «إِنْ کَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ فَحَرِّکْ شَفَتَیْک» لبت را حرکت بده، حرف بزن، بگو. ما از شما دور نیستیم. بحارالانوار/ ج۵۳/ ص۳۰۶ #امام_زمان @tobe94
77
10
#سلام جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
#سلام جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
70
11
#سلام جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
65
12
خدایا شکرت… 🤍 برای چیزایی که دارم، برای چیزایی که ندارم و شاید به صلاحم نبوده، برای آدمایی که کنارمن، و حتی برای روزایی که س
خدایا شکرت… 🤍 برای چیزایی که دارم، برای چیزایی که ندارم و شاید به صلاحم نبوده، برای آدمایی که کنارمن، و حتی برای روزایی که سخت گذشتن و منو قوی‌تر کردن. گاهی انقدر دنبال چیزایی که نداریم می‌دویم که یادمون می‌ره چقدر چیز برای شکر کردن داریم… خدایا، بابت همین امروزت ممنونم. #تو_میتونی @tobe94
68
13
#داستان_نسـل_سـوخـتہ #قسمت_چـهـل_و_چـهـارمــ ✍️با هر قدمی که برمی داشتم اونها یک بار، مرگ رو تجربه می کردن. اما من خیالم راحت بود. اگر قرار به رفتن بود... کسی نمی تونست جلوش رو بگیره ... اونهایی که دیشب بیدارم کردن و من رو تا اونجا بردن،و گم شدن و رفتنِ ما به اون دشت هیچ کدوم بی دلیل و حکمت نبود... چهره آقا رسول از عصبانیت سرخ و برافروخته بود ... سرم رو انداختم پایین هیچ چیزی برای گفتن نداشتم. خوب می دونستم از دید اونها حسابی گند زدم ... و کاملا به هر دوشون حق می دادم ... اما احدی دیشب ... و چیزی که بر من گذشته بود رو ... باور نمی کرد ... آقا رسول با عصبانیت بهم نگاه می کرد ... تا اومد چیزی بگه... آقا مهدی، من رو محکم گرفت توی بغلش ... عمق فاجعه رو تازه اونجا بود که درک کردم قلبش به حدی تند می زد که حس می کردم ... الان قفسه سینه اش از هم می پاشه ... تیمم کرد و ایستاد کنار ماشین و من سوار شدم ... آخر بی شعورهایی روانی چند لحظه به صادق نگاه کردم و نگاهم برگشت توی دشت... ایستاده بودن بیرون و با هم حرف می زدن،هوا کاملا روشن شده بود که آقا مهدی سوار شد ... - پس شهدا چی؟ نگاهش سنگین توی دشت چرخید با توجه به شرایط ممکنه میدون مین باشه ... هر چند هیچی معلوم نیست... دست خالی نمیشه بریم جلو برای در آوردن پیکرها باید زمین رو بکنیم اگر میدون مین باشه ... یعنی زیر این خاک، حسابی آلوده است و زنده موندن ما هم تا اینجا معجزه هست... نگران نباش به بچه های تفحص موقعیت اینجا رو خبر میدم . آقا رسول از پشت سر، گرا می داد و آقا مهدی روی رد چرخ های دیشب، دنده عقب برمی گشت ... و من با چشم های خیس از اشک محو تصویری بودم که لحظه به لحظه محو تر می شد... بهترین سفر عمرم تمام شده بود. موقع برگشت، چند ساعتی توی دوکوهه توقف کردیم. آقا مهدی هم رفت هم اطلاعات اون منطقه رو بده و هم از دوستانش ... و مهمان نوازی اون شبشون تشکر کنه سنگ تمام گذاشته بودن. ولی سنگ تمام واقعی ... جای دیگه بود. دلم گرفته بود و همین طوری برای خودم راه می رفتم و بین ساختمان ها می چرخیدم که سر و کله آقا مهدی پیدا شد ... بعد از ماجرای اون دشت،خیلی ازش خجالت می کشیدم با خنده و لنگ زنان اومد طرفم ... - می دونستم اینجا می تونم پیدات کنم - یه صدام می کردید خودم رو می رسوندم ... گوش هام خیلی تیزه - توی اون دشت که چند بار صدات کردم تا فهمیدی همچین غرق شده بودی که غریق نجات هم دنبالت می اومد غرق می شد ... - شرمنده ... بیشتر از قبل، شرمنده و خجالت زده شده بودم ... - شرمنده نباش ... پیاده نشده بودی محال بود شهدا رو ببینم توی اون گرگ و میش... نماز می خوندیم و حرکت می کردیم. چشمم دنبال تو می گشت که بهشون افتاد. و سرش رو انداخت پایین. به زحمت بغضش رو کنترل می کرد با همون حالت ... خندید و زد روی شونه ام. - بچه های شناسایی و اطلاعات عملیات باید دهن شون قرص باشه زیر شکنجه. سرشونم که بره ... دهن شون باز نمیشه ... حالا که زدی به خط و رفتی شناسایی باید راز دار خوبی هم باشی و الا تلفات شناسایی رفتن جنابعالی میشه سر بریده من توسط والدین گرامی ... خنده ام گرفت راه افتادیم سمت ماشین - راستی داشت یادم می رفت از چه کسی یاد گرفتی از روی آسمون جهت قبله و طلوع رو پیدا کنی؟ نگاهش کردم ... نمی تونستم بگم واقعا اون شب چه خبر بود فقط لبخند زدم. - بلد نیستم... فقط یه حس بود یه حس که قبله از اون طرفه .. 👈نویسنده:شهیدسید طاها ایمانی ⏪ #ادامہ_دارد... الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـــرَج💚 @tobe94
68
14
#خدایا… من همون بنده‌اتم که خیلی وقتا یادت می‌افتم، ولی باز غافل می‌شم… همون که قول می‌ده و دوباره می‌شکنه… همون که وقتی دلش
#خدایا… من همون بنده‌اتم که خیلی وقتا یادت می‌افتم، ولی باز غافل می‌شم… همون که قول می‌ده و دوباره می‌شکنه… همون که وقتی دلش می‌گیره، اولین جایی که پناه میاره سمت توئه، ولی وقتی حالش خوب می‌شه، انگار یادش می‌ره چقدر بهت نیاز داره… خدایا، من ادعای خوبی ندارم… فقط دلم نمی‌خواد ازت دور بشم. اگه گاهی دستم می‌ره سمت چیزایی که خودت می‌دونی نباید بره، اگه گاهی گناه می‌کنم و بعدش از خودم خجالت می‌کشم… بازم دلم می‌خواد درِ خونه‌ت رو بزنم. چون هرچی بیشتر خودمو شناختم، بیشتر فهمیدم بدون تو، از پس خودم هم برنمیام. خدایا… منو به خاطر بنده‌ی کاملی که نیستم از خودت نرون؛ کمکم کن همون بنده‌ای بشم که وقتی زمین می‌خوره، به جای موندن روی زمین، دوباره سمت تو برمی‌گرده. من شاید خیلی وقتا لیاقت خیلی چیزا رو نداشته باشم… ولی دلم یه چیز می‌خواد: آخرِ همه‌ی رفتن‌هام، دوباره به تو برسم. خدایا… منو برای خودت نگه دار. 🪵🔥 @tobe94
61
15
⚡️⚡️ راه به سوی پیشرفت در شهرهای کشور: گنجایش تولید برق #کرمانشاه به ۲۳۰۰ مگاوات رسید معاون برق و انرژی وزارت نیرو با اشاره ب
⚡️⚡️ راه به سوی پیشرفت در شهرهای کشور: گنجایش تولید برق #کرمانشاه به ۲۳۰۰ مگاوات رسید معاون برق و انرژی وزارت نیرو با اشاره به بهره‌برداری از پروژه‌های #صنعت برق کرمانشاه به ارزش ۳۱۹۰ میلیارد تومان گفت: با بهره‌برداری از واحد بخار نیروگاه سیکل ترکیبی دالاهو، ظرفیت تولید برق استان به ۲۳۰۰ مگاوات رسیده است؛ ظرفیتی که با توجه به مصرف حدود هزار مگاواتی کرمانشاه، امکان کمک به تأمین برق استان‌های همجوار را نیز فراهم می‌کند. #خبر_خوب @tobe94
60
16
بعضی وقتا نماز خوندن سخته… نه چون خدا دوره، چون خودمون زیادی شلوغیم. هزار تا فکر تو سرمونه، هزار تا دغدغه، هزار تا چیزی که نم
بعضی وقتا نماز خوندن سخته… نه چون خدا دوره، چون خودمون زیادی شلوغیم. هزار تا فکر تو سرمونه، هزار تا دغدغه، هزار تا چیزی که نمی‌ذاره آروم بشیم. ولی قشنگیش اینجاست… وسط همین شلوغی، یه جایی هست که می‌تونی چند دقیقه همه‌چی رو بذاری کنار و فقط بگی: «خدایا، من اومدم… همین. خودت می‌دونی توی دلم چه خبره.» قرار نیست همیشه با حال خوب نماز بخونی. گاهی باید با همون دل خسته، با همون حال خراب، با همون کلی فکر و گناه و نگرانی بری سمت خدا. نماز فقط یه سری حرکت و کلمه نیست؛ گاهی همون چند دقیقه‌ایه که به خودت یادآوری می‌کنی: هنوز یه جایی هست که می‌تونم برگردم. 🤍 #نماز @tobe94
69
17
رفیق یه چیزی رو بفهمی، نصف راه رو رفتی: مشکل فقط «میل جنسی» نیست. مغزت گاهی دنبال تغییر حاله نه صرفاً خودارضایی. وقتی حوصله‌ت سر رفته، احساس تنهایی می‌کنی، یا ذهنت خسته‌ست، مغز دنبال یه پاداش سریع می‌گرده و می‌گه: «بیا این کارو بکنیم.» پس دفعه بعد که وسوسه شدی، به جای اینکه بگی «نباید انجامش بدم»، از خودت بپرس: «الان واقعاً تحریکم یا فقط حالم بده و دنبال یه دکمه‌ی خاموشم؟» یه نکته‌ی دیگه: با وسوسه وارد بحث نشو. مغزت تو اون لحظه وکیل مدافع می‌شه 😂 «فقط یه بار...» «از فردا جدی شروع می‌کنم...» «این دفعه فرق داره...» لازم نیست جواب اینا رو بدی. فقط تصمیم رو از اون لحظه ببر به یه زمان دیگه. و یه حرکت خیلی مهم: دسترسی رو سخت کن. اگه می‌دونی یه اپ، پیج، سایت، تنهاییِ خاص یا ساعت خاصی شروع‌کننده‌ی زنجیره‌ست، منتظر اراده نباش؛ محیط رو عوض کن. آدم عاقل کاری می‌کنه که کمتر مجبور بشه با خودش کشتی بگیره. یه چیز دیگه هم هست: دنبال «رکورد زدن» نباش. اینکه بگی «من باید ۳۰ روز، ۶۰ روز، ۹۰ روز پاک بمونم» ممکنه خودش تبدیل بشه به وسواس. بیشتر به این فکر کن که امروز چطور آدمی باشم که کنترل بیشتری روی انتخاب‌هاش داره. و اگه یه روز خراب کردی، پرونده رو نبند. نگو «خب دیگه خراب کردم، پس بزن بریم.» 😅 همون یک اتفاق رو همون‌جا تموم کن. لازم نیست یه لغزش تبدیل به چند ساعت یا چند روز ادامه‌دار بشه. آخرش هم اینو یادت باشه: تو قرار نیست با میل جنسیت دشمن باشی؛ قراره یاد بگیری فرمان دست خودت باشه. این مهار کردن، یه مهار ذهنیه؛ با تمرین ساخته می‌شه، نه با نفرت از خودت. #ترک_گناه @tobe94
85
18
مرحوم آیت الله انصاری همدانی: زیارت آل یاسین بخوانید و توسل کنید به حضرت ولی عصر عجّل الله فرجه الشریف و از ایشان بخواهید مشک
مرحوم آیت الله انصاری همدانی: زیارت آل یاسین بخوانید و توسل کنید به حضرت ولی عصر عجّل الله فرجه الشریف و از ایشان بخواهید مشکلات دنیا و آخرت و سیر و سلوک شما را برطرف کند؛ چون الان اختیارات عالَم وجود با حضرت حجت(عج) است! #امام_زمان @tobe94
86
19
#سلام جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
#سلام جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
88
20
#سلام جوابِ سلام، واجب است! پس بیایید... هر روز صبح... به او سلام کنیم!....سَلامٌ عَلَىٰ آلِ یس....💚 @tobe94
76