ar
Feedback
حدیث اشک

حدیث اشک

الذهاب إلى القناة على Telegram

کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی ایتا و بله @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @hadithashk_admin لطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام حدیث اشک

تُعد قناة حدیث اشک (@hadithashk) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 15 757 مشتركاً، محتلاً المرتبة 5 293 في فئة الدين والقيم الروحية والمرتبة 20 794 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 15 757 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 20 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 86، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 9، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 9.36‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 4.28‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 1 474 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 674 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 6.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل hadithashk.com, کس, موسی, زهرا, مرتضی.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی ایتا و بله @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @hadithashk_admin لطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 21 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الدين والقيم الروحية.

15 757
المشتركون
+924 ساعات
+447 أيام
+8630 أيام
أرشيف المشاركات
شا‌دی نمیخواهد کسی که غم پسندیده آری جنون است عاشقی در عشقِ بی ایده با خنده مردم عوض هرگز نخواهد کرد هر کس شُکوه اخم کردن هات را دیده از عشق هر کس که بسوزد رتبه می گیرد اینجا مقرب می شود هر کس نرنجیده آنکه ندیده بی محلی پس ندیده عشق مجنون پس از ظرف شکسته ، عشق فهمیده تمرین مردن کرد عمری زیر پای یار آنکه بجای کعبه ، لیلا را پرستیده تاریکی شب رنگ گیسوهای شیرین است فرهاد اگر فرهاد شد ، شب ها نخوابیده در به دری دارد جمال یار را دیدن معصومه از آوارگی ها رخت پوشیده درد بیابان گرد بودن را بغل کرده مانند زینب کو به کو با گریه چرخیده موسی بن خزرج ها برایش راه وا کردند در قم کسی از ازدحامی هم نترسیده گل ریختند از پشت بام خانه جای خاک در کوچه های شام گرچه سنگ باریده معصومه محمل داشت ، زینب پابرهنه بود خورشید هم پس مستقیم و سخت تابیده اینجا کنیز و خادمه هم داشت بیت النور یعنی برایش هر چه لازم داشته چیده ای روزگار زینب ! ای نامرد چرخ ! آخر خولی به اشک عمه ی سادات خندیده با بچه ها روزی هزاران بار می مرده با بانوان شب ها هزاران بار نالیده آن که کنیزش بود عالم ، آخر عمری حتی کنیزی حال زینب را نپرسیده ! معصومه های شاه میدیدند در مجلس دشمن شرابش را سر معصوم پاشیده #شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س #حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها #علیرضا_وفایی_خیال @hadithashk

#انالله_و_انا_الیه_الراجعون آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی دارفانی را وداع گفت اطلاعیه دفتر آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی: «روح
#انالله_و_انا_الیه_الراجعون آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی دارفانی را وداع گفت اطلاعیه دفتر آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی: «روح مطهر فقیه اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) و مرجع عالی‌قدر جهان تشیع، آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی (قدس‌الله سره‌الشریف) به لقاءالله پیوست.» @hadithashk

قم به یُمنِ مَقدمِ او، خانه ی امّید شد از وقارِ محملش هم در عجب خورشید شد دختر موسی بن جعفر ، از پدر دارد نشان نیست اینجا یک نفر که از درش نومید شد بر ضریح او دخیلند عالمان و عارفان مأمنِ طُلاب و صدها مرجعِ تقلید شد بعد مرگش هر که در صحن مجاور دفن شد تا ابد نامش میان نامها جاوید شد خاکبوسیِ حریمِ او حیاتی تازه است عمر من با هر زیارت، بی گمان تجدید شد شان او شانِ الهی و شفاعت دست اوست در زیارتنامه اش بر این سخن تاکید شد بیقراریِ ملاقاتِ برادر تا چه حد از جنونِ این عطش، مجنون درختِ بید شد مَحرمان تنها به دورِ مرکبش، وقتِ ورود عمه ی سادات در اوج ادب، تمجید شد سنگ و نان خشک سمت او کسی ننداخته در دیار قم کجا ناموس حق تهدید شد؟ #حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها #شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س #محمد_صوفی @hadithashk

مست صحن تو یقین می شکند خم را هم خوب می دانم اگر بی تو شوم گمراهم عالم از نور شما روشن و ما مدیونیم به کرم خانه ی تو روشنی قم را هم آینه کاری ایوان تو مبهوتم کرد زین سبب برده ام از یاد تکلم راهم باید از پاکی سنگ حرمت حکم کنند بعد هر بار وضو امر تیمم را هم در میان دو برادر حرمت بر پا شد رد نکردی ز ادب حد تقدم را هم هر کبوتر که به صحن تو پناهنده شده می خورد از کرم دست تو گندم را هم آمدی قم همه اکرام نمودند تورا بر لبان تو نشاندند تبسم را هم فاطمه هستی و در آخر شعرم باید قدر یک واژه بگویم در و هیزم را هم ... #شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س #علی_اصغر_یزدی @hadithashk

آمدی تا که قم حرم گردد خاک این شهر محترم گردد مهرتان شامل عجم گردد روبرویت کمر که خم گردد، تازه انگار میرسم به خدا از کنار حریم اختِ رضا قلب من در حریمت عاشق شد کوچه هامان پر از شقایق شد لطف حق شامل خلایق شد درس طلاب قال صادق شد آمدی دین ما محک بخورد آب،از سفره ات نمک بخورد فیض حق در حریم تان جاریست هر نسیمی ،هوای بیداریست در و دیوار آینه کاریست گوشه های ضریح اسراریست که خدا داند و رسول الله مرتضی والی ست بی اکراه بانوی قم چقدر با کرم است دل ما مست باده ی حرم است هر کسی با تو هست محترم است هر چه از تو سروده ایم کم است چون که عالم گدایتان شده است عرش حق جایگاه تان شده است چشم هایم همیشه گریان است گریه پیش شما چه آسان است روضه ها در دلم نمایان است بین روضه کسی که حیران است، زینب است و تنی ته گودال روی تل میرود مدام از حال شکر حق کوچه ها که تنگ نبود دست مردم سلاح و سنگ نبود مثل شامات، شهرِ ننگ نبود سر یک گوشواره جنگ نبود گفت زینب:که حق ما این نیست این که دارند مردمان، دین نیست #شعر_شهادت_حضرت_معصومه_س #علی_اصغر_یزدی @hadithashk

ای که در عرصه گیتی نور نامت سایه گستر دختر والا مقام حضرت موسی بن جعفر خواهر شاه خراسان ای رضا را نور دیده جان عالم به فدای اینچنین خواهر برادر فاطمه اسم عزیزت پاکی و معصومه هستی فاطمی ها را از آتش می رهانی روز محشر بوی فردوس برین هر دم رسد از حرم تو ای ضریحت مرهم دلتنگ های قبر مادر از کراماتت هزاران فیضیه آید به بُنیان خاک قم شد با قدومت عالِم و علّامه پرور گشته ملجأ شهر قم در سایه سار چادر تو پر زد از دل غُصّه هایم تا رسیدم پشت این در حاجت من را نگفته خوانده ای از قلب زارم تو خودت بهتر خبر داری ز حال و روز نوکر رنج غربت را کشیدی بهر یاری امامت یار و غمخوار برادر ، تو شدی زینبِ دیگر گرچه در غربت سپردی جان ولیکن مثل زینب تو جسارت ها ندیدی دختر زهرای اطهر #حضرت_معصومه_سلام_الله_علیها #محمد_حسین_رسولی @hadithashk

از دود «اسفندِ» گذشته ، «مهر» گریان است غمگین ترین جشن شکوفه های ایران است روپوش هایی که بدونِ دانش آموز اند مانده به روی دست خیاطی که حیران است این اولین مِهری ست که ، کوله نمیخواهد پیش خدا شاگرد ممتازی که مهمان است موضوع دسته جمعیِ انشای اول شد : یک خاطره با دوستی که از شهیدان است زنگ ریاضی با شمارش یادشان باشید امسال در این لیست ها غایب فراوان است جغرافیای بعد از این توضیح خواهد داد ؛ که تنگه ی هرمز بهای خون اینان است هنگام دین و زندگی خواندن بفرمایید : آزادگی معنا و مفهوم مسلمان است بی غیرتی نسبت به آب و خاک ممنوع است غیرت دو نقطه : پایه و بنیان انسان است جمله بسازید از سه حرف واو و طا و نون آری وطن ، مانند مادر پاکدامان است #مدرسه #میناب #جشن_شکوفه_ها #شهدای_دانش_آموز_میناب #علیرضا_وفایی_خیال @hadithashk

عمه سادات ای صاحب علم و کرم و باب مناجات هستیِ `غریب الغربا” عمه ی سادات ای عمه و ای خواهر و ای دختر معصوم ای ماهِ شب چهارده اختر معصوم بیت الکرمی حضرت `معصومه” کریمه مریم به درِ خانه ی تو گشت ندیمه حاتم به سر خوان تو گر جای بگیرد کِی بر سر خوان دگری پای بگیرد؟ تفسیر مسجّل شده ی سوره `کوثر” ای زینب کبرای دگر... دختر `حیدر” ما بر در این خانه نشستیم و گدائیم مانند `سگان” در پی یک لقمه غذائیم  نیما نجاری #شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #نیما_نجاری لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

سلام جلوهٔ زهرا(س) سلام دخترِ موسی سلام ملجاءِ عیسی سلام عصمتِ کبری سلام جلوهٔ زهرا پس از سلام و تحیت ،دوباره عرضِ ارادت به تو که پاکیِ محضی،تو مریمی و تو عَذرا چقدر فاصله کم شد میانِ ما و مدینه به قم رسیدی و پنهان، شد آشکار و هویدا به شورِ زارِ کویری،بهشت را صله دادی چرا که خاکِ قدومت شکسته قیمت دُر را مُراجعانِ حریمت،مَراجعند که بی شک کسی بدونِ نگاهت،نمیرسد به کجاها... مهدی قربانی #شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #مهدی_قربانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

 دختر باب حوائج  دختر باب حوائج، چه کرم داری تو چقدر لطف به چشمان ترم داری تو صحن تو دیدم و با یاد مدینه گفتم شکر حق حضرت معصومه، حرم داری تو —–   آمد اینجا، نه که درگیر حقارت بشود چادر و مقنعه و پوشیه غارت بشود قم نشد کرببلا، اهل ولا بگذارند قسمت خواهر غمدیده اسارت بشود  اصغر چرمی #اصغر_چرمی #شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

یا کریمه اهل بیت(س) اشکم که روی دامنه ی گونه جاری ام آهم که از محوطه ی دل فراری ام بغضم که هی گره به گره تلخ میشوم فریادم و شبیه به یک انتحاری ام آرام و بی قرار شدم تواَمان هم گاهی سکوت کرده و گه بین زاری ام هی نا امید می شوم از روزگار و بعد یادم میفتد این همه تو دوست داری ام من با زبان گریه به تو حرف میزنم پس اکثرا شبیه به داد و هواری ام عاشق اگر شدم به بلا مبتلاترم محکوم بر ابد شده ، در بی قراری ام من هم شبیه پیر زن مصری آمدم شاید به یوسفی برسم با نداری ام من مطمئنم آخر این عشق کامل است آغوش میدهی و مرا میفشاری ام من آمدم ببینمت اما ندیدمت سرخورده ام ، سراسرِ از ناگواری ام من یادگار لیلیِ در کوچه مانده ام آشفته و شکسته ز چشم انتظاری ام من درد یار دارم و درمان نمی‌شود من زخمی از شکنجه ی این زخم کاری ام پایم به کوچه باز شده ، مثل عمه ام دادند از مصائب آن یادگاری ام گودال هم نرفته ام ، اما شهیده ام من تازیان نخورده ام اما شنیده ام من چادرم نسوخته با شعله ی عذاب بازار رفته ام ، نه که در مجلس شراب من را کمان حرمله آزرده ام نکرد خولی مرا ندیده و افسرده ام نکرد من یادگار عمه ی از پا نشسته ام من زینبم که اول ساوه شکسته ام من خسته ام ولی به غل ِجامه ها که نه از پا نشسته ام به کف کوچه ها که نه گودالْ دیده زینبِ کبری بود نه من بین طنابْ زینبِ تنها بود نه من پای برهنه به صحرا دوان شده پایش هزار تکه به رمل روان شده زینب تمام عمر خودش زیر دین بود … زینب اسیر بود ، اسیر حسین بود بر ناقه ی بدون جهازی نشسته است بر چوب محملی سر خود را شکسته است  علیرضا وفایی خیال #شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #علیرضا_وفایی_(خیال) لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

بانو اگر به دست خزان باغ بی بری بانو ولی به روی فلک سایه گستری بانو به سوی قم که قدم می نهی علم بردوش به شانه عرش خدا را می آوری بانو زشور عشق برادر که در سرت داری نمک به سفره این شهر می بری بانو دیار قم شده صحرای حشر منتظر است به پا شود به قیام تو محشری بانو اگر رضاست حسینت تو زینبی و اگر ر ضاست ساقی کوثر تو کوثری بانو کسی که کفو تو باشد جهان ندیده و نیست مگر که زاده شود باز حیدری بانو اگرکه نایب زهرا شدی یقین داری به روی گردن ما حق مادری بانو چنین که برده قرار از تو شعله های فراق چنان سپند پریشان به مجمری بانو اگر چه سینه ات از غصه گشته مالا مال ولی دمیده به قم با تو کوکب اقبال در انتظار برادر زجاده های امید به دست هر مژه ات لاله های استقبال چه قدر پیر و شکسته شدی از این دوری که لحظه های فراق است هریکی صد سال گرفته زلف رضا را زمانه از دستت گره به زلف غمش خورده رشته آمال شبیه زینب کبری تویی تو سرتا پا حسین وجه علی وار و فاطمه تمثال ولی تفاوت شهر تا به شهر بسیار است که قم کجا و بیابان و زینب و گودال اگر تو در پی روی مه رضا هستی هلال زینب کبری به نی شد استهلال تمام شهر اگر که به پات افتادند فتاد پای حرم لشگری پی خلخال تن برادرتو غرق بین گل ها شد تن برادر او زیر نعل ها پا مال موسی علیمرادی #شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #موسی_علیمرادی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

بی بی جانم شد غبطه‌یِ زمین و زمان جایگاهِ تو شد سجده‌گاهِ خیلِ ملک ، بارگاهِ تو بیچاره آنکه مهر تو در دل ندارد و- -خوشبخت آن کسی که شده سر به راهِ تو فقه و اصولِ شیعه گره خورده با تو، پس فیضیه را به فیض رسانده نگاهِ تو صد ها هزار بهجت و صافی و مرعشی بودند یک به یک همگی در پناهِ تو دلخواهِ هرکه غیرِ تو بودیم، باختیم ای کاش می‌شدیم کمی دل‌به‌خواهِ تو در دست لطفِ توست حساب و کتابِ ما تنها دلیلِ ادعیه‌یِ مستجاب ما `ای آنکه خاک را به نظر کیمیا کنی” `آیا شود که گوشه نگاهی به ما کنی؟” با گوشه‌یِ نگاهِ کریمانه‌ات، شبی- – ما را مسافرِ حرمِ کربلا کنی لبریزِ درد، گوشه کناری نشسته‌ایم کِی می‌شود که دردِ گدا را دوا کنی؟ ما را عجیب، بازیِ دنیا زمین زده پا می‌شویم اگر که برامان دعا کنی بانو ببین که خورده گره کارِ ما، همه ای کاش، بازهم گره از کار، وا کنی درمانِ دردِ از نفس افتاده‌ها تویی معصومه‌یِ کریمه‌یِ اخت‌الرضا تویی دریا به آستانِ تو رو می‌زند مدام زیرا که هست لطفِ وسیعت عَلَی‌الدَّوام تو دخترِ کریمه‌یِ موسی‌بن‌جعفری هر ثانیه به محضرِ نورانی‌ات سلام باید چگونه از وجناتِ تو گفت؟، که- -هم دخترِ امامی و هم خواهرِ امام سرسبز شد کویرِ قم از یُمنِ مَقدمَت هم رحمتِ مدامی و هم نعمتِ تمام تو آمدی و از همه‌یِ کوچه‌هایِ قم بعد از تو عطرِ فاطمه آید به هر مشام هرچند، دردِ دوری و غربت کشیده‌ای اما به شهر قم که جسارت ندیده‌ای بودی میانِ غربت و فکرِ برادرت اما نسوخت، رویِ سرت کهنه معجرت شکرِ خدا که دستِ تو را کافری نبست شکرِ خدا کسی نزده سنگ بر سرت شکرِ خدا که خیمه‌یِ سوزان ندیده‌ای طعنه نزد کسی به تو و حالِ مضطرت چشم انتظارِ رویِ رضا بوده‌ای، ولی دیگر نبود راسِ برادر، برابرت آهی غریب از دلِ گودال می‌رسید آن لحظه‌ها چه ها که ندیده‌ست مادرت ما گفته‌ایم،آه ولی دیده فاطمه این اشک را به ما همه، بخشیده فاطمه  علی گلچین پور #شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #علی_گلچین_پور لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

ای زینب ایران ای زینب ایران ما معصومه خاتون جان علی موسی الرضا معصومه خاتون آیینه ی خیرالنسا معصومه خاتون ما رعیتت هستیم یا معصومه خاتون حق است اگر خوانم تو را ام ابیها موسی بن جعفر گفته در مدحت «فداها» بانو به ایران آمدی ایران حرم شد این شیعه خانه با دعای تو علم شد اصلا عجم در خدمت تو محترم شد شر اجانب با تو از این خاک کم شد ما در خزان هم سبز مانند بهاریم ما هر چه داریم از رضاجان و تو داریم تو راه حق را بر همه ابراز کردی تو عشق را با هجرتت آغاز کردی زهرای موسی دم به دم اعجاز کردی یک در ز جنت را در ایران باز کردی قبری که پنهان بود ، پیدا گشت با تو قم وعده گاه مادری ها گشت با تو گرچه شدی قامت کمان دور از برادر گرچه غمت شد بی امان دور از برادر گرچه بهارت شد خزان دور از برادر تو آمدی گرچه به جان دور از برادر اما تو را در بزم می مهمان نکردند زخم دلت را با نمک درمان نکردند از قم نداری تو گله الحمدلله پایت نشد پر آبله الحمدلله اصلا ندیدی سلسله الحمدلله اینجا ندارد حرمله الحمدلله اینجا که شام و کوفه و کرببلا نیست مهمان قم ، قبر تو در ویران سرا نیست این عمه سادات عزت دید و عزت آن عمه سادات غربت دید و غربت این عمه سادات حرمت دید و حرمت آن عمه سادات حسرت دید و حسرت این عمه سادات صحنش غرق نور است آن عمه سادات صحنش سوت و کور است...  محمد حسین رحیمیان #شعر_شهادت_بنت_موسی_ابن_جعفر #شعر_شهادت_حضرت_فاطمه_معصومه #شعر_شهادت_حضرت_معصومه #شعر_شهادت_کریمه_اهل_بیت #محمد_حسین_رحیمیان لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

دوباره شورِ عجیبی نصیبِ مجلس شد شبِ ولادتِ نور است و روح، خالص شد نسیمِ رحمتِ رحمان، به محضِ آمدنش- -"دلِ رمیده‌یِ ما را انیس و مونس شد" امیدِ عالم اسلام آمده، آنکه- -در ابتدایِ جوانی امیدِ نرجس شد نشد که مکتبِ درسی به پا کند، امّا- -"به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد" به شهرِ سامره امشب به یمنِ مقدمِ او دوباره عطرِ کراماتِ مجتبی، حس شد به افتخارِ قدومش نشاط می‌ آید به پاسِ آمدنش هم حیات می‌آید در این شبی که سخن‌ها فقط حسن جان است گدایِ سامره مژده، کرم فراوان است نشسته‌ام به امیدِ نگاهی از سویش نرفته است گدا دستِ خالی از کویش عجین شده‌ست "حسن‌" با عطایِ کوثری‌اش تفاوتی نکند مجتبی و عسکری‌اش همیشه خورده کرامت گره به نامِ "حسن" حسن امامِ من است و منم غلامِ حسن رسیده مظهرِ جودِ خدا، اباالمهدی رسیده جلوه‌یِ سبزِ دعا، اباالمهدی خلاصه که شبِ عید است و موسمِ برکات به پیشگاهِ معلایِ عسکری، صلوات نوشته‌اند که در وصفِ مومنین فرمود حدیثِ پنج علامت، که این چنین فرمود نشانِ اهل یقین که همیشه بوده ملاک بلند گفتنِ بسم الله‌‌َست و سجده به خاک نمازِ مستحب و خاتمِ عقیق، به دست وَ شرطِ دیگر از اوصافِ مومنین این است - -که اربعین همه در خاک کربلا باشند به اشک، زائرِ مظلومِ سرجدا باشند به وقتِ عشق، دلِ مضطرم حسینی شد عنایتی شد و چشمِ ترم حسینی شد دوباره حرف، رسیده به کربلا انگار به دل نشسته غم و دردِ آشِنا انگار به یادِ پیکرِ بی حال، گریه باید کرد به یادِ گودیِ گودال، گریه باید کرد نوشته‌اند که آن بی‌حیا برش گرداند در آن غروبِ عطش بی‌هوا برش گرداند #شعر_ولادت_امام_حسن_عسکری_ع #علی_گلچین_پور @hadithashk

ای به تولای تو دل منجلی از طرف حق به خلایق ولی نور دل احمد و زهرا تویی ای دهمین میوهٔ قلب علی آمده ای تا که کنی دلبری یا حسن و یا حسن عسکری یازدهم شمس ولایت تویی به عاشقان رمز سعادت تویی مظهر عرفانی و توحید ناب بهر دعا ،رمز اجابت تویی به شیعیان حجتی و رهبری یا حسن و یا حسن عسکری سیزدهم یوسف زهرا تویی نور دل ام ابیها ، تویی مکتب اسلام بقائش زتو به یوسف فاطمه باباتویی تا به قیامت تو به ماسروری یا حسن ویا حسن عسکری نام تو رمز سحر عاشقان از علی و فاطمه داری نشان نور دو چشم، مهدی منتظر ای پدر حضرت صاحب زمان علم وکمال وعشق را مصدری یا حسن و یا حسن عسکری پیک سحر میدهداین خوش خبر مژده که شد حضرت هادی پدر عالم امکان شده پر غلغله به محضرش تبریک از این پسر عسکر او شد آدمی و پری یا حسن و یا حسن عسکری #شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_عسکری_ع #جعفر_کیانی @hadithashk

خانه ای که بر‌و بیا دارد سر درش ذکر "إِنَّما" دارد دُور باشد ز هر چه کبر و ریا وسعت عرش کبریا دارد السلام ای توسل مردم السلام ای امامِ یازدهم در هوای تو شد سرشته دلم بهترین بخش سرنوشت دلم روزگارم بدونِ تو : دوزخ… چشمهای تو شد بهشتِ دلم دستهایم به دامنت نرسید من کجا و عنایتِ خورشید نور ِ تو ذره پروری کرده قلب را "بیت العسکری" کرده ای مسیح تبارِ آل‌الله نفسِ تو پیمبری کرده حَرمَت رنگ کربلا دارد کَرَمت بوی مجتبی دارد با نگاه تو وا شده گره ام حق بده پس گدای سامره ام ختمِ شیرینِ اربعین هایم پُر شده از تو قاب خاطره ام من دو شش گوشه دیده ام آری ای زلال ِ همیشه ی جاری شعر را جفت و جور کردم من واژه ها را مرور کردم من عرش را دیده ام میانِ زمین از مسیرت عبور کردم من چشمهایت بهشت قافیه هاست شاه بیت قصیده های خداست با تو دیدیم باب رحمت را در قدم های تو صلابت را ای دعای پدر برای پسر سرکن این انتظار و غیبت را روزی از راه ِ دور می آید مردی از جنس نور می آید حضرت باوقار سامرّا مرقدت اعتبار سامرّا شوق سرداب در سرم دارم این منِ بیقرارِ سامرّا ؛ آمدم کیسه پُر کنم ببرم رزق من آمد از مضیفِ حرم #شعر_ولادت_حضرت_امام_حسن_عسکری_ع #امیر_طاهری @hadithashk

#جانفدا #جانفداها #ایران

مصرع شعری همیشه ورد زبان پدر عزیزم بود که چند خط با آن مصرع شروع کردم و تقدیم مولا کردم و روح پاک پدرم ❤️ . . «به درویشی قناعت کن که سلطانی خطر دارد» هرآنکس باعلی باشد خدا بر او نظر دارد به درویشی قناعت کن که از دنیا رها باشی اگر شاهی تو غیرت کن گدای مرتضی باشی به درویشی قناعت کن که عزت آفرین باشی فقیر حلقه مولا امیرالمومنین باشی به درویشی قناعت کن ز هر سلطان فراری باش شبیه رود در امواج این میخانه جاری باش به درویشی قناعت که سلطانت کند مولا بیا در حلقه مستان ، پریشانت کند مولا به درویشی قناعت کن گر احساس خطر کردی گدای هرکسی غیر از علی باشی ضرر کردی به هر پیری در اینجا لفظ آقاجان نمی آید مرادی جز علی در عالم امکان نمی آید فقیرم من فقیرم من فقیر مرتضی هستم خدارا شکر میگویم که از عالم جدا هستم #امیر_فرخنده روح پدرت شاد @hadithashk

او گفته سه جا دست مرا می‌گیرد من مطمئنم که از وفا می‌گیرد یک لحظه غم مرا هم اصلا نخورید دستان مرا *امام رضا* می‌گیرد #امام_رضا_ع #بهمن_ترکمانی @hadithashk