Light Workers🔆
Kanalga Telegram’da o‘tish
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Ko'proq ko'rsatish378
Obunachilar
-224 soatlar
+17 kunlar
+430 kunlar
Postlar arxiv
#بریده_کتاب
عشق، عالی ترین و نهایی ترین هدفی است که بشر در آرزوی آنست،
رهائی بشر از راه عشق و در عشق است.
عشق، همان اندازه نیرومندست که مرگ...
#ویکتور_فرانکل
در جستجوی معنا
@lightworkers
خوشبختی در عمق ذات ماست.
جایی که کسی به آن دسترسی ندارد و از چیزی تاثیر نمیپذیرد.
وقتی سعادت وابسته به عوامل بیرونی باشد ، هر لحظه آن سعادت با از دست دادن هر کدام از این عوامل فرو میشکند.
#آرتور_شوپنهاور
@lughtworkers
همدلی کردن یعنی شنیدنی با همهی حضور قلب، بیهیچ تلاشی برای تغییر یا کمککردن به کسی که به او گوش میسپاریم.
عجیب است، ولی وقتی قصد کمککردن را ترک میکنیم به راستی کمکی میشویم که نیاز است. کسی که شنیده میشود باز میشود، احساس میکند که پذیرفته شده است و از اجبار و فشار برای تغییر خود آزاد میشود، و در این حالت ذهناش شفاف گشته، مسئلهاش را همانگونه که هست میبیند، به روی ظرفیتها و محدودیتهایش آغوش باز میکند و قادر میشود تصمیمسازی کند.
کارل راجرز، درمانگر مکتب انسانگرایی و بنیانگذار درمان مراجع محور چنین اظهار میداشت که تقریبا لازم نیست هیچکاری برای مراجع خود انجام دهید جز اینکه به او گوش بسپارید. لطفا از ابتدا او را بیمار خطاب نکنید که این خود قضاوت است. هر فردی با مشکلات و با راهحل مشکلاتاش وارد اتاق درمان میشود و اگر عشق دریافت کند حاضر میشود نگاهی به درون خود کند یعنی جایی که همهی آنچه که برای بیرون رفتن از وضعیت فعلی به آن نیاز دارد در آن وجود دارد. بدون قضاوت شنیدهشدن باعث میشود که صلح را با خود تجربه کنیم و حاضر باشیم هرآنچه که هستیم را همانطور که هست بپذیریم و هر تغییری از این نقطه آغاز میشود. تضاد در این است که وقتی تلاش برای تغییر را رها میکنیم فرصت تغییر به وجود میآید. همانطور که یونگ میگوید: آنچه را که میپذیرید متحول میشود...
#وحید_شاهرضا
@lightworkers
سن چیست؟
تعداد دفعاتی است که شما دور خورشید چرخیدهاید...
و این پدیده هیچ ربطی به سطح شعور، سواد و فرهنگ شما ندارد !
#استیو_جابز
@lightworkers
به تو گفتم: گنجشک کوچک من باش
تا در بهار تو من درختی پرشکوفه شوم..
و برف آب شد، شکوفه رقصید، آفتاب درآمد.
من به خوبی ها نگاه کردم و عوض شدم
من به خوبی ها نگاه کردم،چرا که تو خوبی
و این همه اقرارهاست،بزرگ ترین اقرارهاست.
من به اقرارهایم نگاه کردم
سال بد رفت و من زنده شدم
تو لبخندی زدی و من برخاستم
دلم می خواهد خوب باشم
دلم می خواهد تو باشم و
برای همین راست می گویم
نگاه کن! با من بمان...
#احمد_شاملو
@lightworkers
سالها پیش وقتی یکی از دانشجویان انسانشناسی از "مارگارت مید" پرسید که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ چیست، دانشجو انتظار داشت تا مید دربارهی قلابهای ماهیگیری، کاسههای سفالین یا سنگهای آسیاب حرف بزند.
ولی نه. مید گفت که نخستین نشانهی تمدن در یک فرهنگ باستانی استخوان رانی بوده که شکسته شده و سپس جوش خورده است. مید توضیح داد که چنانچه پای شما در یک قلمرو حیوانی بشکند، شما میمیرید. شما نمیتوانید از خطر بگریزید، برای نوشیدن به رودخانه بزنید یا برای غذا شکار کنید. شما خوراکی هستید برای جانوران پرسهزن. هیچ حیوانی با پای شکسته آنقدر دوام نمیآورد تا استخوانش جوش بخورد.
استخوان شکستهی رانی که جوش خورده است گواهیست بر اینکه کسی زمان صرف کرده تا با شخص پاشکسته همراهی کند، محلِ جراحت را بسته است، شخص را نگهداری و تیمار کرده تا سلامت و بهبودی پیدا کند. مید گفت:
کمک به دیگری در عینِ دشواری، همانجاییست که تمدن بشری آغاز میشود.
ما وقتی در اوجِ شکوفایی خود هستیم که به دیگران یاری میرسانیم.
ایرا بایوک
@lightworkers
#بریده_کتاب
عشق با این امید آغاز میشود که -حداقل- میتوانیم به یک نفر خودِ واقعی و احساسات کاملمان را بروز دهیم.
در اثر آرامشِ ناشی از صداقت است که عشق را احساس میکنیم.
اما این میلِ به درمیان گذاشتنِ رازها یک تصوّر نیرومند و بالقوه دردساز در ذهن ما -و در فرهنگ جمعیمان- شکل میدهد؛ اگر دو نفر عاشق هم هستند، آن دو باید همیشه در همهی موارد حقیقت را به یکدیگر بگویند.
صداقت مفهوم والایی است که تصوّر ما از رابطهی دو عاشق با یکدیگر را شکل میدهد.
این تصوّرِ تحریککننده مخصوصاً در ماههای ابتدایی آشنایی حضور پررنگ دارد.
اما اگر بخواهیم به شریکمان لطف کنیم و خواهان حفظ عشقِ بینمان باشیم، نهایتاً مجبوریم بخش عظیمی از افکار خود را به زبان نیاوریم.
مصائب عشق
آلن دو باتن
@lightworkers
عشق دردی ست بی درمان
از سوی حضرت جانان
تا «آن به آن» خودی عاشقِ صادق را از وی بگیرد
تا جمله معشوق باشد و بس
پس قدر عشق بدان ...
که تو را به حال و مقام محو و فنا واصل میگرداند.
#شمس_تبریزی
@lightworkers
صمیمت گریزی
برخی از افراد نمیتوانند رابطهای صمیمانه و عمیق را تاب بیاورند و اگر احساس کنند صمیمیت در حال شکل گیری است، فرار را بر قرار ترجیح میدهند و به نوعی روابط سطحیِ پر رنگ و لعاب یا افرادی که هیچگونه سنخیتی با آنها ندارند، برایشان ارجحیت دارد.
چنین الگوی رفتاری میتواند نشات گرفته از ترسی ناهشیار باشد که به صمیمت گریزی و اجتناب از صمیمیت منجر می شود.
چرا که وقتی صمیمت شکل میگیرد، افراد بخشهای پنهان و تاریک یکدیگر را میبینند، ترس از پذیرفته نشدن، پس زده شدن، از دست دادن، رها شدن و آسیب دیدن.
برای این افراد، صمیمی شدن مساوی است با آسیب دیدن. و بعضا برای فرار از این آسیب ذهنی و خیالی، ممکن است خود را بارها از تجربه ی رابطه ای ناب و اصیل محروم کنند.
و بار احساس عمیق تنهایی و رهاشدگی را بر دوش کشند.
#طرحواره_درمانی
@lightworkers
#بریده_کتاب
دنیا همه را در هم میشکند، ولی پس از آن خیلیها جای شکستگیشان قویتر میشود.
#ارنست_همینگوی
وداع با اسلحه
فارسیِ نجف دریابندری
@lightworkers
من متوجه شدم که، در اعماق نفرت درونم، عشقی بیپایان وجود دارد.....
من متوجه شدم که، در انتهای گریه درونم، لبخندی بیمانند وجود دارد....
من متوجه شدم که، در پیچیدهترین آشوبهای درونم، آرامشی عمیق وجود دارد....
من متوجه شدم که، در اعماق زمستان درونم، تابستانی دلپذیر وجود دارد...
و اینها به من شادی میدهند.
و به همین دلیل است که برایم مهم نیست دنیا با بیرحمی بر من فشار بیاورد، زیرا که در درونم چیزی قویتر، با آن مقابله میکند.....
#آلبر_کامو
@lightworkers
کاتیوشا (به روسی: Катюша) آهنگِ مشهور روسی که در جنگ جهانی دوم به سرودی میهنی تبدیل شد و میان سربازان روس به محبوبیت رسید.
این آهنگ دربارهٔ دختری به نام کاتیوشا است که در انتظار بازگشت محبوب خود از جبهه است.
آهنگ در سال 1938 توسط Matvey Blanter متولد 1903 و شعر آن توسط Mikhail Isakovsky متولد 1900 نوشته شد و اولین بار توسط Valentina Batishcheva اجرا شد.
این آهنگ توسط گروه کُر برای دلداری سربازان در جنگ خوانده میشد و طولی نکشید که ترانهای مشهور شد و نقشی کلیدی را در تقویت روحیه سربازان ایفا کرد و تا امروز که به زبانهای مختلف از جمله فرانسوی، ایتالیایی، عبری و یونانی و فنلاندی خوانده شده محبوبیت و تاثیر خود را هرگز از دست نداده است. 🇷🇺
@lightworkers
شهابالدین زیدری نسوی نوشت:
«در عجبم تا این دل ضعیف چندین سال این همه غصّه چگونه خورد؟ عجب دلیست! با این همه درد که در او بود، نشکافت.»
و ادامه داد تا آنجا که از خودش پرسید:
«قصّهی غصّهآمیز که مینویسی، گوشهی جگر کدام شفیق خواهد پیچید؟»
پاسخ این است: شفیقی در میان نیست و اندوه زوال ندارد.
@lightworkers
ای باد اگر به گلشنِ احباب بگذری
زنهار عرضه دِهْ بَرِ جانان پیامِ ما
گو نام ما ز یاد به عمداً چه میبَری
خود آید آنکه یاد نیاری ز نام ما
@lightworkers
دل خود را به آن خوش می کند، حسرت کش دنیا
که با خلق جهان در یک مصیبت خانه می گرید
کسی کز وادی عقل و جنون بیرون کشد خود را
نه در معموره می خندد، نه در ویرانه می گرید
#عرفی_شیرازی
@lightworkers
جمعه ها؛
باید که فارغ شد از این شهرِ شلوغ
دور شد از قیل و قال ...
جمعه یعنی حالِ خوش؛
جمعه یعنی بیخیال ...!
#نرگس_صرافیان
@lightworkers
یکی از وسایل تسکین خشم و رنجشی که در ما انباشته میگردد عفو و گذشت است؛
ولی مهم انباشته نکردن خشم است نه گذشت....
اگر خشم و رنجش را در خود انبار نکنیم ضرورتی برای عفو و گذشت نیست، گذشت در جایی مطرح میشود که رنجش وجود دارد....
#جیدو_کریشنامورتی
@lightworkers
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
