LifeDefender
Kanalga Telegram’da o‘tish
انتشار هر آنچه خوب است نخستین پست: t.me/LifeDefender/1 کانال دوم: @LDplus
Ko'proq ko'rsatish581
Obunachilar
-324 soatlar
-27 kunlar
-730 kunlar
Postlar arxiv
581
یک گیگ ویپیان فقط 125 هزار تومان.
با ضمانت برگشت وجه یا انجام معامله با قیمت جدید، با توجه اتفاقات پیش رو و کاهش قیمتها به قبل از دی ۱۴۰۴.لینک: https://t.me/vitakey_ir/480 #پست_موقت
581
نکاتی جالب برای جلوگیری از پوسیدگی دندان نوزادان و کودکان
تا بهحال فکر کردهاید که فوت کردن غذای بچه یا بوسیدنش چطور میتواند باعث خرابی دندانهایش شود؟
در ویدیوی جدید، به «فرمول طلایی پیشگیری از پوسیدگی دندان کودک» پرداختهایم، تا هم فرزندتان درد نکشد و هم جیبتان خالی نشود!
🔗 مشاهده در یوتیوب
🔗 مشاهده در آپارات
🎧 شنیدن در کستباکس
#سلامت #دندان #دندانپزشکی #نوزاد #کودک
@updatemd
@LifeDefender | 3
581
این مقاله نیویورک تایمز یه عنوان خیلی جالب داره :«در واقع، دموکراسی توی HR میمیره» و داره درباره یه تغییر خیلی مهم توی شکل قدرت و سرکوب تو دنیای مدرن حرف میزنه.
قدیما وقتی مردم دربارهی سقوط دموکراسی فکر میکردن، تصویرشون این بود: تانک تو خیابون، کودتا، حکومت نظامی، پلیس مخفی، زندان سیاسی. ولی مقاله میگه مدل جدید اقتدارگرایی خیلی شیکتر، تمیزتر و بیصداتر شده. الان لازم نیست حکومت مستقیم بیاد دهنتو ببنده، کافیه کاری کنه که خودت از ترس آیندهات سکوت کنی.
و اینجاست که HR یا همون منابع انسانی وارد ماجرا میشه.
مقاله توضیح میده که توی خیلی از شرکتها، دانشگاهها، رسانهها و حتی NGOها، بخش HR فقط مسئول استخدام و مرخصی و بیمه نیست. بلکه کمکم تبدیل شده به یه جور سیستم کنترل رفتار و افکار. یعنی آدمها مدام حس میکنن زیر نظرن. چی لایک میکنن، چی توییت میکنن، دربارهی جنگ، سیاست، نژاد، جنسیت یا دولت چی میگن، با کیا رفتوآمد دارن… همهچی میتونه تبدیل بشه به «مسئله حرفهای».
و نکته ترسناک اینه که همهچی ظاهراً خیلی مؤدبانه و قانونی اتفاق میافته.
هیچکس نمیگه «تو رو به خاطر عقایدت حذف کردیم».
در عوض میگن:
«تو با فرهنگ سازمان align نیستی.»
«فضای امن تیم به خطر افتاده.»
«نگرانیهایی دربارهی رفتار حرفهای شما وجود داره.»
«قراردادت تمدید نمیشه.»
«بهتره مدتی استراحت کنی.»
یعنی زبان سرکوب، تبدیل شده به زبان مدیریتی و روانشناسی سازمانی.
مقاله میگه این مدل خیلی خطرناکتره چون مبهمه. تو دقیقاً نمیفهمی خط قرمز کجاست. برای همین آدمها شروع میکنن به خودسانسوری.
مثلاً:
قبل از توییت کردن سه بار فکر میکنی.
یه مقاله رو share نمیکنی.
تو جلسه سکوت میکنی.
تو گروه دوستانه هم مواظبی چی بگی.
حتی گاهی کمکم خودت هم فراموش میکنی واقعاً چی فکر میکردی. چون فشار اصلی، فشار اقتصادیه.
مقاله خیلی روی این نکته تاکید داره که آدم مدرن شدیداً به شغلش وصله. اجاره، بیمه، قسط، ویزا، دانشگاه بچه، آینده… همه وابسته به درآمده. پس لازم نیست تو رو زندانی کنن. اگر حس کنی ممکنه شغلتو از دست بدی، خیلی وقتها خودت عقب میکشی.
و این دقیقاً همون چیزیه که نویسنده اسمش رو میذاره «نسخهی اداریِ مرگ دموکراسی».
یه بخش جالب مقاله درباره اینه که توی گذشته مردم بیشتر از دولت میترسیدن، ولی الان شرکتهای خصوصی هم قدرت عظیمی پیدا کردن. مثلاً چند تا شرکت بزرگ تکنولوژی، رسانهای یا مالی میتونن عملاً تعیین کنن چه حرفی قابل قبوله و چه کسی از فضای حرفهای حذف بشه.
برای همین مقاله میگه مرز بین دولت، شرکت و فضای اجتماعی داره محو میشه.
گاهی دولت لازم نیست مستقیم سانسور کنه. فقط کافیه فضای ترس وجود داشته باشه تا شرکتها خودشون پیشاپیش آدمها رو کنترل کنن.
مقاله همینطور به فضای بعد از جنگها، اعتراضات سیاسی و قطبیشدن جامعه اشاره میکنه. میگه توی این فضاها، سازمانها بیش از حد به ترس از بدنام شدن حساس میشن.
یعنی به جای اینکه از آزادی بیان دفاع کنن، سعی میکنن کوچکترین احتمال جنجال رو حذف کنن. نتیجهاش این میشه که آدمهای عادی احساس میکنن هر لحظه ممکنه بابت یه جمله یا موضعگیری، زندگیشون بهم بریزه.
یه ایده مهم دیگهی مقاله اینه که دموکراسی فقط رأی دادن نیست.اگر مردم از حرف زدن بترسن، اگر حس کنن بیان نظر هزینهی سنگین داره، اگر مدام خودشون رو سانسور کنن، حتی با وجود انتخابات هم فضای دموکراتیک کمکم خفه میشه.
در واقع نویسنده میگه دموکراسی معمولاً یهشبه نابود نمیشه.
آرومآروم فرسوده میشه:
اول آدمها محتاط میشن،
بعد ساکت میشن،
بعد فقط حرفهای safe میزنن،
و یه جایی میبینی همه هنوز «آزاد» هستن، ولی تقریباً هیچکس جرأت نداره آزادانه حرف بزنه.
مقاله یه حس سنگین و آشنا داره، چون دربارهی چیزی حرف میزنه که خیلیها توی سالهای اخیر تجربهاش کردن: اینکه ترس مدرن، همیشه شبیه دیکتاتوری کلاسیک نیست؛ گاهی شبیه ایمیل مودبانهی منابع انسانیه!
Link
#آزادی #آزادی_بیان #دموکراسی #دیکتاتور #تمامیت_خواهی #کاروکسب #منابع_انسانی
hanieh35, Link
@LifeDefender | 2
581
رباتها در تلگرام همصحبت میشوند!
پاول دورف قابلیت جدیدی از تلگرام را معرفی کرد که به رباتهای هوشمند (AI Agents) اجازه میدهد مستقیماً با یکدیگر گفتگو و تبادل اطلاعات کنند.
نکته جذاب اینجاست که ما انسانها هم میتوانیم این مکالمات را بهصورت زنده تماشا کنیم. این ویژگی، دنیای اتوماسیون و باتهای تلگرامی را وارد مرحله جدیدی میکند.
🔗 منبع
#پست_موقت #تلگرام
581
افراد نابالغ هیجانی علاوه بر تفاوتهای رفتاری و هیجانی اغلب از نظر سیستم شناختی و هوشی نیز با افراد بالغ تفاوت دارند. اگر والدین شما در فضای خانوادگی مملو از اضطراب و قضاوت بزرگ شدهاند ممکن است سبک فکری بسته و محدودتری را فراگرفته باشند و در برابر پیچیدگی مقاومت کنند. اضطراب افراطی دوران کودکی نه تنها رشد نایافتگی هیجانی را به دنبال دارد، بلکه باعث شکل گیری سبک فکری ساده نگری افراطی میشود. فرد در این نوع سبک فکری نمیتواند ایدهها و عقاید متضاد را در نظر بگیرد و همزمان به آنها بپردازد. محیطهای خانوادگی سرکوبگر و تنبیه کننده معمولا تفکر پذیرا یا انتقادی و ابزار وجود را نه قبول دارند و نه تشویق میکنند لذا نمیتوانند فضای مناسب و مساعدی را برای رشد و پرورش ذهن کودک فراهم آورند.
📚کتاب رهایی از محرومیتهای هیجانی دوران کودکی
📝نوشته لینزی گیبسون، ترجمه زهرا اندوز و حسن حمیدپور، انتشارات اسبار
نسخه الکترونیک طاقچه:
لینک جلد اول.
لینک جلد دوم.
#کتاب #کودکی #مغز #ذهن #شخصت #محرومیت #خانواده #فرزندپروری #اضطراب #افسردگی #افسردگی #پرخاشکری
@UTpsychologic
@LifeDefender | 1
581
✅ در کمتر از یک ساعت و کاملاً رایگان؛
🤖 یاد بگیرید چطور با هوش مصنوعی صحبت کنید!؟ — پرامپت نویسی حرفهای
🔸 بیشتر آدمها با هوش مصنوعی مثل موتور جستوجو حرف میزنند؛ در صورتی که اگر درست با آن گفتگو کنید، تبدیل میشود به یک همفکر جدی؛ کسی که کنار شما ایده میسازد و یادگیریتان را چند برابر میکند.
🔸 در این آموزش رایگان که با تدریس دکتر مصطفی کلامی منتشر شده، یاد میگیرید چطور از حالت «سؤال پرسیدنِ ساده» عبور کنید و وارد فضایی شوید که هوش مصنوعی مثل یک همکار واقعی کنار شما فکر میکند و جهت میگیرد.
🔸 اگر میخواهید استفادهتان از هوش مصنوعی چند سطح بالاتر برود، این دوره را از دست ندهید👇
🔗 لینک آموزش – [کلیک کنید]
#پست_موقت
581
ماتریس ایزنهاور (Eisenhower Matrix) یک روش ساده اما بسیار قدرتمند برای مدیریت زمان و اولویتبندی کارها است. این مدل به نسبت داده میشود؛ کسی که هم ژنرال ارتش بود و هم رئیسجمهور آمریکا، و به خاطر تصمیمگیریهای سریع و مؤثر مشهور بود.
ایده اصلی او این بود:
«آنچه مهم است، معمولا فوری نیست؛ و آنچه فوری است، معمولاً مهم نیست.»🧭 ساختار ماتریس ایزنهاور کارها بر اساس دو معیار دستهبندی میشوند: ✅ اهمیت (Important) → آیا واقعا به اهداف بلندمدت تو کمک میکند؟ ⏰ فوریت (Urgent) → آیا نیاز به اقدام فوری دارد؟ از ترکیب این دو، یک جدول ۴ قسمتی ساخته میشود: مهم (Important) غیرمهم (Not Important) فوری (Urgent) غیرفوری (Not Urgent) فوری غیرفوری مهم 🟢انجام بده 🔵برنامهریزی کن غیرمهم 🟡واگذار کن 🔴حذف کن ۱. مهم و فوری → الان انجام بده (Do) کارهای بحرانی و ضروری. مثالها: ضربالاجل کاری امروز مشکل فوری سلامتی پروژهای که موعدش رسیده اینها معمولا نتیجه برنامهریزی نکردن قبلی هم هستند. ۲. مهم ولی غیرفوری → برنامهریزی کن (Schedule) مهمترین بخش این قسمت قلب موفقیت بلندمدت است. مثالها: یادگیری مهارت جدید ورزش مطالعه عمیق برنامهریزی زندگی ساختن روابط باکیفیت افراد موفق بیشتر وقتشان را اینجا میگذرانند. ۳. فوری ولی غیرمهم → واگذار کن (Delegate) کارهایی که فوری به نظر میرسند ولی ارزش واقعی کمی دارند. مثالها: بعضی تماسها پیامهای غیرضروری درخواستهای دیگران که به هدف تو ربطی ندارند. اگر ممکن است، بسپار به دیگران یا محدودش کن. ۴. نه مهم نه فوری → حذف کن (Eliminate) اتلافکنندههای زمان. مثالها: اسکرول بیهدف شبکههای اجتماعی اخبار بیش از حد سرگرمی بدون آگاهی 🎯 فلسفه پنهان ماتریس بیشتر آدمها در این چرخه گیر میکنند:
فوریها ← استرس ← واکنشی زندگی کردن
اما ماتریس ایزنهاور کمک میکند به:
اهمیتها ← انتخاب آگاهانه ← زندگی هدفمند
یعنی از واکنش به اتفاقات، به طراحی زندگی حرکت کنی.
خیلیها فکر میکنند بهرهوری یعنی «مشغول بودن زیاد»، اما ماتریس ایزنهاور میگوید:
بهرهوری یعنی کار درست را انجام دادن، نه کار بیشتر.#مدیریت_زمان #هدفگذاری #برنامهریزی #عملگرایی @LifeDefender | 387
581
فقدان، اثر آنجلا گراهام
از آثار شرکتکنندگان مسابقه سالانه عکس تک رنگ Monochrome Awards
#هنر #عکاسی
@LifeDefender | 386
581
فقدان، اثر آنجلا گراهام
از آثار شرکتکنندگان مسابقه سالانه عکس تک رنگ Monochrome Awards
#هنر #عکاسی
@LifeDefender | 381
581
مایکِن نِدِرگور (در منابع علمی بیشتر با نام Maiken Nedergaard شناخته میشود) یک عصبشناس دانمارکی–آمریکایی است که به خاطر کشف سیستم گلیمفاتیک (Glymphatic System) در مغز، شهرت جهانی دارد.
او در سال ۲۰۱۲ نشان داد که مغز یک سامانهی پاکسازی فعال دارد که بهویژه هنگام خواب شبانه، مواد زائد متابولیکی (از جمله بتاآمیلوئید مرتبط با آلزایمر) را از بافت مغز خارج میکند.
این کشف درک ما از:
اهمیت خواب
بیماریهایی مثل آلزایمر
و نقش سلولهای گلیال در عملکرد مغز
را بهطور جدی تغییر داد.
او در زمینه فیزیولوژی و گردش مایعات مغزی، نقش خواب در پاکسازی مغز، بیماریهای تخریب عصبی، ارتباط رو سیستم ایمنی مغز، مطالعه و پژوهش کرده است.
اطلاعات بیشتر در کامنت
#سلامت #مغز #خواب_شبانه #خواب #آلزایمر #گلیمفاتیک
@LifeDefender | 385
581
چرا مدیران ایدههای عالی و نوآورانهی کارمندان خود را سرکوب میکنند؟
در دنیای کسبوکار و نوآوری، معمولاً این تصور وجود دارد که سازمانها همواره به دنبال یافتن و پرورش ایدههای جدید هستند. با این حال، کارمندان برای اینکه بتوانند مفاهیم و ایدههای خود را به سطوح بالاتر سازمان و به دست رهبران ارشد و تصمیمگیرندگان نهایی برسانند، نیازمند یک واسطهی کلیدی هستند. این واسطه، مدیر مستقیم آنهاست. کارمندان به شدت به حمایت آنان نیاز دارند تا ایدههایشان دیده و شنیده شود.
اما در اینجا یک پرسش اساسی مطرح میشود که نیازمند بررسی دقیق است: آیا مدیران واقعاً در درون خود انگیزه و تمایل لازم برای حمایت از این کارمندان و ایدههایشان را دارند؟ یا اینکه عوامل دیگری در میان است که آنها را از این کار باز میدارد؟ آیا مدیران بیش از آنکه به فکر پیشرفت سازمان و حمایت از ایدههای جدید باشند، نگران تصویر حرفهای و حفظ موقعیت فعلیشان هستند؟
برای یافتن پاسخی مستدل به این پرسشها، مطالعهای تحقیقاتی در حوزه نوآوری انجام شده است. این مطالعه به طور ویژه به بررسی مسئلهی «جایگاه» و منزلت سازمانی پرداخته است. هدف این تحقیق، بررسی دقیق این موضوع بود که وقتی یک مدیر تصمیم میگیرد ایده کارمندش را تایید کند و پشت آن بایستد، چه کسی در این فرآیند سود میبرد و جایگاه بالاتری کسب میکند، و چه کسی در معرض خطر از دست دادن موقعیت خود قرار میگیرد.
برای درک عمیقتر این پویاییها، محققان مجموعهای متشکل از چهار آزمایش مجزا را طراحی کردند. این چهار آزمایش با حضور شرکتکنندگانی از ایالات متحده آمریکا انجام شد. روند کار به این صورت بود که از شرکتکنندگان خواسته شد تا سناریوهای مختلفی را به دقت ارزیابی کنند. در تمامی این سناریوها، موقعیتی شبیهسازی شده بود که در آن یک مدیر از ایدهی کارمند خود به طور کامل حمایت میکرد. سپس دو خروجی کاملا متفاوت برای این حمایت در نظر گرفته شد: ایده مورد نظر در نهایت یا به یک موفقیت دست مییافت، و یا اینکه با شکست مواجه میشد.
یافتههای حاصل از این چهار آزمایش، پرده از یک واقعیت مهم و پنهان در ساختار سازمانها برداشت.
ابتدا سناریوی اول یعنی موفقیت را بررسی میکنیم. زمانی که یک مدیر از یک ایدهی برنده و موفق حمایت میکند، نتیجهی ظاهری آن مثبت است. دادهها نشان داد که هم کارمندی که ایده را داده و هم مدیری که از آن حمایت کرده است، هر دو جایگاه و احترام بیشتری به دست میآورند.
اما نکتهی بسیار مهم و تاثیرگذار ماجرا در میزان این افزایش است. در شرایط موفقیت ایده، میزان اعتبار و جایگاهی که کارمند به دست میآورد بسیار بیشتر از سهم مدیر است. این تفاوت در کسب اعتبار باعث میشود که فاصلهی جایگاهی میان مدیر و کارمند کاهش یابد. به عبارت دیگر، با موفق شدن ایده، کارمند از نظر احترام و جایگاه سازمانی، به سطح مدیر خود نزدیکتر میشود و مدیر در عمل، آن برتری و فاصلهی جایگاهی قبلی خود را نسبت به کارمند زیردستش از دست میدهد.
اکنون باید بررسی کنیم که اگر سناریوی دوم رخ دهد چه اتفاقی میافتد؛ یعنی زمانی که مدیر از ایدهای حمایت میکند ولی آن ایده در نهایت با شکست روبرو میشود. در این حالت، همانطور که انتظار میرفت، نتایج نشان داد که هم مدیر و هم کارمند، هر دو دچار افت جایگاه و از دست دادن احترام در سازمان میشوند.
اما بخش مهمتر و هشداردهنده برای مدیران در این سناریو نهفته است. محققان متوجه شدند که میزان ضرر و کاهش جایگاهی که مدیران به خاطر حمایت از یک ایدهی شکستخورده متحمل میشوند، بسیار سنگینتر است. در واقع، این افت اعتبار برای مدیران بسیار بزرگتر از هرگونه سود احتمالی و افزایش جایگاهی است که میتوانستند در صورت حمایت از یک ایدهی برنده (در سناریوی اول) به دست بیاورند. کفه ترازوی ضرر در صورت شکست، به شدت بر کفه ترازوی سود در صورت موفقیت سنگینی میکند.
با در نظر گرفتن تمامی این محاسبات و بررسی خروجیها، این مطالعه به یک نتیجهگیری نهایی و روشن میرسد. در بیان سادهتر، زمانی که مدیران تصمیم میگیرند از ایدهی یک کارمند حمایت کنند، فارغ از اینکه آن ایده در نهایت به موفقیت برسد یا شکست بخورد، آنها در هر صورت به شکلی جایگاه خود را از دست میدهند.
اگر ایده موفق شود، فاصلهی جایگاهی کارمند با آنها کم میشود و مدیران جایگاه برتر خود را از دست میدهند. از سوی دیگر، اگر ایده شکست بخورد، اعتبار و احترام آنها به عنوان یک مدیر با افت شدیدی روبرو میشود که جبران آن دشوار است. همین معادلات مرتبط با حفظ جایگاه است که توضیح میدهد چرا مدیران تمایل چندانی به حمایت از نوآوریها ندارند.
#کاروکسب #مدیریت #ایده #خلاقیت #نوآوری
@LifeDefender | 384
581
Repost from N/a
بسته MixA ( ترکیب ۳ پلن A,A2,A3)
🔥همیشه وصل باشید.🔥
▫️۲۰ گیگ پلن A
▫️۲۰ گیگ پلن A2
▫️۲۰ گیگ پلن A3
~~~
👈 چند کاربر، ۶۰ روز
👈 ۳ کانفیگ متفاوت با لینک ساب و قابلیت نیم تا یک سوم بها، برای کاهش مصرف اینترنت.
👈 در صورتی که هم اکنون یا قبل از ۲ ماه، تمدید کنید، حجم و زمان هر کدام از ۳ پلن موجود، به سرویس جدید افزوده میشود.
▪️قیمت 240,000 تومان.
با تخفیف %20 ===> 192,000 تومان.
سفارش:
@Vitakey_admin
@Vitakey_ir
581
امروز سالگرد پایان خلافت عباسی به دست مغولها بود. روزی که خلیفه بغداد رو کشتند و آب از آب تکون نخورد. تصور کنید فیلم تاریخ، همونجا کات میخورد، و سپس از سالن سینما بیرون میاومدید، و دم در ازتون میپرسیدند به نظرتون در قسمت دوم فیلم، سرنوشت ایران چه شکلی پیدا خواهد کرد؟ اطلاعاتی که از فیلمی که داخل سالن دیده بودید بدست آوردید چنین تصویری براتون از «آنچه که گذشت» ایجاد کرده بود: ایران یه سرزمین کاملا مذهبی بوده، که هفتصدسال حکمرانی اعراب، اسلام رو در زندگی فردی و اجتماعی مردمش تثبیت کرده بود، اما ناگهان مغولهای ستارهپرست اومدن و همهچیز رو از بین بردند، و روی قرآنها ادرار کردند و مسجدها رو طویله کردند و منبرها رو سوزاندند و فقها و ریشسفیدان مذهبی از ترس جانشون به کوهها فرار کردند، و یک حاکمیت که با ادیان ابراهیمی کاملا بیگانه بود بر ایران مسلط شد، که به عنوان تکمیلکننده تحول زیر و رو کنندهش، مرکز خلافت اسلامی رو هم نابود کرد. پس قاعدتا در قسمت دوم فیلم، با از بین رفتن نهاد دین، چه در بعد اجتماعی و چه در بعد سیاسی، باید اینطور بشه که مردم به شکل مغولها در بیان و ایران به سرزمین پاگانها تبدیل بشه.
اما قسمت دومش چطور از آب دراومد؟ ایران با تکیه بر این واقعیت که اسلام از اول محصول خودش بوده، با بریده شدن دست اعراب، خودش رو صاحب اصلی اون جا زد، و سپس مغولها رو مسلمان کرد. مسجدهایی که طویله شده بودند، احیا شدند، و مسجدهای بیشتر و باشکوهتری ساخته شدند. نوع شرقیتری از نظامیگری و خشونت، با نوع ایرانیتری از اسلام ترکیب شد، و بستری رو بوجود آورد که بعدن ازش سیستم صفوی بیرون اومد.
تاریخ ثابت کرده تو ایران، هیچوقت نباید علیه مذهب شرط بست. حتی وقتی با جنازهش مواجه میشید، نباید تصور کنید که کاملا مرده. حتی امروز که به نظر میرسه که هیچ حیثیتی برای اسلام و تشیع باقی نمونده، و مردم فوج فوج ازش خارج میشن، نباید تصور کرد که فردای ایران یک فردای عاری از مذهبه. این به این معنی نیست که همین مذهب به همین شکل باقی خواهد ماند. چون اتفاقات مدرنی رخ داده که شرایط رو با زمان آخرین خلیفه عباسی خیلی متفاوت کرده. مثلا در هیچ دورهای، با ایجاد گپ عمیق نسلی مواجه نبودیم. مذهب رو همیشه پدر به پسر منتقل میکنه، نه امام جماعت به پسر، و نه حاکم به پسر. و الان انتقال از پدر به پسر دچار شکافی شده که اثرش قابل تعمیر نیست. یا مثلا در هیچ دورهای این حجم از ارتباطات وجود نداشته و مردم تا این حد نوع متفاوت زیستن رو ندیده و تجربه نکردهاند (ارث پدری، و زیست حبابی، دو گارد محافظ بقای مذهب هستند). اما اصل عطش این سرزمین برای مذهب، سر جای خودش باقی خواهد موند.
این قسمت سیاه از فیلم تاریخ ایران هم تیتراژ پایانی داره. تمام اختلافات ما سر زمان اونه. پس برای قسمت بعدش باید دوراندیش بود. بخشی ازین دوراندیشی اینه طوری از کنار مذهب عبور کنیم که انگار اون هم با ما همسفره، نه اینکه طوری باش برخورد کنیم که انگار اگه همینجا سربهنیستش نکنیم نمیتونیم سفرمون رو ادامه بدیم. بعضیها معتقدند برای جنگ با واگنر شیعه، باید با شیعهای که با واگنر مشکل داره هم متحد شد، چون اتفاقا تجهیزات ایمان، اونها رو به متحدان مفیدی تبدیل کرده، و بعضی دیگه معتقدند شیعهای که تا الان ساکت بوده، ازین به بعد هم به درد جنگ با اشرار نمیخوره. اما من راه سومی رو پیشنهاد میکنم: حتی به اندازه تار مویی نباید مانع همدیگه شد. با هرکس که نمیتونید متحد بشید، به عنوان همسفر نگاه کنید. اشرار مایلند ما درگیر بیعت گرفتن از همدیگه بشیم (چون میدونه برامون سخته بیعت کردن با کسانی که دل خوشی ازشون نداریم)، و بدین ترتیب وقت بیشتری تلف بشه. باید به اشرار ثابت کرد بدون اینکه با همدیگه بیعت کنیم، با همه ما طرفه. دعواها بمونه برای قسمت دوم فیلم.
@anarchonomy
@LifeDefender |
581
دوره رایگان آموزش برنامهنویسی پایتون، نعمتاله اختیاری در udemy رو از دست ندید.
Python Zero to Hero: Master Coding with Real Projects
Python for Beginners & Beyond: Learn to Code with Real-World Projects...
▪️ Language: English (US)
▪️ Expires In: 4D
▪️Price: $65 => FREE
▪️Coupon:
42CE25692A9A939BF456
https://www.udemy.com/course/python-project-masterclass/?couponCode=42CE25692A9A939BF456
#پست_موقت #برنامهنویسی #پایتون #برنامهنویسی_پایتون581
حدودا از ۱۰ بهمن، تا الان در روز دهها زلزله ۲ تا نزدیک به ۵ ریشتر عسلویه بوشهر را میلرزاند. گرچه معمولا میتونه به دلیل تغییرات درونی زمین باشه، اما ممکنه مرتبط با تحولات اخیر و انجام کارهایی باشه...
#پست_موقت
581
افسانه یا واقعیت؛ چرا هنوز در عصر پزشکی مدرن، از مزاج سرد و گرم [بلغمی، سوداوی، صفراوی، دموی] سخن گفته میشود؟
در دنیایی که نقشهی کامل ژنوم انسان (Human Genome) روی میز دانشمندان است و جراحیهای روباتیک با دقت میکرونی انجام میشوند، شنیدن جملاتی مثل «طبعم سرد است» یا «گرمیام کرده» ممکن است در ابتدا کمی خندهدار یا حتی ناامیدکننده به نظر برسد. اما واقعیت این است که مفهوم مزاج (Temperament) نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از فرهنگهای کهن از یونان و هند تا چین، ریشهای چند هزار ساله دارد.
چرا با وجود پیشرفتهای خیرهکنندهی پزشکی مدرن، این واژگان هنوز از زبان مردم عادی و حتی برخی متخصصان نمیافتد؟ آیا ما با یک خرافهی سرسخت روبرو هستیم یا نئاندرتالهای درونمان به دنبال نسخهای سادهتر برای درک پیچیدگیهای بدن میگردند؟
ریشهی مفهوم سردی و گرمی به زمانی بازمیگردد که انسان تلاش میکرد بدن خود را به عنوان نسخهای کوچک از جهان هستی (Microcosm) درک کند. فیلسوفان باستان معتقد بودند همانطور که جهان از خاک، آب، هوا و آتش ساخته شده، بدن انسان نیز از چهار خلط دم، صفرا، بلغم و سودا تشکیل یافته است. توازن این اخلاط، سلامتی و غلبهی یکی بر دیگری، «مزاج» را میساخت. این مدل ذهنی، اولین تلاش بشر برای ایجاد یک سیستم جامع تشخیصی بود. در آن زمان، واژهی سرد و گرم در واقع استعارههایی برای توصیف سرعت فعل و انفعالات بدن و میزان انرژی حیاتی بودند.
👈خواندن مطلب
#سلامت #پزشکی #کنجکاوی #جالب #طبع_گرم #طبع_سرد #گرمی #سردی #بلغمی #سوداوی #صفراوی #دموی
@LifeDefender | 382
581
چرا انسانها دیکتاتورها را به cult تبدیل میکنند؟
بر اساس نظریه اریک فروم Erich Fromm
پرسش این نیست که چرا بعضی رهبران دیکتاتور میشوند.
پرسش واقعی این است:
چرا بعضی انسانها به آنها دل میبندند؟
اریک فروم، روانشناس اجتماعی و فیلسوف، این پرسش را بعد از تجربه فاشیسم و نازیسم بهطور جدی مطرح کرد.
او میخواست بفهمد چطور انسانهای معمولی، تحصیلکرده، حتی مهربان، میتوانند حامی خشونت، سرکوب و جنایت شوند.
👈در کامنت:
چرا بحث کردن با مغز ایدئولوژیزده بیفایده است؟
instagram, Link
@LifeDefender | 381
581
۴ قانون طراحی تبلیغات اثرگذار
آلن دیب در کتاب «برنامه بازاریابی یک صفحهای» مینویسد: برای داشتن یک پیام تبلیغاتی جذاب، باید به این چهار قانون توجه کنیم:
۱. قانون یک تبلیغ، یک هدف
وقتی از مدیران بازاریابی میپرسیم «هدف اصلیتان از تبلیغ چیست؟»، معمولاً پاسخ میدهند: میخواهیم برندمان معروف بشود و مشتریان با محصولمان و مزایای رقباتی آن آشنا بشوند. اما یادمان باشد، یک تبلیغ هیچ وقت نمیتواند به همۀ این هدفها برسد.
▫️پس به عنوان قانون اول برای داشتن یک تبلیغ جذاب، یادمان باشد که یک تبلیغ، فقط باید یک هدف داشته باشد نه مجموعهای از چند هدف بزرگ.
▫️طبق این قانون، اگر بخشی از تبلیغ به هدفمان از آن تبلیغ ارتباطی ندارد، باید آن بخش را حذف کنیم، نه این که هدف جدیدی را برای تبلیغمان تعیین کنیم.
۲. قانون نه به فروش فوری
یک تبلیغ جذاب، بیشتر روی افزایش علاقه مشتریان به محصولمان تمرکز میکند، نه روی افزایش فوری فروش.
▫️پس تبلیغمان را همیشه باید جوری طراحی کنیم که مشتری تمایل پیدا کند با ما ارتباط بگیرد، بدون این که مجبور باشد چیزی از ما بخرد.
۳. قانون دعوت مشتری به یک رفتار مشخص
تبلیغ باید مشتری را به یک کار مشخص دعوت و برای انجام آن کار، روشهای مختلفی را به مشتری پیشنهاد کند.
▫️مثلا مشتری را تشویق کند برای دریافت نمونه محصول، به وبسایتمان مراجعه کند یا به شرکت ایمیل بزند.
۴. قانون صحبت دربار مشتری، نه درباره محصول
تبلیغ باید بیشتر راجع به «نیازها، خواستهها و مشکلات مشتریان» صحبت کند نه صرفاً درباره «ویژگیها و مزایای محصول»
▫️پس نباید تبلیغمان را فقط به فهرست کردن ویژگیهای محصول و ادعاهای مختلف آن، اختصاص بدهیم، بلکه باید روی این موضوع تمرکز کنیم که محصول چگونه نیازها، خواستهها و مشکلات مشتری را برطرف میکند.
#کتاب #کاروکسب #بازاریابی #تبلیغات #محصول #مشتری
@Marketing_AZ
@LifeDefender | 380
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
