uz
Feedback
مسیح علی‌نژاد

مسیح علی‌نژاد

Kanalga Telegram’da o‘tish

ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي @MasihMedia 📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ: 0019176554910 توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali مسیح علی‌نژاد analitikasi

مسیح علی‌نژاد (@masih_alinejad) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 56 888 obunachidan iborat bo'lib, Siyosat toifasida 1 065-o'rinni va Eron mintaqasida 5 910-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 56 888 obunachiga ega bo‘ldi.

26 Avgust, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -868 ga, so‘nggi 24 soatda esa -40 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 9.04% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 4.98% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 5 144 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 2 836 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 169 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent شلیک, پیکر, خامنه‌ای, تروریست, دی‌ماه kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي @MasihMedia 📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ: 0019176554910 توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 27 Avgust, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Siyosat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

56 888
Obunachilar
-4024 soatlar
-2337 kunlar
-86830 kunlar
Postlar arxiv
ادامه👆 تانیا در آغوش مادرش جان داد. پیکرش را سه روز در میان صدها پیکر جست‌وجو کردند؛ در فضایی پر از تهدید و فشار، بدون هیچ مراسمی و در سکوت، در بهشت زهرا خاکش کردند و از مادرش تعهد گرفتند که حتی حرف نزند. مادرش هنوز نمی‌بخشد و می‌گوید: «تنها دلیلی که هنوز هستم، گرفتن انتقام و نابودی بانیان این قتل‌عام است؛ از کسی که دستور داد تا کسی که تو را نشانه گرفت.» و از همه خواسته تا اسم دخترش را زنده نگه دارند: «میخواهم همیشه به یاد تانیای من باشند و اسمش را همه‌جا بیاورند... مطمئنم راهش پرنور است.» جنایت‌هایتان و قتل‌عام مردم را فراموش نمی‌کنیم #تانیا_عباسی

تانیا عباسی، دانشجوی حسابداری دانشگاه شهید رجایی کرج و عاشق والیبال بود؛ آرزو داشت روزی در مسابقات حرفه‌ای بازی کند. یک ماهه بود که پدرش را برای همیشه از دست داد و از چهار سالگی، فقط او و مادرش، تنهای تنها کنار هم زندگی کردند. اهل مهرشهر کرج، طرفدار گروه BTS بود و همیشه «آرمی» نامیده می‌شد. شب پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، تانیا همراه مادرش به اعتراضات هفت‌حوض رفت. وقتی مادرش از او خواست خانه بماند، گفت: «مگر خون من از بقیه رنگین‌تر است؟ برویم و حقمان را بگیریم تا فردای آزادی بتوانیم بگوییم ما هم سهمی داشتیم.» در مسیر بازگشت، در خیابان نیروی دریایی (رسالت) در شرق تهران، یکی از نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی از پشت سر، مستقیم به سرش شلیک کرد. دستش در دست مادرش بود. بیمارستان‌های «الغدیر» و «شهدای تجریش» از پذیرش او خودداری کردند و وقتی بالاخره رسیدند، دیگر دیر شده بود. آخرین حرف تانیا به مادرش قبل از گلوله خوردن این بود: «مامان، گشنمه... بریم شام بخوریم.» ادامه👇

لیلا ابوالحسنی یک زن و یک شهروند عادی‌ست. در خیزش دی‌ماه وقتی شعبه افق کوروش در شاهین‌شهر آتش گرفت، او مثل هر شهروندی با گوشی
لیلا ابوالحسنی یک زن و یک شهروند عادی‌ست. در خیزش دی‌ماه وقتی شعبه افق کوروش در شاهین‌شهر آتش گرفت، او مثل هر شهروندی با گوشی‌اش داشت صحنه را ثبت می‌کرد تا واقعیت روایت شود. هیچ نقشی در آتش‌افروزی نداشت؛ فقط شاهد بود. جمهوری اسلامی به جای یافتن آتش‌افروزان واقعی، این زن را بازداشت کرد؛ ۷ ماه او را در بازداشت و زیر فشار نگه داشتند و حالا حکم اعدام به اتهام «محاربه» برایش صادر شده است. لیلا ابوالحسنی یک مادر ۴۳ ساله است و دو فرزند نوجوان دارد و حالا چنین کابوسی را برای این خانواده درست کرده‌اند. در این رژیمِ مستندسازی جرم است، شهادت دادن و ثبت وقایع جرم است، دیدن و شنیدن جرم است؛ اما آتش‌افروزان واقعیِ این کشور شبها کنار خانواده خود، راحت می‌خوابند. حالا این پرونده در دیوان عالی است. صدایش باشیم. #لیلا_ابوالحسنی

ادامه👆 وحالا ترس‌شان دوباره از مطرح شدن نام و یاد این جاویدنام میهن است و به همین دلیل برای به هم زدن یک مراسم تولد، کنار مزار قشون‌کشی کرده‌اند و کل منطقه را محاصره کردند. رژیمی که از مزار کسی که او را کشته هم می‌ترسد، تا کی میتواند حکومت کند؟ یاد عارف و همه جاویدنامان وطن گرامی باشد. تولدت مبارک پسر شجاع گیلان. #عارف_میرموسوی #دهشال #آستانه_اشرفیه

چهارشنبه ۴ شهریور، قرار بود مراسم زادروز جاویدنام عارف میرموسوی جوان ۳۳ ساله، اهل دهشالِ لاهیجان بر سر مزارش برگزار شود. همان جوانی که ۱۸ دی در آریاشهر تهران با ضربات باتوم و قمه مجروح شد و پس از روزها تحمل درد، ۲۴ دی جان خود را از دست داد. جمهوری اسلامی حتی این حق ساده را هم از خانوادهای داغدار گرفت. روز قبل، از مادر، پدر و خواهر عارف تعهد کتبی گرفتند که سر مزار نروند و خانواده را وادار کردند مراسم را «لغو شده» اعلام کنند. روز مراسم نیز اطراف مسجد و آرامستان دهشال را با نیروهای مسلح محاصره و راه را بر مردمی که از شهرهای مختلف آمده بودند بستند. جمعیت زیادی که به سمت دهشال حرکت کرده بود، با ایست بازرسی‌های متعدد و نیروهای بسیجی نقابدار و مسلح روبه‌رو شدند. شرایطی که یادآور روزهای ۱۸ و ۱۹ دی بود. این همان خانواده‌ای است که ویدیوی شادی‌شان از خبر مرگ خامنه‌ای بر سر مزار پسرشان در شبکه‌های اجتماعی پخش شد. هنوز فریادهای «آخیش» گفتن خواهرش در گوشمان است. ادامه👇

پدر کنار پیانو نشسته و با بغض متن ترانه‌ای دلگیر را زمزمه میکند و دخترش نوش‌آفرین، با دست و پایی که هنوز جراحت گلوله‌های جنگی در آن است، ملودی را برای مادرش می‌نوازد. «ای که بی‌تو خودمو تک و تنها می‌بینم، هرجا که پا میذارم تو رو اونجا می‌بینم.» افسانه محمدعلیزاده، ۴۲ سال داشت. شب نوزدهم دی، کنار همسر و دخترش، سوار بر ماشین بود که نیروهای بسیج، ماشین خانوادگیشان را به رگبار بستند. گلوله به قلبش نشست و او را همان لحظه از دختر و همسرش گرفت. درست همانطور که خودروی کیان پیرفلک را پیش از آن به رگبار بسته بودند. نوش‌آفرین این دختر هنرمند و شجاع با پنج گلوله در دست و پا زنده ماند و پدرش هم با جراحت‌های شدید سرانجام نجات یافت. نوش‌آفرین همراه انتشار این ویدیو نوشته بود: «هر کدام مشعل خاموش نشدنی نام مادرم باشید.» ما شعله این مشعل دادخواهی را از او و هزاران خانواده دیگر از جاویدنامان ایران می‌گیریم و تا روز آزادی و محاکمه قاتلان، آن را روشن و فروزان نگه می‌داریم و آن را زمین نمی‌گذاریم. #افسانه_محمدعلیزاده

ویدیویی از نواختن پیانو و آوازخوانی چند دختر هنرمند در شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است. چه کسی می‌خواهد به این نسل بگوید چطور بپوشند و چه کار کنند؟ نواختن، خواندن و تشویق آدم‌هایی که انتظار چنین پرفورمنسی را نداشتند. با هم ببینیم و لذت ببریم.

ادامه👆 این یورش‌ها حادثه و اتفاق نیست. پشت آن‌ها ماشین «دادگاه‌های ویژه اصل ۴۹» کار می‌کند. شاخه‌ای از دادگاه انقلاب زیر نظر ستاد اجرایی فرمان امام، که اموال بهائیان را اغلب با پیامک و بدون دسترسی وکلا توقیف می‌کند. قاضی این دادگاه در اصفهان آشکارا گفته قصد «تصاحب» همه دارایی‌های بهائیان شهر را دارد. بهائیان تنها اقلیتی‌اند که در قانون اساسی به رسمیت شناخته نمی‌شوند و از سال ۱۹۹۱، طبق یادداشت محرمانه‌ای که رهبری وقت تأیید کرده، رسماً هدف «جلوگیری از پیشرفت» قرار گرفته‌اند. در سال جاری میلادی و به‌ویژه پس از جنگ، سرکوب بهاییان نیز شتاب گرفت: بازداشت‌های هماهنگ در ده‌ها شهر، شکنجه، ناپدیدسازی و اتهام جاسوسی برای اسرائیل. ۱۳ کارشناس سازمان ملل درباره بازداشت ۵۷ شهروند بهائی هشدار داده‌اند و ۶۲ درصد نقض حقوق اقلیت‌های دینی پارسال متوجه بهائیان بود. قربانیان عمدتاً زن‌اند؛ دوسوم زندانیان بهائی را زنان تشکیل می‌دهند. این توقیف اموال یک «پاکسازی اقتصادی» برای انجام یک نسل‌کشی تدریجی است. این ظلم تا وقتی ادامه می‌یابد که این جنایات با واکنش واقعی بین‌المللی روبه‌رو نشود.

مأموران اطلاعات اصفهان، صبح دوشنبه ۲ شهریور، برای دومین بار در چند ماه به خانه والدین سپهر عاطفی، روزنامه‌نگار و مستندساز بها
مأموران اطلاعات اصفهان، صبح دوشنبه ۲ شهریور، برای دومین بار در چند ماه به خانه والدین سپهر عاطفی، روزنامه‌نگار و مستندساز بهائی مقیم آلمان، یورش بردند. هشت مرد و یک زن بیش از شش ساعت هم منزل و هم محل کار پدرش _ حتی داخل خاک گلدان‌ها و کیسه برنج _ را زیر و رو کردند و تلویزیون، جاروبرقی، جعبه ابزار، طلا، اشیای قیمتی و وسایل ارتباطی را بردند. همه اموال بار وانت شد و خودروی خانواده هم ضبط شد. وقتی مادر اعتراض کرد، مأموران گفتند: «این‌ها مال حرام است» و «بار اول ادب نشدید». یعنی دین‌تان را عوض نکردید. این دومین حمله در چند ماه است؛ سال گذشته، چهار مرد و یک زن با حکم دادگاه «اصل ۴۹» به همان خانه رفته بودند و پول، طلا و کتاب‌ها را برده بودند. «جرم: باور به آیین بهائی.» در همان روز، بیش از ۲۰ مأمور لباس‌شخصی به‌طور هم‌زمان به سه خانه خانواده طبیانی‌فرد نیز حمله کردند، از کارگاه سازسازی، پیانو و ویولن و سه‌تار تا تمبک و کلارینت را بردند و فروشگاه موسیقی خانواده را پلمب کردند. ادامه👇

ادامه👆 کودک‌همسری «تفاوت فرهنگی» نیست. محروم کردن دختران از تحصیل «سنت» نیست. زن‌ستیزی با اضافه کردن برچسب مذهب قابل‌قبول نمی‌شود. ایتالیا حق داشت از قوانین و حقوق کودکان دفاع کند. هر دموکراسی باید بتواند همین کار را انجام دهد، بدون اینکه از متهم شدن به عدم تحمل فرهنگی یا مذهبی بترسد. حقوق دختران نباید مرز جغرافیایی، فرهنگی یا مذهبی داشته باشد. آزار، آزار است، هر اسمی که روی آن بگذارند.

یک امام جماعت ۲۵ ساله پاکستانی در ایتالیا، پس از آنکه مخفیانه سخنرانی‌اش ضبط شد و گفت دختر حتی در ۹ سالگی می‌تواند آماده ازدو
یک امام جماعت ۲۵ ساله پاکستانی در ایتالیا، پس از آنکه مخفیانه سخنرانی‌اش ضبط شد و گفت دختر حتی در ۹ سالگی می‌تواند آماده ازدواج باشد، از این کشور اخراج شد. این یک اقدام درست است و باید بقیه کشورهای اروپایی دقیقا چنین کاری را در دستور کار قرار دهند. چون کودک همسری فرهنگ مردم ایران و افغانستان نیست بلکه تعرض به دختران و کودکان است به نام قانون و قوانین شرعی. فرهنگ طالب و آخوند است. چرا وقتی پای سوءاستفاده از دختران در میان است، استانداردهای دنیای خبری و حق‌ق بشری تغییر می‌کند؟ پرونده اپستین جهان را شوکه کرد؛ و به‌درستی هم شوکه کرد. اما در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، دختران از تحصیل محروم شده‌اند و کودک‌همسری همچنان گسترده است. بر اساس آمار یونیسف، نزدیک به یک‌سوم زنان جوان افغان پیش از ۱۸ سالگی وادار به ازدواج شده‌اند. پس چرا وقتی پای «دین»، «فرهنگ» یا «سنت» به میان می‌آید، همان چیزی که در جای دیگر آزار و نقض حقوق کودک می‌نامیم، ناگهان با احتیاط بیشتری محکوم می‌شود؟ ادامه👇

این سطح فهم و شعور یک آخوند است. او می‌گوید اگر زنان معتقدند که باید حق انتخاب پوشش خود را داشته باشند، از آن سو مردان هم باید حق تجاوز جنسی به زنان را داشته باشند. او می‌گوید زنی که با لباس نیمه‌لختی به خیابان می‌آید و می‌گوید حق دارد مثلا تاپ و شلوارک بپوشد، باید برای مردانی مثل او نیز این حق را قائل شود که بخواهند به او تجاوز کنند. کل جمهوری اسلامی ثمره این نوع تفکر مریض و کثیف است که آزادی زنان را دربرابر آزادی‌ای قرار می‌دهد که در تجاوز و آزار جنسی خلاصه شده است. پاسخ شما به این آخوند چیست؟

در حالی که دلار از مرز دویست هزار تومان عبور کرده و حکومت هیچ برنامه‌ای برای تامین حداقلی معیشت مردم ندارد، اما ظاهرا در حوزه نان بُری و تخته کردن محل کسب و کار مردم، مسئولین با جدیت مشغول کار هستند. این ویدیو گلایه یک شهروند از پلمب کافه‌های منطقه ونک پارک تهران و بی‌کار  شدن صدها نفر در این شرایط سخت اقتصادی‌ست. واقعا مردم ایران هیچ دشمنی بزرگ‌تر و کینه‌توز تر از جمهوری اسلامی ندارند.

ندا دده‌جانی هنرمند است‌ او عروسک می‌ساخت و بهشان جان میداد. او در جشنوارهٔ تئاتر معلولین جایزهٔ عروسک‌گردانی گرفته بود و امر
ندا دده‌جانی هنرمند است‌ او عروسک می‌ساخت و بهشان جان میداد. او در جشنوارهٔ تئاتر معلولین جایزهٔ عروسک‌گردانی گرفته بود و امروز این هنرمند ۳۱ ضربه شلاق بر تنش نشست و راهی زندان شد. ستایش (بهنوش) سرابی هم زن دیگری بود که امروز حکم بدوی و وحشیانه شلاق بر روی او اجرا شد. این دو زن کُرد اهل قروه، به جرم «اخلال در آسایش و نظم عمومی»، یعنی همان شرکت در اعتراضات دی ماه به یک سال حبس، ۳۱ ضربه شلاق و دو سال تبعید به نیکشهر محکوم شده بودند. امروز آنها را شلاق زدند و هر دو به بند زنان زندان سنندج منتقل شدند. جمهوری اسلامی وهن انسانیت است. صدای زندانیان سیاسی باشیم.

کنار مزار دخترش نشسته و ترانه هایده را میخواند: «وقتی تو نیستی...» نازنین زهرا صالحی سیزده ساله بود. یک کودک. شب نوزدهم دی در کرمانشاه، دلش درد میکرد و برای رفتن به دکتر از خانه بیرون زد. در شهرک بسیج، لیزر را چند بار روی پیشانی‌اش نشانه گرفتند و بعد گلوله‌ی جنگی مستقیم به سرش خورد. بالای سرش رفتند تا مطمئن شوند مرده است. او قهرمان ووشوی استان بود و یک مدال طلای کشوری داشت. جمهوری اسلامی یک کودک سیزده ساله را کشت  و این مادرش است که کنار مزارش برای دخترش ترانه می‌خواند: «وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم»

دوازده شهروند فقط به جرم آنکه باور و اعتقادی دارند که جمهوری اسلامی نمی‌پسندد به زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده‌ان
دوازده شهروند فقط به جرم آنکه باور و اعتقادی دارند که جمهوری اسلامی نمی‌پسندد به زندان و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده‌اند. دادگاه انقلاب ساری برای ۱۲ عضو جامعه بهایی در مجموع بیش از ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی و ۲۶ سال و نیم حبس صادر کرده است. راکوئل عطائیان ۴ سال زندان و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی گرفته است و یازده نفر دیگر هر کدام به ۲ سال و ۱۵ روز حبس و ۶ سال محرومیت محکوم شده‌اند. برگزاری یک مراسم ساده، داشتن یک باور، و گذراندن یک زندگی بی‌آزار و اذیت دیگران، برای این رژیم کافی بوده که همه چیزشان را بگیرد. این رژیم از هیچ انسانی نمی‌گذرد، از هیچ اعتقادی، از هیچ صدایی. اما ما نمی‌گذاریم این نامها پشت دیوارهای زندان فراموش شوند. بهایی بودن جرم نیست. جرم، رژیمی است که اعتقاد و زندگی را محاکمه می‌کند. صدای زندانیان عقیدتی و شهروندان بهایی زندانی باشیم.

آفرین به دانمارک یک آخوند وابسته جمهوری اسلامی حالا اجازه ورود به خاک دانمارک را ندارد. او پیش از این نیز از خاک استرالیا اخر
آفرین به دانمارک یک آخوند وابسته جمهوری اسلامی حالا اجازه ورود به خاک دانمارک را ندارد. او پیش از این نیز از خاک استرالیا اخراج شده بود. هرکشوری در غرب که دموکراتیک است نباید اجازه دهد که وابستگان به جمهوری اسلامی در هر لباسی در آنجا زندگی و کار کنند. جمهوری اسلامی یک شبکه جاسوسی و ترور است که با اسم مسجد و نهاد فرهنگی در قلب کشورهای آزاد در جهان غرب، فعالیت دارد و سعی دارد انقلاب و ایدئولوژی خود را صادر کند. هر مبلغ، هر دیپلمات و هر مأمورش باید از خاک کشورهای غربی اخراج شود.

اینجا بازار تهران است. این صدا از نظر حاکمان جمهوری اسلامی باعث ترویج فساد و بی‌بندوباری در جامعه است. ما فقط یک جمله با این جانوران عصرحجری داریم. خفه‌شید و بگذارید از این صدای زیبا لذت ببریم. #زن_زندگی_آزادی

چهار سال از «زن، زندگی، آزادی» گذشته و کتایون ریاحی هنوز دارد تاوان ایستادگی خود بر سر حقوق انسانی خود و زنان ایران را پس می‌
چهار سال از «زن، زندگی، آزادی» گذشته و کتایون ریاحی هنوز دارد تاوان ایستادگی خود بر سر حقوق انسانی خود و زنان ایران را پس می‌دهد. او از اولین بازیگران سرشناسی بود که پاییز ۱۴۰۱ جلوی همه روسری از سر برداشت و نوشت: «زنان ایران صدای یکدیگرند.» بازداشتش کردند، محاکمه‌اش کردند و همان روز محاکمه چنان فشارهایی بر او وارد کردند که با آمبولانس از دادگاه بیرون رفت. پس از آن ممنوع‌الکارش کردند. اما او گفت: «شرافتم اجازه کار در سینمای امروز را نمی‌دهد.» و حالا، چهار سال بعد، دوباره پرونده‌اش را به دادسرای فرهنگ و رسانه فرستاده‌اند؛ هنوز هیچ‌کس نمی‌داند اتهامش چیست. فقط این را می‌دانیم که در جمهوری اسلامی «جرم» او فقط یک چیز است: زنی است که حجاب اجباری را نپذیرفت. او در صفحه اینستاگرام خود روز گذشته خبر داد که پرونده‌اش به بازپرسی دادگاه فرهنگ و رسانه ارجاع شده است. صدایش و کنارش باشیم.

ادامه👆 از زخم تیغه‌ی چاقو و داغ گلوله‌ای که بر پایم نشست در میانه‌ی خیابان، تا جای شلاق‌ها بر کمر، دندانی که در اتاق بازجویی شکست و لگدی که زیر فشار لگدها آسیب دید. این‌ها نه فقط زخم‌های من، که سند جنایتی است که بر هزاران نفر رفته و همچنان انکار می‌شود. می‌گویند «از خیر و برکتشان» به ما رسیده؛ بله، همین زخم‌ها، همین تروماها و همین فقدان عدالت، تنها میراثی است که از این دوران برای ما باقی مانده. این تصاویر را نه برای ترحم، که برای ثبت در حافظه جمعی منتشر می‌کنم. صدای کسانی باشیم که هنوز در بندند و در سکوت شکنجه‌گاه‌ها، زیر فشار «اعترافات اجباری» خرد می‌شوند.»