چای شیرین؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
و میایی باهم چای تلخ بنوشیم که صدایت استکانم را شیرین کند؟
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
462
Obunachilar
-224 soatlar
-137 kun
+1930 kun
Postlar arxiv
462
بعضی اشکها بوی فراق نمیدهند؛ عطرِ وصال دارند.. اشکهایی که از تماشای رسیدنِ مسافری جاری میشوند که تمام عمر، مقصدش کربلا بود. چه باشکوه است سرنوشتی که پایانش، آستانِ حسین ع 'باشد. انگار این پیکر، همه این سالها را فقط پیمود تا امروز، دلِ خستهاش را به صاحبِ این حرم بسپارد؛ سر بر آستانِ اربابش بگذارد و در پناه نگاه مهربان او آرام بگیرد.
آخرِ دلتنگی|
462
-نمیدونم چقدر به یادت بودم..
فقط میدونم هر وقت از همه جا بریدم؛
تهِ بن بست هام تو ایستاده بودی.
462
این طور نیست که فقط بشنوید و بعد هم اگر شناختید و حرکت نکردید، هیچ مشکلی پیش نیاید. کسانی که به اندازه تمامی عمرشان آگاهی به دست آوردهاند، ولی به اندازه یک لحظه هم گامی برنداشتهاند، بدانند که همین آگاهیها، اغلال و زنجیرهاشان میشود و آنها را خُرد و خسته میکند. اینکه میبینید با باری از معلومات و مطالعات و آگاهیها، هر کدام فرعونی شدهایم و آشکار و پنهان، دعواها داریم، به همین خاطر است که آگاهی یک عمر را به دوش گرفتهایم، ولی حرکت یک لحظه را هم نداشتهایم. باری که بازده نداشته باشد، چه کمرها که نمیشکند! باشد که هر کدام از ما مولّد باشیم نه محتکر!
حرکت/
462
خستهام از آشنا شدن با آدمهایی که فرسنگها با هم فاصله داریم و همیشه دیدارمان تازه میشود، مدام با آدمهایی شبیه به او گره میخوریم و در این چرخه تکرار، دندههایمان خرد میشود. این برای من مطمئنا درسی است، اما نمیدانم در قبالش چه بدست میآورم و چه چیز را در این زمین بازی خاک میکنم.
