fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

چای شیرین؛

چای شیرین؛

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
535
مشترکین
-224 ساعت
-197 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
+1

Mohsen Chavoshi - Jahane Fasede Mardom Ra.mp38.56 MB

باز هم همون عطر رو خریدم؛ عطری که بوش به بزرگ‌ترین اتفاق تلخ زندگیم گره خورده. انگار تکه‌ای از اون روزها رو توی خودش حبس کرده؛ کافیه چند قطره‌ش روی پوستم بشینه تا نگاتیوِ صحنه‌ها دوباره جلوی چشمام ظاهر بشه؛ صحنه‌هایی که هنوز می‌تونم جزئیاتشون رو به خاطر بیارم، اما دستم به هیچ‌کدومشون نمی‌رسه؛ گذشته‌ای که از من فاصله گرفته و فقط ردش رو جا گذاشته.. با این حال، چون مازوخیسم دارم، دوباره همون عطر رو می‌زنم." - "

امشب آدرنالینِ دو ماه رو یک‌جا تولید کردم.

آخرین باری که اینو گفتم، جنگنده داشت می‌اومد توی خونه‌مون.

زندگیم، به یه هیجان نیاز داره.

@Z_iiiiiimbot می شنوم.☕️

هنر عین تعهد اجتماعی است؛ چرا که وجود انسان عین تعهد است.
هنر عین تعهد اجتماعی است؛ چرا که وجود انسان عین تعهد است.

یکی که امن باشه؛ بتونی از تلخی‌هات بگی، از خرابکاری‌هات، از اون تکه‌های به‌هم‌ریخته‌ی خودت، و مطمئن باشی حرفات جایی جز پیش خودش نمی‌مونه چیه؟ خداروشکر این یکی‌و دیگه دارمش.
-ت'و.

از خودم به تنگ اومدم؛ از اینکه هنوز شب‌هایی رو به یاد میارم که زندگی رنگ گرفته بود و قلبم با هر اتفاق کوچیکی، جایی برای لبخند پیدا می‌کرد. از اینکه هنوز، تهِ دلم، جایی برای برگشتنِ اون شب‌ها نگه داشتم؛ با اینکه خوب می‌دونم تموم شده. تموم شده و دیگه قرار نیست اون عطر، اون حال، اون حسِ خوب، دوباره سهمِ من از زندگی باشه.

photo content
+2

Ali Yasini - Cheraghooni.mp35.37 MB

حقیقت اینه که بعضی مسیرها رو فقط وقتی پیدا می‌کنیم که از منطقه‌ی امنمون بیرون بیایم؛ گاهی باید خودمون رو به بادِ سختی بسپاریم تا بفهمیم چقدر می‌تونیم دوام بیاریم.

موزیک‌های بی‌کلام واقعاً بوسیدنی‌ان.

این که بخواهی با نشان دادن یک عکس، حست از بعضی لحظات را با کسی به اشتراک بگذاری، شبیه این است که فرمول شیمیایی یک ادکلن را به
+1
این که بخواهی با نشان دادن یک عکس، حست از بعضی لحظات را با کسی به اشتراک بگذاری، شبیه این است که فرمول شیمیایی یک ادکلن را به او بگویی تا عطر آن را حس کند! - ینی نمیدونی
رفیقِ بچگی؛

4cade650356148a2b0e6695eedf0550c.mp37.56 MB

خدایا اون گشایشی که بهت گفتم، منظورم خودم نبود.

وقتی خوشی‌هایت نقص پیدا می‌کند، یا شاید به تهِ تهِ شادی که می‌رسی، تازه می‌فهمی غمگینی. از این‌که به انتها رسیده‌ای، لذت نمی‌بری. دلت یک بی‌نهایت می‌خواهد که تمام کمی‌ها و زیادی‌ها، سختی‌ها و رنج‌ها، راحتی‌ها و خوشی‌ها در کنارش کوچک باشد.
سَرمَد؛

لباسِ شخصی به تن داشت و چهره‌ای عمومی به صورت؛ تناقض عجیبی‌ست، آدم می‌تواند سال‌ها خودش را از همه پنهان کند و آخر سر از خودش
+1
لباسِ شخصی به تن داشت و چهره‌ای عمومی به صورت؛ تناقض عجیبی‌ست، آدم می‌تواند سال‌ها خودش را از همه پنهان کند و آخر سر از خودش جا بماند.

درکی از دوست داشتن و دوست داشته شدن ندارند و لافِ بیهودگیِ عشق و زمانِ رسیدن به آن را می‌زنند؛ انگار حقیقت، تنها همان چیزی‌ست که از پنجره‌ی تنگِ فهمِ آنان دیده می‌شود. سکوت کنید؛ برای اثباتِ حرفتان، واژه‌ها را به دارِ منطقِ پوسیده‌تان نکشید و آدم‌ها را بازیچه‌ی افکاری نکنید که هنوز خودتان اسیرِ آنید. هر چیزی که در تقویمِ شما جایی ندارد، بی‌زمان نیست و هر چیزی که در فهمِ شما نمی‌گنجد، بی‌معنا نیست. عشق را با ساعت نسنجید؛ مگر می‌شود طلوع را به خاطرِ آن‌که ساعتِ شما شب را نشان می‌دهد، انکار کرد؟ دوست داشتن و دوست داشته شدن، موهبتی‌ست الهی؛ بعضی نعمت‌ها را باید زیست، نه آن‌که از دور، درباره‌ی بودنشان فلسفه بافت.