Anliliy اساطیر ایـران و
Kanalga Telegram’da o‘tish
زادهی خاک و خورشـید 🌞 دانشجو هوافضا «و سرانجام روزی نهالی که ریشه در خاک داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 126
Obunachilar
-224 soatlar
+277 kun
+16030 kun
Postlar arxiv
شواهد دفاعی(فیلم های دوربین مداربسته) وجود داشته که علیرضا اصلا اون ساعات در میدان ملکشهر(علیخانی) نبوده، با این وجود این فیلم ها بررسی نشده! وکیل دسترسی به پرونده نداشته! نسخهْ رای دادگاه به خانواده داده نشده! و با همهی اینا براش حکم اعدام صادر کردن. پسر قبل اجرای حکم سکته میکنه، میبرنش بیمارستان الزهرا، خواهرش مینویسه: «اولین باره به خدا التماس میکنم یکی خوب نشه، داداش توروخدا خوب نشو»؛ اما علیرضا احیا میشه و برش میگردونن به زندان دستگرد؛ و حالا باز خطر اعدام، این بار در سکوت خبری، مثل چیزی که برای #آروین_خیرخواه اتفاق افتاد، وجود داره. و تمام چیزی که عزیزان میشنون تا بهش ایراد بگیرن چیه؟ «نه به اعدام»؛ عزیزم، عزیزم، نه به اعدام که هیچی، این پرونده کاملا باید بازنگری بشه!
آروین خیرخواهان هم اعدام شد،اعدام!!
واقعا از خودم شرمم میشه، چیشد که این واژهی سنگین شده روتین زندگیمون؟ چرا دیگه از شنیدش متحیر نمیشیم؟ چرا داریم عادت میکنیم؟ اینجا سرزمین رنج نبود.
گاهشمار کهن: ۱۰ امرداد، جشن تموز و چلهی تابستانما ایرانیها شب یلدا رو به عنوان «شروع چلهی بزرگ زمستون» خوب میشناسیم، در کنارش جشن باستانی سده رو هم به عنوان «پایان چلهی بزرگ زمستون»، گرامی میداریم. اما دقیقاً در نقطهی مقابلش، یه جشن باستانی هم برای ۱۰ امرداد داریم! تقویم ایرانیان باستان بر پایه بازههای ۴۰ روزه یا همون «چله» میچرخید. بلندترین روز سال (۱ تیر) «شروع چلهی بزرگ تابستان» بود و ۱۰ امرداد، که گرمترین روز ساله، پایان این چله و زمان برپایی جشن تموز! اما داستان این «تموز» خیییلی عجیبتر و شنیدنیتر از یه گرمای سادهست… 🏛️ تموز کی بود؟
روایت اول: نگاه سومری و بابلیریشه اسم «تموز» میرسه به اساطیر چند هزارساله بینالنهرین(سومر و بابل) و ایزدی به اسم «دُموزی». دموزی ایزد گیاهان، سرسبزی و چوپانی بود که عاشق «اینانا»، الههی عشق و باروری شد. طبق اسطوره، تموز مجبور بود نیمی از سال رو بره به «جهان زیرین» یا دنیای مردگان. وقتی تموز میرفت زیر زمین، زمین گرم و خشک میشد، گیاهان پژمرده میشدن و خشکسالی میاومد. برای همین، بابلیها و سومریها در ماه تموز (امرداد خودمون) دور هم جمع میشدن و سخت سوگواری و نوحهخوانی میکردن؛ زنان اشک میریختن تا تموز دوباره از جهان زیرین برگرده و به زمین حیات ببخشه! 🌾 اما ایرانیها؟
روایت دوم: تبدیل گریه به شادمانی!وقتی فرهنگ و گاهشماری تموز وارد ایران شد، یه اتفاق شاهکار افتاد! ایرانیها که کلاً نگاهشون به جهان بر پایه روشنایی، جشن و امید بود، این داستان رو کاملاً معکوس کردن. ایرانیها گفتن: «چرا زاری؟ گرمای ۱۰ مرداد اتفاقاً زمان به ثمر نشستن زمین و رسیدن میوههاست!» اینجوری شد که در فرهنگ ایرانی، تموز از یه «ایزدِ مرده که باید براش گریه کرد»، تبدیل شد به «شادمانی و شکرگزاری برای اوج برکت زمین». و به این ترتیب جشن پایان چلهی تابستان یا جشن تموز در فرهنگ ایرانی جا خوش کرد.
گاهشمار کهن: آیین های جشن تموز
آبپاشی و خنکشدن: مردم به کنار چشمهها و رودها میرفتن و روی هم آب میپاشیدن تا هم گرمای طاقتفرسا رو بشکنن و هم طلب باران کنن. سفرههای برکت: باغدارها و کشاورزها اولین انگورها، گندمها و میوههای رسیده تابستون رو میآوردن سر سفره، و شکرگزاری میکردن. آتش شادمانی: در غروب ۱۰ امرداد آتشهای کوچیکی روشن میکردن تا بگن سختترین و گرمترین ۴۰ روز سال تموم شد! بازارچههای محلی: ابوریحان بیرونی تو کتاب معروفش آثار الباقیه مینویسه که مردم خوارزم و سغد در روز ۱۰ امرداد جشنی به اسم «نیمسال» یا تموز داشتند و بازارچههای شاد محلی برپا میکردند. گذشته از خود جشن و شادمانی، این آیین یادآوری خوبیه تا اشاره کنم که نیاکان خوب بلد بودن چطور غمِ بینالنهرینی تموز رو بگیرن و از دلش یه جشنِ پر از زندگی بسازن. و این تفاوت روحیهی ایرانی با اقوام همسایه اش بود، که بد نیست به فکر بازسازیش باشیم🤍 به فرّ و شکوهِ خورشیدِ تموز، ۱۰ امرداد و چلهی تابستان به همگی همایون و خجسته باد✨
Repost from born to DEVIATE🏳️🌈🏳️⚧️
🚨اعلامیه🚨| روز جمعه طبق ساعت های زیر در دو شیفت توییت خواهیم زد
شیفت اول: ۱۶ تا۱۸
۱۶ تا ۱۶:۲۰: احد شکوهیان ۱۶:۳۰ تا ۱۶:۵۰: شروین باقریان ۱۷ تا ۱۷:۲۰: علی دشتی ۱۷:۳۰ تا ۱۷:۵۰: سپهر هونجانیشیفت دوم: ۲۰ تا ۲۲
۲۲ تا ۲۲:۲۰: کاوه عربیان ۲۲:۳۰ تا ۲۲:۵۰: ارغوان فلاحی ۲۳ تا ۲۳:۲۰: امیرحسین ملکی ۲۳:۳۰ تا ۲۳:۵۰: قائم حسینی
ریتوییت ها
البته بچهها جون
یه چیزیم بگم، این حرف استناد علمی نداره، ولی در باورهای عامه یا عرفانی بعضیا معتقد هستن که تاریخ بارها و بارها به یه شکل تکرار میشه. واسه همین اینم یه نظره که واقعهی کربلا تکرار واقعهی نبرد اولای بوده. البته بازم میگم، اینا نظارت عامه است و نمیشه بهش دلالت داشت. صرفا فکر کردن بهش جالبه
بچه هاااا ممنونممم که انقدر لطف دارین:)))
چقدر همتون مهربون و نازنین هستین، دوستون دارم🤍✨
آدم میبینه انقد آگاهین و برای تمام عقایدتون یه دلیلی دارین و مفیدین به اینده ی ایران امیدوار میشه
افتخارمونی عزیزم
وای فداتون شم بچهها جون شرمندهام میکنید:))))🤍
قربونتون برممم من خیلی لطف دارید، چیزی هم اگه هست از همنشینی با شما نصیبم شده
تندرست بااشین✨
درود 💚
ربطی به موضوع نداره ولی خواستم بگم چقدر قشنگ صحبت میکنید واقعا
چه ادبیات غنی و زیبایی دارین ، با دایره لغات قشنگ و بهجا
آدم دلش میخواد فقط بشینه پای صحبت های شما و فقط گوش بده 🥲
نمونه بارز یه خونِ ایرانی پرشور و با اصالت هستین 💚
بچه ها تو این تصویر هرکسی رو دیدید که سر نداره، رو زمین افتاده، نیزه تو بدنشه و...ایلامی هست. چون این کتیبه توسط آشوری ها کندهکاری شده مطلقا هیچ ضعف یا مرگی از جناح خودشون نشون ندادن.
