uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Anliliy

Anliliy

Kanalga Telegram’da o‘tish

زاده‌ی خاک و خورشـید‌ 🌞 دانشجو مهندسی هوافضا «و سرانجام روزی نهالی که ریشه در خاک داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ personal: t.me/+9ZOUZ6MQHlBjNWQ0

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 109
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-87 kun
+5430 kun
Postlar arxiv
Anliliy
1 109
photo content

Anliliy
1 109
بچه‌ها جون، جشن مهرگان 16 مهره، و منم بنابر نظم اینجا همون روز پستشو می‌ذارم. اما تو تقویم زرتشتیان چون ماه‌ها 31 روزه نیستن و همه 30 روزه هستن، 16 مهر می‌شه امروز. پس زرتشتی ها امروز رو(همچنان به عنوان 16 مهر) جشن می‌گیرن. ولی تو گاهشماری های نوین شده‌ی ایرانی ما هنوز در 10 مهر هستیم. پس بستگی به خودتون داره بخواید بنا بر کدوم گاهشماری پیش برید. اما من خودم چون زرتشتی نیستم و ایرانیم، با گاهشماری نوین پیش می‌رم.
اگه نمی‌دونید گاهشماری نوین همون تقویمی هست که در دوران پهلوی زنده شد و جشن‌های ایرانی درش گنجونده شد. و طبق اون ما در سال 2585 هستیم.

Anliliy
1 109
سلام عزیزم امیدوارم حالت خوب باشههه میشه یکم راجع به جشن مهرگان توضیح بدی چون امروز خیلی تو اینستام دیدم و خب برام سواله برای چه چیزی بوده بعدشم که خوشحالم امروزم معنی گرفت مثل مناسبتای دیگه واقعا حس خوبی میده اونم وقتی که جشن ایران باستان بوده😭 پس یه دلیل دیگه برای خوشحال بودن☝️🏻

Anliliy
1 109
می‌خوام یه تکونی به خودم و زندگیم بدم؛ از شنبه.

Anliliy
1 109
photo content

Anliliy
1 109
«درخت آسوریگ🌴» ‌ قسمت چهارم: رازهای پشت پرده؛ دو تا فرهنگ! تا اینجای داستان، ظاهراً فقط یه کل‌کل داغ بین یه نخل و یه بز رو دیدیم که آخرشم بز ضربه‌فنی‌اش کرد و رفت! اما چرا نیاکان ما تو دوره اشکانی و ساسانی باید انقدر زمان بذارن و چنین شعرِ مناظره‌ای بسازن؟ بیاین برگ‌های نخل رو بزنیم کنار و یه نگاه زیرپوستی به این شاهکار بندازیم!
۱. دعوای دو تا اصالت؛ «ایران» و «بین‌النهرین»!
عمیق‌ترین لایه داستان، تحلیل نمادشناسی این دو تا شخصیته: درخت آسوریگ (خرما): نماد تمدن بین‌النهرین (آشور و بابل) هست. یعنی زندگی کشاورزی، جلگه‌نشینی، دشت‌های خیس و کم‌ارتفاع و آب‌وهوای گرم. خرما بوم اون منطقه بود و شریان حیاتی اقتصادشون. بز: نماد فرهنگ آریایی و فلات ایران. یعنی زندگی کوهستانی، شبانی، دشت‌های فراخ و خوی آزادگی و چابکی. پیروزی بز تو این کل‌کل، اصلا اتفاقی نیست! شاعر پارتی با برنده کردن بز، می‌خواسته برتری زیست‌بوم، هویت و سبک زندگی فلات ایران رو به رخ تمدن‌های همسایه غربی مثل آشور بکشه.
۲. کل‌کلِ دو تا اقتصاد؛ کوچ‌‌نشینی یا یکجانشینی؟
از دیدِ اقتصادی، این متن سند زنده نبرد دو تا شیوه زندگی تو خاورمیانه باستانه:
🌴اقتصادِ نخل (کشاورزیِ ثابت): وابسته به یه تیکه زمین، در برابر خشکسالی یا حمله دشمن بدجور آسیب‌پذیر، و قفل‌شده تو یه نقطه.
🐏اقتصادِ بز (دامداریِ پرتحرک): پویا، چابک و همراهِ انسان. بز با صاحبش حرکت می‌کنه، سخت‌ترین شرایطِ کوهستان رو تاب میاره و تو یه لحظه می‌‌تونه خوراک، پوشاک، ابزار جنگ و سرپناه بده.
تو عصر اشکانیان که خودشون از اقوامِ جنگجو و کوچ‌نشینِ پارت بودن، سرعت، چابکی و دامداری ارزشش هزار لول بالاتر از یکجانشینی محض بود!
۳. چرا بز می‌زنه و نخل ضربه‌فنی میشه؟ پای دین وسطه!
بز چطوری تیرِ خلاص رو زد؟ چون پای دین و دانش رو کشید وسط. تو ایران باستان و فرهنگ زرتشتی، حیواناتی مثل بز و گوسفند مقدس و از آفریده‌های پاک اهورامزدا به شمار می‌رفتن. بز تو مناظره دست می‌‌ذاره روی سه تا نقطه طلایی:
کُشتی (Kustīg): همون کمربندِ مقدسِ زرتشتیان که از موی سپیدِ بز یا گوسفند بافته می‌شد.
پوستِ نگارش: اون زمان اوستا و نامه‌های مهم رو روی برگ درخت نمی‌نوشتن، بلکه روی پوست پاک حیوانات می‌نوشتن!
آیین‌های نیایش: شیر و محصولاتِ بز، بخشِ جدانشدنیِ سفره‌های دینی بودن.
۴. این کنسرتِ ۳۰۰۰ ساله رو چطوری اجرا می‌کردن؟
درخت آسوریگ رو نباید مثل یه کتابِ خشک و خالی بخونید! این متن رو «گوسان‌ها» همون خنیاگران و نوازنده‌های دوره اشکانی، تو بزم‌ها و مهمونی‌ها با آهنگ و ساز می‌خوندن. گوسان‌ها صداشون رو عوض می‌کردن؛ یه بار با لحن مغرور و بم نخل می‌خوندن و بعد بلافاصله با لحن تند، تیز و رندانه بز پاسخ می‌دادن. این اثر تو ۳۰۰۰ سال پیش، عملاً یه تئاترِ نمایشی و موزیکالِ دو نفره بوده! لینک مقالات بیشتر پیرامون درخت آسوریگ در انباری ‌ 📌 تو قسمت بعدی (قسمت پنجم و پایانی): جمع‌بندیِ نهایی، سرنوشتِ عجیبِ این نسخه خطی تا رسیدنش به دستِ ما، و درسِ بزرگی که درخت آسوریگ برای انسانِ امروز داره!

Anliliy
1 109
«درخت آسوریگ🌴» ‌ قسمت چهارم: رازهای پشت پرده؛ دو تا فرهنگ! تا اینجای داستان، ظاهراً فقط یه کل‌کل داغ بین یه نخل و یه بز رو دیدیم که آخرشم بز ضربه‌فنی‌اش کرد و رفت! اما چرا نیاکان ما تو دوره اشکانی و ساسانی باید انقدر زمان بذارن و چنین شعرِ مناظره‌ای بسازن؟ بیاین برگ‌های نخل رو بزنیم کنار و یه نگاه زیرپوستی به این شاهکار بندازیم!
۱. دعوای دو تا اصالت؛ «ایران» و «بین‌النهرین»!
عمیق‌ترین لایه داستان، تحلیل نمادشناسی این دو تا شخصیته: درخت آسوریگ (خرما): نماد تمدن بین‌النهرین (آشور و بابل) هست. یعنی زندگی کشاورزی، جلگه‌نشینی، دشت‌های خیس و کم‌ارتفاع و آب‌وهوای گرم. خرما بوم اون منطقه بود و شریان حیاتی اقتصادشون. بز: نماد فرهنگ آریایی و فلات ایران. یعنی زندگی کوهستانی، شبانی، دشت‌های فراخ و خوی آزادگی و چابکی. پیروزی بز تو این کل‌کل، اصلا اتفاقی نیست! شاعر پارتی با برنده کردن بز، می‌خواسته برتری زیست‌بوم، هویت و سبک زندگی فلات ایران رو به رخ تمدن‌های همسایه غربی مثل آشور بکشه.
۲. کل‌کلِ دو تا اقتصاد؛ کوچ‌‌نشینی یا یکجانشینی؟
از دیدِ اقتصادی، این متن سند زنده نبرد دو تا شیوه زندگی تو خاورمیانه باستانه:
🌴اقتصادِ نخل (کشاورزیِ ثابت): وابسته به یه تیکه زمین، در برابر خشکسالی یا حمله دشمن بدجور آسیب‌پذیر، و قفل‌شده تو یه نقطه.
🐏اقتصادِ بز (دامداریِ پرتحرک): پویا، چابک و همراهِ انسان. بز با صاحبش حرکت می‌کنه، سخت‌ترین شرایطِ کوهستان رو تاب میاره و تو یه لحظه می‌‌تونه خوراک، پوشاک، ابزار جنگ و سرپناه بده.
تو عصر اشکانیان که خودشون از اقوامِ جنگجو و کوچ‌نشینِ پارت بودن، سرعت، چابکی و دامداری ارزشش هزار لول بالاتر از یکجانشینی محض بود!
۳. چرا بز می‌زنه و نخل ضربه‌فنی میشه؟ پای دین وسطه!
بز چطوری تیرِ خلاص رو زد؟ چون پای دین و دانش رو کشید وسط. تو ایران باستان و فرهنگ زرتشتی، حیواناتی مثل بز و گوسفند مقدس و از آفریده‌های پاک اهورامزدا به شمار می‌رفتن. بز تو مناظره دست می‌‌ذاره روی سه تا نقطه طلایی:
کُشتی (Kustīg): همون کمربندِ مقدسِ زرتشتیان که از موی سپیدِ بز یا گوسفند بافته می‌شد.
پوستِ نگارش: اون زمان اوستا و نامه‌های مهم رو روی برگ درخت نمی‌نوشتن، بلکه روی پوست پاک حیوانات می‌نوشتن!
آیین‌های نیایش: شیر و محصولاتِ بز، بخشِ جدانشدنیِ سفره‌های دینی بودن.
۴. این کنسرتِ ۳۰۰۰ ساله رو چطوری اجرا می‌کردن؟
درخت آسوریگ رو نباید مثل یه کتابِ خشک و خالی بخونید! این متن رو «گوسان‌ها» همون خنیاگران و نوازنده‌های دوره اشکانی، تو بزم‌ها و مهمونی‌ها با آهنگ و ساز می‌خوندن. گوسان‌ها صداشون رو عوض می‌کردن؛ یه بار با لحن مغرور و بم نخل می‌خوندن و بعد بلافاصله با لحن تند، تیز و رندانه بز پاسخ می‌دادن. این اثر تو ۳۰۰۰ سال پیش، عملاً یه تئاترِ نمایشی و موزیکالِ دو نفره بوده! 📌 تو قسمت بعدی (قسمت پنجم و پایانی): جمع‌بندیِ نهایی، سرنوشتِ عجیبِ این نسخه خطی تا رسیدنش به دستِ ما، و درسِ بزرگی که درخت آسوریگ برای انسانِ امروز داره!

Anliliy
1 109
‌ دیروز. 🦇‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌
+8
‌ دیروز. 🦇‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌

Anliliy
1 109
Repost from Artistry
photo content
+8

Anliliy
1 109
جنگه؛ تو خوابگاه، با تفنگ آب‌پاش.

Anliliy
1 109
دو #واژه‌ شیرین با پاسپورت هندی! شکر از سانسکریت اومده: śarkara معنیش «شن و ریگ و دونه‌ی ریز» بوده. بعد که بلورهای شکر رو دیدن، همون اسم رو گذاشتن روش. تو پارسی میانه شد šakar و سپس «شِکَر». قند هم از پارسی میانه‌ی kand میاد و معمولاً ریشه‌شو به سانسکریت khaṇḍa به معنی «تکه و قطعه» می‌رسونن.
که بعد وارد زبان‌های اروپایی شده، مثل candy در انگلیسی.
شکر هم از فارسی رفت تو عربی و شد سُکّر، بعد رفت اروپا.
ایتالیایی zucchero، فرانسوی sucre و انگلیسی sugar.

Anliliy
1 109
sticker.webp0.19 KB

Anliliy
1 109
sticker.webp0.14 KB

Anliliy
1 109
sticker.webp0.09 KB

Anliliy
1 109
sticker.webp0.15 KB

Anliliy
1 109
عه وا چه آتیشای کمی:)

Anliliy
1 109
«درخت آسوریگ🌴»
بخش سوم: پاتک آتشین بز؛ پنبه کردن بافته‌های نخل!
بزِ چابک کوهستان، یه خورده سرشو می‌‌بره بالا، شاخ‌های تیزشو زیر نور آفتاب می‌چرخونه و یه لبخندِ تلخ و کنایه‌آمیز می‌زنه. اون تمام نطق پرطمطراق و طولانیِ نخل رو تا آخرین کلمه شنیده، اما ذره‌ای جا نخورده. حالا نوبت اونه که جواب بده؛ یه جوابِ تیز، برنده و کاملاً بی‌رحمانه!
۱. رو کردن برگ‌های برنده؛ «پادشاهی دین و دانش مال منه!»
بز شروع می‌کنه به ردیف کردنِ نقش‌های حیاتی و مقدسی که تو زندگی آدما داره. نشون میده که فایده‌های اون فقط در حدِ ابزارِ معمولی نیست، بلکه به روح و دین و دانش وصله: تو آیین و دین: «شیر پاک من سفره‌های نیایش و قربانی رو کامل می‌کنه. هومِ مقدس رو با شیر من می‌آمیزن و مراسم پاکسازی دینی بدون من معنا نداره!» تو پوشاک بهشتی: «از پشم و موی من، کُشتی (همون کمربند مقدس زرتشتیان) رو می‌بافن که هر بهدینی به کمرش می‌بنده. لباس نرم شهریارها و پهلوونا از صوف منه!» تو دانش و فرهنگ: «مهم‌ترینش اینه: اوستا و نامه‌های پهلوانی رو روی پوست من می‌نویسن! تمام دانش این سرزمین روی تن من ثبت میشه، نه روی برگ‌های خشک و بی‌ارزش تو!» تو رزم و زندگی: «از پوستم مشک آب و انبان نان می‌سازن، زه‌کمان جنگاورا از منه و کفش خسروان رو از پوست من می‌دوزن.» تیر خلاص؛ «تو تهش فقط هیزم آتشی!» بز ول‌کن معامله نیست. نگاهی به هیکل نخل می‌ندازه و تیر آخر رو شلیک می‌کنه:
بهای من، بهای تو، نه یکسان است خرما را پشیزی نیز بس باشد ولی با ده درم نتوان، خریدن چون منی را از شبان، چون تو نی‌ام ارزان مرا این سود و نیکی و دهش باشد به بوم اندر سخن زرینه راندم نزدت ای خرما بُنِ بی بَر
۲. مات و مبهوت شدنِ نخل!
پاسخ بز اون‌قدر دندان‌شکن و پر از حقایق تلخ بود که درخت آسوریگ کلمه‌ای برای دفاع باقی نمی‌بینه. بز ثابت کرد که وجودش هم برای دین، هم برای دانش، هم برای جنگ و هم برای پوشاک، صد لول بالاتر و حیاتی‌تره. نخل کلا سکوت می‌کنه. خوشه‌های طلاییش از شرم می‌افتن پایین و برگ‌هاش تو سکوت مطلق دشت شروع می‌کنن به لرزیدن... 📌 تو قسمت بعدی (قسمت چهارم): تحلیل لایه‌های پنهان این کل‌کل! چرا بز برنده شد؟ پشت پرده این مناظره، چه رازهایی از نبرد «کوچ‌نشینی ایرانی» و «یکجانشینی بین‌النهرینی» پنهان شده؟

Anliliy
1 109
Video xabar00:04