Anliliy اساطیر ایران و
Открыть в Telegram
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 یکم دربارهی مـن : https://t.me/Anliliiy/37 @Anliliybot .. ̥✿
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
819
Подписчики
+7224 часа
+2267 дней
+32830 день
Архив постов
Repost from ✧انجمن شاعران زنده✧
خونهی یک خانوادهی گرجی دعوت شدیم و make sure کردیم ✨پارسی✨ بودنمون تو چشم باشه.
این ماه هم تولد دختردایی مهربونمه، هم آبجی خانوم، هم یار آسمونیم. پارسال بخاطر راه دورمون نتونستم تو تولد سماعی باشم، ولی الان میخوام هرطوری شده برم اصفهان و سر مزارش کیک و گل ببرم. ولی میترسم یهوقت فکر کنه بعد مرگش عزیز شده، ناراحت شه... نمیدونم، این سوگ واقعا چیز عجیبیه. من مطمعنم که سماعی کنارمه. همیشه هست، تو ذهنم باهام حرف میزنه و مراقبمه. واسه همین از روبهرو شدن با مزارش زجر میکشم. از دیدن اسمش تو هشتگای اینستا پریشون میشم. یجورایی دوست داشتم مردمم مثل من فکر کنن. فکر کنن زنده و شاده، همین اطرافه، فقط الان قدرتای ماورایی گرفته و نامرئی شده تا مثل سوپرقهرمانا ایرانو نجات بده. واسه همین نمیبینیمش
این ماه هم تولد دختردایی مهربونمه، هم آبجی خانوم، هم یار آسمونیم. پارسال بخاطر راه دورمون نتونستم تو تولد سماعی باشم، ولی الان میخوام هرطوری شده برم اصفهان و سر مزارش کیک و گل ببرم. ولی میترسم با یهوقت فکر کنه بعد مرگش عزیز شده، ناراحت شه... نمیدونم، این سوگ واقعا چیز عجیبیه. من مطمعنم که سماعی کنارمه. همیشه هست، تو ذهنم باهام حرف میزنه و مراقبمه. واسه همین از روبهرو شدن با مزارش زجر میکشم. از دیدن اسمش تو هشتگای اینستا پریشون میشم. یجورایی دوست داشتم مردمم مثل من فکر کنن. فکر کنن زنده و شاده، همین اطرافه، فقط الان قدرتای ماورایی گرفته و نامرئی شده تا مثل سوپرقهرمانا ایرانو نجات بده. واسه همین نمیبینیمش
البته که در مقایسه با ملت های همزمان خودشون، بازم وضع خوب بوده. ولی خب از دید ما واویلا است
زن در آیینهی ایـــران باستـان | فصل خیلی دور
بخش سه : زنان صاحب امضاء در کلانشهر ۵۰۰۰ سال پیش.در دو بخش پیش دیدیم که در دهکدههای اولیهٔ زاگرس، زنها چطور کشاورزی و سفالگری رو خلق کردن و چطور در آیینها به عنوان نماد زایش و برکت پرستش میشدن. حالا زمان رو میاریم جلوتر؛ به حدود ۵ هزار سال پیش (عصر مفرغ). دیگه خبری از دهکدههای کوچیک گلی نیست. ما در شرق ایران، در دل دشت سیستان، با یکی از پیشرفتهترین کلانشهرهای جهان باستان روبهرو هستیم: شهر سوخته. سوال اینه: وقتی جامعه از دهکده به شهر تبدیل شد، زنها خانهنشین شدن یا قدرت بیشتری پیدا کردن؟ شهری بدون برج، بارو و اسلحه!
پیش از اینکه سراغ زنها بریم، باید بدونیم شهر سوخته چه جور جایی بود. تصور کنین وارد شهری ۵ هزار ساله میشیم که لولهکشی فاضلاب شهری داره، محلههای صنعتیش از محلههای مسکونی جداست، خطکشهای دقیق چوبی برای اندازهگیری داره و مرکز تجارت فیروزه و لاجورد تو کل خاورمیانه است. باستانشناسان پس از سالها کاوش تو این شهر بزرگ، حتی یه اسلحه جنگی، برج دفاعی یا نشانهای از خشونت و جنگ پیدا نکردن؛ شهر سوخته، یه جامعهی کاملا غیرنظامی بود که بر پایه تجارت، هنر و صلح اداره میشد. مهرهای شخصی؛ وقتی زنها «کارت بانکی» داشتن
در دنیای باستان، «مُهر» حکم همون کارت بانکی، امضاء، یا سند رسمی امروزی رو داشته. هر کس مهر استوانهای یا مسطح داشت، یعنی صاحب دارایی، کالا یا انبار بود و حق دادوستد رسمی داشت. وقتی باستانشناسان گورستان شهر سوخته رو کاوش کردن، با پدیدهای مواجه شدند که شوکه شون کرد؛ درصد بالایی از مهرهای تجاری و مدیریتی، در قبور زنان کشف شده بود. این کشف ثابت کرد که زنان در شهر سوخته: ـ مستقلاً معامله میکردن و دادوستد تجاری داشتن. ـ صاحب دارایی، خمرههای آذوقه و کالاهای تجاری خودشون بودن. ـ روی اسناد و محمولهها، مهر و امضای شخصی خودشون رو میزدن. راز گور شماره ۶۷۰؛ زنی با چشم طلایی
شروع کردن به کاوش تو اسکلت های گورستان و بررسی اسکلتها نشون داد کیفیت زندگی، تغذیه و سلامت زنان و مردان شهر سوخته کاملاً یکسان بوده. اما یکی از عجیبترین صحنههای تاریخ باستانشناسی، در قبر شماره ۶۷۰ رقم خورد. قبر زنی که قد بلندی داشت(حدود ۱۸۲ سانتیمتر) و بین ۲۸ تا ۳۲ سال عمر کرده بود. و جالب تر از همه، در چشم چپش یه چشم مصنوعی میدرخشید. این چشم مصنوعی با جزییات حیرتانگیزی از قیر طبیعی و مفتولهای باریک طلا ساخته شده بود که مویرگهای چشمش رو بازسازی میکرد. ۵ هزار سال پیش، این چشم رو طوری طراحی کرده بودن که زیر پلک زن قرار بگیره و در زندگی ازش استفاده کنه.
مطالعات آنتروپولوژی روی جمجمه گور ۶۷۰ توسط تیم کاوش شهر سوخته و آنالیزهای آزمایشگاهی دانشگاهی. دکتر سیدسجادیگردانندگان صنعت نساجی و سنگهای قیمتی
زنان شهر سوخته فقط تاجر و کاهن نبودن؛ گردانندگان اصلی صنعت بافندگی و نساجی محسوب میشدن. پارچههایی که در این شهر کشف شده، با تکنیکهای گرهبافی و رنگرزی بسیار پیچیدهای بافته شده. همچنین زنها در کارگاههای معرقکاری، تراش سنگهای قیمتی مثل لاجورد و فیروزه و ساخت زیورآلات نقش بسیار فعالی داشتن. خلاصه که ورود به عصر شهرنشینی در ایران باستان، نه تنها زنها رو حاشیهنشین نکرد، بلکه اونا رو به مدیران، تجارِ صاحبامضاء و فعالان اقتصادی شهری تبدیل کرد که ۵ هزار سال پیش، الگویی بینظیر از صلح و مدنیت بود. فصل خیلی دور اینجا تموم میشه و از بخش بعدی، وارد تاریخ ایلامیان و جایگاه زنها در حکومتشون میشیم - منابع این بخش برای مطالعهی بیشتر
سید منصور سیدسجادی - شهر سوخته موریتسو توزی - سیستان پیشاتاریخی (ترجمه نشده تا جایی که میدونم، ولی pdf زبان اصلیش پیدا میشه) سید منصور سیدسجادی - نخستین چشم مصنوعی از دوران پیشاتاریخ: شهر سوخته، ایران (کتاب نیست، مقاله هست)
البته که امردادگان هفتم امرداد هست. و دلیل جشن همنام شدن روز و ماهه. اما طبق گاهشماری زرتشتی هفتم امرداد میشه سوم امرداد تقویم شمسی. برای همین در این روز تبریک میگفتن✨
برای اینکه توی این شرایط سخت، کنار کنکوریها باشیم و تا جایی که میتونیم بهشون کمک کنیم.🎀
بزارید توی چنلتون💅🏽
https://t.me/pansionaolain
اینا اینجا بمونه دوستامون پاسخ پرسشاشونو ببینن. صبح پاک میکنم🤍
مورد دیگه ای هم بود من در خدمتتونم(ایدی بات تو بیو هست)
عاشق چنلت و محتوای قشنگتم ممنون که انقدر چیز های مفید و دوست داشتنی میزاری 😭💕
درودد قشنگمم
بله کاملااا ایرانیه
اسم ونوس رو باستان شناس های اروپایی به خاطر شباهتش از نظر آیینی به ونوس خدای عشق و باروری روش گذاشتن. ونوس یه ایزدبانو در روم باستان بود که نماد زیبایی و زنانگی محسوب میشد
امردادگان شمااهم خجسته بااشه✨
و خیلی ممنونم نازنینم همچنین🤍
سلاامممم دختر شیرین 🍓
میگم این مجسمه مگه ایرانی نیست؟ چرا اسمش ونوسه
چون فک کنم ونوس خارجی بود😭
ولی خیلییی کیوته مجسمه کوچولووو
راستییی تبریک میگم جشن امروزو بهت⭐️☁️
کلی ارزوی خوب و نرم برااات🫐🌙
