uz
Feedback
『آوای دریا』

『آوای دریا』

Kanalga Telegram’da o‘tish

ناشناسمون: @A_aAVvAa_bot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 840
Obunachilar
-1624 soatlar
+257 kun
+54430 kun
Postlar arxiv
آن روز که خبرِ مرگِ مرا قاصدک ها برایت آوردند، هرچه می‌خواهی بگو، به گوشم می‌رسد؛ زیرا من هزاران بار تو را از همان قاصدک ها خواسته بودم. -اِلینآ

چه می‌شود کرد... مگر می‌توانم به خاطر عشقی که به تو دارم محکومت کنم و به اجبار بگویم کنارم بمان؟ -اِلینآ

احساسات همیشه با سرعتی که اومدن، نمیرن.
_ کتاب از خون و خاکستر

محکم در آغوشم بگیر و به دادم برس؛ من از زخم‌هایِ این جهان، به آغوشِ تو پناه آوردم.
الینا تاج‌الدین

photo content

گاهی وقتا سکوت بهترین حرف و نبودن بهترین حضوره

طوفان‌هایی در ذهنم، باغ هایی ‌که روحم پرورش داده بود را نابود می‌کند.

خاطرات نمی‌میرند. اما هرلحظه که بیاد بیاوریمشان، مارا خواهند کشت...

photo content

درونم جنگه؛ بین منی که خیلی اهمیت میده، و منی که سعی میکنه اهمیت نده.

رهایش کن اگر رفته که دیگر او نمی‌ارزد، دلی گر با دلی باشد به هیچ عنوان نمی‌ارزد!

تمام تلاشم این بود به کسی آسیب نرسانم؛ وقتی خودم هزاران زخم داشتم

photo content

پرسیدم: از کی فهمیدی دوستم داری؟ جواب داد: میگن هیچکس اولین قطره‌ی بارون رو ندیده، آخرین قطره‌ی بارون روهم ندیده. همه فقط خود بارون رو به‌یاد میارن؛ اینکه از کی و کجا عاشقت شدم رو نمیدونم، تا کی و کجا هم نمیدونم، فقط میدونم عاشقتم.

حقیقت این است که هیچ جایی برای فرار از رنج وجود ندارد جز در دل آن لحظه که بی‌پناهی مان را در آغوش می‌کشیم.

همیشه پایانی واسه فکرات نیست، اونا آغاز یه فکر جدید هستن...

photo content