uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

خانوم شیرین

خانوم شیرین

Kanalga Telegram’da o‘tish

گفتم چند دقیقه این جا بنشین و به من تکیه بده. گفت کارم از تکیه گذشته، دلم می‌خواهد توی بغلت بمیرم! عباس معروفی

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
395
Obunachilar
-124 soatlar
-47 kun
-4030 kun
Postlar arxiv
اما جسورانه بود...
+1
اما جسورانه بود...

photo content
+1

کان لکلماتک أثر الرمان و کان قلبی قمیصاً أبیض کلمات تو رد انار داشت و قلب من پیراهنی سفید بود
لاادری

photo content
+1

نفس به نفس یخ زده‌ام؛ به دیدارم بیا؛ در کالبد سرد کلمات با تمام حرارت قلبت بِدَم، تا جویباری از عشق از لب‌هایت تا گوش‌هایم جاری شود؛ شاید سیراب شود این گوش‌های خسته از دروغم. حتی با دست‌های خالی، با پاهای برهنه بیا؛ باران شو و ذره‌ذره زنجیرِ غم را با دستانِ باران‌خورده‌ات از قلبم بگسل. در رگ‌های رز، عبادتگاهی معطر بنا کن؛ بر دوشِ بهار بنشین و خود را به آغوشِ دستانم بسپار؛ شاید با شفاعت تو، بهار با من آشتی کند. حتی اگر نمی‌توانی بیایی، غبارِ نشسته بر مژه‌هایت را به پیک باد بسپار و سوی من بفرست؛ باشد که ذره‌ای از وجودت را بر قلبم بفشارم تا قرن‌ها خون در رگ‌هایم با دوست‌داشتنت جاری بماند.
شیرین

photo content
+1

‌الشمس قد قُسّمت نصفين لی ولها النور فی خدها والنار فی كبدی. ‏خورشید دو قسمت شد، نصف برایِ من و نصف برایِ او نورش در گونه‌ هایِ او و آتش آن در جگرِ من.
مجنونِ لیلی

Beman Nagoo Dooset Daram - Dariush (320).mp39.83 MB

photo content
+1

در شهر خود غریبم، کو عطر آشنائی؟
+1
در شهر خود غریبم، کو عطر آشنائی؟

- قلب من از رنج می‌ترسد. + به او بگو ترس از رنج، از خود رنج بدتر است. کیمیاگر
- قلب من از رنج می‌ترسد. + به او بگو ترس از رنج، از خود رنج بدتر است.
کیمیاگر

Saghare-Hasty.mp314.40 MB

🌚

آدمی تشنه جرعه ای درک شدن است:))

نام بعضی نفرات رزقِ روحم شده است. وقت هر دلتنگی سویشان دارم دست جرئتم می بخشد روشنم می دارد.
نیما یوشیج

سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو جدا به‌به❤️

«سعدی! چو جورش می‌بری، نزدیک او دیگر مرو» ای بی‌بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را
سعدی

photo content
+1

photo content
+1