uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

بیا در موردش حرف بزنیم.

بیا در موردش حرف بزنیم.

Kanalga Telegram’da o‘tish

خلوتگاه مردی از اردیبهشت شصت و هشت؛ ساکن اتاق درمان مرکز شماره شش.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
237
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-230 kun
Postlar arxiv
بعضی کارها رو عقب می‌اندازیم چون انجام ندادنشون فعلا آراممون می‌کنه؛ غافل از اینکه همین آرامش کوتاه، اضطرابِ بزرگ‌تری برای فردا می‌سازه.

آدم‌ها همیشه از تغییرِ تو ناراحت نمی‌شن؛ گاهی از این ناراحت می‌شن که با تغییرِ تو، نقشی که قبلا در زندگیت داشتن دیگه کار نمی‌کنه.

″یک حادثه، برای همه «اتفاق» می‌افتد؛ اما برای همه یک «معنا» ندارد. یکی در آوارِ گذشته می‌ماند و خودش را «قربانی» می‌نامد، دیگری از همان آوار، پله می‌سازد و خودش را «معمار» می‌خواند. ‌‏تفاوت در شدتِ ضربه نیست، در زاویه‌ی نگاه توست. تروما می‌تواند تاریک‌ترین نقطه زندگی‌ات باشد، یا شروعِ داستانی که هرگز جرئت نوشتنش را نداشتی.″

بعضی آدم‌ها قبل از جواب‌دادن، در ذهنشان چندین نسخه از مکالمه را اجرا می‌کنند؛ بعد وقتی گفت‌وگوی واقعی اتفاق می‌افتد، از قبل خسته‌اند.

Repost from واگویه ›
یک‌جور دستکاریِ روانی هست که فرد ماجرا رو جوری تعریف می‌کنه که، تو فکر کنی مشکل از تو بوده. ایجاد احساسِ گناه یا مقصر جلوه دادنِ طرفِ مقابل، سعی می‌کنه احساسات، فکر یا رفتارت رو به نفع خودش تغییر بده.

گاهی آدم به جای حل کردن یک مسئله، مدام درباره‌اش فکر می‌کنه؛ چون فکر کردن حس کنترل می‌ده، بدون اینکه مجبور باشی کاری انجام بدی. ده بار سناریو رو مرور می‌کنی، جواب‌های مختلف می‌سازی، همه‌چیز رو تحلیل می‌کنی؛ اما آخرش همان جایی هستی که اول بودی. فکر کردن همیشه مقدمه‌ی عمل نیست؛ گاهی جایگزینشه.

در جهان چه چیزی مهم‌تر از اینه که خودت در مورد خودت چه حس و فکری داری؟

بعضی چیزها وقتی نزدیکشون می‌شی، کوچیک‌تر به نظر می‌رسن؛ مثل ترس.

عذرخواهی وقتی فقط برای تمام کردن ناراحتی گفته می‌شه، ممکنه تنش رو کم کنه؛ اما الزاما اعتماد رو برنمی‌گردونه. اعتماد معمولا به رفتار بعدی نگاه می‌کنه.

بعضی آدم‌ها درباره‌ی چیزهایی که هنوز باهاشون مسئله دارن، خیلی راحت شوخی می‌کنن. شوخی همیشه نشونه‌ی بی‌اهمیت بودن موضوع نیست؛ گاهی راهی برای نزدیک شدن به چیزیه که هنوز گفتنش به صورت جدی، زیادی سنگینه.

جذاب‌ترین آدم‌ها فارغ از هر سنی، کسایی هستن که به خودشون اهمیت می‌دن.

قرار نیست همه‌ی سوءتفاهم‌ها رو برطرف کنی. ممکنه کسی تو رو اشتباه بفهمه، و هیچ توضیحی هم نظرش رو عوض نکنه. توانایی تحملِ بد فهمیده شدن، یکی از شکل‌های مهمِ بلوغه. همه‌ی حقیقت‌های تو، نیازمند تأیید دیگران نیست.

بالغ شدن فقط این نیست که کمتر عصبانی بشی؛ اینه که بفهمی هر احساسی حق داره وجود داشته باشه، اما هر واکنشی حق نداره اجرا بشه.

ذهن گاهی برای اینکه دوباره غافلگیر نشی، شروع می‌کنه همه‌چیز رو از قبل پیش‌بینی کردن؛ و اسم این آماده‌باش دائمی رو می‌ذاره «فکر کردن».

همیشه قرار نیست چیزی رو ببخشی تا ازش عبور کنی؛ گاهی فقط باید قبول کنی که توضیحی که می‌خواستی، هیچ‌وقت قرار نیست به اندازه‌ی کافی خوب باشه.

گاهی نجاتِ یک رابطه، یک تصمیم، یا حتی خودت، در اینه که کمی دست از ور رفتن باهاش برداری.

این جمله درباره‌ی پذیرش منفعلانه نیست؛ درباره‌ی جاییه که اختیارِ ما از تغییر دادنِ بیرون به انتخاب واکنش و موضع خودمون منتقل می‌شه.

«وقتی دیگر نمی‌توانیم موقعیتی را تغییر دهیم، با چالشِ تغییر دادنِ خودمان روبه‌رو می‌شویم.»
انسان در جست‌وجوی معنا

Repost from [ وجودیَت ]
ببخش خودت رو و عبور کن ازش. تو توی اون برهه از زندگیت باید این اتفاق رو تجربه میکردی.

گاهی بهتره کمتر بگی و بیشتر بری جلو.