کافه مستاجر پلاک ۱۲
Kanalga Telegram’da o‘tish
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
2 279
Obunachilar
+2724 soatlar
+987 kun
+24930 kun
Postlar arxiv
2 279
Repost from منی که تمام میشود.
وقتی زندگی، زندگیِ منه؛ انتخابهاش، مسیرش و حتی اشتباههاش هم به من مربوطه. پس دخالتِ تو، هرچقدر هم با اسمِ دلسوزی و خیرخواهی باشه، دیگه هیچ معنایی نداره.
2 279
به نظرم اگه موتور برق و کپسول اکسیژن و گاز و منبع آب و ماشین و خونه بزرگ و محله خلوت و شغلِ پردرآمد و پناهگاه برای جنگ داشته باشیم، ایران بهترین جا برای زندگیه.
2 279
اگه بخوام دقیق از حالِ روحی و وضعیتِ اعصاب روانم بگم، حس میکنم یک سربازِ از جنگ برگشتهام که نه تنها جنگ رو شکست خورده، بلکه تمامِ هم تیمیاش و فرمانده و روح و وجدان و هرچیزی که ازش باقی مونده بود رو توی همون جنگ از دست داده و حالا زخمیتر و خستهتر از همیشه برگشته خونهش و دیده دیگه خونهای باقی نمونده، هرچی بود و نبود بمبباران شده. همونقدر پارهام.
2 279
نمیدونم چطوری به اطرافیانم این موضوع رو بفهمونم که دیگه نمیتونم با خودم تنها باشم. از فکرام بدم میاد، از اینکه با واقعیتِ خودم روبرو بشم میترسم، از اینکه یهو به خودم بیام و ببینم تنهایی دارم دست و پا میزنم میترسم. نیاز دارم بیستوچهاری در ارتباط باشم با آدما. چه حضوری، چه مجازی، نیازی دارم روزی ده نفر رو ببینم، با آدمهای مختلف حرف بزنم، چَت کنم، فقط برای اینکه بدونم فقط من نیستم که دارم غرق میشم توی این باتلاق، و درست الان که بیشترین نیاز رو به آدما دارم تنهاتر از همیشهام و هر لحظه ممکنه همین یه ذرهی باقی مونده از خودم و اطرافیانم رو هم از دست بدم.
2 279
نیاز دارم فرار کنم و این کابوسِ دائمی پناه ببرم، ولی نمیدونم به کجا؟ به کی؟
2 279
اگر توی این دوره زمونه پارتنر دارید، توی رابطهاید، کسی رو دارید که همدم و همدردِ روز و شبهای سختتون باشه، قدرش رو خیلی زیاد بدونید. شرایط همینطوریش هم سخته و تنهایی گذروندنش سختتر. تصورش رو هم نمیتونید بکنید چقدر تتها گذروندنِ این وضعیت سخته.
2 279
بخشِ عمیق و خیلی زیادِ حالِ خوب و سلامت روانِ آدم به خانواده مرتبط میشه، حضور داشتن در یک خانوادهی سالم و روشن فکر از چیزی که فکرش رو میکنید خیلی مهمتره.
2 279
دوستان من نمیدونم شما چطوری دارید تحمل میکنید ولی اعصابِ من دیگه این همه بلاتکلیفی رو نمیکشه، مغزم طاقتِ این همه آشفتگیِ شرایطِ طاقتفرسا رو نداره، صبرم داره لبریز میشه و روانم نمیتونه این همه گرونی رو بپذیره. من نمیتونم توی این زمانِ حالِ بلاتکلیف، آیندهی نامشخص و مملکتِ بی در و پیکر زندگی کنم. نمیتونم اینجا دووم بیارم.
2 279
دوستان این موزیکا رو تا الان با نسخهی V5 از Suno میساختم و همین الان بهم پیام دادن که به زودی نسخهی V6 قراره منتشر بشه. بی صبرانه منتظرم ببینم چه تغییراتی ایجاد میشه توی نسخهی جدیدش.
2 279
Repost from Shugyōsha (修行者)
شمارو نمیدونم ولی من دلم میخواد برم. شاید بپرسید کجا؟ ولی برام مهم نیست. میخوام برم. از اینجا. از پادگان. از ایران. از یاد. از حال. از دنیا!
2 279
دوستان بخاطرِ این مسئله ریاکشنهای چنل رو بستم، دنبالشون نگردید. واقعاً توی شرایطی نیستم که بتونم جنبه داشته باشم و مسخره بازیها و عن بازیهای یه سری آدمِ بینمکِ مریض رو تحمل کنم. تویی که این بساط رو شروع کردی هم اگه این پست رو میخونی لطفاً به خودت بگیر و از چنلم لفت بده. ممنون.
2 279
Repost from منی که تمام میشود.
عمیقاً دوست دارم برای آدمهایی که دوستِشون دارم، همون آدمِ خاص و عزیزی باشم که اونها برای من هستن. دوست داشته شدن از سمتِ کسی که دوستش داری، یکی از قشنگترین شکلهای دوست داشته شدنه.
2 279
مشکل اینجاست که غمِ من شخصی نیست، جهانیه، اگر ۳۰ درصدش مرتبط به خودم باشه، ۷۰ درصدش مرتبط به این غمِ عمومیه، موقعی حالم خوب میشه که حالِ این مملکت و دوستام خوب باشه. موقعی حالم خوب میشه که همه چی بهتر شده باشه. موقعی حالم خوب میشه که...
