گلسیب
Kanalga Telegram’da o‘tish
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
438
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+107 kun
+5030 kun
Postlar arxiv
438
به کسایی که رشتههای هنری و جذابی دارن حسودیم میشه، ماها نهایتاً بتونیم از گریههامون تو فرجهها عکس هنری بگیریم.
438
انقدر این آهنگ رو دوست دارم که دلم میخواد همراه باهاش فریاد بزنم.
زیباست مثل شعر گفتن،
گفتن از تو! گفتن از تو! گفتن از تو!
تو رنگ گرم و زندهی آواز هایی.
آهنگ زیبای تمام ساز هایی.
438
الوداع خاطرهها، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد.
روزگاری که پر از خاطره بود
تلخ و شیرین، زشت و زیبا
تلخشان شیرین، یادشان شیرین تر
شاد بودید یا که غمگین فارغ از رنگ یا که رنگین
هر چه بودید، بمانید به جا، خاطرهها
الوداع خاطرهها، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد.
چه قدر زیبا بود با شماها بودن
دوستانی چون گل
مهربان چون گلبرگ
بیریا چون شبنم
وای! باید رفتن! وای! باید رفتن!
دل من میگیرد
اشک در چشم ترم میشکند
دست من میلرزد
سخنی هیچ نمانده است به جا
الوداع خاطرهها،
یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد
روز اول که شما را دیدم،
روز اول که شما را دیدم با خودم میگفتم:
کاش می شد یا رب، روز هجران نرسد.
و دریغ و صد داغ که رسیدش امروز،
باید امروز شما را، شاید، تا به فردای
قیامت، شاید، به خدا بسپارم.
گریهام میگیرد دل من میگیرد
نبض من میشکند
اشک من میریزد
الوداع خاطرهها الوداع خاطرهها
مرگتان مرگ من است
بودتان، بودِ وجود
پس بمانید به جا خاطرهها
الوداع خاطرهها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد
گرچه امروز، روز وداع است
ولی ای کاش در باور خویش این بدانید شما،
که همه خاطره بودید شما، که همه خاطره بودید شما...
