es
Feedback
گل‌سیب

گل‌سیب

Ir al canal en Telegram

گاهی او شعر می‌گوید و گاهی شعر او را.

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
439
Suscriptores
Sin datos24 horas
+87 días
+7530 días
Archivo de publicaciones
photo content
+1

به کسایی که رشته‌های هنری و جذابی دارن حسودیم می‌شه، ماها نهایتاً بتونیم از گریه‌هامون تو فرجه‌ها عکس هنری بگیریم.

لطفاً ژوژمان انجام دادید برام بفرستید، من عاااشق دیدنشونم.

اینم دوتا از ژوژمان هایی که سین انجامشون داده و برام فرستاد، ناز ناز ناز.
+1
اینم دوتا از ژوژمان هایی که سین انجامشون داده و برام فرستاد، ناز ناز ناز.

طنین از ژوژمان متنفره اما ژوژمان‌هاش ازش متنفر نیستن.
+1
طنین از ژوژمان متنفره اما ژوژمان‌هاش ازش متنفر نیستن.

Repost from N/a
ژوژمان مخفف ژودایا ژوه خوردم اومدم این رشته‌ست

ژوژمان ژانر ژرفا ژولیده پولیده

از کلمه‌هایی که ژ دارن خوشم میاد، بی‌دلیل.

photo content

انقدر این آهنگ رو دوست دارم که دلم می‌خواد همراه باهاش فریاد بزنم. زیباست مثل شعر گفتن، گفتن از تو! گفتن از تو! گفتن از تو! تو رنگ گرم و زنده‌ی آواز هایی. آهنگ زیبای تمام ساز هایی.

من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم در خدمتت افتادن بر روی زمین خواهم

انقدر برای همه نتیجه‌ی شیرینِ بعد از صبر رو آرزومندم که فقط خدا می‌دونه.

از هر ورِ بوم بیفتی، باختی.

Repost from 小さな部屋
و شايد هنرِ زندگى نيز همين باشد، پذيرفتن اين دگرگونی آرام، بى‌آنكه از فاصله‌اى كه ميان گذشته و امروزمان افتاده است، هراسی به دل راه دهيم.

آه ای فلک ای آسمان تا کِی ستم بر عاشقان؟!

photo content

شکوفه‌های انارِ خونهٔ مامان‌جون. ۷ خرداد ۴۰۵
شکوفه‌های انارِ خونهٔ مامان‌جون. ۷ خرداد ۴۰۵

الوداع خاطره‌ها، یادتان زنده و جاوید و پر از خاطره باد!

دلم می‌خواد این شعر رو در طول روز بارها و بارها بخونم. وای! باید رفتن! وای! باید رفتن!

الوداع خاطره‌ها، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد.   روزگاری که پر از خاطره بود تلخ و شیرین، زشت و زیبا تلخشان شیرین، یادشان شیرین تر   شاد بودید یا که غمگین فارغ از رنگ یا که رنگین  هر چه بودید، بمانید به جا، خاطره‌ها الوداع خاطره‌ها، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد. چه قدر زیبا بود با شماها بودن    دوستانی چون گل    مهربان چون گلبرگ     بی‌ریا چون شبنم      وای! باید رفتن! وای! باید رفتن! دل من می‌گیرد       اشک در چشم ترم می‌شکند   دست من می‌لرزد   سخنی هیچ نمانده است به جا الوداع خاطره‌ها، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد روز اول که شما را دیدم، روز اول که شما را دیدم با خودم می‌گفتم: کاش می شد یا رب، روز هجران نرسد. و دریغ و صد داغ که رسیدش امروز، باید امروز شما را، شاید، تا به فردای قیامت، شاید، به خدا بسپارم. گریه‌ام می‌گیرد دل من می‌گیرد نبض من می‌شکند اشک من می‌ریزد الوداع خاطره‌ها الوداع خاطره‌ها مرگتان مرگ من است بودتان، بودِ وجود  پس بمانید به جا خاطره‌ها   الوداع خاطره‌ها ، یادتان زنده و جاوید پر از خاطره باد گرچه امروز، روز وداع است ولی ای کاش در باور خویش این بدانید شما، که همه خاطره بودید شما، که همه خاطره بودید شما...