uz
Feedback
گل‌سیب

گل‌سیب

Kanalga Telegram’da o‘tish

گاهی او شعر می‌گوید و گاهی شعر او را.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
438
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+107 kun
+5030 kun
Postlar arxiv
گاهی حس می‌کنم کلمه‌ی "وفاداری" برای وجود آدم هایی مثل شهریار احساس غرور می‌کنه. کاش شهریار بشم، کاش شهریار بشیم. ما به داغ عشقبازی‌ها نشستیم و هنوز چشم پروین همچنان چشمک‌پرانی می‌کند

0:49 بغضش، وای، بغضش.

زن در خاورمیانه؟ متحمل شدن. تاب آوردن. بردارندهٔ بار و بر خود گیرنده. کسی که برداشت می‌کند بردباری را و رنج می‌کشد در شکیبایی. تابیدن. تافتن. برتابیدن. برداشتن. کشیدن درد. مجبورانه صبور بودن.

Repost from N/a
به هرحال اوضاعی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد. ماهم میسوزیم و می‌سازیم (فقط میسوزیم) قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز.

اگر زندگی بعدی‌ای وجود داشته باشه اصلاً دلم نمی‌خواد جایی باشم که چشم انتظار باخت کشورشه، اما متأسفانه در این کشور هستم و چشم انتظارِ باخت تیمش هم هستم و به هرحال اوضاعی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد.

درسته که فریاد از اون حس‌های بد. اماااا، دنیام رو مثل قصه‌ها این‌دفعه بهتر می‌چینم.

مؤدب باش، مؤدب بمون، ادب همیشه دلنشینه.

می‌دونم خدا، می‌دونم عزیزِ همیشگیم، بودن تو به جبرانِ نبودن هرکسی کافیه. می‌دونم.

طلا خانم بند انگشت من رو برای مک زدن دوست داره و من کل هیکل طلا خانم رو برای یام یام کردن.
+1
طلا خانم بند انگشت من رو برای مک زدن دوست داره و من کل هیکل طلا خانم رو برای یام یام کردن.

101880961.mp32.63 MB

دوباره انسانِ خوبی شدن رو یاد می‌گیرم، بهتر از قبل، خط به خطش رو از بر می‌شم که چندین برابر جبران کنم تمام صبری که برام خرج کردی رو.

عاشق دوست جدیدی هستم که از پینترست پیداش کردم. این شما و این گوجه‌سبز.
+7
عاشق دوست جدیدی هستم که از پینترست پیداش کردم. این شما و این گوجه‌سبز.

8:31

«عشقِ تو با عشقِ وطن باهم تبانی می‌کند هردو به قصد قتلِ دل، نامهربانی می‌کند افسارِ جانم دست تو افسارِ روحم دست او این کارزار بی‌کران، من را روانی می‌کند از شرقیِ غمگین بگو، آن عاشقِ افسانه‌ها گر یادِ نامِ ما شود، خون‌گریه جاری می‌کند از دامنِ این زندگی، گل از جوانی چیده‌ام این شاخه‌ی پژمرده هم خشکیده زاری می‌کند با شعر گویم درد خود، از درد پیچم گرد خود از تلخیِ این داستان، مِی بی‌قراری می‌کند بر عقل خود دانسته‌ام این عاقبت را هیچ نیست اما نمی‌دانم چرا دل پافشاری می‌کند» -از بنده.

عشقِ تو با عشقِ وَطَن (1).mp33.75 MB

Repost from N/a
گلِ سیب.. معنای اسم "آلما گل" بود. او همیشه می گفت که اگر روزی عاشق شود، دلدارش را این‌گونه صدا می کند!