گلسیب
Открыть в Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
438
Подписчики
Нет данных24 часа
+107 дней
+5030 дней
Архив постов
438
گاهی حس میکنم کلمهی "وفاداری" برای وجود آدم هایی مثل شهریار احساس غرور میکنه. کاش شهریار بشم، کاش شهریار بشیم.
ما به داغ عشقبازیها نشستیم و هنوز
چشم پروین همچنان چشمکپرانی میکند
438
زن در خاورمیانه؟ متحمل شدن. تاب آوردن. بردارندهٔ بار و بر خود گیرنده. کسی که برداشت میکند بردباری را و رنج میکشد در شکیبایی. تابیدن. تافتن. برتابیدن. برداشتن. کشیدن درد. مجبورانه صبور بودن.
438
Repost from N/a
به هرحال اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد. ماهم میسوزیم و میسازیم (فقط میسوزیم) قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز.
438
اگر زندگی بعدیای وجود داشته باشه اصلاً دلم نمیخواد جایی باشم که چشم انتظار باخت کشورشه، اما متأسفانه در این کشور هستم و چشم انتظارِ باخت تیمش هم هستم و به هرحال اوضاعی است که میبینید و تفسیر لازم ندارد.
438
+1
طلا خانم بند انگشت من رو برای مک زدن دوست داره و من کل هیکل طلا خانم رو برای یام یام کردن.
438
دوباره انسانِ خوبی شدن رو یاد میگیرم، بهتر از قبل، خط به خطش رو از بر میشم که چندین برابر جبران کنم تمام صبری که برام خرج کردی رو.
438
«عشقِ تو با عشقِ وطن باهم تبانی میکند
هردو به قصد قتلِ دل، نامهربانی میکند
افسارِ جانم دست تو افسارِ روحم دست او
این کارزار بیکران، من را روانی میکند
از شرقیِ غمگین بگو، آن عاشقِ افسانهها
گر یادِ نامِ ما شود، خونگریه جاری میکند
از دامنِ این زندگی، گل از جوانی چیدهام
این شاخهی پژمرده هم خشکیده زاری میکند
با شعر گویم درد خود، از درد پیچم گرد خود
از تلخیِ این داستان، مِی بیقراری میکند
بر عقل خود دانستهام این عاقبت را هیچ نیست
اما نمیدانم چرا دل پافشاری میکند»
-از بنده.
438
Repost from N/a
گلِ سیب.. معنای اسم "آلما گل" بود. او همیشه می گفت که اگر روزی عاشق شود، دلدارش را اینگونه صدا می کند!
