Juliette has a gun`🪡
Kanalga Telegram’da o‘tish
Call me dash- She/her 🪑ناشناس (الکی) @Originspodcastbot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5414897183 ناشناس🪑
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
321
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+417 kun
+23130 kun
Postlar arxiv
بهتره وقتی بقیه کتاباشونو نمیخوان ازشون بخرید اینجوری نه قیمت کتاب میره بالا هم مصرف کاغذ میاد پایین☹️☹️☹️
سلام عزیزم روزت بخیر امیدوارم خوب باشیییی
من اینجا یه کتابفروشی دست دوم نقلی دارم که خوشحال میشم بهش سر بزنی اگه علاقمندی و یا برای دوستداران کتاب بفرستی😭💗💗
این هم لینک چنلل
https://t.me/mybooks99999
Repost from چامههای ناگهان.
این پیام رو فور کنین و اینجا جوین باشین براتون فولدر بزنم کلی جذب بگیرین.🕯
برای ارامش، زمانی که تو فریاد میکشی من به جایی ارام تر پناه میبرم، ارام و عمیق، من باید به تو گوش کنم «ارام و عمیق» با نفس کشیدن با هر دم و بازدم و حتی عمیق تر از هر نفس، حرف هایی که زیر هزاران دم و باز دم دفن شده اند و ابد ها قبل تر از اولین نفس میزیسته اند و من باید به تو گوش کنم مگر تو همان هویت من نیستی؟ میخواهم بفهممت، اما چگونه میتوانم، تویی که پیش از اینکه نامم گذارند، مرا با اسمی صدا زدی؟ هر بار که نیستی خودم را در فاصلهای کوتاهتر از همیشه پیدا میکنم کنار تمام تاریکی های وجودت لرزان به سمت نور. پناه میبرم، «ارام و عمیق» چشمانم که باز میشود، نورِ تو از پشت دستانم میگذرد، تا به سیاهیه چشمانم میرسد، کور میشوم؛ چگونه ببینم که تو فقط نور باشی نه سوزی که سوی چشمانم را میگیرد. سکوت چیزی جز صدای تو نیست که در فریاد من خاموش شده، مگر آنچه در تاریکی پنهان میکنی، با خاموش شدن چراغها از بین میرود؟ چشمهایم را میبندم تا نبینمت و تو همهگاه در پشت پلکهایم زندگی میکنی، بیآنکه برای ماندن اجازهای گرفته باشی، هرطرف تویی تو همان هویت من نیستی؟
