Fernweh
Yopiq kanal
غربت برای جایی که هنوز نه دیده ای نه رفته ای دلتنگ جایی که هنوز آنجا نیستی درد میل به رفتن
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 550
Obunachilar
+324 soatlar
+107 kun
+3130 kun
Postlar arxiv
1 545
من از اغاز نمیترسم ، من از پرواز نمیترسم
من از اغازِ یک پرواز بی احساس میترسم
من از تکرار نمیترسم ، من از انکار نمیترسم
من از تکرار انکارِ همین احساس میترسم
من از سوختن نمیترسم، من از ساختم نمیترسم
من از ساختن کنارِ سوختنِ احساس میترسم
من از تاختن نمیترسم من از باختن نمیترسم
من از تاختن برای باختنِ احساس میترسم
فروغ فرخزاد
1 545
قبله کج میشد اگر یک بار میدیدم فقط
انچه را میخواستم بی خونِ دل حاصل شده
در دلم جایی برای درد های تازه نیست
عذر میخواهم خدا ، ظرفیتم کامل شده
1 545
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
زندگی درد قشنگیست بجز شبهایش
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
یک نفر نیست تورا قسمت من گرداند ؟
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد
خواب بددیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی،بدنم جان دارد
تکه ای ابر در این چشم نگهداشته ام
که به هنگام تماشای تو باران دارد
شیخ و من هردو طلبکار بهشتیم ، ولی
من به تو او به نماز خودش ایمان دارد ...
علی صفری
1 545
شانس دوم وجودی نداده
آدما تغییر نمیکنن ، آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن ،آدما تغییر نمیکنن .
1 545
من مدت هاست با گذشتم کنار اومدم
اما بعضی شبا به زندگی ای فکر میکنم
که میتونست اتفاق بیوفته
1 545
آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من امده بودم تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
1 545
من اگه مردم رو سنگ قبرم این و بنویسید :)
--
گلی بودم در باغ جوانی
عجل آمد سراغم ناگهانی
سر قبرم گل لاله بیارید
که خیری من ندیدم از جوانی ...
1 545
آمدی دیشب در خواب من چه کاری داشتی
ای عجب از این طرف ها هم گذاری داشتی
راه را گم کرده بودی نیمه شب شاید عزیز
یا که شاید با دل تنگم قراری داشتی ؟
1 545
در خیالات خودم، در زیر بارانی که نیست
میرسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست
مینشینی روبرویم، خستگی درمیکنی
چای میریزم برایت، توی فنجانی که نیست
باز ميخندی و ميپرسي، كه حالت بهتر است؟!
باز میخندم که خیلی، گرچه میدانی که نیست
شعر میخوانم برایت، واژهها گل میکنند
یاس و مریم میگذارم، توی گلدانی که نیست
چشم میدوزم به چشمت، ميشود آیا کمی
دستهایم را بگیری، بین دستانی که نیست..؟!
وقت رفتن میشود، با بغض میگویم نرو…
پشت پایت اشک میریزم، در ایوانی که نیست
میروی و خانه لبریز از نبودت میشود
باز تنها میشوم، با یاد مهمانی که نیست…!
رفتهای و بعد تو این کار هر روز من است
باور اینکه نباشی کار آسانی که نیست
1 545
Sorun değil, geçer..hep geçer. Ama bilmiyorum, geçince benden geriye ne kalır
اشكالى ندارد میگذرد ، هميشه میگذرد ، اما نمیدانم ، وقتى بگذرد ازمن چه باقى میماند
1 545
دست و پا گر بشکند ، با نسخه درمان میشود
چشم گریان هم دمی با بوسه خندان میشود
ای خدا هرگز نبینم بشکند قلب کسی
دلشکسته باطنش از ریشه ویران میشود
