Fernweh
Yopiq kanal
غربت برای جایی که هنوز نه دیده ای نه رفته ای دلتنگ جایی که هنوز آنجا نیستی درد میل به رفتن
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 545
Obunachilar
+324 soatlar
+107 kun
+3130 kun
Postlar arxiv
1 545
دست و پا گر بشکند ، با نسخه درمان میشود
چشم گریان هم دمی با بوسه خندان میشود
ای خدا هرگز نبینم بشکند قلب کسی
دلشکسته باطنش از ریشه ویران میشود
1 545
او مرا میخواست اما لب به انکار گشود
پای عقل و منطقی بودن در این کار گشود
خواستم ابر خیالش را زه فکرم رد کنم
او لبانم را به کام تلخ سیگار گشود
1 545
نه بیمارم ، نه خوشحالم ، نه از حالم خبر دارم
گهی با جان گهی با دل ، گهی از هردو بیزارم
گهی خوشحال و خندانم ، گهی از درد بیتابم
گهی بیدارم ولی خوابم ، گهی در خواب و هشیارم
گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم
گهی آنم ، گهی اینم ، گهی سر در گریبانم
گهی در شور و در سازم ، گهی با غصه دمسازم
گهی شاد و غزل خوانم، گهی از درد بیتابم
چه غوغاییست در این عالم ،که من حیران حیرانم
1 545
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید
راستش زورِ منِ خسته به طوفان نرسید
گرچه گفتند بهاران برسند مال منی
قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید
من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم
جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید
شهریار
1 545
ای دل اگر تنها شدی
آواره ی گریان مشو
از ترس تنها ماندنت
سربار این و آن مشو
سرمای تنهایی به از
گرمای دست ناکسان
صد سال تنها باش و
گرم از ناجوانمردان مشو
1 545
یارمن وحریف من،
خوب من و لطیف من
چست من و ظریف من،
باغ من و بهار من
ای تن من خراب تو،
دیده ی من سحاب ت
ذره ی آفتاب تو،
این دل بیقرار من
مولانا
1 545
دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی
لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هعی بغض کنی گریه کنی شعر بخوانی؟
1 545
داش میخوای بدونی من چقدر خودم و دوست دارم ؟
اونقدر که انگار که کون اسمون باز شده فقط من اومدم .
