uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎

Kanalga Telegram’da o‘tish

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌🌟    ‌‌𝗍𝖺𝖾𝗄𝗈𝗈𝗄 ‌ ⎯     @frkvbot ‌ ◜ 𝖽𝖾𝖿𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝗎𝗅𝖾𝗌 , 𝗈𝗇𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝖺𝗍 𝖺 𝗍𝗂𝗆𝖾 ◞

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
3 336
Obunachilar
-824 soatlar
+57 kun
+44730 kun
Postlar arxiv
بنگتن و تهکوكِ غرق‌شده در دنیاي خود ‍شون 👨‍❤️‍💋‍👨 ݁ ˖
+1
بنگتن و تهکوكِ غرق‌شده در دنیاي خود ‍شون 👨‍❤️‍💋‍👨 ݁ ˖

+1
𝗁𝗈𝗐 𝖽𝗈 𝗍𝗁𝖾𝗌𝖾 𝗍𝗐𝗈 𝗅𝗈𝗏𝖾𝖻𝗂𝗋𝖽𝗌 𝗄𝖾𝖾𝗉 𝗆𝖺𝗄𝗂𝗇𝗀 𝗆𝖾 𝖿𝖾𝖾𝗅 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖾𝗒’𝗋𝖾 𝗇𝖾𝗐𝗅𝗒 𝗂𝗇 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝖿𝖾𝗐 𝗆𝗈𝗇𝗍𝗁𝗌 ?! 𝗂 𝗆𝖾𝖺𝗇 , 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗍𝗁𝖾𝗆 😭

+1
جونگ‌کوك در هرلحظه ، هرثانیه ، هر دقیقه ، هرساعت ، هرروز داره بهمون پزِ امگاي خوشگل و نازدار و دوست‌داشتني ‍شو مي‌ده ، اوکي بردار فهمیدیم براي خودت ‍ه میت تو ‍ه امگاي تو ‍ه بویفي تو ‍ه براي بار ١٨٦٤٥٣٢٩٧٦ ‍م بنده رو به گریه و چك‌وپر زدن ننداز 💔 -

دوست‌داشتني‌ترین کاپلِ گي ، دوتا پرسنِ موردعل‍اقه ‍م ، خرس‌عسلي ‍م و بویفيِ گنده‌بك و آبسسد ‍ش ㅠ
+1
دوست‌داشتني‌ترین کاپلِ گي ، دوتا پرسنِ موردعل‍اقه ‍م ، خرس‌عسلي ‍م و بویفيِ گنده‌بك و آبسسد ‍ش ㅠ

sticker.webp0.00 KB

داستان مورد علاقه‌تون رو پیدا کردین؟ یکم دیگه پاک می‌شه‌ها☝️🏻
شرکت در تب ✨

تهیونگ فهمید که خوابگاهِ همسایه‌ و دوست قدیمیش دقیقا کنار خودشه. باعث خوشحالی بود چون دوست داشت که دوباره با پسر وقت بگذرونه؛ اما نمی‌دونست جونگ‌کوک هیچوقت به چشم دوست نگاهش نکرده و نمی‌کرد.
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

کیم تهیونگ، پدر مجردی که توی پیدا کردن پارتنر برای یکی از دخترای سخت‌پسند شرکتِ زوج‌یابی به مشکل خورده، با جئون جونگکوک آشنا میشه، کسی که دقیقاً شبیه مرد ایدآل مورد سخت پسندش بود. حالا چی میشه اگه بخواد جونگکوک رو بفرسته سر قرار از پیش تعیین شده؟
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

تهیونگ، امگای گیلاسی و ته‌تغاریِ بزرگ‌ترین باند گنگستری کره، که از ردپاش دردسر و خون می‌چکه، دنبال راهیه برای علاج بیماری سگش، یونتان. و چی میشه اگه آخرین امید تهیونگ، جونگکوک باشه؟ انیگمایی با رایحه‌ی جنگل که توی کلینیک آروم خودش، بی‌خبر از ورود آشوبی به اسم کیم تهیونگ، مشغول طبابتـه؟
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

سه روز مونده به تولد انگیمای موردعلاقه‌اش، جونگ‌کوک فهمید زندگی‌ش بدون اینکه خودش انتخابی داشته باشه. مدت‌ها پیش معامله شده؛توی خونه‌ای که اطاعت تنها راه زنده موندن بود، رسیدن به کسی که عاشقانه «بهشت» صداش می‌زد... فقط یه رویای دور به نظر می‌رسید.
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

تهیونگ شاگرد اول دانشگاه که همیشه سرش توی کتابه ، جونگکوک و موتورش که هرشب میخوان برنامه کنن و برن دیت تنها کسی که برای دیت به فکر جونگکوک‌ رسید تهیونگ بود ، وقتی بهش پیشنهاد داد تهیونگ کتاباشو به جونگکوک ترجیح داد ، پس جونگکوک هم تصمیم گرفت...
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

امگا کیم تهیونگ بالرین معروف روسیه، بعد از رخ دادن حادثه‌ای مرموز و غیرمنتظره تن به ازدواج اجباری با یک انیگمای مافیا و عوضی می‌ده‌. اما چی می‌شه اگر بفهمه اون مرد برای به قتل رسوندنش لحظه‌شماری می‌کنه؟
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

کیم تهیونگ الفای خون‌خالصی که از بیمارستان می‌ترسه و توی کل زندگیش یک بار هم اونجا نرفته.. اما چی می‌شه اگر یک‌بار مجبور به رفتن به بیمارستان بشه و بفهمه جفتش جئون جانگکوک، الفای سیلوریه که یک جراح قلبه تازه کاره؟
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

تهیونگ امگایی که فقط زندگی امنی واسه ی خودش و دخترش میخواست اما چی میشه اگه با پیشنهاد انیگما جئون روبه رو بشه و تهیونگ زیر قول و قرار هایی که به خودش داده بزنه؟
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

جونگ‌کوک توی آخرین هیتش بدون اینکه حتی یادش بیاد، با یک نفر خوابیده بود و حالا یه بچه توی شکمش داشت؛ بچه‌ای که به نظر می‌اومد از همخونه‌اش کیم تهیونگه، چون مگه دیگه کی می‌تونست این‌جوری توجه گرگ خیره‌سرش رو جلب کنه؟
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

تهیونگ از وضعیتش خسته شده بود. از اینکه تمام اکس‌هاش به صورت یکهویی و تنها با به‌جا گذاشتن یک نامه ناپدید می‌شدن. پس تصمیم گرفت به آخرین اکسش پیام بده و ازش بپرسه، اما چی می‌شد اگه می‌فهمید ناپدید شدن هیچ‌کدوم از دوست‌پسرهاش تصادفی نبوده؟
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽

کیم انیگمای چای سیاه که فرمانده یه سازمان دولتیه که یه چیز بود که اون رو می‌ترسوند"تهیونگ؟؟؟"گفتن امگاش، جونگکوک . و خوب مثل اینکه اینبار هم امگای شیرینش متوجه خراب کاریه دیروزش شده....
ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽