𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎
前往频道在 Telegram
🌟 𝗍𝖺𝖾𝗄𝗈𝗈𝗄 ⎯ @frkvbot ◜ 𝖽𝖾𝖿𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝗎𝗅𝖾𝗌 , 𝗈𝗇𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝖺𝗍 𝖺 𝗍𝗂𝗆𝖾 ◞
显示更多未指定国家未指定类别
3 336
订阅者
-824 小时
+57 天
+44730 天
帖子存档
3 334
𝗁𝗈𝗐 𝖽𝗈 𝗍𝗁𝖾𝗌𝖾 𝗍𝗐𝗈 𝗅𝗈𝗏𝖾𝖻𝗂𝗋𝖽𝗌 𝗄𝖾𝖾𝗉 𝗆𝖺𝗄𝗂𝗇𝗀 𝗆𝖾 𝖿𝖾𝖾𝗅 𝗅𝗂𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖾𝗒’𝗋𝖾 𝗇𝖾𝗐𝗅𝗒 𝗂𝗇 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝖿𝖾𝗐 𝗆𝗈𝗇𝗍𝗁𝗌 ?! 𝗂 𝗆𝖾𝖺𝗇 , 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗍𝗁𝖾𝗆 😭
3 334
جونگکوك در هرلحظه ، هرثانیه ، هر دقیقه ، هرساعت ، هرروز داره بهمون پزِ امگاي خوشگل و نازدار و دوستداشتني شو ميده ، اوکي بردار فهمیدیم براي خودت ه میت تو ه امگاي تو ه بویفي تو ه براي بار ١٨٦٤٥٣٢٩٧٦ م بنده رو به گریه و چكوپر زدن ننداز 💔 -
3 334
+1
دوستداشتنيترین کاپلِ گي ، دوتا پرسنِ موردعلاقه م ، خرسعسلي م و بویفيِ گندهبك و آبسسد ش ㅠ
3 334
تهیونگ فهمید که خوابگاهِ همسایه و دوست قدیمیش دقیقا کنار خودشه. باعث خوشحالی بود چون دوست داشت که دوباره با پسر وقت بگذرونه؛ اما نمیدونست جونگکوک هیچوقت به چشم دوست نگاهش نکرده و نمیکرد.ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
کیم تهیونگ، پدر مجردی که توی پیدا کردن پارتنر برای یکی از دخترای سختپسند شرکتِ زوجیابی به مشکل خورده، با جئون جونگکوک آشنا میشه، کسی که دقیقاً شبیه مرد ایدآل مورد سخت پسندش بود. حالا چی میشه اگه بخواد جونگکوک رو بفرسته سر قرار از پیش تعیین شده؟ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
تهیونگ، امگای گیلاسی و تهتغاریِ بزرگترین باند گنگستری کره، که از ردپاش دردسر و خون میچکه، دنبال راهیه برای علاج بیماری سگش، یونتان. و چی میشه اگه آخرین امید تهیونگ، جونگکوک باشه؟ انیگمایی با رایحهی جنگل که توی کلینیک آروم خودش، بیخبر از ورود آشوبی به اسم کیم تهیونگ، مشغول طبابتـه؟ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
سه روز مونده به تولد انگیمای موردعلاقهاش، جونگکوک فهمید زندگیش بدون اینکه خودش انتخابی داشته باشه. مدتها پیش معامله شده؛توی خونهای که اطاعت تنها راه زنده موندن بود، رسیدن به کسی که عاشقانه «بهشت» صداش میزد... فقط یه رویای دور به نظر میرسید.ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
تهیونگ شاگرد اول دانشگاه که همیشه سرش توی کتابه ، جونگکوک و موتورش که هرشب میخوان برنامه کنن و برن دیت تنها کسی که برای دیت به فکر جونگکوک رسید تهیونگ بود ، وقتی بهش پیشنهاد داد تهیونگ کتاباشو به جونگکوک ترجیح داد ، پس جونگکوک هم تصمیم گرفت...ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
امگا کیم تهیونگ بالرین معروف روسیه، بعد از رخ دادن حادثهای مرموز و غیرمنتظره تن به ازدواج اجباری با یک انیگمای مافیا و عوضی میده. اما چی میشه اگر بفهمه اون مرد برای به قتل رسوندنش لحظهشماری میکنه؟ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
کیم تهیونگ الفای خونخالصی که از بیمارستان میترسه و توی کل زندگیش یک بار هم اونجا نرفته.. اما چی میشه اگر یکبار مجبور به رفتن به بیمارستان بشه و بفهمه جفتش جئون جانگکوک، الفای سیلوریه که یک جراح قلبه تازه کاره؟ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
تهیونگ امگایی که فقط زندگی امنی واسه ی خودش و دخترش میخواست اما چی میشه اگه با پیشنهاد انیگما جئون روبه رو بشه و تهیونگ زیر قول و قرار هایی که به خودش داده بزنه؟ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
جونگکوک توی آخرین هیتش بدون اینکه حتی یادش بیاد، با یک نفر خوابیده بود و حالا یه بچه توی شکمش داشت؛ بچهای که به نظر میاومد از همخونهاش کیم تهیونگه، چون مگه دیگه کی میتونست اینجوری توجه گرگ خیرهسرش رو جلب کنه؟ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
تهیونگ از وضعیتش خسته شده بود. از اینکه تمام اکسهاش به صورت یکهویی و تنها با بهجا گذاشتن یک نامه ناپدید میشدن. پس تصمیم گرفت به آخرین اکسش پیام بده و ازش بپرسه، اما چی میشد اگه میفهمید ناپدید شدن هیچکدوم از دوستپسرهاش تصادفی نبوده؟ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
3 334
کیم انیگمای چای سیاه که فرمانده یه سازمان دولتیه که یه چیز بود که اون رو میترسوند"تهیونگ؟؟؟"گفتن امگاش، جونگکوک . و خوب مثل اینکه اینبار هم امگای شیرینش متوجه خراب کاریه دیروزش شده....ㅤㅤㅤㅤبرای خوندن داستان کلیک کنید ◇ 🪽
