uz
Feedback
هنوز دیره

هنوز دیره

Kanalga Telegram’da o‘tish

شاید هیچ؟!

Ko'proq ko'rsatish
Eron129 155Toif belgilanmagan
411
Obunachilar
-324 soatlar
-207 kun
-10030 kun
Postlar arxiv
شلاقِ خاکستری، افسارِ بادیست که گاهی، بر تنِ خاطرات کهنه می‌خورد؛ صدایش در خلأ می‌پیچد، اما جای زخمی بر جا نمی‌گذارد، چون خاکستری‌اش، رنگِ فراموشی‌ست، نه رنگِ خون.
https://t.me/hanooz00

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

شلاق_خاکستری

فور کنید. یک شئ و یک رنگ بگید من تو یک جمله بهم ربطشون بدم✨
ظرفیت:تا وقتی فور بزنین اگه دوست داشتین جوین بشین🪷

احتمالا تا چن روز اینده میفهمیم یه کلیه هم تو دعوا نصف شده😕

چقد شلوغ شده😫

....

این پیام رو فور کنین تا تو چنلاتون بگردم و یه پست خوشگل ازتون فور کنم اینجا کلی ویو بخوره.💘 «می‌تونین خودتون مشخص کنین کدوم پست رو فور کنم.»
چامه‌های ناگهان.

یکی نظرش برگشت پیشرفت خوبی بود

شلغم های محترم چنل همین ناموافق بودنتون برای محدود نبودن ریکت هاست دیگه😮‍💨

Repost from Muffin
این پیام رو فوروارد کنید براتون باتوجه به مطالب توی چنلتون و چیزی که ازتون فهمیدم نامه بنویسم🤩🫧 لطفا محتوا داشته باشه چنلتون🥀

برا چنلایی که ریکت محدود دارن

اعتصاب ریکت

دو ساعت درس خوندم بدنم دردگرفته

من به درس نخوندن معتاااادم

🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️🚶🏻‍♀️

امروز صورتی باشه
+1
امروز صورتی باشه

امروز صورتی باشه
+1
امروز صورتی باشه

فکر می کردم ستاره ام. ستاره ای پر نور و بزرگ. فکر می کردم میتوانم بدون خورشید ادامه دهم. اما... اما روزی، در اثر یک انفجار بزرگ، در اثر یک فروپاشیِ سهمگین، من ویران شدم و فرو ریختم. سال ها با خود فکر کردم. سال ها در خود پنهان شدم. آیا دوران شکوهِ من تمام شده بود؟! آیا پایان عمر من همینجا بود؟! نه. انکار کردم. نمیتوانست باشد. نمیخواستم به این سادگی ها تسلیم شوم. از جای برخواستم و هر چه مانده بود را دور هم جمع کردم. تا دوباره نور شوم، تو دوباره نور دهم. تا بیش از این در حقارت و ظلمِ خود فرو نروم. اما افسوس که تکه های شکسته ام نور خود را از دست داده بودند. بهم چسبیدند؛ آری اما ستاره ای دیگر متولد نشد؛ به جایش سیاه چاله ای عمیق و تاریک پا به عرصه گذاشت. سیاه چاله ای ویران کننده که باز هم من بودم. کاش دست به انکار نمی زدم. کاش انقدر تقلا نمی کردم که برگردم. کاش خود را همانجا در سکوت خود، در آنسوی کیهان، دفن می کردم.