uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

سفارت خانه شاهنشاهی

سفارت خانه شاهنشاهی

Kanalga Telegram’da o‘tish

اگر 30 تیر در خشابت داری 29 تیر شلیک کن به چپ 1 تیر برای اخوند کافیست تماس با سفیر شاهی:https://t.me/IncogNoteBot?start=449sxqtqk1

Ko'proq ko'rsatish
462
Obunachilar
+624 soatlar
+157 kun
+7230 kun
Postlar arxiv
پس گفتی حزب کمونیست، که اینطور
پس گفتی حزب کمونیست، که اینطور

بالاخره از روافض کمی غیرت دیدیم

🚨تسنیم: گزارش های غیر رسمی و تائید نشده از شنیده شدن صدای انفجارهایی در پایگاه نظامیان آمریکا در کویت حکایت است

🚨 گویا صدای انفجار در کویت هم میاد

ای بابا جناب پرزیدنت انگار یادت رفته ۶ دور رژیم چنج کردیا😏

🇺🇸ترامپ در تروث سوشال: هواپیماهای ایالات متحده همین حالا مراکز ذخیره‌سازی موشک‌ها و پهپادهای ایران و همچنین مواضع راداری سا
🇺🇸ترامپ در تروث سوشال: هواپیماهای ایالات متحده همین حالا مراکز ذخیره‌سازی موشک‌ها و پهپادهای ایران و همچنین مواضع راداری ساحلی را به‌دلیل نقض توافق آتش‌بس، بار دیگر هدف حمله قرار دادند! کاملاً ممکن است که آن‌ها هرگز یاد نگیرند! شاید زمانی فرا برسد که دیگر نتوانیم معقولانه رفتار کنیم و مجبور شویم از نظر نظامی کاری را که بسیار موفقانه آغاز کرده‌ایم، به‌طور کامل به پایان برسانیم. اگر چنین شود، جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود نخواهد داشت! 📝  Arsames 👑 @Fighter_Radar

ممد دد کیرم تو وجودت ریدی تو روح و روانه نصف تلگرام 😭😭😭😭

سلام جعفرم بی شوخی منم مثل این یارو شدم حس بدی پیدا میکنم ممد پیام میزاره black fairy تو سایلنت هیل ۲ انگار داره تو مغزم تکرار میشه بعد یه بینامکسی به آهن چنگ میزنه ذهنم بهم میریزه

عاقبت ممد دد

داداش زیدم ولم کرده پول ندارم بدبختم میام تلگرام نوتیفامو چک کنم اصا میبینم L پیام داده روح و روانم بهم میریزه خودمو چنگ میزنم

خوش گذشت اقا

🔴یک مقام دفاعی آمریکا به فاکس‌نیوز: حملات ایالات متحده علیه اهداف ایرانی در امشب به پایان رسیده. 📝  Arsames 👑 @Fighter_Radar

هنر جنگ هنر جنگ.....

یادتونه میگفتم پنیک نکنید

البته این خبر رو در جهنم ایشون دریافت کردن

گول خوردی مشتی نباید کاندوم رو در میاوردی چون نیکلاس ایدز داره

Repost from N/a
خوب داستان از این قراره که اقای نیکلاس برای دیدن مجسمه و قبر میرزا کوچک خان به رشت رفته بود و در یک هتل اقامت داشت من هم به او پیام داده بودم برای یک ملاقات در ساعت ۵ بعد ظهر که اون هم قبول کرد خلاصه ساعت ۵ بعد ظهر به هتلی که نیکلاس در ان اقامت داشت رسیدم و در زدم و نیکلاس در را باز کرد من وارد شدم و شروع کردیم باهم درباره ایدولوژی هامون بحث کردن بحث به نقطه اوج خود رسیده بود که من به او پیشنهاد میل کردن ودکایی که با خود اورده بودم کردم و او هم پذریفت در لیوان های کاغذی برای او مقدار زیادی ریختم و او هم خورد من ولی مقدار کمتری خوردم که داغ شوم پیک اول رو که خورد اروم اروم شروع به مست کردن کرد تا پیک چهارم که مست مست شده بود من هم که ۲ پیک خورده بودم داغ و مملو از شهوت شده بودم در ان حال نیکلاس را به پشت خوابوندم و به او پیشنهاد ماساژ دادم او هم که مست بود قبول کرد و من لباس هایش بهمراه شلوارش را دراوردم باورم نمیشد چی میبینم یک باسن سفید و بهمراه سوراخ صورتی رنگ از گردن شروع به ماساژ کردم و اروم اروم به باسنش رسیدم و انگشتانم رو چرب کردم و شروع به مالیدن سوراخ باسنش کردم اون هم که غرق در شهوت بود شروع به ناله کردن کرد از جیبم کاندومی در اوردم و بر روی التم کشیدم و اروم به سوراخش میمالوندم اون هم که مست بود ناله هایش بیشتر شد تا اینکه من سر التم را وارد سوراخش کردم اون یک ناله بلند ترکیبی از شهوت و درد کشید و من هم دستانم رو بر روی دهانش گذاشتم اروم اروم بیشتر التم رو وارد مقعدش کردم تا اینکه کل التم در باسنش بود اون هم گریه کنان ناله های شهوت بار میکرد اروم شروع به تلمبه زدن کردم بعد با شدت بیشتری ادامه دادم نیکلاس هم وقتی در ان حال بود بهم گفت : محکم تر محکم تر!!! و من هم به حرف او عمل کردم و با سرعت فضایی شروع به تلمبه زدن کردم تا اینکه به مرز ارضا شدن رسیدم که او بهم گفت : واکسن گارداسیل زدم کارت بهداشت هم دارم بریز توم کاندوم رو در اوردم تلمبه های اخر رو زدم و ابم عین یک توفان وارد مقعد نیکلاس شد اون التماس میکرد که نروم اما من لباس هایم رو پوشیدم و اونجا رو ترک کردم از ان موقع به بعد نیکلاس از سفید پوست ها متنفر شد با وجود اینکه خودش سفید پوست بود...