سفارت خانه شاهنشاهی
Open in Telegram
اگر 30 تیر در خشابت داری 29 تیر شلیک کن به چپ 1 تیر برای اخوند کافیست تماس با سفیر شاهی:https://t.me/IncogNoteBot?start=449sxqtqk1
Show more458
Subscribers
+224 hours
+107 days
+7430 days
Posts Archive
Repost from omid dana امید دانا
🚨تسنیم:
گزارش های غیر رسمی و تائید نشده از شنیده شدن صدای انفجارهایی در پایگاه نظامیان آمریکا در کویت حکایت است
Repost from Fighter Radar | فایتر رادار
🇺🇸ترامپ در تروث سوشال:
هواپیماهای ایالات متحده همین حالا مراکز ذخیرهسازی موشکها و پهپادهای ایران و همچنین مواضع راداری ساحلی را بهدلیل نقض توافق آتشبس، بار دیگر هدف حمله قرار دادند! کاملاً ممکن است که آنها هرگز یاد نگیرند! شاید زمانی فرا برسد که دیگر نتوانیم معقولانه رفتار کنیم و مجبور شویم از نظر نظامی کاری را که بسیار موفقانه آغاز کردهایم، بهطور کامل به پایان برسانیم. اگر چنین شود، جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود نخواهد داشت!
📝 Arsames
👑 @Fighter_Radar
سلام جعفرم بی شوخی منم مثل این یارو شدم حس بدی پیدا میکنم ممد پیام میزاره black fairy تو سایلنت هیل ۲ انگار داره تو مغزم تکرار میشه بعد یه بینامکسی به آهن چنگ میزنه ذهنم بهم میریزه
داداش زیدم ولم کرده پول ندارم بدبختم میام تلگرام نوتیفامو چک کنم اصا میبینم L پیام داده روح و روانم بهم میریزه خودمو چنگ میزنم
Repost from Fighter Radar | فایتر رادار
🔴یک مقام دفاعی آمریکا به فاکسنیوز:
حملات ایالات متحده علیه اهداف ایرانی در امشب به پایان رسیده.
📝 Arsames
👑 @Fighter_Radar
Repost from N/a
خوب داستان از این قراره که اقای نیکلاس برای دیدن مجسمه و قبر میرزا کوچک خان به رشت رفته بود و در یک هتل اقامت داشت
من هم به او پیام داده بودم برای یک ملاقات در ساعت ۵ بعد ظهر که اون هم قبول کرد
خلاصه ساعت ۵ بعد ظهر به هتلی که نیکلاس در ان اقامت داشت رسیدم و در زدم و نیکلاس در را باز کرد
من وارد شدم و شروع کردیم باهم درباره ایدولوژی هامون بحث کردن
بحث به نقطه اوج خود رسیده بود که من به او پیشنهاد میل کردن ودکایی که با خود اورده بودم کردم و او هم پذریفت
در لیوان های کاغذی برای او مقدار زیادی ریختم و او هم خورد
من ولی مقدار کمتری خوردم که داغ شوم
پیک اول رو که خورد اروم اروم شروع به مست کردن کرد تا پیک چهارم که مست مست شده بود
من هم که ۲ پیک خورده بودم داغ و مملو از شهوت شده بودم
در ان حال نیکلاس را به پشت خوابوندم و به او پیشنهاد ماساژ دادم
او هم که مست بود قبول کرد و من لباس هایش بهمراه شلوارش را دراوردم
باورم نمیشد چی میبینم
یک باسن سفید و بهمراه سوراخ صورتی رنگ
از گردن شروع به ماساژ کردم و اروم اروم به باسنش رسیدم و انگشتانم رو چرب کردم و شروع به مالیدن سوراخ باسنش کردم
اون هم که غرق در شهوت بود شروع به ناله کردن کرد
از جیبم کاندومی در اوردم و بر روی التم کشیدم و اروم به سوراخش میمالوندم
اون هم که مست بود ناله هایش بیشتر شد
تا اینکه من سر التم را وارد سوراخش کردم
اون یک ناله بلند ترکیبی از شهوت و درد کشید و من هم دستانم رو بر روی دهانش گذاشتم
اروم اروم بیشتر التم رو وارد مقعدش کردم تا اینکه کل التم در باسنش بود
اون هم گریه کنان ناله های شهوت بار میکرد
اروم شروع به تلمبه زدن کردم
بعد با شدت بیشتری ادامه دادم
نیکلاس هم وقتی در ان حال بود بهم گفت : محکم تر محکم تر!!!
و من هم به حرف او عمل کردم و با سرعت فضایی شروع به تلمبه زدن کردم تا اینکه به مرز ارضا شدن رسیدم
که او بهم گفت : واکسن گارداسیل زدم
کارت بهداشت هم دارم
بریز توم
کاندوم رو در اوردم
تلمبه های اخر رو زدم
و ابم عین یک توفان وارد مقعد نیکلاس شد
اون التماس میکرد که نروم
اما من لباس هایم رو پوشیدم و اونجا رو ترک کردم
از ان موقع به بعد نیکلاس از سفید پوست ها متنفر شد با وجود اینکه خودش سفید پوست بود...
