نیستهمتا
Kanalga Telegram’da o‘tish
در تاریخِ بیهقی، «نیستهمتا» به معنای بیهمتاست. اینجا، گاهی از پشتِ پنجرهی ادبیات به بودن نگاه میکنیم.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
267
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
267
براتون پیش اومده بخواید یه کتاب رو که قبلاً خوندین، دوباره بخونید اما بهخاطر یه یادداشتِ کوتاه که تُو صفحاتِ ابتدایی کتاب نوشتید، از دوباره خوندنش طفره برید؟!
من میخوام دوباره «قُربِ جَوار» رو بخونم. اما صفحهی ۲۹ کتاب یه یادداشت نوشتم که نمیذاره برم سراغ دوباره خوندنش...!
نوشتم: «هنوز هم نمیدونم اون لحظه کدومیک از ما تنهاتر بودیم؟ من یا مهدی؟»
۴ آبان ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
معمولاً اینطوریه که صاحبخونهها از سروصدای مستأجرشون بهستوه میآن و اصطلاحاً عذرشون رو میخوان! برای ما برعکسه! سروصدای بچههای صاحبخونهمون داره کمکم باعث میشه علیرغم تمام خوبیهایی که این خونه داره، ما برای امسال دنبال خونه باشیم🤦♀
تمام اهالی خونه الان تُو حیاطن. بچهها هم دارن توپبازی میکنن. تمام ذخایرِ صبر من هم البته داره محک میخوره! 💅
شبهای قبل پیش اومده که همین اهالی تُو حیاط برای طفل یک سالهی خانواده با اسپیکر آهنگ پخش میکنن که برقصه، داماد خانوادهشون هم همچون طفلی خُرد دست میزنه و با آهنگ همراهی میکنه.
چند شب پیش هم ختم قرآن داشتن یا نمیدونم ختم انعام فکر کنم. از حیاطِ پایین بوی گلاب میاومد.
۴ آبان ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
قصد داریم یه جوجهی مثلاً دوماههی عروس هلندی بخریم. حالا پیدا نمیشه! تخمش رو ملخ خورده! 😏 بعد داداشماینا عروس دارن، یکسالشه. :))) از وقتی بهش گفتم عروس میخوام و.... مدام عکس و فیلم از عروس خودشون برام میفرسته😄😐 اسمش شوتیه!!
منم هی فیلما و عکسا رو میبینم دلم آب میشه☹️
یکی از رفقای داداش گفته بود که جوجهی کاکادو داره، بعد قیمتش؟! ۳۰-۳۵ میلیون😶🙄 تقریباً 🤏 مونده که برم یه جوجه مرغ رسمی گوگولی بخرم و ختمِ ماجرا🥴 والا چهاشه مگه؟!
#جوجه 🐣 #عروسهلندی #کاکادو
۲ آبان ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
شیوهی بیانِ برخی از افراد بهقدری سَمّیه که اگر بریزیم دورتادور اتاق و آشپزخونه، مورچهها از بین میرن.🤦♀
#دریافتها
@Zahraminevisad
267
گاهی اوقات پیش میآد که نزدیکترین افراد به ما، خواسته یا ناخواسته تلاش ما رو نادیده میگیرن و مثلاً خیلی واضح به ما میگن که «آخه این یهذره کمک تو چه تأثیری داره؟» یا حتا ناخواسته شرایط ما رو نادیده میگیرن و با خودشون فکر نمیکنن این حرف چه اثری روی روان ما داره.. این فردِ نزدیک میتونه مادر، خواهر یا برادر یا حتا همسر ما باشه.
میخوام بگم وقتی این حرف رو میشنویم دردمون میآد، درسته. اما چیزی که خیلی بیشتر از حرف آدمها واضحه، نگاه ما به خودمونه. شما خودت رو چهطور میبینی؟ این نگاه به خودت اگر پررنگ و سرشار از مهربونی باشه، حرف آدمها زیر درخشش اون رنگ میبازه.
من دیشب خودم مخاطب این حرف بودم. یهکم مچاله شدم. یکی دو ساعتی ذهنم درگیرش بود که چرا چنین چیزی شنیدم؟! با خودم میگفتم من داشتم تلاش میکردم که کمک کنم تا کار سریعتر جمع بشه! ولی خب گاهی هم اینطوریه که ما هرچهقدر تلاش کنیم، برای افراد کمالگرای اطرافمون کافی نیست. در نهایت به همین نتیجه رسیدم که مهم نگاهیست که من به خودم دارم. اینکه خودم بدونم دارم چیکار میکنم، کافی نیست؟ هست، مطمئنم کافیه. خودتون رو خیلی سفت بغل کنید. محکما، خیلی محکم. خودتون رو با یه مهربونیِ خالصوخُلّص دوست داشته باشید. ☺️😌🫂 وقتی آدم خودش رو بغل میکنه خیلی لذتبخشه.
[یادم افتاد خیلی خوبه اگر دوباره فیلم Loveable رو ببینم.]
۲۸ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
دیروز ۴ تا از انگشتای دستم با بخار سوخت! و حالا یه بخش قابلتوجهی از کارهام رو بهدرستی نمیتونم انجام بدم! و الان برام عجیبه که چهطور تا قبل از این متوجه نبودم که چهقدر انگشتای دستم مهماند..! 🤔😢
۲۶ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
دوستانِ خوبم سلام! 😊
این پست چکیدهی سه سال زندگی مشترک منه:) خوشحالم که با شما به اشتراک گذاشتم. اگر فکر میکنید ممکنه برای کس دیگری مفید باشه براش بفرستید. ☺️ و ازین راه البته به من هم کمک میکنید تا کانالم بیشتر دیده بشه.🫠
@Zahraminevisad
267
اگر از من بپرسند از سه سال زندگی مشترک چه تجربههایی بهدست آوردم؟ این ۲۴ مورد به صورت موجز پاسخ من خواهد بود:
۱ـ سنتی ازدواج نکنید. حتماً ۳-۴ سال پیش از عقد با فرد مورد نظرتون معاشرت کنید، معاشرتی همراه با حدومرز مشخص! و حتماً دربارهی افکار، ارزشها، اعتقادات، اهداف و دلیلتون از ازدواج و مهمتر از همه دربارهی انتظاری که از زندگی مشترک و همسرتون در زندگی مشترک دارید، با خودتون و او صحبت کنید.
۲- با همدیگه بسیار بسیار زیاد صحبت کنید. دربارهی هر چیزی. هر موضوعی. بهویژه دربارهی انتظارات، خواستهها و نیازهای همدیگه.
۳- خط قرمزهای خودتون و همدیگه رو بشناسید.
۴ـ دربارهی اینکه دوست دارید چه زمانی فرزنددار بشید، یا اصلا نشید حتا اگر شده پیش از ازدواج و اگر نشد حتما در ماههای نخست زندگی مشترک، با همدیگه صحبت کنید.
۵- مرزهاتون رو با خانوادهی نخست خودتون و همسرتون به شکل کاملاً واضح مشخص کنید. این اصل بسیار تعیینکنندهست.
۶- در صورت بروز مشاجره بههیچوجه پای خانوادهها رو وسط نکشید! اول خودتون تلاش کنید با گفتوگو مشکل رو ریشهیابی و حل کنید و اگر نشد با مشاور خانواده و متخصص حوزهی زندگی زناشویی مشورت بگیرید.
۷- با همدیگه خیلی وقت بگذرونید؛ با هم فیلم ببینید، با هم چای بنوشید، برای هم یادداشت یا نامه بنویسید، با هم خرید و تفریح و ورزش کنید.
۸- حتا اگر خیلی دوست دارید از فرزندآوری خودداری کنید :)))) مسئولیت سنگینیست که کمتر والدی بهدرستی از پسش برمیآد. اما اگر اتفاق افتاد، سخت نگیرید!
۹- از عذرخواهیکردن و پذیرش اشتباهتون نترسید. کوچیک نمیشید، فقط بیشتر رشد میکنید خصوصاً اگر تلاش کنید ریشهی مشکل خودتون رو پیدا کنید. حتا اگر نیاز بود میتونید از رواندرمانگر یا روانپزشک کمک بگیرید. منظورم تقریباً اینه که هرکاری که بلدید بکنید تا رابطهتون تمیزتر و شفافتر بشه.
۱۰- سعی کنید مُشت زندگیتون رو بسته نگه دارید! لازم نیست هرکسی از جزئیات زندگی شما سردربیاره. کمتر از زندگیتون استوری بذارید اگر نذارید که چه بهتر!
۱۱- مبنای رابطه با خانوادهی همسر رو بر دو اصل احترام و دوری بذارید. این بهترین نسخهست که تقریباً جواب میده خصوصاً با جاری!
۱۲- سعی کنید بدون دعوت منزل خانوادهی همسر تشریف نبرید حتا اگر سالهاست که عروس/داماد اون خانوادهاید. صمیمیت اینجا تقریباً بیمعناست.
۱۳ـ تلاش کنید اول دوستِ خودتون بعد هم رفیق همسرتون باشید. این یکی از زیباترین رابطههاییه که میشه ساخت و به ساختنش نازید.
۱۴- مقایسه نکنید! نه خودتون رو، نه زندگیتون رو، نه ابداً همسرتون رو. شما، همسرتون و زندگی مشترکتون منحصربهفردید.
۱۵- از حساسیتها و همچنین رازهای فرد مقابلتون که اغلب در هنگام درد دل بیان شده، در زمان بحث برای سرکوفتزدن و نیشوکنایه استفاده نکنید.
۱۶- مطالعه کنید. یاد بگیرید. هیچوقت برای بهتر شدن و بهتر کردنِ یک رابطهی مهم، دیر نیست.
۱۷- اگر همهی تلاشتون رو کردید و نشد، مشکلی نیست، مُتارکه جایی رو به لرزه درنمیاره. نگران نباشید.
۱۸- قدردانی و تشکر کردن رو به یک روتین تبدیل کنید. از همسرتون تشکر کنید که شبها زبالهها رو میبره میذاره سر کوچه. لزومی نداره فکر کنیم وا اینکه دیگه چیزی نیست یه زبالهست گذاشته دم در دیگه. از همسرتون برای پخت یک غذای خوشمزه قدردانی کنید.
۱۹- چه پیش از ازدواج و چه بعد از اون، کنترلگری هیچوقت معنای دوست داشتن نمیده! مراقب این چراغِ قرمز باشید. باید هرجای رابطه هستید بایستید و دست نگه دارید. اجازه ندید شکاکیت و کنترلگری رو با اسم غیرت به شما دیکته کنن. اجازه ندید هیچ زنی حسادتهای بیمارگون و کنترلگری خودش رو به اسم حساسیتهای زنانه به شما دیکته کنه.
۲۰- حریم خصوصی شریک زندگیتون رو محترمانه رعایت کنید. اینکه گوشی همسرمون دستمون باشه و به پیاماش سرک بکشیم، اسمش صمیمیت نیست. اگر بهدرستی انتخاب کرده باشید به خودتون، انتخابتون و همسرتون اعتماد دارید.
۲۱- همسرتون رو از مشکلات خانوادهی خودتون دور نگه دارید.
۲۲ـ دربارهی تعریفتون از «توجهکردن»، «اهمیتدادن»، «همدلیکردن»، «صمیمیت» و «تنهایی» با همدیگه صحبت کنید.
۲۳ـ کیفیت غذا، طعم و مزهی غذا تعیینکنندهست! شاید در نگاه اول شوخی به نظر برسه. اما طعم و کیفیت عذا روی خُلقوخو اثر داره. اینکه سر سفره بنشینید و بتونید از غذا خوردن و طعم و عطر غذا لذت ببرید، تعیینکنندهست.
۲۴- هر روز کمی بیشتر «خوب شنیدن» رو تمرین کنید.
#دریافتها #زندگی_مشترک #ازدواج #تجربهی_زیسته
۲۵ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
بعضی از آدما رفتارایی رو انجام میدن که تو رو از منصفبودن، مؤدببودن، اعتمادکردن و اینکه در حقشون لطف کنی! پشیمون میکنن. بهسادگی خودشون رو تبدیل میکنن به یک هزینه که تو برای یادگیری و رشد در یک تجربهی تلخ پرداخت میکنی!!!
#دریافتها
۲۴ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
من حواسم هست که امروز دوشنبهست و من ساعت ۷ باید پست شاهنامهم رو با شما به اشتراک میگذاشتم، اما تا همین چند دقیقه پیش مهمان داشتم☺️🤭 و فرصت مهیا نشد که براتون شاهنامه بخونم.
۲۱ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
و خب الان که بیشتر بهش فکر کردم، میبینم که واقعاً من چهقدر قدردانِ آدمهای مهمِ زندگیم هستم! خیلی زیاد. چون هریک از این افراد با کیفیت منحصربهفرد حضورشون در زندگی من، سبب میشن من درون خودم رو بهتر بشناسم. تکتکشون آیینهاند. چهقدر حضورشون در زندگی من غنیمته. حقیقتاً رِزقاند در زندگی من.🥺
#دریافتها
۱۹ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
من خودم خاله نداشتم، اما از وقتی خاله شدم تمام تلاشم رو کردم برای خواهرزادههام یه خالهی «به قدرِ کافی خوب» باشم. تلاش کردم باهاشون دوست باشم و یه ارتباط امن باهم داشته باشیم.
خودم هیچوقت نتونستم با عمههام ارتباط خوبی بگیرم، خیلی سنشون از من بیشتر بود؛ پیر بودن و یهجورایی از هر جهت خیلی بینمون فاصله بود. از وقتی خودم عمه شدم تلاش کردم برای برادرزادههام یه عمهی «به قدرِ کافی خوب» باشم. تلاش کردم باهاشون دوست باشم.
من وقتی نوجوان بودم و حتا کمی بعدترِش با کسی صمیمیت و ارتباط امنی رو تجربه نکردم که بتونم باهاش دردِدل کنم تا کمی سبک بشم. حالا دارم همهی توانم رو بهکار میگیرم تا باعث نشم کسی از نزدیکانم اون فقدانی رو که خودم تجربه کردم، زیست کنه. بهحتم نمیتونم تماموکمال باشم، اما به قدرِ وُسع بکوشم...
تلاش میکنم تا انسان بهتری باشم، تا با عزیزانم ارتباط عاطفی بهتر و سالمتری بسازم، تا خانوادهی بهتری بسازم. و این تلاشکردن پیش از هرکسی که با من در ارتباطه، برای خودم رشددهندهست. تلاشی که میکنم سرمایهی عمر منه. انگار نقشهی راهِ من برای انسانیتر زیستنه.
#دریافتها
۱۹ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
خب عارضم حضور بزرگوارتون که «آلتونشاه» جزو شخصیتهاییست که اذنِ ورودش رو از من گرفته🤦♀😁
من آلتونتاش رو جایی از ویس، بهاشتباه آلتونشاه تلفظ کردم و عذرخواهم.☺️
اگر جایی از متنها یا ویسها متوجهِ اشتباهی شدید لطفاً از راه دایرکت من رو باخبر کنید.🍁
@Zahraminevisad
