نیستهمتا
Kanalga Telegram’da o‘tish
در تاریخِ بیهقی، «نیستهمتا» به معنای بیهمتاست. اینجا، گاهی از پشتِ پنجرهی ادبیات به بودن نگاه میکنیم.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
267
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
267
«و بداند که ما هرچه از چنین مهمات پیش گیریم، اندرآن با وی سخن خواهیم گفت، چنانکه پدر ما، امیرِ ماضی گفتی، که رأیِ او مبارک است. باید که وی نیز هم بَٕرین رود و میانِ دل را به ما مینماید و صواب و صلاح کارها میگوید بیحشمتتر، که سخنِ وی را نزدیک ما محلّی است سخت تمام.»
#تاریخ_بیهقی
۱۷ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
من پاییز که میشه دوست دارم تخمه و خرمالو و نارنگی بذارم کنار دستم و بشینم سریال «خانهی سبز» رو ببینم☺️
@Zahraminevisad
267
#شاهنامهی_فردوسی
قسمت اول
از دیباچه تا گفتار اندر ستایش پیغامبر
تصحیح جلال خالقی مطلق
انتشارات سخن
این قسمت شاملِ دیباچه (ستایش پروردگار)، گفتار اندر ستایش خرد، گفتار اندر ستایش آفرینش، گفتار اندر آفرینش مردم، گفتار اندر آفرینش آفتاب و ماه و گفتار اندر ستایش پیغامبر است.
۱۶ مهر ۱۴۰۴
267
من نیاز داشتم امروز چنین چیزی ببینم.
ببینم که کسی میله بافتنیهاش رو با قدرت میندازه کنار و یه نفس راحت میکشه☺️
شاید راهی به دلِ شما هم پیدا کنه..
۱۵ مهر ۱۴۰۴
267
«ماهییی را مانِستیم از آب افتاده و در خشکی مانده و غارت شده و بینوا گشته و دل نمیداد که از پای قلعهی کوهتیز زاستَر* شویمی.»
این توصیفیست از قولِ عبدالرحمن قوّال از احوالات خدمتکاران محمد، زمانی که لشگر به دستور مسعود از تگیناباد به سمت هرات حرکت کرده و محمد رو در قلعهی کوهتیز زندانی کردند.
*دورتر
#تاریخ_بیهقی
۱۴ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
گفتوگو با دیگری مثل اینه که پنجرهیی رو به یک دشتِ بیانتها باز کردی. وسیع! با چشماندازی دور، پر از انواع درختها، گلها و خارها. پرندهها و صداهای متفاوت. و صدای باد که گاهی منجر به گمشدنِ کلماتی مهم میشه. با این وجود چهقدر خوبه که آدمی امکانِ گفتوگوکردن با دیگری رو داره. چهبسا، دیگری همون دشتِ نیستانتها باشه! شاید بیراه نباشه که بگیم پنجره خودِ دیگریست.
#دریافتها
۱۴ مهر ۱۴۰۴
@Zahraminevisad
267
سلام :)
به «نیستهمتا» خوش آمدید.
من زهرا هستم! ۳۵ ساله. کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی!
اینجا، از روزمرههام و دریافتم از اتفاقهای روزانهم مینویسم. روایتهایی که شاید من رو در برابر چشمان خودم شفافتر کنند.
چند وقتیست تاریخ بیهقی و شاهنامهی فردوسی رو شروع کردم از ابتدا میخونم، و ممکنه اینجا دربارهی این دو اثر هم یادداشتهایی داشته باشم.
خوشحالم که اینجا میبینمتون!☺️
۱۴ مهر ۱۴۰۴
