"دخترِ شعر"
Kanalga Telegram’da o‘tish
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
601
Obunachilar
+2424 soatlar
+137 kun
+23830 kun
Postlar arxiv
600
صبا ای کاش میگفتی
بدان آهوی مشکین مو
که بعد از رام گردیدن،
خطاکاری است رم کردن
_فروغی
600
"فَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ"
"خُدا بخواهد غیرممکن هم ممکن میشود ...
600
آن ها شب ها که منتظرت بودم
تو کجا بودی؟
به فکر کی بودی؟
و چه کردی ؟
نمیدانم.
برای مهم این است که هستی و باشی برایم
برای همیشه
برای همیشه💕
600
زنده است روح سرد
پیچ خورده
در تلاطم غرور پاییز
آری این لگد خورد
خمیده چون بید مجنون کهنسال
نفس میکشد
در آینده مبهم تلخ تو
صبر جانگداز
صحرای کفن پوشیده
قلب من است
که تلخ کرده است
آینده تو را
از این وجود سخت
تو را آری باید بترسی
باید بترسی
از دلی که جان داد و ندیدی
_ارغوان
600
بیا که در غم عشقت مشوشم بیتو
بیا ببین که در این غم چه ناخوشم بیتو
شب از فراق تو مینالم ای پریرخسار
چو روز گردد گویی در آتشم بیتو
دمی تو شربت وصلم ندادهای جانا
همیشه زهر فراقت همی چِشَم بیتو
اگر تو با من مسکین چنین کنی جانا
دو پایم از دو جهان نیز درکشم بیتو
پیام دادم و گفتم «بیا خوشم میدار»
جواب دادی و گفتی که «من خوشم بیتو»
_سعدی:)
600
پنهان نمیکنم
پنهان نمیشود
این اشک ها
که از عشق توست
انکار نمیکنم
انکار نمیشود
قلبی که در سینه است
برای تو می تپد.
600
گمان میکردم
روحم که پر بکشد
از یادم خواهی
رفت
افسوس
که خیال باطلی بود
روحم را اگر آتش بزنند ،
به زنجیر ببندند
باز هم تکه ای جدا نشدنی
از اویی:)))
600
اینکه بی مرز دوستم بداری
را به گور خواهم برد.
اینکه اندک سر انگشتی برای من
تاری فشار دهی را
به تلخ ترین لحظه عبور
خواهم برد.
این تن خسته بی تو را
به جایی دور خواهم برد.
600
"خلوتگاه"گاه قلبم در خلوتش ناخداگاه خواهد گفت: که نمیخواهدت و به عقلم اعترافی سخت خواهد کرد و میگوید: تو راست میگویی ولی وقتی باز با آن آسمانِ شب بیکران مواجه خواهد شد؛ باز روز از نو، روزی از نو باز عقلم سرزنش خواهد کرد و قلبم سکوت باز قلبم در تلاطم خواهد شد و سرم پر از نجوا های بی جواب روح ام به سمت قلبم روان می شود و عقلم به سوی دیگر و من و کالبد سردم جدالی نابرابر را مشاهده خواهیم کرد و باز قلبم پیروز میدان میشود و به سویش خواهد رفت و دوباره غمگین تر از قبل صدا خواهد زد عقلم را و دوباره با دو فنجان چای به استقبال هم خواهند رفت و باز خاطراتت را پایان خواهند داد. #ارغوان
600
کاش در رمان ها زندگی میکردم:)
•الیزابت؛مستر دارسی
•آنشرلی؛گیلبرت
•جودی ابوت؛بابا لنگ دراز
•جین ایر ؛راچستر
•اما؛ مستر نایتلی
•فانی ؛ادموند
•آن الیوت؛کاپیتان ونتورث
•هیزل ؛آگوستوس
•زری؛یوسف
