uz
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
601
Obunachilar
+2424 soatlar
+137 kun
+23830 kun
Postlar arxiv
کاش بِشَود بَر دَهانِ مَردُم مُهر کوفت🖤

آدمی که نخواهد آگاه شود هیچگاه آگاه نخواهد شد✨

و شعر شفای من نبود💔

"از طلوع تا غروبِ عشق" صبح از آن دریچه می‌دمد که من برای اولین بار تو را دیدم. آری در آن شبی که نگاهت تسخیرم کرد درست همان شب
"از طلوع تا غروبِ عشق"
صبح از آن دریچه می‌دمد که من برای اولین بار تو را دیدم. آری در آن شبی که نگاهت تسخیرم کرد درست همان شب بود که خورشید تصمیم گرفت و گمان کرد که بهتر است از آنجا طلوع کند... نمیدانم نگاهت از چه زمانی خیره به من بود حتی به یاد نمی آورم که از چه زمانی بودی نگاه من به فراسوی ابر ها بود و تو خورشید تابان زندگی ام را نمی‌دیدم.. تو صدایم میزدی من راحت از کنار تو می‌گذشتم.. آری سخت است نگاه عشق به تو نباشد.. و تو در میانه راه گم شوی تلنگر و اتفاقی فراتر از خواسته ما چشمانم را به تو دوخت از همان دریچه.. که نامش نمی‌دانم چیست! ولی به یاد داشته باش نخواهم گذاشت این عشق در تو بمیرد و دفن شود نمی‌گذارم از من فراری ات دهند و دورت کنند و مرا به باد بسپاری من... نه باید بگویم ما...نگهدارنده عشاق را در نزدیک ترین حالت ممکن داریم... طلوع زندگیم را به تو می‌سپارم تا در غروب عشق فرداها با هم باشیم:) "طلوع سبز صبح من تا که رها شوم ز بند دوان دوان به سوی تو روانه میشوم نترس" نویسنده: #ارغوان

دیوانه منم کز عشقت به جنون افتادم✨🤍

صبر،قرار ربوده است این دلِ بی صاحب من:)

شاعر که شوی شعر برایت درد است

گفتی ارغوان میبینی تو کنارم هستی رو به راه هست حالم در تنم عشق میجوشد و به بودنت میبالم.. "ارغوان"

عشق همیشه یه راهی پیدا میکنه♥️ "المنتال"
عشق همیشه یه راهی پیدا میکنه♥️
"المنتال"

فروریخت سازه ذهنی خسته و آشفته ام از تو دور شو از من و کلمات بی بار غبار آلودم توسنِ خیال این خیال پردازِ کوچکِ بی درک را رها کن من در میان انبوه اشعار بی جانِ فرسوده خوبم. "ارغوان" "بداهه"

گمان کردم اگر سخن نگویم با تُ فراموش ات خواهم کرد خیال باطلی بود تُ در میان افکار اشعارم نفوذ کرده ای:) حتی اگر فراموشم کنی.... "ارغوان" "بداهه"

"تصدیق جاودانه"
تصدیق کننده روزگارم تصور زیبایت تصدیقی جاودانه است... تو استدلالی عمیقی از وجود پر تصورم تو تعریفی تعریفی دلچسب از منطق احساسات من مفاهیم زیادی وجود دارد اما تو.... تنها مفهوم تک مصداقی من هستی که با هیچ استدلالی به آن نمی رسی تو در زبان خارج و ذهن همه جا چون دلالتی بر وجود منی رابطه من با تمام مصادیق جهان جز تو تباین است و تو را میتوان به هر شکلی توصیف کرد تو زیبا ترین تمثیل روزگاری. #ارغوان

بوسیدمش خندید به من عشق مرا نچشیده بود من در میان بطن خود در بین آن بیم و امید در عشق او حل میشدم چون قند در چایی داغ او فکر من را پیش از من در ذهن خود می خواند ولی تا گفتمش دوستم بدار خندید از من دور شد ارغوان

ایهام داره دو معنای •بیننده •پریشان می‌دهد:))

درباره اسم نگران باید بگم

"نگران"
جهان دست در دست کهکشان می رقصد... تا نگاهت به من پریشان بیفتد... باد پرواز می دهد برگ خشکیده را بلکه باز چشمت به ناز من بیفتد... گردش ماه و خورشید در غرب پرواز چکاوک در صبح کاش گوشه چشمی از تو به من نگران بیفتد.. نعره از کوه بی صدا برخاست خنده لاله ها خشکیده است بلکه باز نگاهی از تو به من بی زبان بیفتد... کاش میشد برای عشق خود در برابرت کاری کرد تا نگاهت به من بیچاره عاشقانه بیفتد... #ارغوان

sticker.webp0.01 KB

خدا گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری

این تک بیت زیاد شنیدم ولی امروز که عزیز جون گفت یک جور دیگه به دلم نشست✨🦋🥲

"خیال"
در دیاری از عشق خانه‌ای خواهم ساخت... بی تلاطم، بی خروش در نوای شادی گنجشکی در کنار نفس‌های پروانه زندگی خواهم کرد... عشق را خواهم نوشت با قلم با دست خود دور خواهم کرد خود را از همه تا به ابد در کنار پنجره یک قطعه شمع با کاغذی از یاد خود می‌نویسم از عشقمان تو کنارم می‌نشینی، خیره‌ام... تنگ در آغوش می‌گیری مرا قطره‌ای از شوق آرام، بی‌صدا در میان فاصله گم می‌شود... #ارغوان