uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

شامِ آخر

شامِ آخر

Kanalga Telegram’da o‘tish

Azadchehr | he/they | Writer Humanities student. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
327
Obunachilar
-224 soatlar
-67 kun
-130 kun
Postlar arxiv

به شخصی که بعد از ۲۹۱۹۱۹ بار ریمو کردنش باز هم جوین چنلت می‌شه چی می‌گن؟

بمیرم

فکرشو نمیکردم اینقدر کونم توش پاره بشه

هممه رشته ها سختن

😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

اگه میخواین به معنی واقعی اسم بگا رفتنو ببینین بیاین تو رشته کامپیوتر

ولی جدی

نه ببین

نه ببیت

لو رفتی دیگه تمومه

نه اون شوخی بود

همین دیشب من و تو ...

Repost from N/a
تصور کنید تو ۲۰۲۶ بزرگ هنوز سر اینکه کدوم رشته سخت تره بحث می کنند

وقتی گوزن تصمیم گرفت یک خانم زیبا بشه

شاهکار ترین بانوی زنده روی کره زمین

Repost from N/a
+3
🦌.He's my white feather hawk tail deer hunter.

قلم قبلیم رو بدید.

برخی مواقع احساس می‌کنم نیاز دارم بدوم، بگریزم از هرآنچه که درونم زندگی می‌کند گویی می‌خواهم به پوچی مطلق برسم، بهتر از آن است که ندانم چه درونم است بهتر از آنکه یک شخص مجزا نباشم از این جاهلیت نفرت دارم، نمی‌دانم، انگار درونم من است و من، اما این دو من یکدیگر را نمی‌شناسند. یا آنقدر می‌شناسند که تردید دارند آیا دو شخص جدا هستند یا خیر. نمی‌دانم چه در من می‌گذرد، در هرکجا که نشسته‌ام، لحظه ها برایم چون خاطرات می‌شوند، خاطراتی که دلتنگشان شده‌ام... اما من اینجا هستم؛ دلتنگ چه می‌شوم؟ آیا آن دو من از گذشته و آینده رخ گرفته‌اند؟ حتی نمی‌توانم تصور کنم چجور انسجامی میان آنها شکل گرفته‌است... هرچه که است من را از خود بی‌خود می‌کند، می‌خواهم بگریزم، از آنها می‌ترسم من از تناقض درونی خود می‌ترسم اما کجا را دارم؟ مرا کجا ملاذ داده‌اند؟ در بر کی اشک بریزم؟ هیچ کجا، به گمانم گر بگریزم خانه‌ای مگر همان خویشتن ندارم.