uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

『 بَعدِ آدم‌ها 』

『 بَعدِ آدم‌ها 』

Kanalga Telegram’da o‘tish

حرفی، سخنی: https://t.me/iRoChatBot?start=sec-hgijgbajeb

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
3 347
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-1557 kun
+58830 kun
Postlar arxiv
ولن چه تاینی؟

ارسالی ممنون از دوست خوبمون❤️ شبتون بخیر

من زنده ام ولی خسته

یه زمانی بدون اینکه خودت بفهمی یه آدم دیگه‌ای میشی؛ بیشتر سکوت میکنی، دیرتر باور میکنی و‌ کمتر رنج میکشی.

باران می‌بارد، و خیابان‌ها در مهِ نرمِ صبح گم می‌شوند. رهگذری چترش را می‌گیرد، اما نمی‌داند… بعضی باران‌ها برای خیس شدن‌اند، نه برای پناه گرفتن.

نگاش کن این تازه بیست سال اول زندگیش بود
نگاش کن این تازه بیست سال اول زندگیش بود

هر وقت ترسیدی و فکر کردی که به آخر خط رسیدی، این تیکه از کتاب کیمیاگر رو بگذار جلوی چشمات: "همیشه به قلبت بگو كه ترس از رنج از خود رنج بدتر است، تاریكترین لحظهٔ شب لحظه پیش از برآمدن آفتاب است.."

sticker.webp0.35 KB

گاهی آدم با نرسیدن‌ها بزرگ می‌شود؛ با چیزهایی که قرار بود بمانند و نماندند.

زندگی شاید همینه؛ کنار اومدن با چیزی که نمیتونیم تغییرش بدیم، دوست داشتن چیزی که همین حالا وجود داره، و ساختن چیزی که هنوز نیومده...

هر چی بزرگتر میشی دلت میخواد فقط آدمای خوب و دلسوز دور و برت باشن، آدمایی که برات خوبن، باهات خوبن، و مرحم روحتن .

ولی یجوری هیچی و هیچکس برام مهم نیست که خودمم دارم میترسم.

درباره‌اش غصه میخورم، گریه میکنم، پیاده‌روی میرم، دوش میگیرم، کتاب میخونم، قهوه میخورم، برای خودم مینویسم اما دیگه درباره‌اش با آدم‌ها حرف نمیزنم.

زندگی همان فاصله‌ی کوتاه میان «می‌شود» و «دیر شد» است؛ قدرِ لحظه‌ای را بدان که هنوز نفس می‌کشد.

sticker.webp0.06 KB

اینکه چجوری بهش حق چاپ دادن عجیبه🗿😂😂
اینکه چجوری بهش حق چاپ دادن عجیبه🗿😂😂

پیر نشو لعنتی

بابا کریس دیگه کنار دخترش تمرین میکنه😍❤️
بابا کریس دیگه کنار دخترش تمرین میکنه😍❤️