uz
Feedback
Dailytime

Dailytime

Kanalga Telegram’da o‘tish

•دیلی ☕📚 مجموعه ای از موضوعات بهم ریخته و نامربوط •حقوق خوانِ چند بُعدی⚖️🎭 •روشنفکرِ متعصب به انسانیت intj• https://t.me/Moobiinnaabot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
220
Obunachilar
-424 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+630 kun
Postlar arxiv
اومدم دکتر دکتر زودتر از موعد رفته بود و چندتا از بیمارا رو هم که نوبت داشتن موندن الان ، کاش اخلاق حرفه ای و وقت شناسی هم تو دانشگاه به همه یاد بدن

دانشگاه ما🫴🏻

کپسول زمان دارن تو دانشگاهشون🥹🎀

خدا کار هیچکسو به کارمندای بانک نندازه ....

ینی چی که شمال بارون میاد؟

ینی چی که شمال بارون میاد؟

ینی چی که شمال بارون میاد؟ بارون می‌خوام ....

رفتم خریدم و ورشکست شدم مدیونید باز نکنید ....🎀💅🏻

چنل دیلی❌ دفترچه خاطره✅😂

کمتر از ده روز دیگه باید چمدونمو بعد چندین ماه ببندم و دوباره بلیط بگیرم و دوباره اون همه مسیر رو برگردم جایی که آخرین بار فکر نمی‌کردم رفتنم اینقدر طولانی بشه ، آخرین بار که چمدونمو بستم فکر میکردم بعد دو هفته استراحت و تفریح برمی‌گردم ولی اینبار زیادی طول کشید ، و شاید هم باز تکرار بشه درس خوندن تو یه شهر دیگه یعنی علاوه بر خونه و خانواده خودت که هربار تابستونا و عید همو میبینید یه گوشه از قلبت میمونه تو اون شهری که خوابگاهی بودی ، آدماش ، فرهنگ و لهجه قشنگشون ، آب و هواش و تک تک مکان هایی از شهر که خاطره داری و آدمایی که از شهرهای مختلف چندماه تو یه اتاق باهم زندگی میکنیم ، گریه ها و خنده ها ، مسخره بازیا و چای خوردنای شبونه و سر و صدا کردن و هشدار سرپرستی که تهدید می‌کرد دفعه آخرمون باشه لحظه هایی که حس میکردی دیگه نمیتونی و بازم ادامه می‌دادی ، رسیدن ها و شکست ها ، غر زدنای استاد که زیادی بازیگوشیم ، شبای امتحان و سالن مطالعه هایی که دیگه جا نداشتن حتی سرماخوردنایی که مجبور بودی تنهایی برای خودت سوپ درست کنی و به مزخرف ترین حالت می‌گذشت ، نمی‌دونم چه حسی دارم حتی ممکنه هر اتفاقی بیفته و دوباره این شرایط تکرار بشه اما در طول این مدت فهمیدم باید در لحظه زندگی کرد و سخت نگرفت ، باید از تک تک اون لحظه ها خاطره بسازی چون بعد از گذشت همه این مدت خاطره اس که میمونه و آدمایی که شاید سالی یکبار همو ملاقات کنن 🌱✨

کمتر از ده روز دیگه باید چمدونمو بعد چندین ماه ببندم و دوباره بلیط بگیرم و دوباره اون همه مسیر رو برگردم جایی که آخرین بار فکر نمی‌کردم رفتنم اینقدر طولانی بشه ، آخرین بار که چمدونمو بستم فکر میکردم بعد دو هفته استراحت و تفریح برمی‌گردم ولی اینبار زیادی طول کشید ، و شاید هم باز تکرار بشه درس خوندن تو یه شهر دیگه یعنی علاوه بر خونه و خانواده خودت که هربار تابستونا و عید همو میبینید یه گوشه از قلبت میمونه تو اون شهری که خوابگاهی بودی ، آدماش ، فرهنگ و لهجه قشنگشون ، آب و هواش و تک تک مکان هایی از شهر که خاطره داری و آدمایی که از شهرهای مختلف چندماه تو یه اتاق باهم زندگی میکنیم ، گریه ها و خنده ها ، مسخره بازیا و چای خوردنای شبونه و سر و صدا کردن و هشدار سرپرستی که تهدید می‌کرد دفعه آخرمون باشه لحظه هایی که حس میکردی دیگه نمیتونی و بازم ادامه می‌دادی ، رسیدن ها و شکست ها ، غر زدنای استاد که زیادی بازیگوشیم ، شبای امتحان و سالن مطالعه هایی که دیگه جا نداشتن حتی سرماخوردنایی که مجبور بودی تنهایی برای خودت سوپ درست کنی و به مزخرف ترین حالت می‌گذشت ، نمی‌دونم چه حسی دارم حتی ممکنه هر اتفاقی بیفته و دوباره این شرایط تکرار بشه اما در طول این مدت فهمیدم باید در لحظه زندگی کرد و سخت نگرفت ، باید از تک تک اون لحظه ها خاطره بسازی چون بعد از گذشت همه این مدت خاطره اس که میمونه و آدمایی که شاید سالی یکبار همو ملاقات کنن 🌱🍓

بنده در اولین مشکل : قیچی 💔🙂

Repost from | اینجانب |
پاییزِ بوسیدنی🍂
+1
پاییزِ بوسیدنی🍂

mood
mood

اینستاگرامو باز می‌کنی همه رفتن دهه 80 ....

ینی چی که شمال بارون میاد ؟ شمالیا زیادی داره بهشون خوش میگذره حسودیم شدددد .....

دنیا هر آنچه از بند های سنت و زنجیرهای گذشته رها شده را مدیون کسانی است که شجاعت بیشتری داشتند ....

رد فلگاشون خداست خیلی کار شده روش😂😂😂🎀

عه کنسل شدیم که 🤣
عه کنسل شدیم که 🤣