uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

من را در آسمان دفن کنید.

من را در آسمان دفن کنید.

Kanalga Telegram’da o‘tish

✩ تو شباهت بسیاری با شب داری؛ هم آرام و زیبایی، هم غمگین و ساکت. - Anyway girl, just do it. ⋆⋆⋆⋆⋆ 💌⊱@PinkyZone_bot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
267
Obunachilar
-1324 soatlar
+537 kun
+4330 kun
Postlar arxiv
فکر می‌کنید آدم از چه می‌میرد؟ آدم‌ از بی امیدی می‌میرد. از اینکه هر روز صبح چشم هایش را باز کند و نداند چرا.

sticker.webp0.00 KB

خوبه که با ترس‌هات روبه‌رو بشی، اورایا. وگرنه چطوری می‌خوای بهشون غلبه کنی؟

فقط چون یه چیزی همیشگی نیست، دلیل نمی‌شه که ارزش تجربه کردن نداشته باشه.

sticker.webp0.07 KB

_The last sunrise

sticker.webp0.09 KB

متاسفم عزیزم. متاسفم بخاطر این که دنیا خیلی پیچ و خم داره؛ و ما ضعیف‌تر از چیزی هستیم که بتونیم از پیچ‌ و خم های دنیا سر دربیاریم و گره‌های کور سرنوشتمون رو با دست‌های زخم‌خورده و پینه‌زده باز کنیم.
نهنگِ‌نیلی

ولی خب بدیش اینه اگه حسِ بدی هم داشته باشید به هوا گره می‌خوره و هر پاییز دوباره اون حس برمی‌گرده.

می‌دونید چرا قشنگه تو پاییز عاشق شد؟ هوا یه بوی خاصی داره و وقتی تو هم یه حس خاص داشته باشی، اون بو با احساس گره می‌خوره و اینجوری هر باز که پاییز بیاد و اون بوی خاص تو هوا بپیچه اون حس دوباره درونت زنده میشه.

در کل، کتاب بدی نبود و برای یه مطالعه‌ی سبک و سرگرم‌کننده مناسب بود.

بعضی جاها داستان زیادی کش داده شده بود و می‌تونست کوتاه‌تر جمع بشه. همچنین پایانش برای من یه کم قابل پیش‌بینی بود و اون غافلگیری عمیقی که انتظارش رو داشتم، ایجاد نکرد.

چیزی که برام جذاب بود، فضای معمایی و پرالتهابش بود. نویسنده خوب تونسته بود تنش رو بین شخصیت‌ها حفظ کنه و من رو تا آخر کنجکاو نگه داره که ببینم حقیقت چیه.

کتابِ «همیشه یک نفر دروغ می‌گوید» از آلیس فینی که یه رمانِ جنایی/ معمایی بود رو به دلیل اینکه کششِ هیجانیِ بیشتری داشت، به کتاب «سنگ، کاغذ، قیچی» ترجیح می‌دم.