جاودانگان🕊️
Kanalga Telegram’da o‘tish
میدانید زندهترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهاییست که در مبارزه میگذراند. و خب دیگر چیزی برای گفتن نمانده است جز آنکه ما خسته نشدهایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد ما حاضریم. -شهیدآوینی اینجا قراره بیشتر شهدا رو بشناسیم.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
210
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kun
-430 kun
Postlar arxiv
210
بارها شنیدهاید که سعی کردند کربلا را نابود کنند، کربلایی نمانَد، زمینی نمانَد، قتلگاهی نمانَد، یاد شهدایی باقی نمانَد. این افراد امروز هم هستند؛ امروز هم کسانی منفعتشان و مصلحتشان این است که یادی از مجاهدتها باقی نمانَد، یادی از این همه تلاشها باقی نمانَد، یادی از خونهای پاک ریختهشده باقی نمانَد. قدرتهای استکباری امروز موافق نیستند که نام شهیدان ما، یاد شهیدان ما، بر فراز پرچمهای بلند افتخار این کشور دیده بشود.
شما دارید ضدّ این حرکت شیطنتآمیز خباثتآلود تلاش میکنید؛ این شد جهاد.
حفظ یاد شهید جهاد است.
رهبر شهید#سید_شهیدان_انقلاب
210
از این به بعد انشاءالله روزهای جمعه پستی درباره رهبر شهیدمون خواهیم داشت.
با خوندن مطالب مربوط به رهبر شهید صلواتی برای ایشون هدیه کنید.
210
شهید عباس شوند آذری، متولد سال ۱۳۷۳ بود و مدرک کارشناسی نقشهکشی و معماری داشت.
یازدهم فروردین، محل کارش مورد اصابت موشکهای آمریکایی - صهیونیستی قرار گرفت. کسایی که اونجا بودن میگن شدت انفجار اونقدر زیاد بود که عباس رو به بیرون از ساختمون پرت کرد و بهشدت مجروح شد.
بعد از یک عمل جراحی خیلی سنگین، هفت روز توی کما بود؛ اما آخرش به همکاران شهیدش پیوست و هجدهمین شهید اون ساختمون شد.
شهادت همیشه آرزوش بود. حتی به نزدیکانش گفته بود دوست داره اگه قسمت شد عصر یک پنجشنبه روی دست مردم تشییع بشه و به خاک سپرده بشه.
210
به گفته مادر تفریحات فرزند شهیدش بر خلاف خیلی از جوونها محدود میشد به شرکت در هیئت پدربزرگش و زیارت رفتن، همینطور زیارت مزار شهدا.
تمام مرخصیهاش رو نگه میداشت برای پیادهروی اربعین و زیارت امام رضا (ع).
210
نماز اول وقت براش خط قرمز بود؛ تا اونجایی که شغلهایی رو که مانع خوندن نماز در اول وقت میشد رو قبول نکرد.
در راه برگشت به خونه به مترو که میرسید زنگ میزد و میگفت نگران نباشید من نماز مغرب رو اینجا میخونم بعد میام.
سر هر ماه حقوقش رو به ۷ قسمت تقسیم میکرد؛ اول از همه قربانی اول ماه، کمک به خانوادههای نیازمند، کمک به هیئت هفتگی و صدقه رو کنار میذاشت.
پدرش میگفت ما هم خیرات میدیم اما تو فردا روزی میخوای ازدواج کنی بیشتر پسانداز کن! اما پسرش معتقد بود آدم در راه خیر، نباید اهل حساب و کتاب باشه و خدا خودش به مال ما برکت میده.
210
مادر شهید میگفت من و پسرم مراسم خاکسپاری دو شهید دیگه امامزاده رو با هم شرکت کردیم، بعد از خاکسپاری شهید ساسان فلاحت نواز، نماز جماعت رو که خوندیم دیدیم سنگ فرشهای پایین مزار شهید فلاحت نواز رو جابجا میکنن.
من به پسرم گفتم احتمالا دارن برای شهید بعدی اینجا رو آماده میکنن...
فکر نمیکردم بعدی پسر من باشه.
210
در آستان امامزاده عبدالله و زیدبن عباس، مزار سه شهید قرار داره.
درباره یکی از شهدای این آستان میخوام براتون بنویسم که اخیراً به شهادت رسیدن.
210
شهید ابومهدی المهندس چند روز قبل از شهادت در یک ویدئو وصیت خودشون رو بیان کردن.
این وصیتنامه ارزشمند رو مشاهده کنید.
210
روز سیاه
بامداد جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱:۲۰
سرانجام در حمله هوایی آمریکا به فرودگاه بغداد، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید ابومهدی المهندس و هشت نفر از همراهانشون به شهادت رسیدن.
خیلیها شهید ابومهدی رو مغز متفکر و ستون فقرات حشد الشعبی میدونن؛ فرماندهای که هرچه داشت، برای نجات مردم و دفاع از عراق و مقدساتش تقدیم کرد و نامش برای همیشه در تاریخ مقاومت ماندگار شد.
210
اما بیشتر مردم عراق فریب جنگ روانی آمریکا رو نخوردن و آزادسازی شهرها رو مدیون شهید ابومهدی المهندس و شهید سلیمانی هستن.
210
آمریکا و داعش!
اوضاع که در محورهای دفاعی خوب پیش میره، آمریکا و رسانههای اون جنگ تبلیغاتی راه میندازن و از سرزمینهای آزاد شده چنان میگن که با ورود نیروهای حشد الشعبی روزهای سیاهتر از داعش رو تجربه میکنن، جنگ روانی آمریکا همراه با اقدامات تروریستی داعش کار رو بر جبهه مقاومت سخت میکنه.
هنوز هم سیاهنمایی آمریکا از حشد الشعبی در رسانههای وابسته اون ادامه داره.
جالبه بدونین هیچ کدوم از نیروهای حشد الشعبی که متشکل از همه مذاهب و قومیت های عراق است حق ورود به فلوجه رو ندارن، این رو آمریکاییها در حالی میگن که عراق ارتش رسمی دولت قانونی و ساز و کار رسمی خودش رو داره اما آمریکا استقلال این کشور رو نمیخواد.
210
دکتر محمد نوری معاون مبارزه با تروریسم فکری حشد الشعبی که از اهل تسنن است، در مورد شهید ابومهدی چنین نقل میکنه: «هر بار از عملیات برمیگشتیم، منو مثل پدر در آغوش میگرفت و بین دو چشمم رو میبوسید.»
با این که سنی بودم، روزی نبود که در دیدار با او من رو به عنوان امام جماعت به جلو نفرسته.
در بین اهل سنت برخی قداست زیادی برای ابومهدی قائل هستن.
