جاودانگان🕊️
رفتن به کانال در Telegram
میدانید زندهترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهاییست که در مبارزه میگذراند. و خب دیگر چیزی برای گفتن نمانده است جز آنکه ما خسته نشدهایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد ما حاضریم. -شهیدآوینی اینجا قراره بیشتر شهدا رو بشناسیم.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
209
مشترکین
-224 ساعت
-77 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
209
از این به بعد انشاءالله روزهای جمعه پستی درباره رهبر شهیدمون خواهیم داشت.
با خوندن مطالب مربوط به رهبر شهید صلواتی برای ایشون هدیه کنید.
209
شهید عباس شوند آذری، متولد سال ۱۳۷۳ بود و مدرک کارشناسی نقشهکشی و معماری داشت.
یازدهم فروردین، محل کارش مورد اصابت موشکهای آمریکایی - صهیونیستی قرار گرفت. کسایی که اونجا بودن میگن شدت انفجار اونقدر زیاد بود که عباس رو به بیرون از ساختمون پرت کرد و بهشدت مجروح شد.
بعد از یک عمل جراحی خیلی سنگین، هفت روز توی کما بود؛ اما آخرش به همکاران شهیدش پیوست و هجدهمین شهید اون ساختمون شد.
شهادت همیشه آرزوش بود. حتی به نزدیکانش گفته بود دوست داره اگه قسمت شد عصر یک پنجشنبه روی دست مردم تشییع بشه و به خاک سپرده بشه.
209
به گفته مادر تفریحات فرزند شهیدش بر خلاف خیلی از جوونها محدود میشد به شرکت در هیئت پدربزرگش و زیارت رفتن، همینطور زیارت مزار شهدا.
تمام مرخصیهاش رو نگه میداشت برای پیادهروی اربعین و زیارت امام رضا (ع).
209
نماز اول وقت براش خط قرمز بود؛ تا اونجایی که شغلهایی رو که مانع خوندن نماز در اول وقت میشد رو قبول نکرد.
در راه برگشت به خونه به مترو که میرسید زنگ میزد و میگفت نگران نباشید من نماز مغرب رو اینجا میخونم بعد میام.
سر هر ماه حقوقش رو به ۷ قسمت تقسیم میکرد؛ اول از همه قربانی اول ماه، کمک به خانوادههای نیازمند، کمک به هیئت هفتگی و صدقه رو کنار میذاشت.
پدرش میگفت ما هم خیرات میدیم اما تو فردا روزی میخوای ازدواج کنی بیشتر پسانداز کن! اما پسرش معتقد بود آدم در راه خیر، نباید اهل حساب و کتاب باشه و خدا خودش به مال ما برکت میده.
209
مادر شهید میگفت من و پسرم مراسم خاکسپاری دو شهید دیگه امامزاده رو با هم شرکت کردیم، بعد از خاکسپاری شهید ساسان فلاحت نواز، نماز جماعت رو که خوندیم دیدیم سنگ فرشهای پایین مزار شهید فلاحت نواز رو جابجا میکنن.
من به پسرم گفتم احتمالا دارن برای شهید بعدی اینجا رو آماده میکنن...
فکر نمیکردم بعدی پسر من باشه.
209
در آستان امامزاده عبدالله و زیدبن عباس، مزار سه شهید قرار داره.
درباره یکی از شهدای این آستان میخوام براتون بنویسم که اخیراً به شهادت رسیدن.
209
شهید ابومهدی المهندس چند روز قبل از شهادت در یک ویدئو وصیت خودشون رو بیان کردن.
این وصیتنامه ارزشمند رو مشاهده کنید.
209
روز سیاه
بامداد جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱:۲۰
سرانجام در حمله هوایی آمریکا به فرودگاه بغداد، سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید ابومهدی المهندس و هشت نفر از همراهانشون به شهادت رسیدن.
خیلیها شهید ابومهدی رو مغز متفکر و ستون فقرات حشد الشعبی میدونن؛ فرماندهای که هرچه داشت، برای نجات مردم و دفاع از عراق و مقدساتش تقدیم کرد و نامش برای همیشه در تاریخ مقاومت ماندگار شد.
209
اما بیشتر مردم عراق فریب جنگ روانی آمریکا رو نخوردن و آزادسازی شهرها رو مدیون شهید ابومهدی المهندس و شهید سلیمانی هستن.
209
آمریکا و داعش!
اوضاع که در محورهای دفاعی خوب پیش میره، آمریکا و رسانههای اون جنگ تبلیغاتی راه میندازن و از سرزمینهای آزاد شده چنان میگن که با ورود نیروهای حشد الشعبی روزهای سیاهتر از داعش رو تجربه میکنن، جنگ روانی آمریکا همراه با اقدامات تروریستی داعش کار رو بر جبهه مقاومت سخت میکنه.
هنوز هم سیاهنمایی آمریکا از حشد الشعبی در رسانههای وابسته اون ادامه داره.
جالبه بدونین هیچ کدوم از نیروهای حشد الشعبی که متشکل از همه مذاهب و قومیت های عراق است حق ورود به فلوجه رو ندارن، این رو آمریکاییها در حالی میگن که عراق ارتش رسمی دولت قانونی و ساز و کار رسمی خودش رو داره اما آمریکا استقلال این کشور رو نمیخواد.
209
دکتر محمد نوری معاون مبارزه با تروریسم فکری حشد الشعبی که از اهل تسنن است، در مورد شهید ابومهدی چنین نقل میکنه: «هر بار از عملیات برمیگشتیم، منو مثل پدر در آغوش میگرفت و بین دو چشمم رو میبوسید.»
با این که سنی بودم، روزی نبود که در دیدار با او من رو به عنوان امام جماعت به جلو نفرسته.
در بین اهل سنت برخی قداست زیادی برای ابومهدی قائل هستن.
209
هیچوقت اجازه نمیداد کسی از ضعف حرف بزنه. همیشه میگفت: «شما قوی هستید.»
تکبر هم نداشت. بین آوارهها مینشست، برای مریضها پزشک و دارو تهیه میکرد و از نزدیک حال مردم رو میپرسید.
209
ابومهدی فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ شخصیتش طوری بود که آدمهایی با عقاید و قومیتهای مختلف رو دور هم جمع میکرد. او به دیگران اهمیت میداد؛ حتی از بعضی فرماندهان اهل سنت رو بیشتر از تشکیلات خودش حمایت میکرد و میگفت: «باید این نیروها رو حمایت کنیم و اعتماد به نفس اونها رو بالا ببریم؛ چون بعداً ما از این مناطق میریم، اما این مردم باید از سرزمین خودشون دفاع کنن.»
