629
Obunachilar
+524 soatlar
+467 kun
+10530 kun
Postlar arxiv
629
راستش دیگه هیچچی اون قدر ترسناک نیست. دیگه هیچی اونقدر سنگین نیست.
چون ما یه بار از روزای خیلی مهمی گذشتیم
و زنده موندیم.
629
ما بچهای پشت ویترین گلفروشی بودیم. زیبایی را میشناختیم و به آن مشتاق بودیم، اما زورمان به دنیا نمیرسید.
@hamid59salimi
629
دلخوشیهای کوچیک، اما بزرگ.
کوچیک، چون تو چشم آدما، ناچیزن.
بزرگ، چون تو دل تو، همهچیز تو هستن.
همه چیز.
629
گاهی میبینی بزرگترین دلخوشیای دنیا، کوچیکترین چیزان. چون فقط اونا هستن که واقعاً به دست آدم میرسن. میشه لمسشون کرد، حس شون کرد و نگهشوتن داشت.
دلخوشیهای کوچیک، اما خیلی خیلی بزرگ.
