628
Підписники
-124 години
+487 днів
+10330 днів
Архів дописів
629
نمیخوام شبیه تو باشم. حتی اگه تو بهترین کسی باشی که بلد بود زندگی کنه، بازم نمیخوام. من راه خودمو میرم. از دنیای تو رد نمیشم چون خودم نمیخوام.
629
آدمی که ساکت شده، حرف داره
اما از درون خالی شده که نمیخواد حرف بزنه.
گاهی آدم ساکت ازش یه پوسته میمونه که راه میره، کار میکنه، میخنده ولی ته نگاهش تاریکی فریاد میزنه.
629
راستش دیگه هیچچی اون قدر ترسناک نیست. دیگه هیچی اونقدر سنگین نیست.
چون ما یه بار از روزای خیلی مهمی گذشتیم
و زنده موندیم.
629
ما بچهای پشت ویترین گلفروشی بودیم. زیبایی را میشناختیم و به آن مشتاق بودیم، اما زورمان به دنیا نمیرسید.
@hamid59salimi
629
دلخوشیهای کوچیک، اما بزرگ.
کوچیک، چون تو چشم آدما، ناچیزن.
بزرگ، چون تو دل تو، همهچیز تو هستن.
همه چیز.
