زثولیت
Kanalga Telegram’da o‘tish
Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. Your name isn't written here but you're all over it.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
218
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+47 kun
+5430 kun
Postlar arxiv
218
Repost from زثولیت
هنگامی که شما از ثمرهٔ خانواده، ثمر میدادید، من در پی آن بودم که از بیادبیشان، ادب بیاموزم. حتی من در خانهای که زاده شده بودم، هر روز غریبانه میمردم؛ فرض میکردم خانهٔ او پناه باشد. من از خانه و خانوادههای خانه دیگر سیرم. خانهٔ درونم کی سامان خواهد گرفت نمیدانم. خانهات خراب زث.
#زث.
218
Repost from زثولیت
میگفت تو هنگامی آمدی که من اسمم را از روی کاغذ میخواندم و هنوز هم نمیدانم روزهایم چطور میگذرد. برایم عجیب بود و با خود میگفتم مگر میشود این چنین هم مغموم شد؟
فعلحال چنان در غم، مغروقم که اگر اسمم را بپرسند نمیدانم چه بگویم و حتی غذایی که دیروز به سختی فرو دادهام را به یاد ندارم و به گمانم یا همه چیز خواب بوده یا اگر نبوده چیزی جز حالهای از ابهام نیست. با این اوصاف به این فکر میکنم این چندماه را چطور دوام آوردم و هنوز هیچچیز نیستم و همه چیز اوست.
#زث.
218
دوباره گفت:
اگر من خدا بودم، از او به تعداد ۳۷۲ نسخه تکثیر میکردم تا در اوقات فراقت از آنها به عنوان زاپاس استفاده کنم. اگر میخواهید بدانید که چرا ۳۷۲ نسخه، باید بگویم که ۳۷۲ روز میشود یک سال و یک هفته.
