uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

زثولیت

زثولیت

Kanalga Telegram’da o‘tish

Communication : @Zer0etun1bot Every page tells of Zeth. Yet every line points to Him; a man shaping himself toward Him and writing what he finds along the way. ‌Your name isn't written here but you're all over it.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
217
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+47 kun
+5430 kun
Postlar arxiv
یک‌ پیشنهاد عالی برای پتیاره‌ها، ترکیب خربزه با عسل!

گوشهٔ تختم قایم شدم تا مثلاً زث رو مجبور کنم که بخوابه. توی این حالت زث باهام حرف‌های زیادی میزنه. جملاتش آشفته‌ست ولی این جمله خوب بود:

بخواب دیگه خبر مرگت.

همگی به او حسادت می‌کنند و حق هم دارند. در حول این حسد، حاله‌های ابهامی می‌بینم که یحتمل از بابت فقدان احساس حسد در خود است. حس حسادت حتی بر مادر هم تحمیل شده و مادر نیز مانند مابقی دوستان، نمی‌پذیرد. داستان از این قرار است که یک روز مادرم به وجد آمده بود که چطور ممکن است شخصی‌ را ماه‌ها نبینی و همچنان در مکالمات روزمره از او نقل قول کنی. در جواب وجد او، دلیل موجهی داشتم: مسیرم مرا تعلیم داده که هم در وقت قرب و هم در اوقات بُعد، مؤدب باشم و مادر این یعنی چه؟ یعنی در وصال و فراق، در بغل و جدل. نگاهش که تمام شد، گفت چرا برای من این‌گونه نیستی؟ و رفت. این مثال را می‌شود به چند تن دیگر هم تعمیم داد. اما مگر اهمیتی دارد؟ #زث

همگی به او حسادت می‌کنند و حق هم دارند. در حول این حسد، حاله‌های ابهامی می‌بینم که یحتمل از بابت فقدان احساس حسد است. حس حسادت حتی بر مادر هم تحمیل شده و مادر نیز مانند مابقی دوستان، نمی‌پذیرد. داستان از این قرار است که یک روز مادرم به وجد آمده بود که چطور ممکن است شخصی‌ را ماه‌ها نبینی و همچنان در مکالمات روزمره از او نقل قول کنی. در جواب وجد او، دلیل موجهی داشتم: مسیرم مرا تعلیم داده که در وقت قرب و هم در اوقات بُعد، مؤدب باشم و مادر این یعنی چه؟ یعنی در وصال و فراق، در بغل و جدل. نگاهش که تمام شد، گفت چرا برای من این‌گونه نیستی؟ و رفت. این مثال را می‌شود به چند تن دیگر هم تعمیم داد. اما مگر اهمیتی دارد؟ #زث

فقط فوت! هرچند نیازمند بادم.

دوستان مسلمان هم میتونن برای شادی روحم فاتحه بفرستن که البته روح بنده پذیرای چنین چیزهایی نیست، از الان بگم لغو ۱۱.

سلام، فردا آزمون دارم و الان یک زث هستم به همراه کله‌ای پر از استرس. لطفاً انرژی‌های مثبت فوت کنید.

فوروارد کنید تا یه کاری کنم. (قرار نیست که همیشه طبق انتظار پیش بریم)

Repost from مخرب
درواقع کلمات به لولای مغزم گیر میکنن

Repost from مخرب
این روزها، نوشتن برام راه چاره نیست

photo content

photo content

این عجیب به دلم نشسته، شاید به این دلیله که من فقط کنار اون میخندم

تو گوشه‌های لبی که با تو میشه خندید!

1:26

دقیقا.

با این تیکه، پرواز می‌کنم.

البته بابت این موزیک‌ها، باید تشکر کنم از سفیر عزیز.

1:10