uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

ناتموم؛

ناتموم؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

جمع دوستانه‌س؛ به هرچیم فکر‌ کنم می‌نویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بی‌کلام‌های درجه یک، که هیچ‌جا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
242
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
-530 kun
Postlar arxiv
ما که نمیدونیم چه خبره ولی گویا الار داره چنلا رو گیف بارون میکنه. :)

همش می‌گم زندگی همینه اما کاش زندگی همین نبود.

شماها می‌دونید که به صورت کلی دارید چیکار می‌کنید با زندگی‌تون؟؟؟؟؟

اخلاقم رفته مرخصی.

خیلی خوشحالم؛ یکی امروز به یکی از خواسته‌های قشنگش رسیده و بغضی‌ترینم.

Repost from آذر
من‌ رو ببوس که زخم‌های عمیقم بازه.

وقتایی که دلم می‌خواد کادو بدم؛ دقیقاً همون وقتاییه که دلم میخواد کادو بگیرم.

اینکه میگن زن مطیع مرد باشه، خیلی خنده داره؛ از کی تا حالا خالق باشد مطیع مخلوق خودش باشه.

شعار این هفته: گاهی سقوط بهتر از آویزون موندنه.

یکی از مشکلاتی که با مهمون دارم اینه که قبل اینکه بیان اینقدر باید تمیزکاری و آشپزی و ال و بل کرد که آدم خسته و بی‌رمق میشه و بعد اینکه خودشون میان دیگه حوصله خودشون رو ندارم از خستگی زیاد.

انجیر زیادی خوشگل نیست؟

فرقی نداره تو محیط سمی باشی یا کنار آدم سمی؛ در نهایت زندگی، رفتار، شخصیت و ریزترین جزییات تو رو تحت تاثیر قرار میده و تبدیل به آدمی میشی که خودت حسش نمیکنی ولی اطرافیان چرا.

Repost from [میان]
دلم برای نسخه‌ای از خودم تنگ شده که هیچ‌وقت فرصت نکرد به وجود بیاد. همونی که قرار بود نترسه، قرار بود راحت بخنده، قرار بود با خیال راحت برای آینده برنامه بریزه. نمی‌دونم اون دختر واقعاً وجود داشت یا فقط یه خیال قشنگ بود.

یه روز دلم میخواد بلوند باشم، روز دیگه دلم میخواد مشکی باشم.

تمام زندگی منتظر بودیم؛ منتظر اومدن یه روز خوب، منتظر خریدن فلان چیز موردعلاقه، منتظر رفتن به فلان سفر، منتظر پیدا کردن آدم مناسب و هزارتا چیز دیگه. این بود زندگی که بهمون وعده داده شده بود؟

نبات نوشته «آدم برای چیزی که واقعا براش مهم باشه، فقط حرف نمی‌زنه، یه کاری می‌کنه. وقت می‌ذاره، راه پیدا می‌کنه، صبر می‌کنه، خطر می‌کنه، بعضی وقت‌هام خراب می‌کنه اما دوباره می‌سازه. شاید همیشه نتونیم آدم‌هایی رو که دوست داریم، نگه داریم اما یه فرق بزرگ هست بین «نمی‌شه» و «تلاش نکردم». دوست داشتن، شاید بیشتر از هر چیزی، در فاصله‌ی این دوتا کلمه معلوم می‌شه.»

Repost from ندانستم
زمین هم باید حوصله آدم‌های روش رو داشته باشه و واضحه که دیگه حوصله آدم جماعت رو نداره. تا الان هم خیلی صبوری کرده که در یک آن همه ما رو نبلعیده. من اگه جای زمین بودم همین الان تک تک آدم‌ها رو قورت می‌دادم.

از یه جایی به بعد واسه بیرون رفتن اشتیاقی به باحوصله لباس پوشیدن، دوساعت جلو آینده بودن و شیتان پیتان کردن نداشتم؛ صرفاً آماده میشم چون نمیخوام نامرتب به نظر بیام. نمیدونم از کی اینجوری شد ولی میدونم حوصله خیلی چیزا در من ته‌نشین شده، نه اینکه بگی تلاش نمی‌کنم واسه برگردوندن اون حال و حوصلم، چرا اتفاقا براش راه‌‌حل پیدا میکنم و تلاش می‌کنم ولی نمیشه، انگار از ریشه چیزی خراب شده باشه.