ناتموم؛
Открыть в Telegram
جمع دوستانهس؛ به هرچیم فکر کنم مینویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بیکلامهای درجه یک، که هیچجا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
244
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-530 дней
Архив постов
244
اینکه میگن زن مطیع مرد باشه، خیلی خنده داره؛ از کی تا حالا خالق باشد مطیع مخلوق خودش باشه.
244
یکی از مشکلاتی که با مهمون دارم اینه که قبل اینکه بیان اینقدر باید تمیزکاری و آشپزی و ال و بل کرد که آدم خسته و بیرمق میشه و بعد اینکه خودشون میان دیگه حوصله خودشون رو ندارم از خستگی زیاد.
244
فرقی نداره تو محیط سمی باشی یا کنار آدم سمی؛ در نهایت زندگی، رفتار، شخصیت و ریزترین جزییات تو رو تحت تاثیر قرار میده و تبدیل به آدمی میشی که خودت حسش نمیکنی ولی اطرافیان چرا.
244
تمام زندگی منتظر بودیم؛ منتظر اومدن یه روز خوب، منتظر خریدن فلان چیز موردعلاقه، منتظر رفتن به فلان سفر، منتظر پیدا کردن آدم مناسب و هزارتا چیز دیگه. این بود زندگی که بهمون وعده داده شده بود؟
244
Repost from • ماتیلدای خسته
نبات نوشته «آدم برای چیزی که واقعا براش مهم باشه، فقط حرف نمیزنه، یه کاری میکنه. وقت میذاره، راه پیدا میکنه، صبر میکنه، خطر میکنه، بعضی وقتهام خراب میکنه اما دوباره میسازه. شاید همیشه نتونیم آدمهایی رو که دوست داریم، نگه داریم اما یه فرق بزرگ هست بین «نمیشه» و «تلاش نکردم». دوست داشتن، شاید بیشتر از هر چیزی، در فاصلهی این دوتا کلمه معلوم میشه.»
244
از یه جایی به بعد واسه بیرون رفتن اشتیاقی به باحوصله لباس پوشیدن، دوساعت جلو آینده بودن و شیتان پیتان کردن نداشتم؛ صرفاً آماده میشم چون نمیخوام نامرتب به نظر بیام. نمیدونم از کی اینجوری شد ولی میدونم حوصله خیلی چیزا در من تهنشین شده، نه اینکه بگی تلاش نمیکنم واسه برگردوندن اون حال و حوصلم، چرا اتفاقا براش راهحل پیدا میکنم و تلاش میکنم ولی نمیشه، انگار از ریشه چیزی خراب شده باشه.
