uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

Kanalga Telegram’da o‘tish

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

Ko'proq ko'rsatish
Eron145 420Toif belgilanmagan
273
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
چقدر این جمله‌ای که الان خوندم حق بود ما نمی‌گیم حق مطلقیم، اشتباه زیاد داریم... ولی رو به رومون یقیناً کفر مطلقه!

انقدر طرف مقابل ما انسان‌های کثیفی هستن و تفاوت بین ما و اون‌ها انقدر زیاده که هرکسی با نگاه منصفانه ببینه، تصور می‌کنه تمام حق در مقابل تمام باطل ایستاده. یعنی این مشکلات و ایراد‌هایی که در ما هست اصلا در نقابل این میزان تفاوت به چشم نمیاد.

-
+2
-

Repost from N/a
عشق واقعی با تو میجنگد، دعوا میکند و در آخر تو را در آغوش میگیرد او هرگز تو را رها نمیکند:)

شلوغی! ولی من عاشقانه دغدغه مندی و مشغولیت را دوست دارم. از این شهر به آن شهر از این کلاس به آن کلاس از این همایش و جلسه به آن همایش و جلسه آخر آدم است دیگر! وقتِ شلوغی، بیش از پیش احساس مفید بودن میکند. وقتی در دغدغه باشی مجبور به برنامه ریزی و حفظِ نظم میشوی. می‌نویسی امروز چه و فردا چه و ماه بعد و سال بعد چه کارهایی لازم به انجام هستند. صبح زود بیدار میشوی تا به تک تک کارهایت برسی. آخر شب هم خسته و داغان (!) به خانه برمیگردی و تا سر به بالشت میگذاری به خوابی عمیق و لذیذ (!) فرو میروی. البته که استراحت و دغدغه‌ی صفر (!) هم نیاز است. مازوخیسم که نداریم!! چه کسی میتواند از خواب صبح و ظهر و عصر و شب دل بِکَنَد؟ در هرحال انسان در رنج است. زیرا دنیا محل استراحت نیست و رنج، از ویژگی های بارز آن است. پس استراحت بماند بعد از شهادت... دوم #بامبی‌نوشت‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

راستی در میان این همه اگر، تو چقدر بایدی! #قیصر_امین_پور‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

ای کاش امیدی به خوشی‌های جهان بود ای سکه‌ی اقبال، دریغا که دورویی! #حسین_دهلوی

برکاتِ اخوان‌المخبرین! از سال ۴۰۱ که وارد دانشگاه شدم همان روز اول، پیش از آن‌که حتی اسم دانشکده‌ام را حفظ باشم سهمم از «دانشگاه امن» یک دلِ سیر گاز اشک‌آور یگان ویژه بود. اما چیزی که بیشتر از سوزش چشم‌ها توی ذوق می‌زد، حضور پرشمار سهمیه‌های ۲۵ در صفِ معترضین دانشگاه بود. البته این را بعدتر فهمیدم؛ سهمیه‌ی ۲۵ شهریه‌پردازِ تجزیه‌طلب، بدبختی این بود سوگلی‌های هیئت‌علمی‌ها همان‌هایی که نانشان از رانت نظام است ،زبانشان از همه برای نظام درازتر است! این درد، درد شخصی من نبود. هر جا، با هر بسیجی‌ای، در هر دانشگاهی که حرفش پیش می‌آمد، می‌دیدم زخمی مشترک است؛ زخمی که سال‌هاست باز مانده. تا همین اواخر؛ وقتی اخوان‌المخبرین مشخصات آن‌هایی را منتشر کرد که به پرچم اهانت کردند و به رهبری جسارت. و بله رانت‌خواران و سهمیه‌داران، حضوری فاحش داشتند. نظام جمهوری اسلامی، یک عمر در آستین خود مار پرورش داد؛ این در حالی است که سال‌ها برچسب «رانت‌خوار» و «سهمیه‌ای» را به پیشانی بسیجی زدند؛ در حالی که همان بسیجیِ نخبه، با عرق جبین، از طبقه‌ی کارگر به صندلی دانشگاه رسیده بود، وارثِ برحقِ قله‌ی علم این کشور است و همان کسی‌ست که هنوز برخلاف جیره خوران نظام در برابر دشمنان و وطن‌فروشان سینه سپر کرده است.

با آمدنت کمی به روزم کردی تابیدی و ماه شب فروزم کردی هم سوخت دلم ز رفتنت، هم پدرم با رفتن خود، دوگانه سوزم کردی #سعید_بیابانکی‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

photo content

سیری ز دیدن تو ندارد نگاه من چون قحط دیده‌ای که به نعمت رسیده است #صائب_تبریزی‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

اصفهان با آن همه وسعت شده نصف جهان یک وجب قد داری و کل جهانم گشته ای🌸‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

دل شکسته چرا دست بر نمی داری؟! هنوزم و که هنوز است دوستش داری... 💔‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی به افسون کدامین شعر در دام من افتادی گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت به شرط آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادی‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

دلخوش نشسته ام ‏که شاید گذر کنی ‏لعنت به شایدی ‏که مهیّا نمیشود!‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

آنچه را عقل به یک عمر بدست آورده ست دل به یک لحظه کوتاه بهم می ریزد #فاضل_نظری‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

از زهد نیست پاکی دامان چون منی جان در بدن نمانده که یک توبه بشکنم‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

‌ ‌ طرحی‌از زلف‌تو دیشب به‌سرم کرد خطور صبح با هرکه سخن رفت، پریشان گفتم...! #محمد_سهرابی🌱‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

سلامم میدهی اما در آغوشم نمیگیری برای مستحبی، واجبی را ترک میگویی #سمانه‌کهربائیان‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌